علی چاهخوزاده،خبرنگار در یادداشتی برای روزنامه فرهیختگان نوشت: تصمیم اتحادیه اروپا برای تروریستی اعلامکردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نمیتوان صرفاً یک موضعگیری سیاسی یا واکنشی مقطعی تلقی کرد. این اقدام، در سطحی عمیقتر، نشانه یک اختلال مفهومی در فهم «تروریسم» و همزمان بازتابی از بحران استقلال راهبردی اروپا در سیاست امنیتی است. وقتی بازیگری که نقش مؤثر در مهار تروریسم فراملی داشته، در جایگاه «تهدید» نشانده میشود، باید پرسید مسئله واقعاً امنیت است یا سیاست؟
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دو دهه اخیر، یکی از بازیگران کلیدی در مقابله میدانی با تروریسم سازمانیافته بوده است. این نقشآفرینی نه بر پایه ادعاهای رسانهای، بلکه بر اساس نتایج عینی در میدان شکل گرفته است؛ از فروپاشی ساختار خلافت داعش تا مهار شبکههای تکفیری که تهدیدی فراتر از مرزهای منطقه بودند. در ادبیات امنیتی، چنین کارنامهای معمولاً ذیل مفهوم «کنشگر امنیتساز» تعریف میشود، نه «عامل بیثباتی».
با این حال، اتحادیه اروپا در تصمیم اخیر خود، از این چهارچوب فاصله گرفته و به سمت سیاسیسازی یک مفهوم حقوقی حرکت کرده است. تروریسم در حقوق بینالملل، بر اساس رفتار تعریف میشود: خشونت هدفمند علیه غیرنظامیان برای تحمیل اراده سیاسی. با این معیار، قرار دادن سپاه در فهرست گروههای تروریستی، نه تنها فاقد پشتوانه حقوقی روشن است، بلکه به فروپاشی معنایی این مفهوم دامن میزند. نتیجه چنین رویکردی، تبدیل «تروریسم» از یک مفهوم دقیق امنیتی به ابزاری سیال برای فشار سیاسی است.
نکته قابل تأمل آن است که این تصمیم بیش از آنکه محصول تحلیل مستقل اروپایی باشد، یادآور الگوی سیاست خارجی آمریکاست؛ بهویژه در دوره دونالد ترامپ که سیاست فشار حداکثری، بدون دستاورد ملموس، صرفاً به افزایش تنش و بیثباتی انجامید. بازتولید همان الگو از سوی اروپا این پرسش را جدیتر میکند که اتحادیه اروپا تا چه اندازه قادر به کنشگری مستقل در پروندههای امنیتی است.
از منظر واقعگرایانه نمیتوان نقش سپاه در مهار تهدیدات تروریستی را از معادله امنیت اروپا حذف کرد. اگر این مقابله پیشدستانه در سوریه و منطقه صورت نمیگرفت، جغرافیای ناامنی میتوانست بهمراتب گستردهتر شود. به بیان صریحتر، مهار تروریسم در خارج از مرزهای اروپا، بخشی از امنیت داخلی این قاره را تضمین کرده است. نادیدهگرفتن این پیوند، نه تحلیل امنیتی، بلکه نوعی سادهسازی سیاسی است.
این تصمیم همچنین حامل پیامهای ناخواستهای است. وقتی نیرویی که با تروریسم جنگیده در جایگاه «تروریست» معرفی میشود، پیام ضمنی به بازیگران افراطی آن است که معیار قضاوت، نه عملکرد میدانی، بلکه همسویی سیاسی است. چنین پیامی میتواند به تضعیف بازدارندگی و افزایش جسارت جریانهای افراطی منجر شود؛ مسیری که با منافع امنیتی اروپا نیز همخوانی ندارد.
از سوی دیگر، سپاه پاسداران را نمیتوان صرفاً در قالب یک نیروی نظامی کلاسیک تحلیل کرد. این نهاد در کنار نقش امنیتی، در حوزههای امدادرسانی، مدیریت بحران و پاسخ به تهدیدات غیرنظامی نیز فعال بوده است. ترکیب اقتدار سخت و کارکردهای اجتماعی، تصویری پیچیدهتر از آن چیزی ارائه میدهد که در برچسبزنیهای سیاسی قابل بازنمایی باشد. حذف این واقعیت چندلایه، تحلیل را به سطحیترین شکل ممکن تقلیل میدهد.
درنهایت، تروریستی اعلامکردن سپاه، نه موازنه قدرت را تغییر میدهد و نه واقعیتهای میدانی را دگرگون میکند. آنچه تغییر میکند، اعتبار مفاهیم و ادعاهاست. اتحادیه اروپا با این تصمیم بیش از آنکه بر ایران فشار وارد کند پرسشهایی جدی درباره پایبندی خود به عقلانیت امنیتی، حقوق بینالملل و استقلال تصمیمگیری ایجاد کرده است.
امنیت، حاصل انکار واقعیت نیست. تاریخ تحولات منطقهای نشان داده است که ثبات، نه با برچسبزنی، بلکه با فهم درست کنشگران و پذیرش نقشهای واقعی آنان شکل میگیرد. در این چهارچوب، اقدام اخیر اروپا را باید نه یک گام بازدارنده، بلکه نشانهای از سردرگمی راهبردی در مواجهه با مسئله تروریسم دانست.
۱۱:۳۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۱
کد خبر: 223363
چرا اروپا نیروی مهار تروریسم را هدف گرفت؟
امنیت انکارشده
تصمیم اتحادیه اروپا برای تروریستی اعلامکردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صرفاً یک موضعگیری سیاسی یا واکنشی مقطعی نیست. این اقدام نشانه یک اختلال مفهومی در فهم تروریسم و همزمان بازتابی از بحران استقلال راهبردی اروپا در سیاست امنیتی است.