کد خبر: 223654

فوتبال ایران در یک عکس

لیگ ورشکستگان به تقصیر

شاید برای توصیف فوتبال امروز ایران، تصویر داخل گزارش کافی باشد؛ فوتبالی که مثل همان اوت دستیِ عجیب، بی‌توازن، سردرگم و بی‌قواره پیش می‌رود. فوتبالی که به جای اتکا به منطق، برنامه و ساختار، به تاکتیک‌های عجیب و غریب پناه می‌برد و هر حرکتش بیشتر شبیه یک تلاش ناامیدانه برای پرت کردن توپ به هر سمت ممکن است.

شاید برای توصیف فوتبال امروز ایران، همین تصویر کافی باشد؛ فوتبالی که مثل همان اوت دستیِ عجیب، بی‌توازن، سردرگم و بی‌قواره پیش می‌رود. فوتبالی که به جای اتکا به منطق، برنامه و ساختار، به تاکتیک‌های عجیب و غریب پناه می‌برد و هر حرکتش بیشتر شبیه یک تلاش ناامیدانه برای پرت کردن توپ به هر سمت ممکن است. 
تیم‌هایی که به جای ساختن بازی، دنبال مربی دادزن می‌گردند تا کنار خط برای داور جنجال درست کند و شاید از دل همین هیاهو، چیزی شبیه توازن در بازی پیدا شود. در این فوتبال، حاشیه نه فقط بر متن غلبه کرده، بلکه عملاً متن را بلعیده و چیزی از آن باقی نگذاشته است.
از منظر اقتصادی و فنی، فوتبال ایران سال‌هاست ورشکسته است؛ نه برنامه‌ای برای توسعه دارد، نه ساختاری برای پیشرفت و نه حتی اراده‌ای برای اصلاح. اگر اهداف فوتبالی را معیار قرار دهیم، این فوتبال در هیچ‌کدام نمره قبولی نمی‌گیرد. باشگاه‌ها با بدهی‌های انباشته، قراردادهای بی‌منطق و مدیریت‌های کوتاه‌مدت دست‌وپنجه نرم می‌کنند و در زمین هم محصول همین آشفتگی دیده می‌شود؛ فوتبالی که نه نظم دارد، نه ایده، نه آینده.
مشکل اما فقط در ساختارهای کلان نیست؛ در ساده‌ترین جزئیات هم بی‌توجهی محض دیده می‌شود. 
قوانین ابتدایی رعایت نمی‌شود، اصول پایه‌ای نادیده گرفته می‌شود و حرفه‌ای‌گری در حد یک شعار باقی مانده است. نتیجه‌اش می‌شود همین تصویری که مقابل ماست؛ بازیکنی که برای یک اوت دستی، به فلاخن متوسل می‌شود و دور خودش می‌چرخد، چون هیچ چیز در این فوتبال سر جای خودش نیست. این عکس فقط یک لحظه از یک بازی نیست؛ استعاره‌ای است از فوتبالی که سال‌هاست دور خودش می‌چرخد و هنوز نمی‌داند باید توپ را به کدام سمت پرت کند. استعاره‌ای از لیگ ورشکستگان به تقصیر!