فرهیختگان: اعداد، بیرحمتر از سلیقهاند. شش هفته ابتدایی نیمفصل اول با وحید هاشمیان، ۸ امتیاز، بدون باخت. شش هفته ابتدایی نیمفصل دوم با اوسمار: ۶ امتیاز، چهار شکست. همین مقایسه کافی است تا یک سؤال قدیمی دوباره زنده شود: آیا رفتن وحید هاشمیان، واقعاً به سود پرسپولیس تمام شد؟
هاشمیان انتخاب بینقصی نبود؛ حتی انتخابی کمریسک هم نبود. مربیای بدون سابقه سرمربیگری در فوتبال باشگاهی، بدون جام، بدون کارنامهای که تردیدها را از بین ببرد. نقد به اصل انتخاب او، کاملاً وارد بود. اما پرسپولیسِ او یک ویژگی داشت که حالا گم شده: حداقل امتیاز میگرفت.
پرسپولیسِ امروز، با اوسمار، شاید چشمنوازتر بازی کند، مالکیت دارد، موقعیت میسازد، اما ثبات ندارد. چهار باخت در شش بازی، برای تیمی که مدعی قهرمانی است، زنگ خطر نیست؛ آژیر است. تیمی که میبازد، حتی اگر زیبا ببازد، در جدول چیزی برای دفاع ندارد.
مقایسه، دفاع از هاشمیان نیست. او هم پاسخ همه سؤالها نبود. اما این اعداد نشان میدهد تغییر نیمکت، حداقل در کوتاهمدت، پرسپولیس را جلو نبرده است. شاید فوتبال جذابتر شده باشد، اما امتیازها کمتر شدهاند؛ و در فوتبال، این مهمترین معیار است.
سؤال نهایی ساده است و بیپرده: اگر قرار بود پرسپولیس ببازد، آیا لازم بود حتماً زیبا ببازد؟