• تقویم روزنامه فرهیختگان ۰۸:۰۵ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۳
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
توصیه‌های رهبری به هیات دولت چه دلایلی داشت؟

ایده حفظ دولت‌ها تا لحظه آخر

دیدار روز گذشته رهبر انقلاب با هیات دولت، جلسه‌ای برای تاکید بر کار و تلاش در سال پایانی دولت دوازدهم و سال هشتم تیم حسن روحانی بود؛ سخنانی که هم تذکر داشت و هم توصیه.

به گزارش «فرهیختگان»،   می‌توان گفت دیدار روز گذشته رهبر انقلاب با هیات دولت که به‌صورت مجازی و تصویری برگزار شد، جلسه‌ای برای تاکید بر کار و تلاش در سال پایانی دولت دوازدهم و سال هشتم تیم حسن روحانی بود؛ سخنانی که هم تذکر داشت و هم توصیه. تذکر درمورد اینکه واقعیت میدانی نشان‌دهنده شرایط مساعد و مناسبی نیست و توصیه به اینکه چه‌‌کار کنید با چالش و مشکلات بیشتر از این مواجه نشوید و صد البته کشور را با گرفتاری مواجه نسازید.

اینکه رهبر انقلاب بخش عمده‌ای از سخنان خود را به این موضوع اختصاص می‌دهند، می‌تواند نشات‌گرفته از دو مساله متفاوت باشد؛ یکی تجربه دولت‌های گذشته در سال پایانی و دیگری برآیند کلی عملکرد هفت‌ساله دولت روحانی.

اول: سندروم سال پایانی

مدت‌هاست که در افواه عمومی یا حتی ادبیات سیاسی ایران واژه‌ای با عنوان سندروم سال پایانی دولت جا افتاده است؛ اصطلاحی که توضیح می‌دهد دولت‌های مختلف در سال پایانی فعالیت، دچار مشکلات بزرگ و عدیده شده‌اند، مشکلاتی که هرچند برخی از آنها ناشی‌از اتفاقاتی است که شاید دولت در وقوع آنها خیلی نقشی نداشت، اما حتما بخش عمده‌ای از ایرادها و چالش‌های سال‌های پایانی دولت دست‌ساز کارگزاران نزدیک به روسای‌جمهور و برساخته اهدافی است که حلقه اصلی کابینه در ذهن می‌پرورانند. در این میان با درنظر گرفتن چنین فرضی، به نتیجه دیگری هم می‌رسیم و آن اینکه برخی به اشتباه تصور می‌کنند یا تعمدا تلاش دارند که بگویند این اصطلاح رایج یعنی سندروم سال پایانی صرفا دربرگیرنده موضوعات و مسائل اقتصادی است، این درحالی است که اگر با دقت سال‌های پایانی دولت‌های پس از جنگ را بررسی کنیم، خواهیم دید در هر سه دولت هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد چالش‌هایی متشکل از موضوعات اقتصادی و سیاسی به‌اضافه رها کردن دولت و فقدان انجام پروژه‌های بزرگ و جدی گریبانگیر دولت و طبعا کشور شده است.

دولت ششم، هاشمی‌رفسنجانی

دو سال پایانی دوره هاشمی از آن دوره‌های پرتلاطم و پرافت‌وخیز کشور است. از یک‌سو جریان نزدیک به دولت یا به‌عبارت دیگر حزب کارگزاران فعالیت‌های گسترده‌ای را آغاز می‌کند تا بتواند خود را در قدرت نگاه دارد و ازسوی دیگر تبعات اشتباهات اقتصادی دولت همچنان گریبانگیر است و مشکلات فراوانی را برای زندگی مردم فراهم آورده است. درخصوص مورد اول، ماجرا از انتخابات مجلس پنجم که حدودا یک سال‌ونیم قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری هفتم برگزار شد، شروع می‌شود. اعضای کارگزاران سازندگی و دیگر نزدیکان دولت ابتدا به شکل ناشیانه‌ای تلاش می‌کنند مجلس را به تسخیر درآورند و وزرای دولت را راهی پارلمان کنند، که البته موفق نمی‌شوند، لذا بعد از آن تمام توان خود را به میدان می‌آورند تا دوران فعالیت رئیس‌جمهور مستقر را تداوم بخشند یا اینکه دولت بعد را از مسیری که خود می‌خواهند به قدرت برسانند. پروژه تکرار بدنه دولت پنجم و ششم در دولت‌های هفتم و هشتم تقریبا موفق ظاهر می‌شود و یک‌دو جین از وزرا و مدیران دولت سازندگی وارد دولت اصلاحات می‌شوند؛ اتفاقی که البته کم‌حاشیه هم نیست و تلاطمات زیادی را در جامعه ایجاد می‌کند. تبعات این درگیری سیاسی و رها کردن امور در اوج بحرانی که سیاست‌های تعدیل اقتصادی آفریده، حسابی دردسرساز شده است. در سال‌های 75 و 76 که از نظر سیاسی چنین چالش‌هایی وجود دارد، در اقتصاد کشور همچنان درگیر تورم، گرانی و سختی در معیشت مردم است. دولت به‌تازگی رکورد تورم 49.5 درصدی را پشت‌سر گذاشته و لذا نارضایتی‌ها در اوج است. در سال 76 کشور تورم 17.3 درصدی را تجربه می‌کند و رشد اقتصادی روی عدد صفر می‌ایستد.

دولت هشتم، محمد خاتمی

سندروم سال آخر، در دولت اصلاحات به‌گونه دیگری خود را نشان می‌دهد. عمق نارضایتی‌ها در سال‌های پایانی دولت هشتم به‌شدت افزایش یافته بود و محمد خاتمی حتی در دانشگاه که روزی توانسته بود با توسل به نیروهای فعال آن اکثریت آرای مردمی را به خود جلب کند و پیروز انتخابات شود هم توان حضور نداشت. در چنین شرایطی درگیری‌ها در جبهه اصلاحات و از پس ناکامی‌هایی که در دو انتخابات مجلس و شورای شهر رقم خورده، به اوج رسید. آنها در آزادترین انتخابات تاریخ کشور، یعنی انتخابات شورای شهر که حتی اعضای نهضت آزادی هم فرصت حضور یافته بودند، شکست سختی خوردند و در تهران نتوانستند حتی یک نفر را هم به پارلمان شهری بفرستند. چند ماه بعد این اتفاق در انتخابات مجلس هفتم هم تکرار شد. البته ماجرای انتخابات مجلس هفتم از چند ماه قبل‌تر و زمانی که مجلس جولانگاه تحصن و اعتراض نمایندگان رادیکال قرار گرفته بود، آغاز شد؛ همان تحصنی که با بی‌اعتنایی مردم و سپس ایجاد یک دودستگی بزرگ در میان فعالان اصلاح‌طلب همراه شد و درگیری درون‌حزبی را به اوج خود رسانید. این درگیری‌ها آنقدر سنگین بود که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 اصلاح‌طلبان با چند کاندیدای متفاوت حضور یافتند و در عین‌حال همه آن نامزدها ناکام ماندند.

در سال پایانی دولت اصلاحات درنتیجه همین درگیری‌های درونی کشور به‌نوعی رها می‌شود، در سال آخر دولت اصلاحات کمتر پروژه در خوری صورت می‌گیرد و این بی‌عملی تا جایی جلو می‌رود که محمد خاتمی در ایام پایان دولت از آرزویش برای اجرای هدفمندی یارانه‌ها می‌گوید و افسوس از اینکه زمان را از دست داده است.

دولت دهم، محمود احمدی‌نژاد

دو سال پایانی دولت دهم مردم شاهد جمع چالش‌هایی بودند که در ادوار پیش قابل‌مشاهده بود، یعنی از یک‌سو درگیری درون دولت ایجاد شده بود و در چالش جریان انحرافی، بخش مهمی از نیروهای اصلی دولت از آن کناره گرفته بودند، در ادامه همین ماجرا رئیس وقت دولت تمام تلاش خود را برای انجام یک پروژه سیاسی و پیروزی در انتخابات بعد هزینه کرد و نهایتا رهایی اقتصاد و بازار تلاطم سنگینی برای کشور فراهم آورد.

احمدی نژاد که بعد از پیروزی در سال 88 گمان می‌کرد در میان اقشار پایین جامعه و بدنه رای حزب‌اللهی، وضعیت تثبیت‌شده‌ای دارد، بی‌اعتنا به جریان سیاسی حامی خود به‌سمت جذب رای منتقدانش حرکت کرد و با روی آوردن به اقداماتی عجیب‌وغریب مانند باستان‌گرایی یا نمایش طرفداری از آزادی، نه‌تنها از کسب رای پایگاه مقابل جا ماند، که از بدنه مردمی و حامیان سیاسی خود به‌طور کلی جدا شد.

او در سال پایانی تلاش کرد اسفندیار رحیم‌مشایی را برای انتخابات آماده کند و در عجیب‌ترین اقدام ممکن با او برای ثبت‌نام به ستاد انتخابات کشور رفت. در چنین شرایطی هم بود که دولت تضعیف‌شده او کشور و مخصوصا اقتصادش را به امان خدا رها کرده بود و لذا تلاطم‌ها یکی پس از دیگری بازارها را درمی‌نوردید و به نارضایتی‌های عمومی دامن می‌زد. تورم 32 درصدی و رشد چندصد درصدی نرخ ارز و طلا ماحصل این رفتارهای محمود احمدی‌نژاد بود.

دوم: نگرانی از تداوم اشتباهات

آنچنان‌که در ابتدای متن ذکر شد، احتمال دومی که می‌توان آن را موثر در سخنان رهبری دانست، نگاه به عملکرد سیاسی و اقتصادی دولت حسن روحانی در هفت سال گذشته است. به‌گواه نه‌تنها کارشناسان که مردم عادی جامعه، بی‌عملی و کم‌تحرکی بارزترین ویژگی دولت حسن روحانی در این سال‌ها بوده و حالا یعنی در سال پایانی نگرانی عمده‌ای وجود دارد که این کم‌تحرکی به بی‌تحرکی تبدیل شده و اساسا بسیاری از فعالیت‌های دولت که امروز نه‌تنها برای ساختن کشور که باید در مواجهه با تحریم‌ها و فشارهای خارجی هم باشد، تعطیل شود. امروز در اثر بی‌تدبیری دولت، شکست ایده مرکزی و همین ماجرای کم‌تحرکی، چالش‌های بزرگی در بازارهای اقتصادی وجود دارد و تورمی افسارگسیخته بر کشور سایه افکنده و این شرایط هر آن ممکن است با بی‌عملی و بی‌توجهی دولت یا سوءتدبیرهایی که در ماجرایی مثل مساله فروش اوراق سلف نفتی و تلاش برای کاهش مشکلات امروز کشور با آینده‌فروشی روی داد، تشدید هم بشود.

در کنار این مساله نگرانی از تداوم رویکرد این سال‌های دولت، یعنی امیدواری به غرب برای حل مشکلات درونی کشور همچنان وجود دارد. چنانکه تداوم مواجهه متزلزل با اروپا و آمریکا باعث شده حفظ منافع ملی با مخاطره روبه‌رو شود. امیدواری به غرب و بردن جامعه به حالت تعلیق و انتظار برای رفع مشکلات ازطریق مذاکره یا گره زدن مسائل کشور به تغییرات سیاسی در آمریکا موضوعاتی هستند که نه‌تنها شرایط حال جامعه را دگرگون می‌کند که حتی ممکن است انتخابات آتی را هم تحت‌تاثیر قرار دهد و یا بی‌اعتمادی را تشدید کند یا آنها را از انتخاب در فضایی آرام و منطقی بازدارد.

 
یکی از مهم‌ترین مهم‌ترین تهدیدات موجود برای سال آخر دولت روحانی این است که بخواهد به‌گونه‌ای عمل کند که فضای اقتصادی دشوارتر شود و جدیت لازم را نداشته باشد و مسائل زودگذر و طرح‌های ابتدایی و سطحی را بر کارهای کلان و بلندمدت اولویت دهد. به جهت‌گیری‌ها توجه نکند و دنبال کارهای شعارگونه و پوپولیستی باشد و درواقع بیشتر درصدد این باشد که امور را طوری پیش ببرد که کارهای پوپولیستی و عوام‌فریبانه اولویت پیدا کند.  (لینک)
 

من تصور می‌کنم رفتار دولت آمریکا با ایران طی سال‌های اخیر به‌خوبی دولتمردان ما را متوجه این کرده که نباید این مقدار اتکا به مناسبات بین‌المللی در مسائل اقتصادی می‌کردند و این مقدار خوش‌خیالی نشان می‌دادند؛ درواقع این موضوع تا حد زیادی اثر خود را روی مواضع دولت گذاشته است ولی اصولا یک زیربنای فکری در این دولت وجود دارد که همچنان ارتباط با غرب بهتر از ارتباط با شرق است و این نکته قدری انسان را نگران می‌کند. به‌نظر می‌رسد همچنان حالت صبر و انتظار وجود دارد، همچنان این انتظار که انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا با شکست ترامپ و پیروزی بایدن و برگشت به برجام اتفاق افتد و ثمرات پیمان برجام برای دولت باشد. لذا این خوش‌خیالی کم و بیش هنوز وجود دارد. (لینک)

 
نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار