فرهیختگان: «تجزیه ایران بد هم نیست.» والاستریت ژورنال حرف اصلی فتنهسازان در ایران را در مقاله روز جمعهاش به قلم ملیک کایلان گفت. این روزنامه آمریکایی، علاوه بر اینکه مدعی شد مرزهای ایران مصنوعی هستند، صراحتاً از پروژه تجزیه ایران دفاع کرد. این ادعا در کنار زیادهگوییهای ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در مورد مسائل داخلی ایران، پازلها را کنار هم قرار میدهد. روز گذشته رهبر انقلاب، مسئولیت فتنه اخیری را که با همراهی مردم ایران و نیروهای نظامی شکست خورد و جمع شد متوجه شخص رئیسجمهور آمریکا دانستند و عملاً ترامپ را لیدر و مجرم اصلی این فتنه معرفی کردند. تاکید رهبر انقلاب روشن کرد که ایران با فتنهای تماماً آمریکایی روبهرو بود. هدف اصلی از ناآرامسازیها و تلاش برای ایجاد جنگ داخلی در ایران به سودای تضعیف، تجزیه ایران و در گام بعد، دستدرازی به منابع ایران تنظیم شده بود. فتنهای که رهبر انقلاب در یک جمله آن را تلاش برای بلعیدن ایران نامگذاری کردند. طراحی که البته نه فقط مختص شخص ترامپ که سیاست مستمر آمریکاییها در طول چندین سال اخیر بود. دشمنان ایران با طراحی جنگ داخلی در ایران و اجرای پروژه کشتهسازی، سرمایه اجتماعی ایران و نظام سیاسی آن را هدف قرار دادند، دشمنان ایران به دنبال آن بودند تا از نقطهای که در جنگ 12 روزه ضربه خورده بودند، یعنی انسجام و همدلی ملی وارد شوند و با خدشه وارد کردن به برگ برنده ایران؛ در گام بعدی راه را برای اجرای سایر پروژههای ضدایرانیشان هموار کنند.
دستهبندی آشوبسازان در میدان
آنچه در خیابانهای ایران گذشت، درگیری یا عصبانیت لحظهای نبود، پای یک طراحی پیچیده امنیتی و سیاسی در میان بود که یک سمت آن را بازوان رسانهای آمریکا و اسرائیل پیشمیبردند و سمت دیگر آن را جاسوسان و کارگزاران صهیونی آمریکا در خیابان هدایت و اجرا میکردند. «رها پرهام» یکی از همان جاسوسان آمریکایی بود که نهادهای امنیتی بهتازگی خبر از بازداشت و دستگیری او دادند. نام اصلی او «نازنین برادران» بود که گفته میشود در سالهای اخیر تاکنون سه بار تغییر نام داده است. پرهام دست راست بیژن کیان یکی از نزدیکان رضا پهلوی بوده و یکی از افسران سابق پنتاگون به نام آدام لوینگر هدایتگر او بوده است. او ساختار حقوقی پس از براندازی را تدوین کرده و قرار بود پس از حضور حلقههای تروریستی، نماد سقوط شهر باشد. پرهام، تنها یکی از سردمداران اجرای آشوب در ایران است که ماهیت برنامههایشان لو رفته است. در این میان جوانانی هم بودند که بیخبر از پروژه طراحی شده علیه ایران، قربانی این برنامه طرحریزی شده شدند.
رهبر انقلاب در تقسیمبندیای که از ناآرامسازان خیابان ارائه کردند، ناامنکنندگان خیابان را به دو دسته تقسیم کردند؛ یک دسته افرادی از جمله نازنین پرهام و حلقههای وابسته به گروههای آمریکایی و صهیونی را شامل میشد که هم برای اجرای پروژه جنگ داخلی آموزش دیده بودند و هم مبالغ هنگفت دریافت کرده بودند، درون این دسته از عوامل که مزدوران بیگانه به شمار میرفتند، سطح دسترسی و وابستگی افراد متفاوت بود. گروه دیگر جوانان و نوجوانانی بودند که بیاطلاع از واقعیت پروژه آشوب، ناخواسته در زمین ناامنسازان ایران بازی کردند.
آشوب با ورود مردم، فیصله پیدا کرد
جمع شدن این طراحی پیچیده آمریکایی - صهیونی در خیابانها به عوامل و مؤلفههای متعددی بستگی دارد؛ اما مؤثرترین اقدام برای شکست خوردن این طرحریزی، ورود خود مردم به برخورد با این جریان تروریستی بود. بخشی از این شبکههای تروریستی با گزارشهای مردمی به نهادهای اطلاعاتی، شناسایی و بازداشت شدند. تجمع میلیونی 22 دیماه نیز آبی بر آتش آشوبسازان تروریستی بود، علاوه بر آنکه پیامی به رسانههای بینالمللی منتقل میکرد که واقعیتی که رسانههای صهیونی از مردم ایران نشان میدهد با واقعیت میدان تفاوت دارد، این گزاره را هم اثبات میکرد که تلاش برای خدشه به انسجام اجتماعی حول مقدسات و نمادهای ملی مردم ایران، این بار نیز محکوم به شکست بود. عامل مؤثر دیگری که در خاموش کردن آتش این فتنه، نقشی کلیدی ایفا کرد، نوع ورود نهادهای نظامی- امنیتی به این اقدامات تروریستی بود. دستگاههای انتظامی ضمن تبیین آنچه در واقعیت بر نیروهای نظامی و امنیتی در پنجشنبه و جمعه گذشت و انتشار مستندات آن، صراحتاً بیان کردند میان معترضان و جریانهای تروریستی حاضر در خیابان، تفکیک قائلند و بهخاطر پنهان شدن جریانهای تروریستی میان مردم، اجازه شلیک نداشتند. در گام بعد دستگاههای امنیتی و انتظامی ضمن اشاره به حضور جریانهای تروریستی در میان مردم و شفاف کردن واقعیت اقدامات تروریستی برای دستگیری و بازداشت جریانهای تروریستی وارد شدند و حلقههای آشوبساز خیابان را بازداشت کردند. این نوع مواجهه علاوه بر آنکه افکار عمومی را نسبت به واقعیت صحنه روشن کرد، نقش مؤثری در آرام کردن خیابانها ایفا کرد. موضوعی که در تبیین روز گذشته رهبر انقلاب، صراحتاً مورد اشاره قرار گرفت.
ترامپ؛ مجرم اصلی فتنۀ دیما
رهبرانقلاب، علاوه بر تبیین آنچه در خیابان گذشت و آنچه مردم و نیروهای امنیتی انجام دادند، هدایتکننده این اقدامات تروریستی، یعنی رئیسجمهور آمریکا را خطاب قرار دادند. تفاوت فتنهای که این بار علیه ایران پیاده شد، این بود که شخص رئیسجمهور آمریکا برای هدایت و رهبری این جریانهای آشوبساز وارد شد و به هدایت فتنهگران پرداخت. در حالی که در دیگر پروژهها علیه ایران، مقامات آمریکایی و اروپایی تا جای ممکن از پشتصحنه به هدایت آشوبها میپرداختند و وارد جریان آشوب نمیشدند. به همین منظور رهبر انقلاب شخص رئیسجمهور آمریکا را مجرم در به راه انداختن این پروژه آشوب علیه مردم ایران معرفی و اشاره کردند: «ما رئیسجمهور آمریکا را مجرم میدانیم، هم بهخاطر تلفات و خسارتها و هم به علت تهمتی که به ملت ایران زد.» این اشاره پیام روشنی برای آمریکا داشت. رهبر انقلاب نهتنها او را مسئول جنایتها در خیابانهای ایران دانست، بلکه در واکنش به اینکه ترامپ، آدمکشان و تخریبگران را از مردم ایران دانستند، هم موضعی صریح گرفت و این اقدام را توهینی به مردم ایران دانست و به نمایندگی از مردم ایران در مقابل تعریف خطا از مردم ایران، پاسخی صریح و محکم دادند.
سیاسیکاری را کنار بگذارید و انسجام را حفظ کنید
رهبر انقلاب در بخش دیگری از صحبتهایشان اشارهای به مسائل و موضوعات داخلی کشور نیز داشتند. ایشان تاکید کردند که در شرایط فعلی میبایست از دعواهای سیاسی و جناحی فاصله گرفت و وحدت و انسجام ملی را اصل قرار داد. در موقعیت فعلی ایران، اقدامات مسئولان میبایست از آینه کارآمدی مورد قضاوت قرار بگیرد، وضعیت سخت معیشتی و اقتصادی نیازمند ورود جدی و برخورد مسئولانه مقامات دولتی است و مسئولان دستگاههای اجرایی میبایست با هر نوع ناکارآمدی برخوردی جدی داشته باشند. اما در عین حال در انتقاد و مواجهه با اقدامات دولت برخورد سیاستزده تنها اقدامی است که باید از آن اجتناب کرد؛ چراکه نهتنها مسائل و مشکلات کشور را حل نمیکند، بلکه فضای سیاسی را به سمت قطبیسازی میبرد، به همین منظور رهبر انقلاب بر این گزاره تاکید کردند که: «من از اینکه به رؤسایکشور، به رئیسجمهور و دیگران در چنین شرایط مهم بینالمللی و داخلی اهانت شود، به شدت پرهیز میدهم و افرادی را که ممکن است در مجلس یا بیرون از آن باشند از این کار نهی و منع میکنم.»
آنچه کشور در موقعیت فعلی به آن نیاز دارد، حفظ وحدت و انسجام اجتماعی، درک موقعیت حساس کشور و همچنین حمایت از مسئولان دولت برای کار و انجام اقدامات در دستور کار است. در این موقعیت میبایست به این گزاره اساسی توجه داشت که ایران با جنگی همهجانبه روبهروست و اقدامات دولت و سایر قوا نیز میبایست با توجه به این اصل اساسی تنظیم شود و این موضوع مکرراً از جانب چهرههای دولتی طرح شود که معیشت مردم برای آنان اصل قرار دارد تا بهانهای برای سوءاستفاده دشمنان ایجاد نشود. طبیعتاً چهرههای سیاسی نیز باید ضمن درک این موقعیت حساس از هر اظهارنظر یا فضاسازی رسانهای که بهجای کمک به دولت، موجب تضعیف و اعمال فشار به دولت شود و پاس گلی به دشمنان ایران دهد، اجتناب کنند؛ چراکه آثار زیانبار این برخوردهای هیجانی و احساس تنها متوجه یک گروه و جریان سیاسی خاص نخواهد شد، بلکه متوجه تمام ملت ایران خواهد بود.