در ماههای اخیر بارها از کارشناسان بازار رمزارزها پرسیدهاند که نظرشان دربارهٔ ارزهای دیجیتال متمرکز بر حریم خصوصی چیست. طی چند ماه گذشته شاهد رشد قابل توجه این دسته از ارزها بودهایم. برای نمونه، یکی از این ارزها ظرف سه ماه حدود بیست برابر افزایش قیمت داشت که پدیدهای کمسابقه بود. همچنین ارزهای دیگری مانند دوجکوین، مونرو و سایر ارزهای مشابه نیز رشد کردند. ناگهان بسیاری از افراد خود را «سرمایهگذار حرفهای حوزهٔ حریم خصوصی» معرفی کردند، در حالی که واقعیت این است که اکثریت تنها به سود مالی توجه دارند. پیش از این رشد شدید، تقریباً هیچکس به این ارزها اهمیتی نمیداد، اما پس از جهش قیمتی، همه تبدیل به «نابغهٔ بازار» شدند. این همان ماهیت بازی است.
با این حال باید به نکتهای بسیار مهم توجه کرد: مسیر آیندهٔ جهان و جهتگیری مقررات. رشد اخیر بسیاری از ارزهای مرتبط با حریم خصوصی، بیش از آنکه طبیعی باشد، شبیه یک «رشد ساختگی برای ایجاد نقدشوندگی خروج» به نظر میرسد. شاید برخی با این دیدگاه موافق نباشند، اما اگر دقیقتر به روندهای جهانی نگاه کنیم، این برداشت چندان دور از واقعیت نیست.با توجه به مقررات جدید و مسیر حرکت نظام مالی، آیا واقعاً میتوان باور داشت که طی سه، پنج یا ده سال آینده حریم خصوصی بیشتری در اختیار کاربران قرار خواهد گرفت؟ احتمال چنین چیزی تقریباً صفر است. حتی امکانات محدودی که امروز وجود دارد، به تدریج محدودتر میشود. الزام احراز هویت در همهٔ خدمات، همکاری کامل صرافیها با نهادهای نظارتی، و انتقال اطلاعات به دولتها برای امور مالیاتی نشان میدهد که فضای حریم خصوصی در حال کوچکتر شدن است، نه بزرگتر.در چنین شرایطی، تصور اینکه ارزهای کاملاً خصوصی بتوانند آزادانه و بدون محدودیت مورد استفاده قرار گیرند، واقعبینانه نیست. حتی اگر این رشد اخیر یک حرکت هماهنگشده برای خروج نباشد، واقعیت این است که در سالهای آینده باید با نهایت احتیاط عمل کرد.
بسیاری از کاربران امروز نمیدانند که تعامل با برخی از این ارزها ممکن است در آینده برایشان دردسر ایجاد کند. هنگام گزارش مالیات یا هنگام بررسی تراکنشها توسط صرافیها، چگونه میتوان توضیح داد که چرا فردی از یک ارز کاملاً خصوصی استفاده کرده است؟ حتی اگر هیچ کار اشتباهی انجام نشده باشد، صرف استفاده از چنین ابزارهایی میتواند فرد را در معرض پرسشهای متعدد و حتی سوءظن قرار دهد.برخی معتقدند که ارزهای خصوصی باقی خواهند ماند، زیرا ثروتمندان و صاحبان قدرت به آنها نیاز دارند. این دیدگاه تا حدی درست است. اما نکتهٔ مهم اینجاست: آنچه میان نخبگان اقتصادی و مردم عادی تفاوت ایجاد میکند، کنترل زیرساختها، نهادها و سازوکارهای نظارتی است. افراد بسیار ثروتمند میتوانند از ابزارهای خصوصی استفاده کنند، زیرا در صورت لزوم میتوانند از فشار نهادهای نظارتی عبور کنند یا پاسخگویی را مدیریت کنند. اما افراد عادی چنین تواناییای ندارند.نمونههایی وجود دارد که برخی هکرها یا افراد بسیار ثروتمند پس از جابهجایی مبالغ کلان، دارایی خود را به ارزهای خصوصی منتقل کردهاند.
این اتفاقات رخ میدهد و ادامه خواهد داشت. اما این به معنای قابل استفاده بودن این ابزارها برای عموم مردم نیست. برای کاربر عادی، خطر مسدود شدن دارایی، آغاز تحقیقات، یا مواجهه با پرسشهای سنگین بسیار بیشتر است و معمولاً ارزش ریسک ندارد.بنابراین باید با دقت بسیار زیاد انتخاب کرد که با چه کیفپولها و چه ارزهایی تعامل میکنید. صرفاً به دلیل کنجکاوی یا هیجان نباید وارد حوزههایی شد که ممکن است در آینده پیامدهای جدی داشته باشد.