فرهیختگان: تنش میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی در یمن، با بمباران بندر المکلا توسط جنگندههای عربستان و هدف قراردادن محموله تسلیحاتی اماراتی همراه با اولتیماتوم ۲۴ ساعته برای خروج نیروهای ابوظبی از خاک یمن، زنگ خطر رقابت پنهان دیرینه دو متحد سابق را به صدا درآورده است. جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل منطقه در گفتوگو با «فرهیختگان» با تأکید بر ریشههای این تقابل در رقابت بر سر منابع نفت و نفوذ ژئوپلیتیک در جنوب یمن تشریح میکند که این نزاع کنترلشده دقیقاً همان آرزویی است که قدرتهای غربی برای تضمین فروش پایدار تسلیحات به دو کشور ثروتمند خلیجفارس دارند. مشروح این گفتوگو را در ادامه از نظر میگذرانید.
ریشه تقابل شکلگرفته بین عربستان و امارات را در چه چیزی میدانید؟
عربستان و امارات در ۱۳۹۴ یعنی حدود 10 سال پیش در قالب یک ائتلاف چندکشوری وارد جنگ یمن شدند و عملیات نظامی علیه انصارالله را آغاز کردند. این ائتلاف ابتدا شامل 9 کشور بود، اما بهتدریج دیگر کشورها کنار کشیدند و تنها عربستان و امارات باقی ماندند. چند سالی این دو کشور در کنار هم عملیات نظامی مشترک در یمن انجام دادند، اما هیچکدام به اهداف اصلی خود، یعنی تصرف صنعا و بازگرداندن دولت مورد حمایتشان دست نیافتند. بهمرور، تمرکز هر دو کشور از شمال یمن و صنعا به جنوب یمن منتقل شد؛ منطقهای که پیشتر در دوران جنگ سرد جدا شده بود و بهعنوان «یمن جنوبی» شناخته میشد. در جنوب یمن هر دو کشور از گروههای رقیب حمایت میکنند. عربستان از نیروهای دولت شورای ریاستی حمایت میکند و امارات از شورای انتقالی جنوبی که خواهان جدایی جنوب است. این حمایتها بهصورت نیابتی، با پول و سلاح انجام میشود و گاهی به درگیریهای نظامی محدود منجر شده، اما تاکنون به خصومت همهجانبه و جنگ مستقیم بین عربستان و امارات نینجامیده بود.
جلوههای دیگری از این تقابل وجود دارد؟
نمونههای بارز دیگری از مواجهه عربستان و امارات، رقابت در لیبی و سودان است. در سودان دو گروه نظامی رقیب با هم میجنگند. نیروهای واکنش سریع به رهبری محمد حمدان دقلو (حمیدتی) از حمایت امارات برخوردارند، درحالیکه ارتش رسمی به رهبری عبدالفتاح البرهان از عربستان حمایت میگیرد. ریشه این رقابتها عمدتاً بر سر منابع ارزشمند مانند نفت و طلا همچنین کنترل مناطق استراتژیک است. امارات در سالهای اخیر به دومین صادرکننده بزرگ طلا در جهان تبدیل شده، درحالیکه هیچ معدن طلای قابلتوجهی ندارد. این امر عمدتاً به کنترل معادن طلا در سودان از طریق قاچاق و پیشدستی بر عربستان بازمیگردد. خود سودان هم اکنون سومین صادرکننده طلا در جهان است. همچنین استانهای مهم یمن مانند حضرموت و المهره و تا حدی شبوه دارای منابع نفت و گاز و همچنین سواحل طولانی در اقیانوس هند هستند که کنترل آنها میتواند تسلط بر آبراههای کلیدی را افزایش دهد.
آیا پای قدرتهای غربی نیز در این تقابل وجود دارد؟
به نظر میرسد آنچه اکنون رخ میدهد دقیقاً همان چیزی است که قدرتهای غربی بهویژه آمریکا و بریتانیا خواهان آن هستند تا دو کشور منطقه با درآمدهای نفتی بالا پولهای خود را صرف خرید سلاح کنند. هر دو کشور امنیت خارجی وابسته دارند و تولید سلاح داخلی ندارند، بنابراین بهترین مشتریان صنعت تسلیحات هستند. حتی اگر به جنگ همهجانبه نینجامد، چنین حوادثی مانند هدف قراردادن محموله تسلیحاتی باعث میشود طرف هدفقرارگرفته مجدداً سلاح بخرد و چرخه ادامه یابد. بزرگترین درآمد آمریکا، بریتانیا و کشورهای اروپایی از فروش تسلیحات است و تقابل عربستان و امارات فرصتی عالی برای فروش بیشتر سلاح فراهم میکند بدون اینکه واکنش سیاسی شدیدی در پی داشته باشد.
غربیها پیشتر علاقهمند به آغاز جنگ مستقیم بین ایران و عربستان بودند، اما این سناریو برایشان بسیار خطرناک بود، زیرا ایران میتواند تهدید جدی برای خود آنها هم ایجاد کند. در عوض رقابت بین عربستان و امارات گزینهای کمخطرتر است و هر دو طرف ناگزیر به خرید سلاح بیشتر و پذیرش مشاوران نظامی خارجی میشوند. البته، پیشتر تحلیلهایی وجود داشت که این دو کشور در حال اجرای یک طرح مشترک برای تسلط بر شبهجزیره عربستان هستند، اما اکنون به نظر میرسد رقابت واقعی و جدی است. در پشت صحنه، اختلافات بین آمریکا و بریتانیا نیز نقش دارد. بریتانیا بیشتر به امارات نزدیک است و محمد بن سلمان با آمریکا همخوانی بیشتری دارد. هر دو قدرت غربی ترجیح میدهند این رقابت ادامه یابد تا سود فروش سلاحشان تأمین شود.
آیا نزدیکی امارات به سیاستهای امنیتی اسرائیل در منطقه در ایجاد این تنش نقش داشته است؟
عربستان سعودی در سالهای اخیر به سمت عادیسازی روابط با اسرائیل حرکت کرده است. هرچند این حرکت نسبت به امارات آهستهتر و با شرطهایی مانند پیشرفت در مسئله فلسطین بوده است. محمد بن سلمان علناً از همکاریهای اقتصادی و امنیتی با اسرائیل سخن گفته است. غربیها علاقهمندند هر دو کشور با اسرائیل روابط نزدیک داشته باشند. بنابراین بعید است اسرائیل مستقیماً در ایجاد این تنش نقش داشته باشد، زیرا درگیری عربستان با امارات میتواند عربستان را از تمرکز بر عادیسازی روابط دور کند و حتی ریاض را به بسیج افکار عمومی علیه اسرائیل وادار سازد.
عربستان 24 ساعت به نیروهای اماراتی وقت داده تا یمن را ترک کنند. آیا امارات به این موضوع تمکین میکند؟ این تنش درنهایت به چه سمتی میرود؟
شورای ریاستی یمن به ریاست رشاد العلیمی که موردحمایت عربستان است پس از حمله هوایی به بندر المکلا اعلام کرد که توافق دفاعی با امارات را لغو کرده و همه نیروهای اماراتی باید ظرف ۲۴ ساعت از خاک یمن خارج شوند و وزارت خارجه عربستان نیز همین موضع را تکرار کرد. امارات البته این درخواست را رد کرد و گفته پشت نیروهای نیابتی خود را خالی نمیکند. اگر امارات کوتاه بیاید، اعتبار نفوذش در جنوب یمن و دیگر مناطق تحت نفوذش مانند سودان و لیبی خدشهدار میشود و غربیها نیز از کاهش تنش خوشحال نخواهند شد، زیرا رقابت سودآور فروش سلاح را کاهش میدهد. بنابراین، احتمالاً تنش به سمت تشدید کنترلشده میرود. عربستان کنترل هوایی دارد و میتواند محمولههای بعدی را هدف قرار دهد، اما جنگ همهجانبه مستقیم بعید است. امارات نیروهای محدودی در جنوب یمن بهویژه در جزایر استراتژیک مانند سقطری و مناطق ساحلی دارد. امارات ارتش بزرگ داخلی در یمن ندارد و بیشتر از نیروهای نیابتی و پیمانکاران خصوصی بینالمللی استفاده میکند تا تلفات داخلی نداشته باشد و شکستها به نام پرچم ملیشان ثبت نشود.