کد خبر: 223722

محمدحسین مهدویان در فیلم «نیم‌شب» یک پرتره از جنگ ۱۲روزه روایت کرده است

شکست لاتاری اسرائیل در یوسف‌آباد

فیلم سینمایی«نیم‌شب» روایتی تماماً سینمایی و صادقانه از تلاش‌های مردم و نیروهای جان‌برکف نظامی و انتظامی برای ردشدن از یک بحران اساسی است.

«نیم‌شب» روایتی تماماً سینمایی و صادقانه از تلاش‌های مردم و نیروهای جان‌برکف نظامی و انتظامی برای ردشدن از یک بحران اساسی است. رژیم صهیونی در یکی از شب‌های جنگ تحمیلی ۱۲روزه منطقه یوسف‌آباد را هدف قرار می‌دهد. حال بمبی خنثی‌نشده، دیواربه‌دیوار بیمارستان حضرت فاطمه(س) فرود می‌آید و همه از اهالی گرفته تا بیماران چاره‌ای جز ترک منطقه ندارند.

مهدویان با عبور از فضا و اتمسفر جاری در آثار جدی‌‌اش، بخش نهفته ظرفیت‌های سینمایی خود را هویدا می‌کند؛ در این موقعیت مسئله دیگر مستندنمایی و استفاده از نمای نقطه‌نظر برای انتقال حس به مخاطب نیست، زیرا وضعیت به‌قدری ملتهب است که هیچ‌نیازی به افزودن عناصر ماکسیمال نمایشی به متن درام احساس نمی‌شود.

مهدویان نسبتی با کمدی‌های بی‌مایه و پوچ این روزها ندارد و باید فیلم خودش را بسازد. نیمه‌شب از سنخ همان آثاری است که ما از کارگردان «مرد بازنده» و «ایستاده در غبار» سراغ داریم؛ روایت مقاومت مردم عادی زیرسایه جنگ و خشونتی که بدمن‌ها و آنتاگونیست‌های جهان مادی بر پاک‌ترین فرزندان «آدم» تحمیل کرده‌اند کار سرمایه‌های فیلم‌سازی این مملکت است و الا فیلم استراتژیک و امنیتی ساختن آن‌هم در قالب سینمای غریب‌نمای ژانر در ایران کار هر تازه‌واردی نیست.

ساختار خرده‌پی‌رنگ در فیلمنامه «نیم‌شب» و تأکید دوربین روی هر یک از کاراکترها باعث شده تا دورنمای دقیقی از ایران واقعی - و نه ایران بازنمایی شده توسط رسانه‌های تروریستی اپوزیسیون - به مخاطب انتقال پیدا کند. فیلم‌ساز حتی نگاه دگرستیزانه موجود در «لاتاری» را در این اثر تصحیح می‌کند که در جای خودش قابل‌تحسین است.

ساخت «نیم‌شب» در سال ۱۴۰۴ شمسی در امتداد «وصل نیکان» ابراهیم حاتمی‌کیا این پیام را به مای مخاطب انتقال می‌دهد که چرخه دترمنیستی تاریخ از حرکت بازنمی‌ایستد. از این‌ها گذشته، محمدحسین مهدویان با معرفی «احسان منصوری» به‌عنوان کاراکتر محوری درام نوید یک بازیگر جدی و شاخص را در آینده به سینمای ایران می‌دهد.


یادداشت‌های مرتبط:

حمیدرضا رنجبرزاده، خبرنگار؛ بلوغ مهدویان در کارگردانی

محمدسجاد حمیدیه، خبرنگار؛ بازگشت امیدوارکننده به جاده قدیمی

مهران زارعیان، خبرنگار؛ یک سینمای هابزی