همان روزهایی که صهیونیستها با طرحریزی آمریکا، پروژه تضعیف و خلع سلاح محور مقاومت را پیش میبردند و همزمان برای تجزیه خاک سوریه و فعال کردن شکافهای قومی در حال لیدری بودند، مقامات ایران در سفرهای منطقهای به مقامات کشورهای غرب آسیا، کلان پروژه صهیونیستی- آمریکایی را گوشزد میکردند. مقامات ایران میگفتند که گام برداشتن برای تضعیف مقاومت ابتدای ماجراست و تنها به این مرحله محدود نخواهند ماند، بلکه هدف تغییر کل جغرافیای سیاسی غرب آسیا به گونهای است که رژیم صهیونیستی تبدیل به قدرتی هژمون شود و برای این مسیر، کشورهای منطقه باید کوچک و تضعیف شوند.
مقامات این کشورها اما به مرور با این واقعیت روبهرو شدند. آنهم زمانی که پروژه آمریکایی برای ناآرامکردن خیابانهای ایران و سوریهسازی ایران به میدان آمد، آن زمان بود که کشورهای منطقه متوجه این واقعیت شدند که مسئله تنها حمایت از محور مقاومت نخواهد بود، بلکه اصل ماجرا، تغییر جغرافیای سیاسی خاورمیانه است. نمودهای این تغییر رفتار را شاید بتوان در اظهار نظر اخیر رئیسجمهور محافظهکار ترکیه دید. او در واکنش به اتفاقات اخیر در ایران گفت: «همسایه ما ایران بعد از حملات اسرائیل با چالش جدیدی روبهرو شده که صلح و ثبات اجتماعی کشور را هدف قرار داده است.» فهم این گزاره که ایران این بار با جنگی علیه ثبات اجتماعی روبهرو است زنگ خطر را برای دیگر کشورهایی که این پتانسیل را دارند که اسرائیل با آنها وارد تنش شود یا پروژههایی را علیه امنیت و تمامیت ارضی آنها ایجاد کنند، به صدا در آورده است.
چرا کشورهای منطقه نگران جنگ علیه ایران شدند؟
«متحدان کلیدی آمریکا در منطقه از جمله عربستان سعودی، قطر، مصر و رژیم صهیونیستی به ترامپ درباره هرگونه حمله هشدار دادند. محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی هم در تماس تلفنی با ترامپ در مورد احتمال حمله آمریکا به ایران ابزار نگرانی کرد.» واشنگتن پست در بخشی از گزارشی که در مورد علل عقبنشینی ترامپ از حمله به ایران منتشر کرده بود به این موضوع اشاره کرد. پیش از این، سیانان هم به نقل از یکی از مقامهای کشورهای حاشیه خلیجفارس گفته بود که «قطر، عمان، عربستان سعودی و مصر از آمریکا خواستهاند، از حمله به ایران خودداری کند.» سیانان در ادامه نوشت که «این کشورها نسبت به خطرات امنیتی و اقتصادی که این حمله میتواند برای منطقه و البته آمریکا داشته باشند، هشدار دادهاند.» ابراز نگرانی کشورهای منطقه از حمله احتمالی به ایران از چند زاویه مورد توجه است:
1 - از آنجا که در عمده این کشورها که متحد آمریکا در منطقه به شمار میروند، پایگاههای آمریکایی مستقرند، با در نظر گرفتن تجربه جنگ 12 روزه، شروع هر جنگی علیه ایران به معنای درگیر شدن کل منطقه است؛ چراکه ایران پیش از این در مورد هر حمله و تهدید نظامی این هشدار را داده بود. بر این اساس طبیعی است که این کشورها خواهان وارد شدن به بحران نظامی تازهای در منطقه نباشند و از وقوع احتمالی آن ابراز نگرانی کنند.
2 - روشن است که در صورت درگیری آمریکا با ایران، این نزاع علاوه بر آنکه پای خلیجفارس را هم وسط خواهد آورد، تبعات اقتصادی قابل توجهی برای کشورهای منطقه خواهد داشت و در این فقره کشورهای حاشیه خلیجفارس هم نمیخواهند درگیر بحران تازه اقتصادی شوند.
3 - شاید یکی از مهمترین علل ابراز نگرانی و ممانعت از شروع جنگی تازه مشخصاً در مورد کشورهایی مثل قطر، ترکیه و عربستان را بتوان، نگرانی از سرنوشت ثبات سیاسی و جغرافیایی آنها در منطقه دانست. کشورهایی از جمله ترکیه و عربستان در حال حاضر پتانسیل تهدید مرزها و برهم خوردن ثبات سیاسی و امنیت سرزمینیشان را دارند. نگاهی به تحولات ایران که در ادامه آن طرحریزی حمله آمریکا به ایران رخ داد، این نگرانی را در آنها ایجاد کرد که هدف بعدی پروژه آمریکایی- صهیونی در منطقه تهدید امنیت مرزی و ثبات سیاسی آنها در منطقه باشد، به همین خاطر نگرانی و ممانعت آنها از حمله به ایران، صرفاً نگرانی برای ایران نیست، بلکه در واقعیت این کشورها نگران موقعیت خودشان در منطقه هستند.
اتفاقات ایران، کشورهای منطقه را از خواب زمستانی بیدار کرد
اتفاقی که به مثابه شوکی برای کشورهای منطقه عمل کرد و آنها را متوجه پروژه امنیتی که در منطقه در حال وقوع است کرد؛ جنگ تروریستی دیماه در ایران بود. چند سالی میشود که پروژه تجزیه از جانب اتاق فکرهای صهیونی و آمریکایی و با هدف تغییر ژئوپلیتیک منطقه در حال وقوع است؛ اما ماهیت واقعی برنامه آمریکا علیه ایران خود را در دیماه به جهان نشان داد و اثبات کرد که پای یک طرحریزی برای از میان بردن ثبات سیاسی، اجتماعی در منطقه در میان است. این نقطه را شاید بتوان، مرز تعیین شرایط سیاسی، اجتماعی در منطقه دانست. امری که نشان میداد، پس از ایران نوبت آنان است تا شرایط برای تبدیل رژیم صهیونی به قدرتی هژمون در منطقه فراهم شود.
در همین راستا ابراز نگرانی و ممانعت کشورها برای شروع جنگ علیه ایران را باید ناشی از همین آگاهی دیر هنگام دانست. روشن است که این کشورها، ایرانی قوی نمیخواهند؛ اما تجزیه ایران شروع مشکلات زیادی برای این کشورهاست و در واقع، تمامیت ارضی و امنیت سرزمینی آنها را نیز تهدید میکند. ورود تمام قوای آمریکا و اسرائیل برای تجزیه ایران اثبات کرد که پروژه امنیتی آمریکا در غرب آسیا، ایستادن روی گسلهای قومی و اجتماعی کشورها برای کوچککردن کشورها، تغییر ژئوپلیتیک منطقه و تبدیل کردن اسرائیل به قدرت مسلط منطقه برای حفظ نفوذ آمریکا در خاورمیانه است. تغییر ادبیات کشورهای منطقه در مورد تحولات ایران و ایستادن کنار ایران را نیز باید در همین راستا تحلیل کرد که اتفاقات ایران به مثابه آیینهای شفاف مقابل آنان قرار دارد و این کشورها خودشان را به این اتفاقات نزدیک میبینند، به همین منظور گزینه مطلوب آنها این است که ایران از این تندباد به سلامت عبور کند؛ چراکه درحالحاضر گروهکهای تجزیهطلبی در منطقه وجود دارد که میدان پیدا کردن آنها جغرافیای کل منطقه را دستخوش تغییر خواهد کرد و تمامیت ارضی گروهکهای فعال در این کشورها را تهدید خواهد کرد.
اظهار نظر تازهای که اردوغان، رئیسجمهور ترکیه در مورد اتفاقات ایران مطرح کرده نیز در همین راستا قابل فهم است. او در بخشی از صحبتهای اخیرش با اشاره به اینکه ایران با فتنهای ناجوانمردانه روبهرو است، گفت: «ما باور داریم که برادران دینیمان با سیاستی سنجیده و هوشمندانه که گفتوگو و دیپلماسی را اولویت قرار میدهد، از این روند خائنانه و شوم عبور خواهند کرد.» اظهارات اردوغان، رئیسجمهور ترکیه در مورد تحولات ایران این گزاره را اثبات کرد که به مرور در حال فهم پروژهای هستند که در خاورمیانه در حال اجراست و طبعاً نمیخواهند این اتفاق برای آنان نیز رخ دهد.