کد خبر: 223887

درباره فیلمی که پرسش‌های اخلاقی را روی پرده می‌آورد

زنده‌شور؛ تقابل قصاص و بخشش در یک شب ملتهب

«زنده‌شور» فیلمی از کاظم دانشی است که تمام روایت خود را در یک شب، در فضای بسته و خفقان‌آور یک زندان بنا می‌کند؛ شبی که قرار است پنج انسان قصاص شوند و هر کدام، نماینده یک گره اخلاقی، اجتماعی و انسانی باشند. کاظم دانشی با انتخاب این موقعیت زمانی و مکانی محدود، آگاهانه تماشاگر را در دل بحرانی قرار می‌دهد که در آن، قانون، احساس، مصلحت و ایمان مدام در حال تصادم با یکدیگرند.

هادی مقدسیان، فعال رسانه: فیلم با صحنه‌ای تکان‌دهنده آغاز می‌شود: غسل آخر محکومان و قرائت آیات توبه. این افتتاحیه نه‌تنها لحن احساسی و معنوی اثر را مشخص می‌کند، بلکه به‌روشنی نشان می‌دهد فیلم قرار است بیش از هر چیز، درباره «انتخاب» باشد؛ انتخاب میان قصاص و بخشش، میان اجرای حکم و نجات جان.

شخصیت محوری فیلم، قاضی اجرای حکم (با بازی قابل توجه بهرام افشاری) است؛ شخصیتی که برخلاف تصور کلیشه‌ای از قاضی، نه یک مأمور سرد قانون، بلکه انسانی درگیر وجدان، فشارهای بیرونی و مسئولیت الهی تصمیم‌هاست. افشاری در یکی از بهترین بازی‌های کارنامه‌اش، موفق می‌شود این دوگانگی را بدون اغراق و شعار منتقل کند؛ قاضی‌ای که هرچه فیلم جلوتر می‌رود، بیشتر درهم می‌شکند.

فیلم هوشمندانه چند پرونده متفاوت را کنار هم قرار می‌دهد:

از قتل‌های خانوادگی و عشقی، تا قتلی که ابعاد امنیتی و سیاسی پیدا می‌کند، و در نهایت پرونده‌ای که فقر، ناتوانی مالی و سرنوشت کودکان را به مرکز بحران می‌آورد. این تنوع پرونده‌ها باعث می‌شود «زنده‌شور» فقط درباره یک نوع جرم یا یک نوع قضاوت نباشد، بلکه تصویری چندلایه از جامعه ارائه دهد.

یکی از تأثیرگذارترین لحظات فیلم، اجرای حکم قاتلی است که بعدها بی‌گناهی‌اش آشکار می‌شود. این نقطه، ضربه اصلی فیلم را وارد می‌کند و قاضی را وارد مسیری می‌کند که دیگر صرفاً اجرای قانون برایش کافی نیست. از اینجا به بعد، فیلم آشکارا به سمت پرسش از «عدالت» در برابر «حقیقت» حرکت می‌کند.

در بخش بازیگری، فیلم بسیار قابل اتکاست. بهرام افشاری، امیر جعفری، حامد بهداد، سارا بهرامی و شبنم مقدمی هرکدام نقش خود را باورپذیر و کنترل‌شده ایفا می‌کنند. به‌ویژه بازی افشاری و بهداد، بار عاطفی فیلم را به‌خوبی به دوش می‌کشد. فضای زندان، قاب‌بندی‌های بسته و نورپردازی تیره، به حس اضطراب دائمی فیلم دامن می‌زند.

با این حال، «زنده‌شور» از ضعف‌هایی نیز رنج می‌برد. فیلمنامه در برخی نقاط دچار باگ‌های حقوقی و قضایی می‌شود که ممکن است برای مخاطبان آگاه، باورپذیری روایت را خدشه‌دار کند. همچنین در بعضی لحظات، احساس‌گرایی بر منطق روایی غلبه می‌کند، هرچند این انتخاب آگاهانه کارگردان برای درگیر کردن عاطفی مخاطب قابل درک است.در نهایت، «زنده‌شور» فیلمی است درباره حکم خدا؛ هم قصاص و هم بخشش، هر دو مشروع و هر دو دشوار. دانشی تلاش نمی‌کند یکی را مطلقاً بر دیگری برتری دهد، اما با تمرکز بر فرآیند بخشش، مخاطب را بیش از پیش درگیر احساس و تأمل می‌کند. فیلم نشان می‌دهد گاهی سخت‌ترین قضاوت، نه اجرای حکم، بلکه نجات جان انسان‌هاست.«زنده‌شور» اثری قابل قبول، تأثیرگذار و دغدغه‌مند است که اگرچه بی‌نقص نیست، اما جسورانه سراغ یکی از حساس‌ترین موضوعات اجتماعی و دینی می‌رود و تماشاگر را تا پایان، درگیر تصمیم‌هایی می‌کند که پاسخ ساده‌ای ندارند.