فرهیختگان: استقلال پیش از تقابل با الحسین اردن، بیش از هر چیز با یک نگرانی جدی روبهروست؛ نگرانیای که نه در خط حمله است و نه در دفاع، بلکه درست در قلب زمین شکل گرفته. جایی که ریتم، تعادل و کنترل بازی ساخته میشود و این روزها، آبیها در آن نقطه دستشان خالیتر از همیشه است.
اندونگ قرار بود ستون تعادل استقلال باشد، اما نه مدیریت شد و نه در چارچوب تیم ماند. سرکشیهای پیاپی، حاشیههایی که کنترل نشد و در نهایت خروج او، مرکز زمین استقلال را با خلأیی روبهرو کرد که هنوز پر نشده است. ساپینتو حالا تیمی دارد که در مهمترین مقطع فصل، هافبک مرکزی قابل اتکا کم دارد؛ اتفاقی که معمولاً بهایش در بازیهای بینالمللی سنگینتر پرداخت میشود.
روزبه چشمی، نامی است که در چنین شرایطی باید نقطه اتکای تیم باشد، اما میزان آمادگی او مشخص نیست. چشمی اگر به شرایط ایدهآل نزدیک نباشد، نهتنها استقلال را جلو نمیبرد، بلکه ریسک بازی در مرکز زمین را بالا میبرد. مهران احمدی هم هنوز به چرخه مسابقات برنگشته و نمیتوان با قطعیت روی او حساب باز کرد. این یعنی گزینههای ساپینتو، بیش از آنکه انتخاب باشند، اجبارند.
ماجرای ماشاریپوف، نمونهای روشن از تصمیمهای غلطی است که هم بازیکن را از مسیر خارج کرد و هم تیم را تضعیف. خوددرمانی و بیتوجهی به مسیر حرفهای، نتیجهای جز از دست رفتن یک مهره مؤثر نداشت. استقلال در خطی ضربه خورد که کمترین ظرفیت جبران را دارد؛ خطی که جای آزمون و خطا نیست.
در این میان، رزاقینیا تنها گزینهای است که میتوان از آمادگیاش با اطمینان نسبی صحبت کرد؛ هافبک دفاعیای که هرچند تلاشگر است، اما نمیتواند بهتنهایی بار قلب زمین را به دوش بکشد. کنار او یکی دو بازیکن دیگر هستند که وضعیتشان روشن نیست؛ نه کاملاً آمادهاند و نه آنقدر دور از شرایط که کنار گذاشته شوند. همین عدم قطعیت، بزرگترین چالش ساپینتو پیش از بازی با الحسین است.
مقابل تیمی مثل الحسین، که فوتبالش بر پایه درگیری، نظم و انتقال سریع بنا شده، ضعف در مرکز زمین میتواند کل ساختار استقلال را به هم بریزد. اگر آبیها نتوانند ضرباهنگ بازی را در میانه میدان کنترل کنند، نه خط دفاع آرامش خواهد داشت و نه خط حمله تغذیه میشود.
این بازی، پیش از آنکه آزمون مهاجمان یا مدافعان استقلال باشد، محک قلب تیم است؛ قلبی که فعلاً ضعیف میزند و ساپینتو باید برای زنده نگه داشتنش، راهحلی فوری پیدا کند.