محمد سرشتهداری؛ فرهیختگان: دفاعیه طولانی علی تاجرنیا از مدیریت علی نظری جویباری، بیش از آنکه یک توضیح مدیریتی باشد، به یک علامت سؤال بزرگ تبدیل شد. کمتر دیده شده رئیس هیئتمدیرهای که پای استعفای مدیرعامل قبلی را امضا کرده و خود جانشین او شده، حالا چنین بیانیهای در حمایت از همان مدیریت منتشر کند. همین تناقض، دفاعیه را از همان خط اول معنادار میکند.
نشانههای رفتن و دغدغه جانشین
این دفاع میتواند یک معنا داشته باشد؛ تاجرنیا قصد رفتن دارد. ثبتنام در انتخابات شورای شهر هم این فرض را تقویت میکند. طبیعی است مدیری که به فکر خروج است، نخواهد فردی جای او بنشیند که گذشته را زیر ذرهبین ببرد؛ از پرونده اندونگ تا اختلافات علنی با ساپینتو.
اگر همه چیز خوب بود، چرا استعفا؟
اما دفاعیه از نظر منطقی هم لغزش دارد. اگر به گفته خود تاجرنیا، تیم در دوره نظری جویباری «خوب بسته شده»، چرا همان زمان فشارها به جایی رسید که استعفا امضا شد و مدیریت تغییر کرد؟ آیا استقلال با سیزده بازیکن راهی اردوی ترکیه نشد؟ آیا بخش مهمی از مهرههای کلیدی این فصل، پس از رفتن نظری و با تأخیر به تیم اضافه نشدند؟
فراتر از یک بند فسخ
مسئله استقلال فقط پانصد هزار دلار بند فسخ آسانی نیست. بند دویست و پنجاه هزار دلاری عارف آقاسی، بسته شدن پنجره نقلوانتقالات به دلیل بدهی منتظر محمد، تعویضهای پرتعداد روی نیمکت، پرونده موسیمانه، شیوه ارسال قرارداد برای کاریله، نگرفتن ویزای کار اندونگ و حتی تلف شدن حدود ۹۰ روز برای مذاکرهای بیسرانجام با ماتزاری ایتالیایی، همه قطعات یک پازلاند؛ پازلی که استقلال را با مشکلات کنونی مواجه کرده است.
دفاعی که علامت سؤال شد
نادیده گرفتن این زنجیره در یک بیانیه، صورت مسئله را پاک نمیکند. دفاعیهای که به این حجم از پرسش پاسخ نمیدهد، ناخواسته به جای بستن پرونده، آن را قطورتر میکند؛ و همین، شاید مهمترین نتیجه این دفاع باشد.