مجتبی خراسانی، خبرنگار: در آن شب تمام سیاهیها در یک اردوگاه جمع شده بودند. آمده بودند در سیزدهمین روز جنگ، کاری را که در آن تابستان داغ نتوانسته بودند انجام دهند، به پایان برسانند؛ نتوانستند. نه اینکه نتوانند، مردم نگذاشتند. مردم همان مامور یگان ویژه، همان سرباز جوان سر تراشیده و همان بسیجی لاغراندامیاند که عصر پنجشنبه به خیابان آمدند تا نگذارند نتانیاهو و ترامپ به آنچه میخواهند برسند. چاقو و سنگ خوردند؛ به آتش کشیده شدند و پیکر مطهرشان با سلاح سرد صد پاره شد، اما ایستادند. همین ایستادگی نقشه دشمن را تغییر داد تا با ترور مردم عادی و حتی معترضین، هزینهای سنگین برای نظام درست کنند. برایشان فرقی هم نداشت. میخواست طرف مقابل یک زن جوان باشد یا یک نوجوان 13 یا 14 ساله. هر جا که میتوانستند از ایران کشته میگرفتند. این لشکر سیاهی، داغی سنگین بر دل ایران گذاشتند. داغی که به این زودیها حرارتش از بین نمیرود. در این 40 روز، روایتهای بیشمار مردمی ثبت و ضبط شده که نشان میدهد عناصر تروریستی عامدانه مردم عادی را هدف قرار میدادند. در این گزارش 4 روایت تراژیک از شهادت فرزندان ایران در وقایع دیماه را میخوانید؛ روایتهایی که ایکاش هیچگاه رنگ واقعیت به خود نمیگرفت.
4 روایت تراژیک از شهادت فرزندان ایران در وقایع دیماه را در روزنامه فرهیختگان بخوانید.