کد خبر: 222432

اپوزیسیون ابایی از بودن کنار تروریست‌ها و تجزیه‌طلب‌ها ندارد

ننگ و نان

گروهک تروریستی منافقین رسماً اعلام کرده است که در حوادث اخیر نقش‌آفرینی میدانی و تروریستی داشته است. پس از شکست پروژه آشوب، اعتراف به شکست محدود به پهلوی نیست و دیگر چهره‌های اپوزیسیون نیز همین حرف را تکرار می‌کنند. هماهنگی اپوزیسیون با تجزیه‌طلبان در زمان بحران اثبات می‌کند که این گروه‌ها هیچ پایبندی به تمامیت ارضی ایران ندارند.

فرهیختگان: یکی از پروژه‌های کارمندان سایبری گروهک منافقین این است که حضور خود در هر آشوبی در ایران را به اثبات برسانند. در ماجرای 1401 ویدئو‌هایی توسط عاملان این گروه در داخل ایران ضبط می‌شد که بعضاً مورد تمسخر نیز واقع شد. مثلاً برخی عوامل منافقین در مکانی خلوت نام مسعود و مریم رجوی را فریاد می‌زدند و این گروهک تروریستی با انتشار آن مدعی نقش‌آفرینی در آشوب‌ها می‌شد. علاوه بر این یکی از دستور کار‌های رسانه‌ای این است که هر موضع رسمی در ایران که به نقش گروهک منافقین اشاره داشت جهت قدرت‌نمایی مصادره می‌شد و رسانه منافقین با عنوان اعترافات رسمی به حضور منافقین، با افتخار آن را منتشر می‌کرد. اینکه گروهک تروریستی منافقین حتی پس از شکست پروژه آشوب نیز حاضر می‌شود ننگ آن را به جان خریده و به هر قیمتی ابراز وجود کند، نشان می‌دهد منافقین نمی‌خواهند در رقابت با اپوزیسیون برای کاسبی، سرش بی‌کلاه بماند. برای آن‌ها دیگر براندازی مهم نیست و این اصل بر مناسباتشان حاکم است که «بدنامی بهتر از گمنامی است.» برای گروهکی که جهت ادامه حیات خود مجبور شده است برخی نیرو‌هایش را مأمور به گدایی در خیابان‌های اروپا کند، هر آنچه که بتواند تنفس مصنوعی به این حیات بدهد، مطلوب است. بنیاد هابیلیان که پرونده حقوقی شهدای ترور را پیگیری می‌کند در گزارشی افشا کرده بود که برخی کودکان اعضای سابق منافقین که در سال 1991 به دستور مسعود رجوی از پدران و مادران خود جدا شده و به اروپا فرستاده شدند، با افشای مناسبات این فرقه اعلام کردند که به دستور رجوی از وجود آن‌ها برای گدایی در خیابان‌های آلمان استفاده شده است و تنها زمانی می‌توانستند به محل نگهداری خود بازگردند که رقمی بین 130 تا 260 مارک از مردم گدایی کرده باشند. 
برای گروهکی که از پادویی صدام به دریوزگی ترامپ افتاده، هرگونه تصویری که بتواند در راستای ضریب دادن به ادعای حضور در آشوب‌های ایران کمک کند مزیت محسوب می‌شود. این گروهک با تجمیع کردن چنین ادعا‌هایی نهاد‌های امنیتی غربی را مجاب می‌کند که به حمایت‌های خود از این گروهک ورشکسته و منفور ادامه دهند. 

هماهنگی اپوزیسیون با تجزیه‌طلبان در زمان بحران اثبات می‌کند که این گروه‌ها هیچ پایبندی به تمامیت ارضی ایران نداشته و به هر قیمتی به دنبال کسب سهم از کیک فروپاشی ایران هستند. در زمان حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران گزاره‌هایی مطرح شده بود که اسرائیل به رضا پهلوی گفته است پس از نابودی ایران، او صرفاً حاکم بخش مرکزی خواهد بود. علاوه بر این، سابقه خاندان پهلوی در ماجرای تجزیه بخش‌هایی از خاک ایران همچون بحرین و آرارات و همچنین سابقه همکاری سلطنت‌طلبان با گروهک‌های تجزیه‌طلبی همچون کومله که در منشور شکست‌خورده همبستگی علنی شد، دلایلی هستند که عدم پایبندی اپوزیسیون به تمامیت ارضی ایران را اثبات می‌کند. 

برای خواندن نسخه کامل این مطلب به روزنامه فرهیختگان مراجعه کنید.