• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۶/۰۳/۱۰
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
نگاهی به حضور مردم تهران در «فصل باران‌های موسمی» مجید برزگر و «پاره‌های ساده» سیدعلی هاشمی

زندگی شهری در قاب هنر

فرهیختگان: این روزها فیلم «فصل باران‌های موسمی» که اولین فیلم مجید برزگر است در گروه هنر و تجربه اکران شده و از سوی دیگر نمایش «پاره‌های ساده» سیدعلی هاشمی برای بار دوم روی صحنه رفته است.

زندگی شهری در قاب هنر

 سید حسین رسولی
 خبرنگار گروه تماشا

هر دوی این آثار هنری در یک چیز مشترک هستند. نمایش زندگی روزمره مردم تهران که می‌تواند مورد توجه پژوهشگران قرار بگیرد. شما می‌توانید «فرهنگ زنده» مردم و افکار و رفتار آنها را از دل آثار هنری کشف کنید. مثلا اگر به تابلوهای «سیب‌زمینی‌خوران» (۱۸۸۵) و «کفش‌های روستایی» (۱۸۸۶) ونسان ونگوگ نگاه کنید دیگر «جهان زندگی» آن مردم برای شما گشوده می‌شود. طبق تفسیری که مارتین هایدگر فیلسوف تاثیرگذار آلمانی بر تابلوی نقاشی «کفش‌های روستایی» ارائه کرده می‌توانید به تاثیر هنر در بررسی زندگی اجتماعی-فرهنگی پی ببرید. ‌هایدگر می‌گوید: «از دهانه سیاه‌رنگ و درونه رنگ ‌‌و ‌رو رفته‌ کفش‌ها، گام‌های خسته‌ کارگر به ما زل می‌زند. در سنگینی زمخت و سخت کفش‌ها، سختی آهسته گام‌ برداشتن حضور دارد؛ گام ‌برداشتنی از میان راه‌‌های طولانی و همواره ثابت میان دشت که باد بر آن می‌وزد.» در واقع شاید منظور او این است که «جهانی» برای ما پدیدار می‌شود. همین جهان «مردم تهران» نیز در فیلم مجید برزگر و اجرای سید علی هاشمی نمودار می‌شود.
در فیلم «فصل باران‌های موسمی» شاهد پرسه‌های نوجوانی به نام سینا در شهرک اکباتان از محله‌های مهم غرب تهران هستیم. نوجوانی که درگیر زندگی روزمره است. او درگیر خواست‌‌ها و نیازهای اجتماعی معطوف به سن خود است. سینا مرتکب یک اشتباه شده است. روابط اجتماعی او با آدم‌های دیگر را می‌بینیم؛ دوستش که با او به یک فرد موتورسوار باج می‌دهند. دختر بی‌خانه‌ای که سینا به خانه خودشان می‌برد. سینا فردی ساده است که در یک داستان کاملا معمولی در میان کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر تهران پرسه می‌زند. جالب است بدانید که «دو‌سوم تولیدات سینمای ایران» درباره «تهران» است. در فیلم برزگر مضمون‌های بطالت و مصرف‌گرایی در زندگی مدرن شهری را شاهد هستیم. از سوی دیگر در نمایش «پاره‌های ساده» با روایتی نمایشی از همین مفاهیم روبه‌رو هستیم. داستان زنی در شهرک اکباتان روایت می‌شود که خاطرات روزانه‌اش در ۱۳ روز عید نوروز را با مخاطبان در میان می‌گذارد. انسان‌های دیگری که با او در رفت و آمد هستند. همسایه‌ای که فضول است و دلش بچه می‌خواهد. فالگیری که به خانه‌اش می‌‌آید و برای او فال شمع می‌گیرد. عشق از دست رفته‌ای که بار دیگر به خانه او می‌آید و با یکدیگر مشاجره می‌کنند. او تمام این «زندگی معمولی» خودش را که می‌تواند «تراژدی مدرن شهری» ما باشد در یک دفتر خاطرات می‌نویسد. این دفتر خاطرات برای تماشاگران امروز و شاید مخاطبان آینده روایت می‌شوند. روایتی که از مردم شهر تهران به یادگار می‌ماند. اگر به فیلم‌های «کندو» (۱۳۵۴)، «رضا موتوری» (۱۳۴۹) یا نمایشنامه «گلدون خانم» اسماعیل خلج نگاه کنید ردپای زندگی مرد شهر تهران را پیدا می‌کنید.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها