فرهیختگان: هر گوشه تحولات خاورمیانه در دست کم یکصدسال اخیر را نگاهی بیندازید، ردپای دستگاههای جاسوسی آمریکا در ان قابل مشاهده است. پیچیدهترین و ملموس ترین این پروژهها برای ایرانیان کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ است.در تمام این آشوبسازیها و طرح ریزی برای کودتا آمریکاییها تلاش میکردند تا جای ممکن دستنشان را آلوده نکنند و مسئولیت این کارهای کثیف را به عهده نگیرند. حتی در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد هم آنها سالها بعد به طرح ریزی این کودتا اعتراف کردند.
آنچه در دی ماه برای ایران رخ داد هم اگرچه یک فتنه آمریکایی بود اما درست برعکس این رویه همیشگی آمریکاییها عمل کرد. طرح ریزی پروژه جنگ داخلی این بار هم با ورود مستقیم امریکاییها انجام شد با این تفاوت که این بار آمریکا شخصا لیدری جریان آشوب را هم به عهده گرفت.
دونالد ترامپ نه تنها صراحتا از آشوب در ایران حمایت کرد که حتی تلاش کرد جریانهای تروریستی در ایران را هدایت و راهبری کند و برای القای امید به آنها از کمکهای در راه آمریکا بگویداین ورود مستقیم آمریکا که او را به عنوان مجرم و لیدر اصلی اقدامات تروریستی علیه ایران برای همیشه در تاریخ ثبت کرد چند معنا دارد:
1. ترامپ امید چندانی نداشته که دیگر مزدوران آمریکایی یا حتی نیروی نیابتی اسراییلیاش بتوانند این پروژه را به خوبی راهبری کنند و ترجیح داد، خودش برای بالا بردن احتمال موفقیت فتنه جدید وارد شود. در واقع حوصله رئیس جمهور آمریکا از به نتیجه نرسیدن پروژههای آشوب آنقدر سر رفته که ترجیح داده خودش دست به توییت شود تا بلکه این بار پروژه نابودسازی ایران، محقق شود.
2. این ورود مستقیم در ناارامیهای ایران در کنار پکیج دخالتهای ترامپ در امور داخلی کشورهایی مثل ونزوئلا و گرینلند، اثبات میکند که آمریکا بیخیال حفظ چهره خوبش برای جهان شده و فعلا برای حفظ قدرت و نفت، اهمیت بیشتری قائل است.
3. این عبور از ظاهرسازیهای مرسوم آمریکایی و رو کردن دست چندنی در ماجرای اقدامات تروریستی در دی ماه را هم باید ادامه سقوط آمریکا در موقعیت کنونیاش در جهان دانست اقدامی که به لطف ترامپ مسیر آن هموارتر شده است.