کد خبر: 220362

سی و پنج سریال دیدنی کره ای 

بازیچه، بی‌گناهی که در زندان، هفت خط شد!

سریال‌های کره ای نه تنها قصه‌های عاشقانه و خانوادگی را با ظرافتی خاص به تصویر می‌کشند، بلکه در ژانرهای متنوعی چون تاریخی، جنایی، فانتزی و اجتماعی نیز حرف‌های زیادی برای گفتن دارند.

در سال‌های اخیر سریال‌های کره‌ای توانسته‌اند جایگاه ویژه‌ای در میان مخاطبان جهانی پیدا کنند؛ آثاری که با روایت‌های تازه، بازی‌های درخشان و تولید حرفه‌ای، مرزهای سرگرمی را پشت سر گذاشته و به یکی از جریان‌های مهم فرهنگی در عرصه بین‌الملل بدل شده‌اند. این سریال‌ها نه تنها قصه‌های عاشقانه و خانوادگی را با ظرافتی خاص به تصویر می‌کشند، بلکه در ژانرهای متنوعی چون تاریخی، جنایی، فانتزی و اجتماعی نیز حرف‌های زیادی برای گفتن دارند.

همین تنوع و جذابیت باعث شده مخاطبان ایرانی نیز بیش از گذشته به دنبال شناخت و تماشای آثار جدید کره‌ای باشند. در این گزارش قصد داریم سی‌وپنج سریال کره‌ای تازه و دیدنی را معرفی کنیم؛ مجموعه‌ای از داستان‌های پرکشش و شخصیت‌های به‌یادماندنی که می‌توانند لحظات متفاوتی از سرگرمی و هیجان را برای شما رقم بزنند. امیدواریم این معرفی‌ها راهنمایی باشد برای انتخاب بهتر و تجربه‌ی لذت‌بخش‌تر در دنیای سریال‌های کره‌ای.

بازیچه، داستان مردی که بی گناه به زندان افتاد!

سریال کره‌ای بازیچه‌(فریب‌خورده) میلادی یکی از آثار شاخص کره‌جنوبی در سال اخیر است که با ترکیب فضای جنایی، اکشن نفس‌گیر و روایت انتقام توانست جایگاه ویژه‌ای در میان تولیدات تازه پیدا کند. داستان مردی ساده که ناگهان قربانی توطئه‌ای بزرگ می‌شود و به ناحق به جرم قتل متهم می‌گردد، در دل خود نقدی اجتماعی از بی‌عدالتی و قدرت‌های پنهان دارد. بازی جی‌چانگ‌ووک در نقش قربانی و دو‌کیونگ‌سو در نقش ضدقهرمان اصلی، تقابل جذابی خلق کرده که مخاطب را تا پایان درگیر می‌کند. کارگردانی با ریتم سریع، نورپردازی سرد و قاب‌های بسته فضای خفقان‌آور و بی‌اعتمادی را به‌خوبی منتقل کرده و پایان باز سریال نیز بحث‌های زیادی میان هواداران ایجاد کرده است.

تم داستان آشناست و در تقریبا تمام کشورهای صاحب‌سبک شاهد نسخه‌های مشابهش بوده‌ایم. پیرنگ «مردی که به ناحق به زندان رفته و قصد انتقام دارد» نه جدید است و نه ابتکار کره‌ای‌ها، اما تماشا کردن مجموعه‌های این‌چنینی همیشه برای مخاطب جذاب است تا به خودش یادآوری کند که عدالت به هر شکل ممکن جاری می‌شود.

اگر این اثر را با سریال راننده‌تاکسی مقایسه کنیم، شباهت‌های زیادی در مضمون انتقام و عدالت شخصی دیده می‌شود، هرچند دستکاری‌شده فضای تاریک‌تر و شخصیت‌پردازی پیچیده‌تری دارد. در قیاس با «شهر‌ساختگی»، فیلمی که در سال دوهزار‌و‌هفده با موضوع مشابه ساخته شد، سریال جدید روایت گسترده‌تر و شخصیت‌های چندلایه‌تری ارائه می‌دهد و فرصت بیشتری برای نمایش بازی روانی میان قربانی و عامل اصلی فراهم می‌کند.

همچنین در مقایسه با سریال ملکه‌مانتیس که در همان سال پخش شد، دستکاری‌شده بیشتر بر تقابل فردی و روانی تمرکز دارد، در حالی‌که ملکه‌مانتیس بر شبکه‌های جنایی و روابط سازمانی تأکید می‌کند. این مقایسه‌ها نشان می‌دهد سریال بازیچه توانسته با ترکیب هیجان، انتقام و نقد اجتماعی، در میان آثار هم‌دوره خود جایگاه متمایزی پیدا کند و مخاطب را با پرسش‌های جدی درباره عدالت و قدرت تنها نگذارد.