ایران، این سرزمین کهن، در گذر از امواج پرتلاطم تاریخ، در ژرفنای وجودش همواره آموخته است که از دل بحرانها، آگاهیهای تازه و ظرفیتهای ناشکفته را شکوفا کند، چنانکه در دشواریها آگاهی نیز زاده میشود. چنین است که بحرانهای سیاسی - اجتماعی هویت ملّی را بار دیگر برای ایرانیان یادآور میشوند. امروز نیز «برخاستنِ ایران» واقعیتی است برآمده از ایمان راسخ به اصالت فرهنگی و انسجام اجتماعی که در طول قرنها درهم تنیده شده است. این برخاستن، ناشی از ایستادگی مردمی است که بر مبنای ظرفیت تمدنی این سرزمین حاضرند از هویت جمعی خود حتی در سختترین شرایط پاسداری کنند.
ایران بهمثابۀ یک گنجینۀ فرهنگی، متشکل از اقلیمها و اقوام گوناگون با زبانها، گویشها، آدابورسوم و هنرهای متفاوت اما بههمپیوسته است. این گوناگونی، به لطف هویت غنی ایرانی -اسلامی، به عاملی برای انسجام بدل شده است. هویتی که چون چتری گسترده، همۀ این رنگارنگیها را در ذیل مفهوم واحد «ایران» گرد آورده و پیوندی ناگسستنی از همبستگی ملّی پدید آورده است. این ظرفیت عظیم، در ناخودآگاه جمعی و تاریخی مردم این سرزمین نهفته و در لحظات سرنوشتساز - از دفاع در جنگ هشتساله و جنگ دوازدهروزه تا مقابله با فشارها و دسیسههای خارجی و داخلی سالهای اخیر - با شکوهی مثالزدنی ظهور میکند. این وحدت، بارو و حصار مستحکمی در برابر هرگونه تلاش برای تضعیف تمامیت ارضی و یکپارچگی ملّی است؛ و نیک میدانیم که ایران در تمامیت ارضیاش است که برپا میماند. باید توجه داشت که محور اصلی این وحدتِ ریشهدار، مردم ایران هستند. از اینرو، جذب و مشارکت فعال تمامی اقشار و گروههای اجتماعی در فرایندهای ملّی بیشازپیش ضروری است. تاریخ نشان داده که هرگاه ملت ایران با آگاهی و اراده در صحنه حاضر شدهاند، توطئههای ایرانستیزانه و تجزیهطلبانه به سرانجامی نرسیده است. درس روشن این تجربه آن است که «دخیل بستن به بیگانه» ره به جایی نمیبرد و آزادی حقیقی در سایۀ استقلال و عزت ملّی معنا مییابد.
اما، در یک جامعۀ پویا و سالم، اعتراض بهمثابۀ یک حق شهروندی و ابزاری برای اصلاح و بهبود، باید از سوی نهادهای حاکمیت به رسمیت شناخته شود و فضایی امن برای بیان مسالمتآمیز آن فراهم گردد. اعتراض سازنده، خود نشانهای از برخاستنِ آگاهانه و مطالبهگری برای تحقق حقوق مردم و احیاناً تظلمخواهی آنهاست. در عین حال، باید بهوضوح میان «اعتراضِ اجتماعی مشروع و سازنده» و «آشوبطلبی ایرانستیزانه و تخریبگر» مرز گذاشت. اولی در چهارچوب منافع ملّی و آرمانهای دولت - ملت حرکت میکند، حال آن که دومی با پیوند خوردن به شبکههای آشوب و تروریسم، هدفی جز فروپاشی ندارد و میدانیم که با تخریبگری چیزی اصلاح نمیشود، بلکه اصلاح از مشارکت انتقادی و مسئولانه و زمینهمند میروید.
هویت امروز ایران، آمیزهای است از دو ریشۀ عمیق ایرانی و اسلامی که در طول قرنها چنان درهم تنیدهاند که جدایی آنها ناممکن است. فرهنگ اسلامی با غنای معنوی و اخلاقی خود، در جان فرهنگ ایرانی نشسته و به آن جلوهای معنوی بخشیده است. بنابراین، هرگونه دشمنی یا تهاجم علیه اسلام، در بستر جغرافیای سیاسی - فرهنگی ایران، خواسته یا ناخواسته، بهطور مستقیم هویت ملّی ایرانیان را هدف گرفته است. حفظ این هویت ایرانی - اسلامیمان در برابر تهاجم رسانههای بیگانه - که بهویژه نسل جدید را هدف قرار دادهاند - نیازمند هوشیاری و تولید آگاهانۀ محتوای فرهنگی و هویتی مناسب است. پس، ظرفیت تمدنی این سرزمین در دو بُعد ایرانی و اسلامی آن چیزی است که میتوان بدان امید داشت و براساس آن است که ایرانستیزان ناکام خواهند ماند.
البته در این مسیر پرچالش، دولت وظیفهای خطیر بر عهده دارد. بهبود وضعیت معیشتی مردم، ایجاد اشتغال، مبارزۀ جدی با رانتخواری و فساد، توزیع عادلانۀ فرصتها و تضمین آزادیهای مدنی از فوریترین اقداماتی است که باید در دستور کار قرار گیرد. مردم در سایۀ امنیت اقتصادی و امید به آینده است که میتوانند حضوری فعال و سازنده در عرصۀ ملّی داشته باشند. بنابراین، با وجود نقدهای جدی به برخی از عملکردهای نهادهای سیاسی، در این برهه، حمایت از دولت برای عبور از بحرانهای اقتصادی و حفظ ثبات، امری ضروری است. این حمایت بهمعنای چشمپوشی از نقد نیست، بلکه بهمعنای درک اولویتهای ملّی و انتخاب عقلانی در شرایط دشوار برای حفظ جامعه است.
در نتیجه، بحرانهای کنونی، اگرچه هزینهساز بودهاند، اما میتوانند فرصتساز نیز باشند و بار دیگر آگاهی جمعی، حس تعلق ملّی و غرور تمدنی ایرانیان را بیدار و تقویت کنند. این آگاهی، سدی در برابر ناآگاهی برنامهریزیشده و تضعیف هویت نسل جوان خواهد بود. آیندۀ ایران بر پایۀ همان ظرفیت تمدنی آزمودهشده بنا خواهد شد؛ ظرفیتی که در آن، وحدت در عین کثرت، ایمان در کنار خرد، و اصالت سنتها در آمیختگی با پویایی جهان مدرن معنا مییابد. امروزه برخاستنِ ایران بهمعنای ایستادن بر این پایههای استوار و حرکت اصلاحی و روبهرشد بهسوی فردایی روشن با تکیه بر ارادۀ جمعی این ملت ریشهدار و مقاوم است.