کد خبر: 223564

لشکرکشی ترامپ در غرب آسیا بخشی از یک پازل نمایشی است

شطرنج آیت‌الله خامنه‌ای در برابر قمار ضدایرانی

رویکرد دوم دولت ترامپ مبنی بر اقدامات نمایشی برای از میان بردن رقبا با کمترین هزینه و بر اثر ترس از واکنش ترامپ است.

راهبرد سیاست خارجی دولت دوم دونالد ترامپ در واشنگتن، مبتنی بر تصویرسازی است؛ یعنی اقدامات نمایشی رئیس‌جمهور آمریکا - از دعوا با رئیس‌جمهور اوکراین در کاخ سفید تا انتشار علنی پیامک خصوصی رئیس‌جمهور فرانسه به او درباره‌ گرینلند - زمینه را برای ایجاد نوعی از «تصویر وحشت» در طرف مقابل فراهم می‌کند تا به دنبال تأمین خواسته‌ طرف آمریکایی قبل از تحقق «آن اتفاق وحشتناک» باشد و نهایتاً کاخ سفید بتواند با کمترین هزینه به اهداف خود دست پیدا کند. این راهبرد تاکنون و در مدت حدود یک سال حضور مجدد ترامپ در واشنگتن، بار‌ها مورد استفاده قرار گرفته و با توجه به ضعف طرف‌های مقابل - به طور ویژه، کشور‌های اروپایی - همواره موفق بوده است. 
در چنین شرایطی، اکثر تحلیلگران روابط بین‌الملل معتقدند که لشکرکشی میدانی و رسانه‌ای ایالات متحده در منطقه‌ غرب آسیا و تأکید بر بالابودن احتمال جنگ با ایران هم یکی دیگر از قطعات این پازل در راهبرد سیاست خارجی کاخ سفید است. در واقع، ترامپ به دنبال ایجاد یک تصویر وحشتناک از احتمال مداخله‌ نظامی آمریکا در ایران است تا بتواند ضمن به‌رخ‌کشیدن برتری نظامی این کشور در میان سیاست‌مداران جهان، خواسته‌های خود را نیز به تهران دیکته کند؛ راهبردی که به نظر می‌رسد حالا یک اتفاق جهانی بر سر ناکامی آن در قبال ایران وجود دارد. 
هفته گذشته، نشریه‌ مطرح «وال‌استریت ژورنال» در گزارشی تحلیلی نوشت که ترامپ که تاکنون با استفاده از این راهبرد توانسته بود دستاورد‌های مهمی در سیاست خارجی کسب کند، حالا در برابر ایران با یک برزخ مواجه شده است؛ برزخی میان «درگیر شدن با یک جنگ بزرگ و نامحدود» و «ازدست‌رفتن حیثیت سیاسی» که هر کدام از این مسئله‌ها می‌تواند به قیمت پایان عمر سیاسی او حتی پیش از پایان دوران ریاست‌جمهوری‌اش تمام شود. این نشریه‌ آمریکایی تأکید کرد که ترامپ از مشاورانش خواسته تا طرحی را برای برخورد محدود و برق‌آسا با ایران آماده کنند که او بتواند ضمن اجتناب از درگیری گسترده با تهران، «تصویر پیروزی» برای خود رقم بزند؛ درخواستی که به یک چالش جدی در کاخ سفید بدل شده و تاکنون راه‌حلی برای آن ارائه نشده است. 
سخنان روز گذشته‌ رهبر انقلاب را می‌توان باطل‌السحر راهبرد تصویرسازی ایالات متحده دانست؛ سخنانی که در برابر «تصویر وحشت» رئیس‌جمهور آمریکا، یک «تابلوی وحشت» ترسیم کرد: «اگر این بار جنگی راه بیندازند، جنگی منطقه‌ای خواهد شد.» در ادبیات آکادمیک روابط بین‌الملل، آن چیزی که جلوی وقوع جنگ را می‌گیرد، «آمادگی برای جنگ» است؛ یعنی برخلاف روایت عمومی در فضای سیاسی داخل کشور که «دیپلماسی» را مسیر جلوگیری از وقوع جنگ معرفی می‌کند، این میدان و بالابردن ریسک طرف مقابل است که پیشرو در تحقق صلح است. در همین راستا و با بررسی اخبار روز‌های اخیر در زمینه‌ تنش میان ایالات‌متحده و ایران، مشخص شد آن چیزی که فعلاً رئیس‌جمهور آمریکا را از اقدام نظامی - حتی به‌صورت محدود - علیه ایران منصرف کرده، اعلام رسمی تهران مبنی بر مقابله‌ واقعی و حتی پیش‌دستانه با آن بود‌ه است. در بیانیه‌ شورای‌عالی دفاع به‌صورت شفاف بیان شده بود که نه‌تنها «هر اقدام» بلکه هرگونه «تلاش برای اقدام» هم با پاسخ مستقیم نظامی و میدانی ایران روبه‌رو خواهد شد‌. همین رویکرد صحیح و منطبق بر علم روابط بین‌الملل بود که زمینه را برای تغییر فاز دونالد ترامپ علیه کشورمان فراهم کرد و فرایندی که خبر از یک جنگ قطعی در منطقه را می‌داد، در لحظه تعلیق کرد.  راهبرد طراحی‌شده از سوی رهبر انقلاب در برابر راهبرد ضدایرانی رئیس‌جمهور آمریکا، مبتنی بر همین مسیر و به‌منظور بالابردن ریسک طرف مقابل است. این مسئله در شرایطی صورت گرفته که با سفر‌های وزیر امور خارجه و دبیر شورای‌عالی امنیت ملی کشورمان به ترکیه و روسیه و همچنین حضور برخی مقامات ارشد کشور‌های منطقه نظیر قطر و عمان در تهران، آمادگی ایران برای انجام مذاکره‌ عقلایی نیز اعلام شده است؛ دو مسیری که نهایتاً به یک هدف می‌رسند و آن، بالابردن هزینه‌ اقدام نظامی برای کاخ سفید است. شطرنج هوشمندانه‌ آیت‌الله خامنه‌ای حالا ترامپ را - مطابق با همان چیزی که وال‌استریت ژورنال و چندین اندیشکده‌ مهم آمریکایی نوشتند - در یک برزخ واقعی قرار داده است: اگر گزینه‌ اقدام نظامی را انتخاب کند، علاوه بر درگیرشدن در فضای سیاست داخلی آمریکا و تحمل فشار جدی داخلی به دلیل آسیب‌دیدن نظامیان آمریکایی، باید پاسخگوی متحدان منطقه‌ای خود نیز باشد که چرا با وجود آمادگی تهران برای انجام مذاکره هسته‌ای، کار را به جایی رسانده که امنیت و اقتصاد این کشور‌ها نیز دچار فروپاشی شده است. در طرف مقابل، اگر ترامپ دست به انتخاب گزینه‌ توافق و مذاکره بزند، نمی‌تواند دستاورد جدید و متفاوتی از آنچه قبلاً ایران قرار بود به‌عنوان امتیاز به طرف آمریکایی بدهد، کسب کند؛ چرا که «تصویر وحشت» از بین رفته و ایران نه‌تنها زیر تهدید عقب نرفته؛ بلکه متوجه شده که با یک ببر کاغذی روبه‌روست.  علاوه بر این، طرف آمریکایی و شرکای منطقه‌ای آن می‌دانند که شبکه‌ مقاومت را باید «یک تیم واحد» دانست که در شرایط کنونی نمی‌خواهد به‌صورت جداگانه با راهبرد‌های طرف اسرائیلی - آمریکایی مقابله کند و همین مسئله، شرایط را برای این کشور‌ها و همچنین کاخ سفید بسیار دشوار کرده است. تصویر «جنگ منطقه‌ای» که از سوی آیت‌الله خامنه‌ای طراحی و پیاده‌سازی شده، تااندازه‌ای مؤثر و تأثیرگذار است که توانسته علاوه بر خنثی‌کردن «تصویر وحشت» ترامپ، کاخ سفید و تمام بازیگران منطقه‌ای را نیز به تکاپو بیندازد تا خود را از این قمار ازپیش‌باخته خارج کنند. 
در همین زمینه باید تأکید کرد که هر اقدامی که منجر به شل شدن راهبرد «دست به ماشه علیه منافع آمریکا در منطقه» که از سوی رهبر انقلاب طراحی و اجرایی شده، شود کمک به شکل‌گیری جنگ دوم علیه ایران خواهد بود‌. در این زمینه، هشیاری کامل دستگاه دیپلماسی به‌منظور دوری از تله‌هایی مانند پیام‌های پشت پرده‌ طرف آمریکایی را نیز باید یادآوری کرد. «جنگ» همچنان باید با «آمادگی برای جنگ» پاسخ داده شود.