• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۱:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۲/۲۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
نظری به نقد، نقدپذیری و عقلانیت اسلامی

محافظه‌کاری علیه عقلانیت انقلابی

شهید مطهری در قسمتی از کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» به یک دوگانه اسلام انقلابی یا انقلاب اسلامی می‌پردازد و در بیان این موضوع بیان می‌دارد که معیار در این راه، مبارزه نیست و این تفکر مادی که اصل مبارزه است، تفکری اشتباه است.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»،    1. از برکات ماه رمضان این است که مسلمین پای سفره قرآن می‌نشینند و هرکس به‌مقدار فهم و عقل و ظرفیت خویش از آن بهره می‌برد و چه خوب است برای فهم بهتر به افرادی آشنا با قرآن رجوع شود. کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» حرف‌های بسیاری برای ما دارد، نه به این سبب که نویسنده آن رهبر انقلاب هستند بلکه به این علت که فهم از قرآن توسط یک فرد متخصص و متبحر در این زمینه صورت‌ گرفته است. فهم مبانی انقلاب اسلامی را می‌توان از این کتاب به‌خوبی آموخت حال آنکه اگر مضامین و محتوا را در کنار آنچه خود رهبری به جوانان و دانشجویان توصیه کردند بگذاریم و آن هم توصیه به نوشته‌های شهید مطهری است، در کنار قرآن برای بالابردن معرفت دینی اثربخش خواهد بود.

2. بگذارید بحث را از اینجا شروع کنیم که اساسا جایگاه عقل و برهان در امر دین کجاست؟ ابتدا اشاره کنیم که «پُر گفتن هنر نیست و گفتن آنچه نیاز است هنر است.»(1) بیان این موضوع به فراخور زمان و موضوعات مطرح شده در جامعه است که در مدت اخیر به مناسبت‌های مختلف، پیش‌آمده و عیار جامعه و سیاسیون را در فرهنگ نقدپذیری تا حدودی مشخص ساخته است و مهم‌تر از آن واکنش‌های جامعه به چنین نقدهایی است که با نگاه مذهبی، دینی و انقلابی با آن برخورد می‌شود. تاکید قرآن بر «ایمان با دلیل» را باید پیش چشم داشت. ایمان را آن‌طور که رهبری معرفی می‌کنند، اگر درست شکل بگیرد، پایه و اساس حکومت اسلامی است، اما ایمان اگر بخواهد از روی تعصب باشد مشخص است که در دیگر عرصه‌ها این تعصب بیجا چه بلایی بر سر یک حکومت اسلامی می‌آورد. «تعصب می‌دانید یعنی جانبداری بدون دلیل، جانبداری از روی احساس، نه از روی منطق، این را می‌گویند تعصب.»(2) راه درمان این تعصب را رهبری ایمان را متکی به دلیل می‌دانند. از دینی که چنین امر مهمی را متکی به دلیل می‌کند آیا ممکن است نقدناپذیری حاصل آید؟ «آن ایمانی که فلان مرد مسلمان دارد، برای نگه‌داشتنش باید بگوییم روزنامه نخواند، فلان کتاب را نخواند، در کوچه و بازار راه نرود، با فلان‌کس حرف نزند، سرما و گرما نخورد، آفتاب و مهتاب نبیند، تا بماند؛ این ایمان متاسفانه نخواهد ماند.» (3) رهبری چنین مساله‌ای را در مورد مهم‌ترین نکته و اساسی‌ترین نکات از منظر قرآن برای یک مسلمان یعنی «ایمان» بیان می‌کنند. ایمانی که با استدلال عقلی و منطقی قرار است به‌دست‌ آید، به‌راحتی نمی‌رود ولی اگر ایمان در اثر تعصب پیدا شد دیگر امیدی به آن نیست. این مساله شاید یکی از وجوه حقانیت اسلام و تشیع باشد که موجب ماندگاری آن در طول تاریخ شده است.

3. شهید مطهری در کتاب «آینده انقلاب اسلامی» که ادغام کتاب «پیرامون جمهوری اسلامی» و مجموعه سخنرانی‌های دیگر ایشان است، در بحثی با عنوان «آزادی بحث در تاریخ اسلام» گفته‌ است: «شما در کجای تاریخ عالم دیده‌اید که در حکومتی که لااقل به‌ظاهر خیلی قسمت‌هایش مذهبی بوده و همه مردمش احساسات مذهبی دارند، به غیرمذهبی‌ها آن اندازه آزادی بدهند که بیایند در مدینه در مسجد پیغمبر و در مکه در مسجد‌الحرام بنشینند و آزادانه اصول دین را انکار کنند؛ فردی برود در مسجد مدینه بنشیند و خدا را انکار کند؛ درباره خدا بحث کند و بگوید من خدا را قبول ندارم و... ولی در تاریخ اسلام ما اینها را می‌بینیم و به‌دلیل همین آزادی‌ها بود که اسلام توانست باقی بماند. اگر در صدر اسلام تا کسی می‌آمد در مدینه می‌گفت من خدا را قبول ندارم، می‌گفتند بزنید، بکشید، امروز اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقی مانده که با شجاعت و صراحت با افکار مختلف مواجه شده.»(4) ببینید اهمیت نقد و آزاد‌اندیشی در یک حکومت دینی درنظر رهبران انقلاب اسلامی چگونه است. اهمیت آزادیِ بحث پیرامونِ افکار و نظرات مطرح شده تا کجاست که مهم‌ترین اصول دین یعنی توحید را نیز به عرصه بحث می‌گذارد. شهید بزرگوار مطهری در بحث از «عوامل تداوم انقلاب اسلامی» نیز می‌آورد: «هرکسی در درجه اول فکرش باید آزاد باشد، بیان و قلمش باید آزاد باشد. اما فکر آزاد باشد یعنی اگر کسی منطقی و فکری دارد، فکر خودش را بگوید. اتفاقا تجربه‌های گذشته نشان داده است که هروقت در جامعه ما نوعی آزادفکری بوده -ولو از روی سوءنیت هم بوده است- این امر به ضرر اسلام تمام نشده بلکه به سود ا