در زمانی که مسئله اشتغال و مهارتافزایی در دانشگاهها، به یکی از دغدغههای اصلی نظام آموزش عالی کشور تبدیل شده، حوزه علومانسانی بیش از هر زمان دیگری در معرض یک سؤال جدی قرار گرفته است؛ اینکه رشتههای علومانسانی تا چه میزان میتوانند پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه باشند؟ بسیاری از کارشناسان آموزش عالی میگویند بازنگری سرفصلها، اضافه کردن واحدهای مهارتی و حرکت بهسوی آموزش مسئلهمحور، دیگر یک انتخاب نیست و باید بهعنوان یک ضرورت به آن نگاه شود. به همین دلیل است که در اسناد بالادستی نیز بر آن تأکید شده و میشود. در همین بستر، مرکز مطالعات، برنامهریزی و تعالی علومانسانی و هنر دانشگاه آزاد در دوره جدیدش با رویکردی تازه فعالیت خود را ازسرگرفته تا باتکیهبر نظر استادان و کمیتههای تخصصی مسیر جدیدی برای علومانسانی ترسیم کند؛ مسیری که از بازنگری سرفصلهای قدیمی آغاز میشود و در نهایت به تألیف منابع درسی و مهارتافزایی دانشجویان نزدیک میشود. حسن شوندی، رئیس این مرکز، در گفتوگو با «فرهیختگان» از چالشها و چشمانداز این تحول میگوید؛ تحولی که قرار است علومانسانی را از کلاس درس به متن جامعه پیوند بزند. متن این گفتوگو را در ادامه از نظر میگذرانید.
بازنگری سرفصلها در پاسخ به نیازهای اشتغال
حسن شوندی، رئیس مرکز مطالعات، برنامهریزی و تعالی علومانسانی و هنر، با اشاره به مأموریتهای این مرکز گفت: «این مرکز بهعنوان یک نهاد تصمیمگیر و تصمیمساز در حوزه علومانسانی تشکیل شده و وظیفه اصلی آن ریلگذاری در حوزه سیاستگذاری و هدایت علمی در راستای اهداف اسناد بالادستی، ارزشها و اهداف تعریفشده از سوی وزارت علوم است.» او افزود: «یکی از مهمترین وظایف مرکز، بازنگری در سرفصلهای دروس است؛ بهویژه در مواردی که سرفصلهای رشتهها قدیمی شده و نیاز به بهروزرسانی دارند. در شرایط فعلی که مسئله اشتغال و مهارتآموزی اهمیت ویژهای پیدا کرده، سیاستگذاریها به سمت اشتغالزایی و مهارتافزایی سوق یافته است.» رئیس مرکز مطالعات، برنامهریزی و تعالی علومانسانی و هنر دانشگاه آزاد ادامه داد: «بر اساس بخشنامه وزارت علوم که حدود دو سال پیش ابلاغ شد و همچنین پیگیریهایی که در مجلس انجام شده، مقرر شده حداقل بین سه تا ۱۵ واحد در تمامی رشتههای مقطع کارشناسی به دروس مهارتافزا اختصاص یابد. تحقق این هدف مستلزم بازنگری جدی در سرفصلهای درسی است.» شوندی تصریح کرد: «با تغییر سرفصلها، محتوای کتابها نیز به طور طبیعی باید دچار تحول شود. در این راستا، لازم است کتب مرجع و درسی جدیدی متناسب با نیازهای روز، تحولات علوم جدید و همچنین هویت ملی و دینی تدوین و تألیف شوند.»
تدوین سرفصلها و منابع متناسب با مسائل کشور
او با اشاره به آغاز به کار مدیریت جدید مرکز گفت: «حدود ۴۵ روز است که دکتر هاشمی مسئولیت معاونت علومانسانی و هنر دانشگاه آزاد را بر عهده گرفتهاند و با توجه به رویکردهای پیشین، بنا بر این است که سرفصلهای دروس متناسب با نیازهای روز، اشتغالزایی و رویکرد تمدنی بازنگری و سیاستگذاری شود؛ رویکردی که آینده کشور را فعال و اثرگذار در جامعه جهانی میبیند.»
شوندی افزود: «تأکید معاون علومانسانی و هنر دانشگاه بر بازنگری سرفصلها، تدوین دروس جدید و در صورت لزوم تعریف سرفصلهای نو و تألیف کتابهایی متناسب با نیازهای روز و مسائل کشور است.» او ادامه داد: «در مدت کوتاهی که فعالیتها آغاز شده، تلاش شده در راستای سیاستگذاریهای کلان کشور، اشتغالافزایی، مهارتافزایی و ارتقای کیفیت آموزش گام برداشته شود. هرچند این اقدامات در حال حاضر در مرحله فراهمسازی مقدمات قرار دارد؛ اما هدف نهایی ایجاد مسیری روشنتر برای علومانسانی، در امتداد تلاشهای انجامشده در سالهای گذشته است.»
او در پاسخ به پرسشی درباره قدیمی یا کمکاربرد شدن برخی سرفصلهای درسی گفت: «سیاستگذاری اصلی در حوزه سرفصلها بر اساس سیاستهای وزارت علوم است. ما خارج از این چهارچوب و قالبهای مصوب، امکان اقدام نداریم و تمامی فعالیتها باید در همان چارچوبهای کارشناسیشده و مصوب صورت گیرد.» رئیس مرکز مطالعات، برنامهریزی و تعالی علومانسانی و هنر دانشگاه آزاد افزود: «در خصوص سرفصلها باید توجه داشت در سالهای گذشته زحمات زیادی کشیده شده و برخی سرفصلها کاملاً بهروزند. بهویژه در دوره مسئولیت شهید دکتر طهرانچی، کارهای ارزشمندی انجام و سرفصلهای متعددی استخراج و بازنگری شد.» بااینحال، برخی سرفصلها ممکن است مربوط به سالهای پایانی چرخه بازنگری باشند؛ چراکه طبق ضوابط، سرفصلها باید هر چهار سال یکبار بازنگری شوند. همچنین برخی دیگر از سرفصلها قدیمیترند و قطعاً نیاز به بازنگری جدی دارند.
بازنگری فرایندی مستمر در دورههای مختلف
شوندی تأکید کرد: «بازنگری سرفصلها یکروند مستمر بوده و در دوره مسئولیت مدیران پیشین نیز دنبال شده است. امروز هم این موضوع یکی از اولویتهای اصلی ماست، با این تفاوت که با توجه به تأکید ویژه دکتر هاشمی، این روند احتمالاً با سرعت و دقت بیشتری دنبال خواهد شد تا محتوا و سرفصلها هرچه بیشتر با مسائل و نیازهای روز تطبیق پیدا کند.» او ادامه داد: «این بازنگری عمدتاً در رشتههای علومانسانی دنبال میشود. در این حوزهها، بهویژه در گذشته، کمتر به مهارتافزایی توجه شده بود؛ چراکه ذات این رشتهها عمدتاً نظری تلقی میشد. به همین دلیل، اکنون نیاز به بازنگری جدیتری در سرفصلهای این رشتهها احساس میشود.»
الزامات مهارتافزایی در مقطع کارشناسی
شوندی با اشاره به بخشنامه وزارت علوم در سال ۱۴۰۲ گفت: «بر اساس این بخشنامه، مقرر شده در تمامی رشتههای مقطع کارشناسی، بین سه تا ۱۵ واحد درسی مهارتافزا پیشبینی شود؛ بهجز رشتههایی که از ابتدا ماهیت مهارتی داشتهاند. این موضوع حتی در سطح وزارت علوم نیز بهتازگی آغاز شده و هنوز به طور کامل عملیاتی نشده است.» رئیس مرکز مطالعات، برنامهریزی و تعالی علومانسانی و هنر دانشگاه آزاد خاطرنشان کرد: «این موضوع تا حدی موردتوجه مجلس نیز قرار گرفته و برخی نمایندگان پیگیر این بودهاند که چه میزان از رشتههای کارشناسی و کارشناسیارشد به سمت مهارتی شدن حرکت کردهاند. ازآنجاکه این سیاست نسبتاً جدید است و عمر آن به حدود دو سال میرسد، فرصت محدودی برای اجرای کامل آن وجود داشته است. بااینحال، با توجه به الزام بخشنامه، تقریباً تمامی رشتههای علومانسانی باید سرفصلهای خود را بازنگری کنند تا امکان گنجاندن واحدهای مهارتی فراهم شود.» او گفت: «این بخشنامه مصوبه وزارت علوم است و همه مکلف به اجرای آن هستیم. البته اینکه تعداد واحدهای مهارتی سه واحد باشد یا تا ۱۵ واحد افزایش پیدا کند، به ترکیب دروس پایه، اصلی، اجباری و اختیاری هر رشته بستگی دارد و تصمیمگیری نهایی در این زمینه بر عهده کمیتههای تخصصی هر رشته است که پس از بررسیهای کارشناسی به جمعبندی میرسند. درهرصورت، رویکرد مهارتافزایی باید به طور حتم در سرفصلهای جدید دیده شود و این موضوع از الزامات بازنگری دروس محسوب میشود.»
فراهمسازی زیرساختها برای بازنگری در دانشگاه آزاد
رئیس مرکز مطالعات، برنامهریزی و تعالی علومانسانی و هنر درباره زمانبندی اجرای این سیاست در دانشگاه آزاد توضیح داد: «این مرکز بهتازگی فعالیت خود را به طور رسمی آغاز کرده است. پیشتر نیز برای مدت کوتاهی فعال بود؛ اما به دلایلی فعالیت آن متوقف شد و اکنون مجدداً کار خود را ازسرگرفته است.» او ادامه داد: «در حال حاضر، تشکیل کمیتههای تخصصی، ایجاد کارگروههای علمی، شناسایی متخصصانی که تمایل به فعالیت در این حوزه دارند، راهاندازی ساختارهای اداری، تصویب آییننامههای حمایتی و تشویقی و همچنین تأمین بودجههای موردنیاز در دستور کار قرار دارد. این موارد از جمله زیرساختهایی است که برای تحقق بازنگری سرفصلها ضروری است.» شوندی خاطرنشان کرد: «تمام تلاش ما این است که این فرایند در کوتاهترین زمان ممکن به نتیجه برسد و بازنگری سرفصلهای دروس، بهویژه در مقطع کارشناسی، یکی از اولویتهای اصلی مرکز محسوب میشود.» او در پاسخ به پرسشی درباره ابهام بازه سه تا ۱۵ واحد مهارتی در رشتههای علومانسانی و امکان مهارتیتر شدن این رشتهها گفت: «توضیح من در این زمینه کلی است؛ چراکه در همه رشتهها تخصص ندارم و ممکن است نتوانم مصداقهای دقیق ارائه دهم؛ اما میتوان چهارچوب کلی را توضیح داد. به طور سنتی، مقطع کاردانی ماهیت مهارتیتری داشته، مقطع کارشناسی حالتی بینابین دارد و مقاطع کارشناسیارشد و دکتری بیشتر رویکرد علمی و پژوهشی دارند. هرچند ممکن است نسبت دقیق مهارت و نظری بودن در کارشناسی متفاوت باشد؛ اما بهطورکلی، هرچه مقطع بالاتر میرود، سهم آموزش مهارتی کمتر و سهم آموزش نظری و پژوهشی بیشتر میشود.» رئیس مرکز مطالعات، برنامهریزی و تعالی علومانسانی و هنر ادامه داد: «در برخی رشتهها، به طور ذاتی مؤلفههای مهارتی دیده شده بود؛ مانند دورههای کارورزی یا واحدهای عملی. در مقابل، بسیاری از رشتهها بر اساس سرفصلهای گذشته، فاقد چنین مؤلفههایی بودند. این در حالی است که در مقاطع کاردانی، رویکرد مهارتی از ابتدا پررنگتر بوده و همین نگاه امروز همچنان حاکم است.» وی با اشاره به ساختارهای جدید آموزشی گفت: «در حال حاضر در دانشگاه، دانشکدههای مهارت فعالند که پیشتر ذیل مجموعه سما تعریف میشدند. در این دانشکدهها، تقریباً همه رشتهها ماهیت مهارتی دارند. بااینحال، باید پذیرفت که در برخی رشتهها ظرفیت مهارتافزایی کمتر و در برخی بیشتر است.»
امکان تعریف دروس مهارتی در رشتههای نظری
شوندی تصریح کرد: «در رشتههایی که ذاتاً نظری به نظر میرسند نیز میتوان در مقطع کاردانی یا حتی کارشناسی، دورههای کارگاهمحور و مهارتافزا تعریف کرد. اگرچه این رشتهها بیشتر نظری تلقی میشوند؛ اما در عمل در جامعه اثرگذاری دارند و همین اثرگذاریها میتواند مبنای تعریف مهارتهای مرتبط با آن رشته قرار گیرد.» او تأکید کرد: «شناسایی این ظرفیتها وظیفه کمیتههای تخصصی هر رشته است. تقریباً میتوان گفت هیچرشتهای وجود ندارد که نتوان برای آن، دستکم در مقطع کاردانی، نوعی رویکرد مهارتی تعریف کرد. اینکه چه میزان از دروس مهارتی به آن رشته اختصاص یابد، به دقت نظر و خلاقیت کمیتههای تخصصی بستگی دارد.» رئیس مرکز مطالعات، برنامهریزی و تعالی علومانسانی و هنر در پایان خاطرنشان کرد: «در جلساتی که با کمیتههای تخصصی برگزار شده، در برخی رشتهها پیشنهادهایی برای تعریف دروس مهارتی مطرح شده که حتی خود من تصور نمیکردم چنین ظرفیتی در آن رشتهها وجود داشته باشد. این نشان میدهد با نگاه کارشناسی، امکان مهارتافزایی در طیف گستردهای از رشتههای علومانسانی فراهم است.» او در ادامه با تأکید بر تجربه نشستهای تخصصی استادان گفت: «برای خود من هم جالب بود که وقتی استادان با نگاه تخصصی و عمیق کنار هم نشستند، توانستند ظرفیتهای مهارتافزایی را در رشتههایی شناسایی کنند که در نگاه اول شاید چنین امکانی برای آنها متصور نبود؛ بنابراین میتوان گفت مهارتافزایی تقریباً در همه رشتهها شدنی است؛ البته ممکن است در برخی رشتهها کمتر و در برخی دیگر بیشتر باشد، اما اصل امکانپذیری آن قابلتحقق است.»
تألیف منابع مرجع و درسی
شوندی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به پرسشی درباره برنامههای آتی مرکز تا پایان سال گفت: «اکنون تلاش کردهایم با سرعت مناسبی کار را آغاز کنیم. اگر بتوانیم ظرف یکی دو هفته آینده کمیتههای تخصصی را به طور کامل شکل دهیم، اولویت نخست ما بازنگری سرفصلهای درسی خواهد بود.» او افزود: «حتی اگر هدف ما مهارتافزایی باشد، نقطه شروع آن حتماً بازنگری سرفصلهاست؛ چراکه ابتدا باید عنوان و چهارچوب دروس مشخص شود، پس از آن میتوان درباره تألیف کتابها و منابع آموزشی تصمیمگیری کرد. در برخی موارد ممکن است عناوین جدیدی تعریف شود که منابع درسی محدودی داشته باشند یا اساساً منبع مناسبی برای آنها وجود نداشته باشد؛ در چنین شرایطی، تألیف کتابهای جدید اجتنابناپذیر خواهد بود.» شوندی خاطرنشان کرد: «تلاش ما این است که پس از به سرانجام رساندن بازنگری سرفصلها در یک بازه زمانی معقول، وارد حوزه تألیف منابع مرجع و درسی شویم؛ منابعی که هم رویکرد تحولی در آنها دیده شود و هم اهدافی که بر اساس نیازهای کشور تعریف شده، در آنها محقق شود.» او در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اقدامات انجامشده در سالهای گذشته گفت: «از جمله اقدامات ارزشمند، تلاشهایی بود که با حضور آقای خسروپناه و همکارانشان در زمینه حکمیسازی علوم انجام شد. این موضوع در آن دوره مطرح و بهتدریج به یک گفتمان تبدیل شد.» رئیس مرکز مطالعات، برنامهریزی و تعالی علومانسانی و هنر در پایان خاطرنشان کرد: «امروز وقتی از حکمیسازی علوم سخن گفته میشود، این مفهوم دیگر ناآشنا نیست و در حوزههای مختلف علومانسانی و هنر درباره آن اندیشهورزی میشود. این امر حاصل همان گفتمانسازی است که در سالهای گذشته شکل گرفت.»