فرهیختگان: برای ثبت در تاریخ ذهنی مان هم که شده یک بار آن را مرور کنیم تا فروپاشی ترسیم شده برای ایران را که رسانههای آمریکایی این روزها سرمست از آشوبهای خیابانی به آن اعتراف میکنند را بهتر درک کنیم.
وال استریت ژورنال در این خصوص نوشت: دوستان ایرانیتان هرگز از یک پیامد بسیار محتمل قیامها صحبت نمیکنند یعنی تکهتکه شدن جغرافیایی این کشور.شما این موضوع را از رضا پهلوی، پسر تبعیدی آخرین شاه و یکی از چهرههای کلیدی اپوزیسیون، نمیشنوید.در راهروهای قدرت غرب هم کسی از آن حرفی نمیزند.
مانند بسیاری از امپراتوریهای پیشین، مرزهای ایران نسبت به جوامع قومی بزرگ تا حد زیادی بهصورت خودسرانه ترسیم شدهاند. این کشور شکلمتغیر در قرن نوزدهم توسط تزارها و بریتانیاییها اشغال شد؛ بریتانیاییها تا پس از جنگ جهانی دوم ماندند و در تعیین مرز جنوبی نفتخیز با عراق دست داشتند. آن مرز رسماً تنها در سال ۱۹۷۵ با معاهده به رسمیت شناخته شد. با همه اتفاقاتی که از آن زمان افتاده، نمیتوان اقلیتهای قومی — بهویژه گروههای بزرگتر — را سرزنش کرد که بخواهند جدا شوند و به خویشاوندان خود در آن سوی مرز بپیوندند.
ایران کوچکشده تهدید کمتری برای اسرائیل ایجاد میکند. دولتی بزرگتر متشکل از آذربایجانیهای متحد میتواند راه ابریشم قدیمی بین ترکیه و کشورهای ترکزبان آسیای مرکزی را دوباره باز کند.
شاید بهترین گزینه این باشد که به جدایی کمک کنیم و بدین ترتیب ایران کوچکشدهای را کاملاً از صفحه شطرنج ژئوپلیتیک حذف کنیم.
اینکه یک روزنامه به صراحت درباره مرزهای یک کشور مثل ایران مقاله مینویسد، چند نکته دارای توجه دارد:
۱: مسئله اینکه ایران ضعیف شده است، ظاهراً به اشتباه شناختی در بخشی از امریکا شکل گرفته است.
۲: بدنه فکری در امریکا هم احساس اینکه مثل ترامپ عریان از فروپاشی ایران بگوید، دیگر خط قرمز نیست.
۳: حالا تصور اینکه واقعاً میتوانند شبهمرزهای سایس–پیکو را مجدد شکل دهند.
اما این خطا در واقع شناختی است.
اولاً ایران در مرحله تضعیف که آنها فکر میکنند نیست؛ و نکته مهمتر، ایران یک قدم جلوتر آمده و از جنگ و سناریوی جنگ منطقهای میگوید.
مسئله مهمتر، بعد از جنگ دوازدهروزه فهم ایران از جنگ وجودی است؛ و به نوعی جنگ بهشدت وجودی را ادراک شناختی خود کرده است.
و این نکته، برخلاف مقاله که قصد دارد سادهسازی کند و مرزهای ایران را مصنوعی بداند؛ اتفاقاً ایران طرحی که از لحظه اول، از شخص رهبر انقلاب تا رجال در قدرت، نقشه ذهنی را بر ایده امر ملی قرار دادهاند. یعنی به زبان سادهتر، بهخوبی متوجه شده بودند که طرف امریکایی بر اساس بحثهایی مثل زنان یا دموکراسی دیگر طرح بحث نخواهد کرد.
این مقاله زبان عریان جنایت جنگی امریکاییها از جنگ علیه یک ملت است که حالا سعی دارد این جنایت جنگی را به صورت تئوریک تفسیر کند.
اما ایران از مدتها قبل برای همه سناریوها آماده است.