دیگو سیمئونه از آن مربیهایی نیست که با چند جام و چند فصل خوب سیر شود. او بعد از بیش از 10 سال حضور روی نیمکت اتلتیکو مادرید، هنوز همان انرژی، همان خشم کنترلشده و همان عطش روز اول را دارد. در دورانی که مربیان هر فصل عوض میشوند و باشگاهها صبرشان را از دست دادهاند، ماندن خودش تبدیل شده به یک دستاورد. اما سیمئونه فقط نمانده؛ او هر فصل دوباره خودش را میسازد، دوباره تیمش را میسازد و دوباره ثابت میکند که هنوز گرسنه است. همین گرسنگی است که اتلتیکو را زنده نگه داشته و او را در مسیر تبدیلشدن به فرگوسن روخیبلانکو قرار داده.
از آراگونس تا سیمئونه؛ میراثی که ادامه پیدا کرد
پیش از سیمئونه، بزرگترین نام تاریخ اتلتیکو لوئیس آراگونس بود؛ مردی که فرهنگ جنگیدن و تعصب را در باشگاه نهادینه کرد. اما آراگونس در دورانی کار میکرد که فوتبال هنوز اینقدر بیرحم و صنعتی نشده بود. امروز، در دنیایی که ستارهها با یک پیام ایجنت جابهجا میشوند و مربیان فرصت ساختن ندارند، سیمئونه کاری کرده که حتی آراگونس هم در چنین شرایطی نمیتوانست انجام دهد. او نهفقط میراث آراگونس را ادامه داده، بلکه آن را به سطحی رسانده که اتلتیکو از یک تیم خوب تبدیل شده به یک قدرت پایدار. این انتقال روح، این امتداد فرهنگ، چیزی است که سیمئونه را از یک مربی موفق فراتر میبرد.
ساختن تیم سوم اسپانیا؛ نتیجه گرسنگی مداوم
وقتی سیمئونه وارد اتلتیکو شد، باشگاه در بهترین حالت یک تیم خوب بود؛ تیمی که گاهی شگفتی میساخت، اما نمیتوانست ثبات بسازد. فاصله اتلتیکو با رئال و بارسا فاصله بودجه، ستاره و ساختار بود. اما سیمئونه از همین مواد خام، تیمی ساخت که هر فصل در کورس است. قهرمانی لالیگا در دوره مسی و کریستیانو، دو فینال لیگ قهرمانان، قهرمانی اروپا، سوپرجام اروپا، جام حذفی و سالها حضور در جمع سه تیم برتر اسپانیا، همه با بودجهای که نصف رئال و بارسا هم نبود. اینها فقط جام نیستند؛ اینها نتیجه گرسنگی مربیای است که هر فصل دوباره خودش را میسازد و اجازه نمیدهد تیمش حتی یک لحظه احساس رضایت کند.
تیمی که شبیه خودش است
سیمئونه تیمی ساخته که شبیه خودش است؛ فشرده، سختجان، منظم، بیرحم و پر از انرژی. بازیکنانش میدانند اگر یک متر کمتر بدوند، حضور در ترکیب را از دست میدهند. رقبا میدانند اگر یک لحظه غفلت کنند، اتلتیکو با همان ضدحمله معروفش قلبشان را میدرد. هوادارانش میدانند اگر تیم گل بخورد، تا آخرین دقیقه امید هست. این سبک شاید همیشه زیبا نباشد، اما همیشه موثر است و مهمتر از آن، همیشه اتلتیکویی است. این تیم محصول مربیای است که اجازه نمیدهد بازیکنانش حتی یک روز احساس کنند کار تمام شده.
برد پرگل مقابل بارسلونا فقط یک نتیجه نبود؛ یک پیام بود. پیام اینکه اتلتیکو هنوز همان تیمی است که اگر بوی خون را حس کند، رحم نمیکند. سیمئونه هنوز همان مربی است که اگر تیمش یک درصد شانس داشته باشد، آن را تبدیل به یک جنگ تمامعیار میکند. در این بازی، تیمش دقیق، بیاشتباه و بیرحم بود. هر حمله بوی گل میداد، هر توپگیری تبدیل به یک ضدحمله میشد و هر بازیکن انگار نسخه کوچکشده خود سیمئونه بود. این نمایش نه یک اتفاق، بلکه نتیجه سالها ساختن، سالها نظم، سالها جنگیدن و سالها گرسنهماندن بود.
چرا سیمئونه مرد روز است
سیمئونه مرد روز است، چون هنوز بعد از این همه سال، همان عطش روز اول را دارد. چون در دورانی که مربیان هر دو سال یکبار عوض میشوند، او بیش از یک دهه ایستاده. چون در دورانی که فوتبال به سمت نمایش و زرقوبرق رفته، او هنوز به اصولش وفادار است. چون در دورانی که همه دنبال مالکیت و پاسهای بیپایاناند، او نشان میدهد که فوتبال هنوز با جنگیدن، نظم و شخصیت هم برده میشود. سیمئونه مرد روز است، چون هنوز گرسنه است؛ و شاید راز بزرگ او همین باشد: اتلتیکو با سیمئونه پیر نمیشود.