کد خبر: 223289

جنگ آن‌ها، جنگ ما؛روایت شکست، روایت پیروزی

فجر تعطیلی ندارد

در نگاه نخست شاید رسیدن جشنواره فیلم فجر به ایام میانسالی اتفاق خاصی نباشد و نظر‌ها را به سمت خویش بازنگرداند، اما اگر بدانید که در موارد مشابه، غرب عالم تمام کسب‌وکار هنری‌اش را برای موفقیت در امور دیگر تعطیل می‌کند، ارزش به فعلیت رساندن جشنواره‌ای ملی در قامت فجر برایتان بیش از پیش مشخص می‌شود.

می‌گویند فرهنگ در هنگام نزاع، بیماری‌های سهمگین و اتفاقات داخلی، اولین قربانی است. این سخن بی‌راه و گزافی نیست که بتوان با مثال‌های نقض فراوان به بی‌اعتباری آن دست یافت. هر وقت روند دنیای مدرن با وقوع جنگ، بیماری و اعتراضات متوقف یا کند شده، نفس فرهنگ هم حداقل در کوتاه‌مدت یا در بعضی مواقع بلندمدت به شماره افتاده است. اما یک مثال در این میان وجود دارد که تمام معادلات را به‌هم می‌زند و نگاه‌ها را در کمال تعجب به خود جلب می‌کند. تاکنون چهل‌وسه دور از جشنواره فجر برگزار شده و چهل‌وچهارمین دوره این رویداد از چند روز دیگر به میزبانی پردیس سینمایی ملت کارش را در تهران آغاز می‌کند. در نگاه نخست شاید رسیدن عمر این فستیوال به ایام میانسالی اتفاق خاصی نباشد و نظر‌ها را به سمت خویش بازنگرداند، اما اگر بدانید که در موارد مشابه، غرب عالم تمام کسب‌وکار هنری‌اش را برای موفقیت در امور دیگر تعطیل می‌کند، ارزش به فعلیت رساندن جشنواره‌ای ملی در قامت فجر برایتان بیش از پیش مشخص می‌شود. سینما و به‌طور کل هنر مدرن نسبتی با ایران ندارند و ما علی‌القاعده باید در نقش یک مصرف‌کننده صرف حضور خود را تعریف کنیم، اما فهم انقلاب اسلامی از دریچه مسائل به‌ظاهر کم‌اهمیت ممکن می‌شود و به‌مرور عمق پیدا می‌کند. سینمای ایران به شکل عام و جشنواره فیلم فجر به‌صورت خاص حکم آلترناتیو جهان غرب را ایفا می‌کنند و عجیب نیست که در مواقع استثنایی الگوی رفتاری متفاوتی داشته باشند. بحث در مورد اقتصاد سیاسی جالب و بدون مابه‌ازای سینمای ایران -که نسبتی با صنعت و مسائلی از این دست ندارد- را اگر فاکتور بگیریم، محتوای فیلم‌های ایرانی در نقطه مقابل جهان مادی قرار می‌گیرد و انتخابی اخلاقی را پیش روی مخاطب می‌گذارد، اما در سطح سخت‌افزاری، جشنواره فیلم فجر نیز در همه این سال‌ها روندی متفاوت را در مواجهه با دیگری غربی‌اش طی کرده و در ایام جنگ، ناآرامی‌های داخلی و پاندمی کرونا برگزار شده است. 

جنگ آن‌ها، جنگ ما؛روایت شکست، روایت پیروزی 

ماشین جنگی هیتلر که روشن شد، اروپا اولین قربانی‌اش که همان فرهنگ و هنر باشد را نثار امنیت خود کرد. چندسالی می‌شد که جشنواره فیلم کن و جشنواره فیلم ونیز کار خود را آغاز کرده بودند و شکل ارائه آثار سینمایی به مخاطبان جدی‌تر، داشت با تغییراتی اساسی به پیش می‌رفت، ولی شنیده شدن ناقوس جنگ در ابتدای سپتامبر 1939 تمام معادلات را به یکباره عوض کرد. اولین قربانیان «جادوگر شهر اُز» ساخته «ویکتور فلمینگ»، «تنها فرشتگان بال دارند» به‌کارگردانی «هاوارد هاکس» و «اتحادیه پاسیفیک» اثر «سیسیل بی. دُمیل» بودند و نتوانستند به‌عنوان فیلم‌های برگزیده، خودی در این فستیوال نشان دهند، چون در اثنای یک توقف ده‌روزه بسیج عمومی آغاز شد و سینما به امری علی‌السویه بدل گردید. پیش از برگزاری فستیوال فیلم کن، فرانسه از آلمان و ایتالیا هم برای شرکت در جشنواره دعوت به عمل آورد تا جمع کشور‌های حاضر به یازده برسد، اما آلمان هیتلری و ایتالیای موسولینی دست رد به سینه «ژرژ هویسمن» به‌عنوان مدیر دبیرخانه ایالتی هنر‌های زیبا زدند و در مهمانی شرکت نکردند تا جشنواره کن پس از نمایش خصوصی فیلم «گوژپشت نوتردام» اثر «ویلئام دیترله» و فرار گردشگران تا سپتامبر 1946 در خواب زمستانی فرو رود. جشنواره فیلم ونیز در مقام قدیمی‌ترین فستیوال سینمایی دنیا با ورود به عصر موسولینی تغییر ماهیت داد و نهمین دوره‌اش را به‌شکل متفاوتی برگزار کرد. این رویداد از سی‌ام آگوست تا چهاردهم سپتامبر 1941 تحت محدودیت‌های ناشی از جنگ جهانی دوم با نظارت فاشیست‌های ایتالیایی در ونیز استارت خورد. شرکت آثار در آن دوره تنها در صورتی ممکن بود که فیلم‌ها و صاحبانشان برادری خود را برای دولت‌های محور به اثبات می‌رساندند، وگرنه شانسی برای سفر به این شهر نداشتند. با بحرانی‌شدن موقعیت آلمان و ایتالیا در جنگ، جشنواره فیلم ونیز هم به اغما فرو رفت تا با پایان ماجرا در سال 1945 و ورود به سال بعد، حیات دوباره‌اش را جشن بگیرد. بعد از جنگ، مسئولان بعدی، دوره‌های 1940 تا 1942 را به رسمیت نشناختند و از شناسنامه جشنواره ونیز حذف کردند. 
در نقطه مقابل کن و ونیز و در یک موقعیت مشابه جشنواره فیلم فجر قرار دارد. این رویداد بعد از چندسال وقفه از پیروزی انقلاب اسلامی در عمل جایگزین جشنواره فیلم تهران شد و دهه فجر را به نام خودش سند زد. مسئله‌ای که در مورد تولد این رویداد اهمیت دارد شکل‌گیری نطفه آن در روز‌های دفاع مقدس است. درحالی‌که فرهنگ در مواقع بحرانی تعطیل می‌شود و کمتر کسی به دلایل اهمیت آن اشاره می‌کند، جوانان انقلابی ایران به فکر ایجاد یک پایگاه فکری برای جنگ نرم علیه دولت بعثی و حامیان غربی و شرقی‌اش بودند. نکته جالب در مورد دوره‌های ابتدایی فستیوال فیلم فجر کیفیت آثار موجود در بخش‌های آن و مقایسه با حال نزار جشنواره ونیز است که رویداد ملی ایرانیان را متفاوت جلوه می‌دهد. حرف بی‌ربطی بیان نکرده‌ایم اگر بگوییم بهترین روز‌های جشنواره فجر مربوط به دهه شصت و ایام دفاع مقدس است. بسیاری از فیلمسازان شاخص ما در دهه‌های بعد مانند «ابراهیم حاتمی‌کیا»، «مسعود جعفری‌جوزانی»، «رسول صدرعاملی» و... در همین دهه کار خویش را به‌عنوان فیلمساز، نویسنده و عوامل پشت صحنه آغاز کردند و بذر فرهنگ را در زمین حاصل‌خیز هنر انقلاب کاشتند؛ دقیقاً برخلاف جشنواره‌های به‌اصطلاح معتبر اروپایی که با اولین تیر تفنگ، کاروکاسبی‌شان را تعطیل کردند و پشت نگاتیو سنگر گرفتند. 

کرونا، اعتراض و داستان‌های دیگر...

باز هم فرانسه، باز هم کن. سال 1968 است و اعتراضات کارگران و دانشجویان، سراسر کشور ناپلئون و بالزاک را در بر می‌گیرد. کشور غرق در درگیری می‌شود و آماده یک جنگ داخلی است. از طرف دیگر و چندماه قبل از این جریان وضعیت فرهنگ و سینما هم متلاطم است و وزیر فرهنگ فرانسه، بنیان‌گذار سینماتک پاریس، یعنی «هانری لانگلوا» خوره فیلم را از سمتش برکنار می‌کند تا آتش خشم زیر خاکستر قرارگرفته هنرمندان منتظر شعله جدید در ماه مه باشد. سه ماه بعد، بیست‌ویکمین دوره فستیوال فیلم کن با نمایش «برباد رفته» اثر «ویکتور فلمینگ» افتتاح می‌شود. دامنه اعتراض به کن می‌رسد و انجمن منتقدان فرانسه از حضار می‌خواهند تا در روز 13 مه به تظاهرات بپیوندند؛ اتفاقی که منجر به تصرف کاخ جشنواره توسط جمعی از مشهورترین چهره‌های تاریخ سینما نظیر «ژان لوک گدار»، «فرانسوا تروفو» و «لویی مال» می‌شود و دست مسئولان امر را در پوست گردو می‌گذارد. فستیوال در آن روز‌ها لغو می‌شود تا جشنواره کن پس از سال‌های جنگ جهانی دوم بار دیگر طعم تلخ تعطیلی را بچشد. ایران از دوران پیروزی انقلاب اسلامی به این‌طرف -اگر حتی جنگ تحمیلی هشت ساله را فاکتور بگیریم- روز‌های سختی را پشت سر گذاشته و با اعتراض و اغتشاش و حتی اقدامات کور و محاسبه‌شده تروریستی آن‌هم با پوشش‌های متفاوت بیگانه نبوده، اما همه این‌ها باعث نشده تا جشنواره فیلم فجر حتی برای ساعتی تعطیل شود. از اتفاقات سال 1388 تا 1398 و 1401، جمعی همیشه بر طبل جدایی و به‌اصطلاح خودشان «تحریم» کوبیده‌اند، اما نه‌تنها به جایی نرسیده‌اند، بلکه به‌مرور در نقطه‌ای حاشیه‌ای از تاریخ فرهنگ و هنر کشورشان قرار گرفته‌اند. 
همه‌گیری کرونا جان‌های زیادی را گرفت و روند معمول زندگی را حتی شدیدتر از وقایعی نظیر جنگ تحت تأثیر قرار داد و زیر ضرب گرفت. طبیعتاً افتتاح فستیوال‌های سینمایی در این موقعیت نمی‌تواند کمافی‌السابق ادامه پیدا کند و نیاز به توضیح نیست که بسیاری از برنامه‌ها در چنین شرایطی تعطیل و گاه به زمان دیگری موکول می‌شوند. هفتادوسومین جشنواره فیلم کن به ریاست «اسپایک لی» هم با توجه به پاندمی کرونا باز هم به نتیجه نرسید تا پس از پنجاه‌ودوسال از زمان جنبش مه 1968، شروع نشده به پایان خودش سلام کند، درحالی‌که جشنواره فیلم فجر در سال‌های 1399 و 1400 برگزار شد و حتی غول کرونا هم نتواست مچش را بخواباند. به‌جز کن، می‌توان به فستیوال هنری آوینیون، جشنواره موسیقی گلاستنبری و جشنواره فیلم تلوراید آمریکا را هم اشاره کرد که در یکه‌تازی کرونا برنامه‌های خود را در همان ایام لغو کردند.