کد خبر: 223073

برندگان و بازندگان بازتعریف میدان رقابت‌

جنگ جهانی جذب متخصصین ارزهای دیجیتال

گفت‌وگوهای جهانی دربارهٔ مقررات رمزارز معمولاً از «قانون» شروع می‌شود و به «اجرای قانون» ختم می‌شود. این رویکرد لزوماً اشتباه نیست، اما بخش مهمی از تصویر را نادیده می‌گیرد: جابه‌جایی استعدادها. تحول واقعی در زیرپوست صنعت رخ می‌دهد؛ جایی که نیروهای متخصص، توسعه‌دهندگان و بنیان‌گذاران در حال مهاجرت‌اند.

زیرساخت نسل بعدی مالی فقط «کُد» نیست؛ مجموعه‌ای از سازوکارهای حکمرانی، امنیت و مدیریت ریسک است که توسط متخصصان باتجربه و در چارچوب مقررات ساخته می‌شود.
گفت‌وگوهای جهانی دربارهٔ مقررات رمزارز معمولاً از «قانون» شروع می‌شود و به «اجرای قانون» ختم می‌شود. این رویکرد لزوماً اشتباه نیست، اما بخش مهمی از تصویر را نادیده می‌گیرد: جابه‌جایی استعدادها. تحول واقعی در زیرپوست صنعت رخ می‌دهد؛ جایی که نیروهای متخصص، توسعه‌دهندگان و بنیان‌گذاران در حال مهاجرت‌اند.

مقررات رمزارز در اصل یک رقابت بر سر جذب استعداد است. سازندگان اکوسیستم سریع‌تر از قانون حرکت می‌کنند و کشورهایی که شفافیت و سرعت ارائه می‌دهند، همان‌هایی هستند که نیروهای خلاق را جذب می‌کنند.
ابهام، مانع اجراست. مقررات تکه‌تکه و مبتنی بر برخوردهای قضایی – مانند الگوی رایج در آمریکا – باعث می‌شود بنیان‌گذاران به‌جای تمرکز بر محصول، انرژی خود را صرف بقا و ایمنی حقوقی کنند. در مقابل، امارات و هنگ‌کنگ با ارائهٔ سیگنال‌های حمایتی، استعدادها را به‌سوی خود می‌کشند.
مهاجرت استعدادها اثر تجمعی دارد. وقتی رهبران صنعت جابه‌جا می‌شوند، استارتاپ‌ها، سرمایه و نهادها نیز به‌دنبال آن‌ها حرکت می‌کنند. این روند یک «ضرر تدریجی اما ساختاری» برای کشورهایی است که مقررات را به تأخیر می‌اندازند.

برخلاف سرمایه، مهندسان و بنیان‌گذاران منتظر ثبات چارچوب‌ها نمی‌مانند. آن‌ها به‌دنبال فرصت، شتاب و شفافیت‌اند. این موضوع نه ایدئولوژیک است و نه احساسی؛ یک مسئلهٔ مدیریتی است.
در حالی که نهادهای آمریکایی همچنان بر سر طبقه‌بندی دارایی‌ها و چارچوب‌های انطباق بحث می‌کنند، کشورهایی دیگر به این نتیجه رسیده‌اند که نوآوری در رمزارز یک «بازی استعداد» است؛ و استعداد جهانی، سیّال و بی‌صبر است. در چنین فضایی، سیاست‌گذاری تبدیل به یک ابزار رقابت می‌شود.
امارات و تلاش برای جذب متخصصان نتیجهٔ این رویکرد، شکل‌گیری آرام اما قطعی یک نقشهٔ جدید برای محل استقرار زیرساخت‌ها و تصمیم‌گیری‌های صنعت رمزارز است.
امارات – به‌ویژه دبی و ابوظبی – با ارائهٔ چارچوب‌های اختصاصی، صدور سریع مجوز، ویزاهای بلندمدت و برنامه‌های توسعهٔ دارایی‌های دیجیتال، توانسته است رهبران ارشد، استارتاپ‌ها و بازیگران نهادی را در یک نقطه متمرکز کند.
سؤال امارات این نبود که «آیا رمزارز باید وجود داشته باشد؟» سؤال این بود: «کجا باید ساخته شود؟» و سپس برای جذب کسانی که توان ساختن دارند، اقدام کرد. کار از راه دور این روند را سرعت داد، رمزارز آن را دائمی کرد. اکنون توسعه‌دهندگان، مدیران ریسک، رهبران محصول و بنیان‌گذاران به‌طور پیش‌فرض در تیم‌های جهانی و پراکنده کار می‌کنند. جغرافیا دیگر مانع نیست، اما مقررات همچنان تعیین می‌کند شرکت‌ها کجا ثبت شوند، کجا سرمایه جذب کنند و کجا بتوانند در مقیاس بزرگ استخدام کنند.

آمریکا: ابهام مقرراتی و کاهش سرعت اجرا

در آمریکا، ابهام مقرراتی به مانعی جدی برای اجرا تبدیل شده است.
بنیان‌گذاران زمان زیادی را صرف موقعیت‌یابی حقوقی می‌کنند. مدیران ارشد در اظهارنظرهای عمومی محتاط‌اند. تیم‌های جذب نیرو نمی‌دانند مدل کسب‌وکارشان دو سال دیگر قانونی خواهد بود یا نه.
مشکل وجود مقررات نیست؛ مشکل این است که مقررات به‌صورت تکه‌تکه، پسینی و عمدتاً از مسیر برخوردهای قضایی اعمال می‌شود.
در مقابل، هنگ‌کنگ با کاهش محدودیت‌های معاملاتی و آغاز برنامهٔ آزمایشی توکنیزه‌سازی، عملاً یک «سیگنال جذب نیرو» صادر کرد: اینجا می‌توانید آزمایش کنید، اینجا نوآوری یک اولویت است.
امارات نیز همین مسیر را دنبال کرده است: چارچوب‌های شفاف، ویزاهای بلندمدت، مشوق‌های سرمایه و نهادهای ناظر چابک که فین‌تک را یک ستون اقتصادی می‌دانند، نه یک ریسک حیثیتی.

اثر دومینویی مهاجرت استعداد

وقتی استعدادهای ارشد جابه‌جا می‌شوند – چه فیزیکی، چه حقوقی – دومینو شروع می‌شود: استارتاپ‌ها همان‌جا ثبت می‌شوند، سرمایه‌گذاران دفتر می‌زنند، دانشگاه‌ها برنامه‌های آموزشی می‌سازند، و ارائه‌دهندگان خدمات تخصصی شکل می‌گیرند. این همان الگویی است که سیلیکون‌ولی، سنگاپور و لندن را در چرخه‌های قبلی فناوری ساخت.
اکنون رمزارز وارد همین مرحله شده است. شرکت‌ها مجبورند زودتر از همیشه دربارهٔ محل فعالیت تصمیم بگیرند؛ نه برای فرار مالیاتی، بلکه برای کاهش ریسک استخدام.
اینکه کجا می‌توانند سهام بدهند، کجا می‌توانند مهندس جذب کنند، و کجا مدیران می‌توانند بدون ترس از پیامدهای حقوقی صحبت کنند، به معیارهای اصلی تصمیم‌گیری تبدیل شده است.

پذیرش رمزارز کافی نیست؛ سرعت تعیین‌کننده است برای باختن در این رقابت، یک کشور لازم نیست رمزارز را ممنوع کند؛ کافی است کند حرکت کند.
مهاجرت استعدادها ناگهانی نیست؛ ابتدا در کنفرانس‌ها دیده می‌شود، بعد در ایمیل‌های استخدام، و سپس در تیم‌های رهبری که آرام‌آرام از طریق گذرنامه‌های دوم و ساختارهای بین‌المللی جابه‌جا می‌شوند.
وقتی سیاست‌گذاران متوجه می‌شوند، اکوسیستم از قبل نازک شده است.
طنز ماجرا اینجاست: بسیاری از نهادهای ناظر فکر می‌کنند در حال «مهار ریسک» هستند، اما در واقع ریسک را صادر می‌کنند؛ همراه با کسانی که بهترین توانایی را برای مدیریت آن دارند.
زیرساخت مالی نسل بعد فقط کُد نیست؛ مجموعه‌ای از سازوکارهای حکمرانی، امنیت و مدیریت ریسک است که توسط متخصصان باتجربه ساخته می‌شود. وقتی این متخصصان مهاجرت می‌کنند، توان شکل‌دادن به استانداردها نیز از دست می‌رود و کشورها مجبور می‌شوند استانداردهای دیگران را بپذیرند.