همزمان با کوبیدن رسانههای ضدایرانی بر طبل جنگ بین ایران و دولتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، علاوه بر چین و روسیه، دولتهای منطقه و همسایگان ایران تلاشهای دیپلماتیک زیادی برای جلوگیری از وقوع یک جنگ بین ایران و آمریکا دارند. تحلیلگران میگویند این تلاشهای دیپلماتیک از دو جنبه حائز اهمیت است. اولاً اینکه تصور اغلب کشورهای منطقه این است که در صورت وقوع جنگ، آسیب آن کل منطقه را درگیر خواهد کرد. ثانیاً، در صورت آسیب احتمالی به ایران، توازن در منطقه به نفع رژیم صهیونیستی خواهد چرخید، اتفاقی که برای هیچکدام از دولتهای بزرگ منطقه اعم از ترکیه، عربستان سعودی و دیگر بازیگران خوشایند نخواهد بود. در سوی دیگر، برخی بازیگران فرامنطقهای نیز درحال انجام تلاشهایی برای جلوگیری از این درگیری نظامی هستند. این تلاشها نیز علاوه بر اینکه از سوی دوستان ایران در حال پیگیری است، با اطلاع و برآورد آنها نیز تطبیق دارد که وقوع یک جنگ بزرگ در خاورمیانه میتواند تبعات زیادی بر جریان تجارت جهانی انرژی بگذارد، اتفاقی که بازنده بزرگ آن علاوه بر کشورهای همسایه ایران، قدرتهای اقتصادی بزرگ آسیایی هستند. در گزارش پیش رو به این موضوع پرداخته میشود که سهم خلیجفارس و تنگههرمز و همچنین فراتر از آن، سهم خاورمیانه در مبادلات انرژی و تجارت جهانی چقدر است.
خاورمیانه؛ قلب صنعت نفت و شاهراه تجارت
اغلب کارشناسان نظامی و کارشناسان روابط بینالملل معتقدند شروع یک جنگ فراگیر بین ایران و آمریکا میتواند فراتر از مرزهای ایران رفته و کل خاورمیانه را درگیر خود کند. به اعتقاد آنها در این صورت فقط تنگه هرمز نیست که میتواند محل نزاع و درگیری و انسداد شبکه تجارت جهانی نفت و گاز باشد، بلکه شعلههای آتش در منطقه میتواند به کل خاورمیانه گسترش یابد.
براساس گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی، خاورمیانه با ذخایر کمهزینه و با عمر طولانی (حدود ۴۸ تا ۵۲ درصد از ذخایر نفت اثباتشده) و تولید متغیر (حدود ۳۰ تا ۳۳ درصد از عرضه نفت خام) و با در اختیار داشتن بخش عمدهای از ظرفیت مازاد جهان و کنترل گلوگاههای دریایی کلیدی، نقش کلیدی در بازار نفت جهانی ایفا میکند.
صادرات نفت خام دریایی حدود ۲۰ تا ۲۲ میلیون بشکه در روز، عمدتاً به آسیا با شاخصهای نفت ترش است. در این منطقه حدود ۱۱ تا ۱۳ میلیون بشکه در روز تقطیر با تبدیل عمیق (هیدروکراکینگ، ارتقای پسماند) و ادغام فزاینده تبدیل نفت خام به مواد شیمیایی صورت میگیرد.
این منطقه با حدود یکسوم عرضه جهانی و بیشترین ظرفیت مازاد، تغییرات سیاستی در منطقه، قیمت نهایی، نوسانات و چرخههای موجودی را تعیین میکند. هزینههای پایین استخراج و بهرهوری بالای چاه، پایینترین نقطه منحنی هزینه جهانی را تثبیت میکنند و در دوران رکود، بشکههای پرهزینهتر را از میدان به در میکنند.
گلوگاههای حیاتی تنگه هرمز (حدود ۱۷ تا ۲۱ میلیون بشکه در روز)، بابالمندب (حدود ۶ میلیون بشکه در روز) و سوئز/سومد (حدود ۴ تا ۶ میلیون بشکه در روز)، تفاوتهای حمل و نقل، بیمه و منطقهای را شکل میدهند و همچنین میتوانند در زمان جنگ و درگیری به یک نقطه بحرانی در تجارت جهانی تبدیل شوند.
طیف گستردهای از گریدهای ترش متوسط-سنگین که با معیارهای منطقهای قیمتگذاری شدهاند، از فعالیتهای پالایشگاههای آسیایی و اختلاف قیمت ترش-شیرین پشتیبانی میکنند. همچنین صادرات نفت، کسری بودجههای مالی و سرمایهگذاریهای دولتی را تأمین میکند و ثبات بلندمدت بالادستی و برنامههای ظرفیت ضدچرخهای را تقویت میکنند.
سهم خاورمیانه از تولید نفت به 40 درصد میرسد
براساس برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی سهم خاورمیانه از تولید نفت جهانی در سال گذشته ۳۱ درصد بوده و تا سال ۲۰۵۰ به ۴۰ درصد افزایش خواهد یافت و صادرات به آسیا بر جریان تجارت نفت و گاز غالب خواهد شد.
آژانس بینالمللی انرژی تخمین میزند تولید نفت خام خاورمیانه در سال ۲۰۲۴ حدود 30.2 میلیون بشکه در روز از مجموع 97.5 میلیون بشکه در روز تولید جهانی باشد. در این گزارش آمده است که تولید منطقهای در سال ۲۰۳۵ به 33.6 میلیون بشکه در روز و در سال ۲۰۵۰ به کمی کمتر از ۴۴ میلیون بشکه در روز افزایش خواهد یافت که طبق محاسبات مؤسسه خبری-مطالعاتی AGBI، به ترتیب ۳۳ و ۴۰ درصد از تولید جهانی را تشکیل میدهد.
آژانس بینالمللی انرژی تخمین میزند این افزایش تولید، خاورمیانه را قادر میسازد تا همچنان صادرکننده برتر نفت باقی بماند و در سال ۲۰۳۵، سه برابر بیشتر از آمریکای شمالی، دومین صادرکننده بزرگ، نفت صادر کند.
علاوه بر گسترش صادرات، تقاضای نفت در منطقه نیز افزایش خواهد یافت و در سال ۲۰۳۵ به 9.2 میلیون بشکه در روز خواهد رسید که ۱۰ درصد نسبت به وضعیت فعلی افزایش خواهد یافت و در سال ۲۰۵۰ به 11.6 میلیون بشکه در روز خواهد رسید. آژانس بینالمللی انرژی میگوید استقبال محدود از خودروهای برقی و گسترش قابل توجه تولید پتروشیمی که محصولات آن از نفت و گاز ساخته میشوند، دلایل اصلی افزایش تقاضای نفت منطقهای خواهند بود. این گزارش میگوید: «تولید گاز طبیعی خاورمیانه از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ افزایش قابل توجهی یافته و در سال گذشته به ۷۱۷ میلیارد مترمکعب رسیده که ۱۷ درصد از تولید جهانی را تشکیل میدهد. این رقم در سال ۲۰۳۵ به ۱۰۹۲ میلیارد مترمکعب و در سال ۲۰۵۰ به ۱۳۹۳ میلیارد مترمکعب خواهد رسید. AGBI بر اساس پیشبینیهای IEA محاسبه کرده است که این سطوح تولید به ترتیب ۲۲ و ۲۵ درصد از تولید جهانی را تشکیل خواهد داد. این بدان معناست که خاورمیانه بیش از نیمی از کل تولید گاز طبیعی اضافی را در ربع قرن آینده تأمین خواهد کرد.» براساس این گزارش «خاورمیانه شاهد بزرگترین گسترش عرضه (گاز طبیعی) در بین تمام مناطق است. قطر در این منطقه پیشرو است که بیشتر این تولید اضافی برای افزایش صادرات LNG این کشور استفاده میشود. عربستان سعودی تولید گاز غیرهمراه را برای تأمین تقاضای رو به رشد برق و جایگزینی آن با نفت در سیستم برق افزایش میدهد.»
متن کامل این گزارش را در روزنامه فرهیختگان بخوانید.