فرهیختگان: کامران ندری، اقتصاددان در گفتوگو با «فرهیختگان» و در پاسخ به این سؤال که پس از اجرای طرح یکسانسازی نرخ ارز و تغییر سیاست حمایتی دولت، بعضاً مباحثی پیرامون آزادسازی یارانه آرد، نان، بنزین و... هم مطرح میشود، آیا این اصلاحات نیز باید در شرایط فعلی انجام شود، میگوید: «با قبول اینکه ما باید دنبال اصلاحات اقتصادی باشیم؛ اما باید توجه داشت همه اقداماتی که شمرده شد، دارای آثار تورمی است و دولت باید نگران تبعات تورمی این اصلاحات باشد و همچنین اگر بخواهد این تبعات تورمی را جبران کند، اولین سؤالی که مطرح میشود این است که در این شرایط آیا منابعی برای جبران این آثار تورمی و از دست رفتن قدرت خرید خانوار وجود دارد یا خیر. در شرایط فعلی فکر نمیکنم دولت توانایی جبران کردن اثرات معیشتی این اقدامات را داشته باشد. درحالحاضر که موضوع کالابرگ در جریان بوده، میدانیم اولاً تورمی که ایجاد شده، با این یکمیلیون تومان جبران نمیشود. ثانیاً این یکمیلیون تومانی که دولت در قالب کالابرگ به مردم داده، نمیدانیم از چه محلی تأمین شده است. لذا دولت اگر منبع تأمین این یارانه را مشخص نکند، احتمالاً در آینده این یارانه نیز پولی خواهد شد، یعنی دولت مجبور میشود از منابع بانک مرکزی و نظام بانکی یا به عبارت بهتر از طریق خلق پول تأمین کند.»
وی ادامه داد: «اما در کنار این موضوعات، به نظرم تا آن مسائل ساختاری اقتصاد ما حل نشده که رأس آنها مسئله تحریم است، نمیگویم این نوع سیاستها بد است؛ اما نباید انتظار معجزه داشت. این امر میتواند یک مقدار وضعیت ما را بهتر کند، به این معنی که از شدت وخامت اوضاع بکاهد. مسئله تحریم بسیار جدی است. تحریمها ساختارهای داخلی اقتصاد ما را بههم ریخته است. توجه داشته باشید بهخاطر دور زدن تحریمها ما به یکسری نهادهای غیررسمی همچون شرکتهای تراستی و امثال آن متوسل شدهایم که بعضاً آنها سوءاستفادههای کلان میکنند و ما نمیتوانیم با آنها مقابله کنیم. در مورد تحریمها من تخصصی ندارم و نمیتوانم بگویم حل میشود یا نمیشود؛ اما در بلندمدت نباید تحریمها کش پیدا کند، چون بر همه فرایندهای اقتصاد ما اثر منفی میگذارد و بعضاً نتایج اصلاحات را تغییر میدهد. بنابراین حرف من این نیست که مسئله تحریمها باید همین الان حل شود، بلکه ما باید یک چشمانداز میانمدت (یکسال تا یکسال و نیم آینده) برای پایان دادن به موضوع تحریم داشته باشیم.»
زور دولت باید به شرکتهای زیرمجموعهاش برسد
ندری در پاسخ به دیگر سؤال «فرهیختگان» درخصوص لزوم ورود سازمانهای توسعهای دولت (ایدرو، ایمیدرو، npc و شرکت نفت و...) به حوزه سرمایهگذاری برای تحریک بخش خصوصی و شکستن فضای تعلیق و نااطمینانی فعلی میگوید: «یکی از چالشهای ما، غیرفعال بودن سازمانهای توسعهای و شرکتهای بزرگ دولتی در حوزه سرمایهگذاری است. همچنین در شرایطی دولت از طریق بودجههای عمرانی محدود خود نمیتواند بر فرایند سرمایهگذاری و رشد اقتصادی در کشور اثرگذار باشد، باید نهادهای شبهدولتی و شرکتهای خصولتی وارد فرایند سرمایهگذاری در کشور شوند. این نهادها و شرکتها بیشترین میزان صادرات کشور و ارز کشور را در دست دارند اما آنها حضور چندانی در حوزه سرمایهگذاری ندارند.»
وی میگوید: «برای من هم جای سؤال است که چرا زور دولت به شرکتهای تحت حاکمیت خود و نهادهای شبهدولتی نمیرسد. این امر هم در موضوع برنگردان ارز و هم در موضوع سرمایهگذاری مصداق دارد. این شرکتها میزان سرمایهگذاریای که انجام میدهند نسبت به ابعاد و مقیاس اقتصادی آنها ناچیز است. این عدم حضور شرکتهای بزرگ دولتی و حاکمیتی در سرمایهگذاری به دو دلیل صورت میگیرد؛ اولی موضوع بیثباتی اقتصادی و شرایط نااطمینانی بوده و دومین دلیل، سود بالا و بدون دردسر فعالیتهای غیرمولد، یعنی خرید و فروش و کسب سود از ارز و طلا و سکه و بازار داراییهاست. وقتی این نهادها میبینند سفتهبازی سود بالایی دارد، به جای سرمایهگذاری در فعالیتهای مولد، به سمت فعالیتهای غیرمولد میروند؛ چراکه سود زیاد و بدون دردسری برای آنها دارد. متأسفانه این موضوع از سوی افراد زیادی مطرحشده که برخی شرکتهای بزرگ در شرایط نااطمینانی و بیثباتی، از طریق سودآوری از نوسانگیری، بسیاری از چالشهای مدیریتی خود را پوشش میدهند و سودآوری آنها نه از طریق رقابت، بلکه به واسطه کسب سود از فعالیتهای غیرمولد و فرصتهای تورمی و رانتی است.»
این اقتصاددان ادامه داد: «این گمانهزنی نیز مطرح شده که این شرکتها نهتنها منابع خود را وارد سرمایهگذاری نمیکنند، بلکه بعضاً به بهانههای مختلف ازجمله تحریم و تورم، از سیستم بانکی مرتباً سرمایه در گردش میگیرند و آن را نیز وارد حوزه تولید و سرمایهگذاری نمیکنند. در هر حال گفتم که اینها همه گمانهزنی است و ما اطلاعات دقیق از میزان فعالیتهای سفتهبازانه این شرکتها نداریم؛ اما این موضوع کاملاً پیش روی ماست. وقتی میبینیم سرمایهگذاری رشد چندانی نداشته و تورم را بهویژه در بخش داراییها نگاه میکنید - میبینید خیلی بالاست، از این امارهها و نشانهها میتوانید حدس بزنید احتمالاً شرکتهای بزرگ هم مشغول سفتهبازی هستند؛ چراکه مردم عادی منابع و سرمایه کافی برای خرید سکه و طلا و ارز و... ندارند و اگر هم سراغ این داراییها بروند، مگر چقدر میتوانند بخرند.» ندری در پایان معتقد است دولت به دو شکل میتواند این شرکتها را وارد فرایند سرمایهگذاری کند؛ اولی بهخط کردن آنها از طریق رقابت است، یعنی شما اقتصاد را باید رقابتی کنید که همین شرکتها در اغلب موارد مخالف رقابتیشدن فضای اقتصادی هستند؛ چراکه آنها استدلال خواهند کرد اگر فضای اقتصاد رقابتی شود، ما ورشکسته میشویم. مورد دوم اینکه دولت باید از طریق زور اینها را سر خط بیاورد که به نظر میرسد فعلاً دولت زورش به آنها نرسیده است. البته روش صحیح همان رقابت است؛ چراکه شرکتها از طریق حسابسازی و اقدامات دیگر، میتوانند وضعیت خود را بد نشان دهند و وارد فرایند سرمایهگذاری نشوند.»