• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۱۰ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
نگاهی به مصائب صیانت از محیط‌زیست

محیط‌بانی با دست‌های‌خالی

یکی از محیط‌بانان به «فرهیختگان» گفت: شاید مهم‌ترین چیزی که ما سال‌‌ها انتظار آن را می‌کشیم، حمایت است. ما هیچ آزادی عمل، اقتدار و امنیتی نداریم. منظورم از امنیت هم امنیت جانی است و هم امنیت مالی و اقتصادی.

محیط‌بانی با دست‌های‌خالی
0.00

به گزارش «فرهیختگان»، بعد از اتفاقات و آتش‌سوزی‌‌های اخیر که دامن اندک پوشش گیاهی باقی‌مانده در کشورمان را گرفت، با چند نفر از محیط‌بانان حرف می‌زدم. راستش را بخواهید، قصد مصاحبه داشتم اما برای مصاحبه حرف نمی‌زدند. علت قانع‌کنند‌ه‌ای هم داشتند. می‌گفتند اولا سال‌هاست در ارتباط با مشکلاتی که در کار و حرفه‌شان دارند با هزار مدل رسانه و مسئول و فلان و بهمان حرف زده‌اند، دریغ از ایجاد اندک گشایشی در امور کاری و زندگی‌شان. دوم هم اینکه اگر نامی از آنها برده شود همین نیمچه کار و فعالیت اقتصادی را که در این وضعیت بد به آن مشغولند و نانی به سفره خانواده‌شان می‌برند هم از دست می‌دهند. کمااینکه پیش از این هم چنین اتفاقاتی برای سایر همکاران افتاده بود. خلاصه که بعد از تماس‌‌های زیاد بالاخره موفق شدم؛ به قید اینکه نامی از این محیط‌بان باتجربه نبرم و نانش را آجر نکنم. هرچند او هم خیلی حرف نزد و همچنان بر همان اعتقاد کارگشا نبودن این حرف‎زدن‌‌ها و گله‎گذاری‌‌ها بود. به هر طریق در ارتباط با مصائبی که با آنها دست‎وپنجه نرم می‌کنند به «فرهیختگان» گفت: «شاید مهم‌ترین چیزی که ما سال‌‌ها انتظار آن را می‌کشیم، حمایت است. ما هیچ آزادی عمل، اقتدار و امنیتی نداریم. منظورم از امنیت هم امنیت جانی است و هم امنیت مالی و اقتصادی. حقوقی که به ما تعلق می‌گیرد، به‌سختی کفاف مخارج زندگی را در 10 روز اول ماه می‌دهد. در محیط‌بانی ایران از ابزار به‎روز و پیشرفته استفاده نمی‌شود و همین کار ما را خیلی سخت می‌کند. بسیاری از همکارانم به‎دلیل ترس از استفاده از سلاح و عدم‎مواجهه منطقی با شکارچیان و مردم محلی به‎سادگی جان‌شان را از دست می‌دهند و این اصلا اتفاق خوبی نیست.»

ما طی سال‌های اخیر 130 شهید محیط‌بان داشته‌ایم، درحالی‎که در آمریکا طی 90 سال 25 محیط‎بان جان‌شان را از دست دادند

حرف‌‌های محیط‌بان مفصل بود، اما خب، نه خودش راضی به انتشار بیش از این بود (به‎خاطر ترس از عواقبی که ممکن بود برای او داشته باشد) و نه من امکان انتشار همه آن را دارم. خلاصه سراغ محمد درویش، فعال و پژوهشگر محیط‌زیست رفتم و در گفت‎وگو با او به شرح مصائب و مشکلاتی که محیط‎بانان در کشور دارند، پرداختیم و البته اطلاعات و آمار خوبی هم این مدیر سابق سازمان حفاظت محیط‎زیست ارائه کرد که دانستن آنها حتما تصویر روشنی از فضای موجود و حاکم بر محیط‎بانی و محیط‎بانان در کشور برای ما به نمایش می‌گذارد. درویش در ابتدا به آمار اسفناک تعداد شهدای محیط‌بانی در ایران اشاره کرد و با قیاس این آمار با تعداد محیط‎بانان کشته‏شده در سایر کشور‌ها، گفت: «بیش از 130 نفر از محیط‎بانان ما تاکنون شهید شده‌اند. صد‌ها نفر هم زخمی شده‌اند و خانه و خانواده بسیاری از آنها هم آسیب دیده است. یک جنگ اعلام‎نشد‌ه بین محیط‏بانان و متخلفان که اغلب جامعه محلی هستند، ایجاد شده است. مساله غم‌انگیز این است که در هیچ‎جای دنیا امکان ندارد یگان‌‌های حفاظت محیط‎زیست تا این حد درمعرض خطر از دست دادن جان و تهدیدات مالی باشند. اگر این را با ناامن‌ترین کشور‌های آفریقایی مقایسه کنید، رنجر‌ها در آنجا هم این میزان تلفات نداده‌اند. در ایالات‎متحده آمریکا که پنج برابر ایران وسعت مناطق حفاظت‎شده دارد، در طول 90 سال گذشته 25 نفر از رنجر‌ها یا محیط‎بانان کشته شده‌اند و همه در اثر حوادث طبیعی بوده است، مثلا از کوه سقوط کرده یا حیوان وحشی به آنها حمله کرده یا آلوده به زهر حیوانی شده‌اند. این‌که 130 محیط‎بان ما و اگر جنگل‎بانان را هم اضافه کنیم بیش از 140 نفر می‌شود، در کشور ما شهید شده‌ و جان خود را از دست داده‌اند، نشان می‌دهد یک مشکل جدی وجود دارد.»

افزایش شکار، جنگل‌خواری و قاچاق چوب به‌دلیل نبود‎حمایت سیستم از محیط‎بانان است

محمد درویش در ادامه با انتقاد از این رویه که مشکلات زیست‎محیطی و ضعف در محیط‎بانی را به گردن مردم می‌اندازند، گفت: «نباید این اتهام را بزنیم که مردم فهم درستی در حوزه محیط‎زیست ندارند و باید تنبیهات را بیشتر کنیم. این مردم همان مردمی هستند که جان برکف الان آتش را خاموش می‌کنند که چهار نفر از مردم هم برای همین ازخودگذشتگی امسال شهید شدند. هرموقع که از مردم درخواست کمک می‌کنیم، کمک می‌کنند پس مردم مشکلی ندارند بلکه نوع مدیریت در حوزه محیط‌زیست و منابع طبیعی به‎شدت مردم‎گریز است و به‌شدت سهم اندکی از شیوه‌‌های جلب مشارکت مردمی و تکنولوژی‌‌های روز دارد. این خطر ایجاد می‌کند. این بی‌اعتمادی ایجاد می‌کند. در همه‌جای دنیا محیط‎بانان به تجهیزات سنجش از راه دور مجهز هستند. به این ترتیب می‌توانند منطقه موردمدیریت خود را با استفاده از این تجهیزات و دوربین‌‌های مخصوص موردبررسی قرار دهند. اگر متخلفی وارد منطقه شد، به‎راحتی با این دوربین‌‌ها شناسایی کرده و به دادگاه و دادستانی معرفی کنند. نیازی نیست محیط‌بان یا جنگل‌بان با متخلف درگیر شود که قتل یا جرحی اتفاق بیفتد. ما همچنان با همان روش‌‌های بدوی انتظار داریم محیط‌بان با اسلحه‎ای در دست که نمی‌تواند از آن استفاده کند، به جنگ متخلفان برود. مشخص است حاصل این می‌شود. محیط‎‏بان اگر شانس بیاورد و اولین تیر به‎سمت او شلیک شود و کشته نشود، حق دارد دفاع کند و شلیک کند ولی اگر بخواهد خود به مدیریت و حل‎وفصل کردن مشکل اقدام و متخلف را دستگیر کند و متخلف بخواهد مقاومت کند و این میان درگیری اتفاق بیفتد و نتواند ثابت کند اولین تیر را او شلیک کرده است، محکوم به اعدام می‌شود، همان‎طور که هشت نفر تاکنون محکوم به اعدام شده‌اند و یک نفر هم سال گذشته از محیط‎بانان ما اعدام شد. چه انگیز‌ه‌ای برای محیط‎بان باقی می‌ماند که وقتی این مشکل ایجاد می‌شود از مایملک تحت‏امر خود حفاظت شایسته کند. اگر تخلفات بیشتر می‌شود و می‌بینید گروهی چشم بر شکار و تخلف می‌بندند و شکار غیرمجاز افزایش می‌یابد، قاچاق چوب و زغال افزایش می‌یابد، به‎خاطر این است که محیط‎بان یا جنگل‎بان می‌گوید سیستم از من دفاعی نمی‌کند، چرا باید خود را فدا کنم که چنین مشکلی ایجاد شود. اصل ماجرا این است که باید با استفاده از تکنولوژی‌‌های روز با تخلفات مقابله کنیم. ما یک سازمان فضایی داریم که اتفاقا این امکانات را به‎راحتی می‌تواند در اختیار سازمان محیط‎زیست و سازمان جنگل‌ها و مراتع و آبخیزداری کشور قرار دهد. به‎جای اینکه محیط‎بان را مجهز به آخرین سلاح‌‌های کشنده روز و جلیقه ضدگلوله کنیم یا آنها را مجهز به دستگاه‌‌های فناورانه روز کنیم تا بتوانند در همان مقری که نشسته‌اند همه منطقه خود را تحت‎پوشش قرار دهند.»

مدیریت ضعیف محیط‌زیست از محیط‌بانان چهره نامحبوبی بین جامعه محلی ساخته است

این فعال محیط‎زیست در ادامه با انتقاد از رویه موجود و مدل مدیریتی موجود در سیستم محیط‎‏بانی کشور خاطرنشان کرد: «محیط‎بان باید آموزش ببیند، باید طرز مجاب کردن جامعه محلی را آموزش ببیند، نه اینکه فکر کند با استفاده از تفنگ خود می‌تواند جامعه محلی را مجاب کند، چقدر این آموزش‌‌ها را در سازمان محیط‎زیست یا سازمان جنگل‌‌ها می‌دهیم؟ اینها نیاز به هزینه‌کرد‌های نرم‎افزاری دارد. اینها نیاز دارد محیط‎بانان و جنگل‎بانان بتوانند با همتایان خود در کشور‌های دیگر ملاقات کنند و از تجربه‌‌های آنها استفاده کنند ولی سازمان‌‌های بی‌بضاعت جنگل و مراتع و محیط‎زیست که حتی پول ندارند برای این محیط‎بانان دمنده یا آتش‎کوب بخرند یا لباس ضدحریق و پوتین بخرند، معلوم است نمی‌توانند در این حوزه کار کنند و این محیط‎بانان خود از خود ناراضی هستند و عملکرد کاهش می‌یابد و روحیه آنها خراب می‌شود و شاهد هستید تعداد شهدا و مجروحان افزایش می‌یابد. متاسفانه محیط‎بانان و جنگل‌بانان ما عناصر محبوبی در جامعه محلی نیستند و مردم به آنها به دیده شک و تردید نگاه می‎کنند و این بسیار غم‎انگیز است و مقصر اصلی را مدیریت حاکم بر محیط‏زیست و منابع طبیعی می‏دانم که فهم درستی از این ماجرا ندارند.»

صرفا با نگاه نظامی نمی‌توان محیط زیست را مدیریت کرد

مدت‏هاست اخباری مبنی‏ بر تهیه و تصویب قوانینی به نفع محیط‏بانان و ارتقای منزلت و جایگاه حقوقی و اجتماعی آنها منتشر می‎شود منتها در عمل چنین مساله‎ای دیده نمی‎شود و واقعیت این است که هنوز هیچ تغییر قابل‎توجهی در وضعیت محیط‎بانان کشور ایجاد نشده و تمام آن اخبار هم در همان حدود خبر و شعار باقی مانده است. درویش در ارتباط با این مساله ضمن تایید آن و همچنین انتقاد از مدیریت نظامی بر موضوع محیط‎بانی در کشور، گفت: «مرتب قوانینی را می‎خواهند در این حوزه تصویب کنند ولی بندی که مربوط به حمایت واقعی از محیط‎بانان و ارتقای منزلت آنها به‎دلیل اینکه می‎گویند برای دولت هزینه ایجاد می‎کند و یا در قلمرو محیط‎زیست نیست یا مجلس نمی‌تواند وارد شود، در دقیقه 90  رد می‎شود و عملا نتوانسته‌ایم این مشکل را برطرف کنیم. اصولا ذهن کسانی که این قانون‎ها را می‏نویسند، نظامی است؛ یعنی فرمانده یگان سازمان محیط‏زیست یا سازمان جنگل‎ها یک نظامی است و نشان می‎دهد فهم درستی از محیط‎زیست و منابع طبیعی وجود ندارد، چون محیط‎بانان و جنگل‎بانان سرباز جنگ نیستند و دربرابر دشمن خارجی قرار ندارند که به میدان تیر ببرید و بیاموزید چطور شلیک کنند. آنها نیاز به ارتقای درایت و فرهنگ دارند، نیاز دارند توان اکولوژیکی و سواد محیط‎زیستی و فهم بوم‎شناختی آنها افزایش یابد. یک سرهنگ ارتشی و سپاه هرگز نمی‏تواند چنین فهمی را به اینها بیفزاید و اینکه فکر کنیم با نظم نظامی و منطق چکمه می‎توانید مشکل محیط‎زیست و منابع طبیعی کشور را حل کنیم، راه اشتباهی است. قوانینی که از ذهن سرهنگ ارتش و سپاه دربیاید و در مجلس برود، مشخص است این قانون‌ها نمی‎تواند مشکلی را حل کند. هر چقدر مجازات‌ها را بیشتر کنید، متخلف و چوب‎بر و شکارچی می‎گوید اگر من دستگیر شوم تمام دارایی را از من می‎گیرند پس من چیزی برای از دست دادن ندارم پس می‎زنم یا کشته می‎شوم و یا می‎کشم. از سوی دیگر حدود 500 نفر هم کشته شدند و به‌خاطر وجود متخلفان و شکارچیان است که این جنگ اعلام‎نشده اتفاق افتاده است. چرا به این سمت برویم؟ چرا کاری نکنیم مردم احساس کنند این محیط‎بانان و جنگل‎بانان فرزندان سلحشور آنها هستند که از مایملک محیط‎زیستی مردم محافظت می‎کنند؟» این فعال محیط‎‏زیست در ادامه همچنین ضمن انتقاد از تعطیلی مدارس طبیعت توسط سازمان حفاظت محیط‎زیست و اثرگذاری‌ای که این مدارس می‎توانستند در تربیت جامعه دوستدار و فهیم درمورد مسائل محیط‎زیست‎ تراپی داشته باشد، گفت: «وقتی سازمان محیط‎زیست مدرسه تقویت را می‎بندد که کار این مدرسه این بود که انسان‏هایی را تربیت کند که در پیشگاه آنها نه گیاه هرزی وجود داشته باشد و نه جاندار زیانکاری وجود داشته باشد، معلوم است این محیط‎بان و یا جنگل‎بان در پیشگاه مردمی که شما اجازه ندادید آگاه شوند، دشمن می‎شوند و با اینها درگیر می‎شوند.»

 ژاپن با 130 میلیون نفر جمعیت 500 محیط‎بان دارد و ایران با 80 میلیون نفر جمعیت، 21 هزار نیرو!

یکی از بخش‏های جالب این گفت‌وگو آمار و اطلاعاتی بود که درویش در انتهای گزارش در ارتباط با تعداد محیط‎بانان در کشورهای مختلف ارائه کرد. به گفته این فعال و پژوهشگر محیط‎زیست ما الان در ایران حدود سه هزار محیط‎بان داریم و نیروهای سازمان جنگل‎ها هم 5-4 هزار نفر هستند که در این حوزه انجام وظیفه می‎کنند. همواره گفته می‎شود که به ازای هر هکتار تعداد محیط‎بان یا جنگل‎بان خیلی کم است اما همین مساله نشان می‎دهد درک درستی از شرایط روز مدیریت عرصه‎های منابع طبیعی و محیط‎زیست در بین مدیران این دستگاه‎ها وجود ندارد. اخیرا با معاون سازمان محیط‎زیست ژاپن ملاقات کردم که 130 میلیون نفر جمعیت دارد. کل تعداد پرسنل سازمان محیط‎زیست آن به 500 نفر نمی‎رسد و سازمان محیط‎زیست ما حدود هفت هزار نفر پرسنل دارد و سازمان جنگل‎ها حدود 14 هزار نفر پرسنل. باز می‎گوییم نیرو کم است. چرا در ژاپن نیرو 500 نفر است و برای 130 میلیون نفر کافی است و الان 21 هزار نیرو برای 80 میلیون ایرانی کم است؟ چون 500 نفر از جمعیت مردمی خود به‎عنوان پاسدار عمل می‎کنند. جمعیت ژاپن را طوری تربیت کرده‌اند که خودشان حافظ طبیعت هستند. از تکنولوژی‎های روز هم استفاده می‎کنند که اگر متخلفی وجود داشت، بتوانند چهره را شناسایی و او را بازداشت کنند. ما این کار را نکرده‎ایم و تنها ادعا می‎کنیم و این معضل ایجاد می‎شود. اصلا با افزایش تعداد محیط‌بان‌ها و یا جنگل‌بان‌ها شما نمی‎توانید امنیت را برقرار کنید.

* نویسنده: ابوالقاسم رحمانی، دبیرگروه جامعه

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار