کد خبر: 222070

دارودسته نتانیاهو_پهلوی باز هم اعتراضات مردم را گروگان گرفتند

چطور پهلوی‌چی‌ها اعتراضات معیشتی مردم را دزدیدند؟

با این میزان از حیف و میل اموال مردم آیا صدای اعتراضی که به حاکمیت می‌رسد؛ صدای اعتراض به معیشت است؟ به نظر می‌رسد تنها صدای مخابره شده از این جمعیت آن است که برای ما مهم نیست چه کسی مقابل ماست. خدمت به مردم در ذهنیت این قشر در چارچوب فعالیت در زمره دولت تعریف می‌شود، پس باید از بین رود!

در یکی هفته‌ای که از حذف ارز ترجیحی و طرح حمایتی جدید دولت مبنی‌بر اعطای کالابرگ چهار میلیون تومانی به مردم می‌گذرد، افزایش قیمت اقلام خوراکی و نرخ ارز بدون واکنش در کشور باقی نماند. اقداماتی در قالب اعتراضات معیشتی در شهرهای دیگر مشاهده شد اما هر چه گذشت عجیب و غریب‌تر شد. از آن گذشته به طرز ناباورانه‌ای هم در فضای مجازی مخابره شد. یکی از این ویدئوها که حسابی در یک هفته اخیر وایرال شد حمله به فروشگاه های زنجیره ای و آتش زدن آن‌ها بود؛ فروشگاهی که زنجیره نهایی توزیع کالاهای اساسی واقلام خوراکیِ خود مردم به مردم است. اما عجیب‌تر از آن از ویدئویی بود در همان روزهای نخست که اینترنت بین‌الملل وصل بودلملل ، در فضای مجازی پیچید؛ مربوط به ایلام بود گروهی که به مغازه‌های مردم حمله کردند، اقدام به شکستن شیشه‌ها کردند. اقلام خوراکی و کالاهای مایحتاج ضروری مردم را حیف و میل کردند. در بخشی از این ویدئو دیدیم که کیسه‌های برنج‌ را پاره کردند و آن‌ها را بر هوا می‌پاشند. اقدامی که به ظاهر اعتراض به وضع کنونی معیشت بود اما در باطن ضربه اساسی به مال مردم و به تبع از دست رفتن بخشی از مایحتاج ضروری سفره ملت بود. اما در فضای مجازی چطور اقدام غلط را در ذهن مخاطب، نرمالایز کرده و درست جلوه می‌دهند. طوری که مردم با دیدن کلیپ نگویند حیف اموال آن مغازه دار یا این که این اموال ما بود که حیف و میل شد؟

چطور از بین بردن مایحتاج سفره مردم را به عنوان اعتراض معیشتی به خورد مخاطب بدهیم؟

با دیدن کلیپ یک دقیقه ای آسیب به مغازه های فروش مایحتاج ضروری سفره مردم در نگاه اول مخاطب احتمالا می‌گوید اعتراض است دیگر! اعتراض معیشتی. احتمالا به سرعت ویدئو را رد کند اصلا فرصت نکند تامل کند به آنکه، نکند به واسطه این حرکت دچار کمبود و کمیابی اقلام اساسی خوراکی بشویم. چرا که شگرد رسانه و فضای اجتماعی اصلا همین است. به مخاطب فرضت فکر کردن نمی‌دهد! خوراکش را می‌دهد و می‌رود!

فضای مجازی چطور در 30 ثانیه به هدف می‌زند و فرصت فکر کردن را از مخاطب می‌گیرد؟

اما به نظر می‌رسد اسباب و ابزاری که باعث شد مردم حداقل در فضای مجازی، مسئله اصلی و مهم را به چشم نبینند؛ به اصطلاح عکاسان، تنظیم فوکوس دوربین روی افزایش قیمتی بود که به زعم آنان ساخته دولت بوده و حالا دولت می‌خواهد با دادن مبلغ ناچیز یارانه به مردم صدقه بدهد!

با سناریویی که در مرحله اول در ذهن بیننده ایجاد می‌کنند؛ مخاطب در یک ریلز 30 ثانیه‌ای اصلا فرصت ندارد به از دست رفتن اموال خودش یا در وهله بعدی به کمیاب شدن این اقلام مهم بیندیشد. چرا که خوراک آن کلیپ 30 ثانیه‌ ای به سرعت ذهن بیننده را مشغول می‌کند و فرصتی برای رسیدن به مسئله اصلی باقی نمی‌ماند!

اینجاست که اهمیت رسانه و خوراکی رسانه‌ای هدفمند به مخاطب که سالها تذکر آن را به دولت‌ها می‌دادیم؛ بیش از پیش مشخص می‌ شود و حالا در میدان تهاجم اطلاعات به غایت هدفمند با جذابیت بصری بالا نشسته‌ایم و گویا نگاه می‌کنیم که پیش می‌آید!

پیش از این در راستای اهمیت پلتفرم‌های اجتماعی و سازماندهی ذهنیت مخاطب، فقط جلسات و گعده‌های رسانه‌ای تشکیل می‌دادیم و به دنبال راهکاریم! راهکاری که به نظر می‌رسد دیر به یاد آن افتاده‌ایم. شاید بهتر است برای یادآورری به سالهای 96، 98 و حتی 1401 برگردیم و از آن جا شروع کنیم...

اما در راستای کلیپ‌های وایرال شده از حیف و میل اموال مردم، حمله به فروشگاه‌های زنجیره‌ای، آتش زدن آخرین زنجیره توزیع و عرضه کالا به مردم و ویدئوی معروف پاشیدن برنج در خیابان، ذکر چند نکته ضروری است:

اعتراضات معیشتی را قبل از ادغام با هیجانات کاذب و دروغ‌های دشمن باید شنید

1.در این رابطه یادآوری این نکته ضروری به نظر می‌رسد که با توجه به حذف ارز ترجیحی و تخصیص یارانه و به تبع آن رشد قیمت اقلام خوراکی در هفته نخست باعث شد واکنش های هیجانی خصوصا در فضای مجازی تشدید شود. شاید در فضای حقیقی این واکنش‌ها به یک سوم می‌رسید اما ضریب هیجان کاذبی که در فضای مجازی رخ داد قابل چشم پوشی نیست. اما از این مسئله نیز نباید گذشت که بخشی از این اعتراضات خصوصا در قالب مشکلات اقتصادی و معیشتی، حق است؛ چرا که تورم مواد غذایی درکشور خصوصا شهرستان‌ها به رقم بالایی رسیده برخی داده‌های استانداری‌ها حاکی از آن است که تورم میوه در شهرستان‌ها از پایتخت نیز سبقت گرفته است. با شرایط موجود زمانی که مردم احساس کنند دولتمردان صدای آنان را نمی‌شوند هیجانات کاذب فضا را پر کند و تلاش کنند با روش‌های دیگر صدای خود را به حاکمیت برسانند.

وقت افتادن نقاب از‌ چهره رسیده؟

2.با این میزان از حیف و میل اموال مردم آیا صدای اعتراضی که به حاکمیت می‌رسد؛ صدای اعتراض به معیشت است؟ به نظر می‌رسد تنها صدای مخابره شده از این جمعیت آن است که برای ما مهم نیست چه کسی مقابل ماست. خدمت به مردم در ذهنیت این قشر در چارچوب فعالیت در زمره دولت تعریف می‌شود، پس باید از بین رود! هر عاملی که به زندگی مردم و هموار شدن مشکلات معیشتی ختم بشود و احتمالا مردم را به یک گام عقب‌تر از انتقاد به دولت پیش ببرد؛ در ذهنیت این قشر نکوهیده است و مقابلش تمام قد می‌ایستند! اینجاست که نقاب از چهره‌شان می‌افتد؛ بله معیشت مردم و مسائل اقتصادی اصلا مسئله این گروه نیست! آن‌ها هدفی جز تجزیه و نابودی ایران اصلا به ذهن‌شان خطور نمی‌کند. بله مسئله این‌ها ایران است!