• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۶:۰۲ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۲
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0

چرا فلسفه در زندگی؟!*

تنها سرمایه اصیل ما در زندگی، سرمایه زیستن است. فلسفه به ما کمک می‌کند با تحلیل و نقد زندگی هرروزی، قبل از اینکه تمام زندگی خودمان را در زندگی هرروزی قربانی کنیم، از این زندگی فراتر برویم.

به گزارش «فرهیختگان»، سقراط(1) بر این باور است که فلسفه با حیرت آغاز می‌شود و اگر در انواع سوال‌هایی که فلاسفه طی هزاران سال درباره آنها تأمل کرده‌اند نگاهی بیندازیم، خواهیم فهمید که آنها پرسش‌هایی هستند که انسان را به حیرت واداشته‌اند. سوال از چیستی فلسفه نیز خود پرسشِ فلسفی مهمی است که انسان را به حیرت وامی‌دارد؛ پرسشی که پاسخ به آن آسان نیست و فلاسفه پس از قرن‌ها درباره آن به توافقی دست نیافته‌اند.

فلسفه، فارغ از هر تعریفی که از آن داشته باشیم، با استفاده از روش‌شناسی عقلانی با مسائلی نظری و عملی، که عقل آدمی سودای پرداختن به آنها را دارد، سروکار دارد.(2) پرسش‌هایی همچون: چه چیزی واقعی است؟ چگونه می‌توانم از آنچه می‌دانم مطمئن باشم؟ عدالت چیست؟ زیبایی چیست؟ امر درست برای انجام دادن چیست؟ و هزاران هزار سوال دیگر. چنین پرسش‌هایی دربرگیرنده ایده‌های مهمی هستند که این ایده‌ها به‌طور ویژه‌ای در سرتاسر جهان و برای اغلب مردم معنا دارند. به عبارت دیگر، ما به‌منظور معنادار کردن زندگی‌مان به ایده‌هایی همچون عدالت، درستی و نادرستی، زیبایی، معرفت و واقعیت نیازمندیم. اگر نگاهی به متون فلسفی در سرتاسر جهان از زمان باستان تا به امروز بیندازیم، متوجه خواهیم شد که فلاسفه کسانی هستند که در پی یافتن حقیقت (صدق) یا معنایند.

در بحث معنای زندگی، انسان با پرسش‌هایی اینچنینی مواجه است: چرا من هستم و چرا باید به این زندگی ادامه بدهم؟ آیا به‌راستی زندگی با این همه درد و رنج و تلخی، اگرچه در لحظاتی شیرین و لذت‌بخش، ارزش زیستن دارد؟ اگر باید بمیریم یا اگر هدفی از پیش‌تعیین شده وجود ندارد، پس زندگی چه معنایی دارد؟ آیا ما می‌توانیم خود معنای خویش را در زندگی بسازیم؟ آیا چنین معنایی که توسط ما برای زیستنی بامعنا شکل می‌گیرد، توانایی لازم برای تاب‌آوردن در برابر ناملایمات و دلواپسی‌های مسلم هستی را دارد؟

همچنین، این رنج‌ها و دلواپسی‌های مسلم زندگی، رنج‌هایی جدایی‌ناپذیر از زیستن انسانند. درحقیقت، این رنج‌ها، دغدغه‌های اگزیستانسیالیستی (یا وجودی‌ای) هستند که به هنگام مشاهده درونی و مواجه عمیق با هستی و موقعیت اگزیستانسیل‌‌مان، گریبان‌مان را محکم خواهند گرفت. برای نمونه مرگ، پوچی، آزادی و تنهایی نمونه‌های بسیار مهم دغدغه‌‌های وجودی یا دلواپسی‌های غایی هستند. از طرفی، اینها رنج‌هایی نیستند که ما با مشغول کردن خود، آنها را فراموش کنیم. البته در یک زندگی هرروزی و به‌ویژه برای انسانی که غرق در روزمرگی‌هاست، این نوع رنج و درد وجودی فراموش‌شدنی است، هرچند موقت.
نکته قابل توجه دیگر این است که پرسش‌های فلسفی، پرسش‌های آسانی برای پاسخ‌گویی نیستند. آنها به‌شدت پیچیده و حیرت‌آورند، نه صرفا به این خاطر که از منظرهای بسیار متفاوتی می‌توان به آنها پاسخ داد، بلکه به این خاطر که به آسانی نمی‌توان گفت چه چیزی پاسخ ما درباره آن سوال را ارزشمند می‌سازد. این به آن معنا نیست که در فلسفه «پاسخ‌های درست یا غلط» وجود ندارند، یا اینکه فلسفه تنها محلی برای تضارب آراست؛ بلکه به این معناست که یافتن جمع کثیری از افراد که درباره آن پرسش‌ها هم‌عقیده باشند یا یافتن پاسخ‌هایی که همواره قانع‌کننده باشند، دشوار است، حتی برای خود ما.(3) به‌طور خلاصه، ممکن است بگوییم فلسفه، در میان علوم دیگر، کندوکاوی در معنای مفاهیم است، مفاهیمی که:(4)

در زندگی‌مان محوری و با اهمیتند، نه بی‌اهمیت یا بدیهی.

در تجارب اغلب مردم مشترکند؛ متداول و معمولی‌اند نه محرمانه و باطنی.

متضاد (قابل رقابت) یا حیرت‌آورند؛ توافق درباره آنها آسان نیست و یک بار و برای همه قابل حل و فصل نیستند.(5)

فلسفه در معنای آکادمیک به آموختن و آموزاندن مفاهیم، مکتب‌ها، تاریخ سیر و تحول فلسفه و فیلسوفان بزرگ می‌پردازد. در این زمینه می‌توان به تقسیم‌بندی فلسفه به شاخه‌های گوناگون از منظرهای مختلف همچون موضوع، تاریخ پیدایش و سنت‌های فلسفی پرداخت. برای مثال، به هنگام تقسیم‌بندی فلسفه از منظر سنت‌های فلسفی، فلسفه به مکتب‌های گوناگون همچون پدیدارشناسی، اگزیستانسیالیسم، ایده‌آلیسم آلمانی، پراگماتیسم و فلسفه تحلیلی دسته‌بندی می‌شود یا اگر بخواهیم از منظر موضوع پژوهش به دسته‌بندی فلسفه بپردازیم، فلسفه به شاخه‌هایی همچون معرفت‌شناسی، متافیزیک، منطق، فلسفه سیاسی، اخلاق، زیبایی‌شناسی و فلسفه‌های خاص تفکیک‌پذیر است. در گونه‌های فلسفه‌های خاص،(6) به موضوعات خاص همچون علم، دین، تکنولوژی، زبان، ذهن و علوم‌شناختی پرداخته می‌شود. به این ترتیب، فیلسوفان یک یا چند موضوع را، مستقل از هم یا در پیوند با هم، با رویکردی فلسفی (رویکردی نقادانه و مبتنی‌بر استدلال منطقی و عقلانی) به‌طور ویژه مورد بررسی و تدقیق قرار می‌دهند.

 قطعا کندوکاو و پژوهش در فلسفه‌های بیان شده، در اختیار فیلسوفان و فلسفه‌آموزان است و تلاش در این زمینه ضرورت خاص خود را دارد، ولی باید به این نکته نیز توجه شود که تقلیل فلسفه به مباحث صرفا نظری یا به اندیشه‌های فیلسوفان و نام فیلسوفان و سیر تاریخ فلسفه یا به بحث در باره هستی محض به‌راستی حذف بخش زیادی از فلسفه‌ورزی و ابترسازی آن است. در حقیقت، بخش مهمی از فلسفه مباحث تخصصی آن در سطح آموزش دانشگاهی است، ولی بخش مهم دیگر کار بست آن در همه بخش‌های زندگی و در همه رشته‌ها و فعالیت‌های آموزش نظری و عملی است.(7) به عبارت بهتر، از نظر برخی از منتقدان فلسفه نظری، آنچه در کتابخانه‌ها و دانشگاه‌ها تحت عنوان متون فلسفی وجود دارد، با دنیا و زندگی روزمره ارتباطی ندارد. در حقیقت، این نقد به‌منزله نفی فلسفه دانشگاهی نیست، بلکه افزودن معانی دیگری همچون «فلسفه در زندگی روزمره» در متون فلسفی است.(8)

سوالی که در اینجا وجود دارد این است که زندگی روزمره همگانی و متداول چه اشکالی دارد که ما در جست‌وجوی زندگی فیلسوفانه یا فلسفه در زندگی باشیم؟! زندگی روزمره، همان نوع زندگی است که اکثر مردم در اکثر زمان‌ها و اکثر مکان‌ها مشغول آن هستند و شاید حتی اکثر فیلسوفان نیز همان‌طور زندگی می‌کنند. زندگی هرروزی زندگی معطوف به نیازهای جزئی و روزمره است. به عبارت دیگر، زندگی هرروزی درمجموع در سیکل تکرار قرار دارد. فیلسوفان زندگی سیزیف(9) را به‌عنوان نمونه‌ای از زندگی هرروزی ذکر می‌کنند. خدایان سیزیف را محکوم کرده بودند که جسمی را بالای کوه ببرد. او هر روز آن را بالا می‌برد اما غروب این جسم فرومی‌افتاد و روز بعد، روز از نو و روزی از نو، ولی او همچنان ادامه می‌داد. هم‌اکنون نیز همچنان ادامه می‌دهد. سیزیف به این نوع زندگی، یک زندگی رنج‌آلود و تکراری، محکوم بود.(10)

اکنون، سوال مهم این است که آیا زندگی هرروزه ما یک زندگی سیزیفی نیست؟! فیلسوفان به ما این هشدار را می‌دهند که اگر هر روزی زندگی کنید، به پوچی خواهید رسید. اما مساله آن است که زمانی به پوچی می‌رسیم و نسبت به آن آگاه می‌شویم که دیگر فرصتی برای تجربه زیستن وجود ندارد. در حقیقت، تنها سرمایه اصیل ما در زندگی، سرمایه زیستن است. فلسفه به ما کمک می‌کند با تحلیل و نقد زندگی هرروزی، قبل از اینکه تمام زندگی خودمان را در زندگی هرروزی قربانی کنیم، از این زندگی فراتر برویم.(11)

پی‌نوشت‌ها
*برگرفته از مقدمه کتاب قریب‌الانتشار «فلسفه در زندگی»:
واعظ شهرستانی، محمدرضا، (1399)، فلسفه در زندگی: جستارهایی در تفکر انتقادی، فلسفه برای کودکان و فلسفه، انتشارات نگاه معاصر، تهران.
1. 469 تا 399 پیش از میلاد مسیح.
2. نگاه کنید به: اکرمی، موسی، (22/06/1394)، «فلسفه و زندگی روزمره»، روزنامه اعتماد.
3. در تقریر این مقدمه بخش‌هایی از فصل اول کتاب زیر استفاده شده است:
Philosophy for Children: A Practitioner Handbook, Editted by Maughn Gregory, Montclair State University. the Institute for the Advancement of Philosophy for Children, 2008.
4. چنین نیست که همه فلاسفه درباره این نتیجه‌گیری هم‌عقیده باشند!
5. Laurance Splitter & Ann Sharp: Teaching for Better Thinking (Melbourne: Australian Council for Educational Research, 1995), 130.
6. یا بنا بر آنچه نزد برخی مصطلح است فلسفه‌های مضاف!
7. دراین زمینه نگاه کنید به: اکرمی، موسی، (22/06/1394)، «فلسفه و زندگی روزمره»، روزنامه اعتماد.
8. در این زمینه نگاه کنید به: همیلتون، کریستوفر، (1394)، فلسفه زندگی، ترجمه میثم محمد امینی، نشر گمان، تهران.
9. افسانه سیزیف یک مقاله فلسفی از آلبر کامو است.
10. کامو می‌گوید سیزیف تنها دلیلی که برای ادامه‌دادن داشت این بود که در برابر اراده‌ خدایان عصیان بکند. خدایان می‌خواستند او را به زانو دربیاورند ولی او با آن بازوهای ستبرش هنوز هم که هنوز است ادامه می‌دهد. یعنی از طریق عصیان می‌خواهد معنایی برای زندگی داشته باشد. نگاه کنید به: علیزمانی، امیرعباس، فلسفه به جان زندگی، مجله سوره، شماره 11.
11. نگاه کنید به: علیزمانی، امیرعباس، فلسفه به جان زندگی، مجله سوره، شماره11.

 * نویسنده:  محمدرضا واعظ‌شهرستانی،پژوهشگر فلسفه دانشگاه بن

 

 
نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار