• تقویم روزنامه فرهیختگان ۰۲:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۲/۱۸
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
«فرهیختگان» به‌صورت موردی حضور سرمایه‌گذاران در سینمای ایران را بررسی می‌کند

سرمایه‌گذاری در سینمای ایران چه سودی دارد؟

آنچه ما امروز با عنوان گلرنگ می‌شناسیم، از ابتدای دهه ۷۰ و با ورود محمدکریم فضلی به این شرکت شکل گرفت و قوام یافت. روز گذشته این شخص که یکی از سرمایه‌گذاران موثر در چرخه سینمای 5 سال اخیر بود درگذشت؛ اما ربط این شرکت تجاری به فرهنگ در چیست؟

به گزارش «فرهیختگان آنلاین» نام و عنوان تجاری گلرنگ از سال‌ها پیش برای تمام مردم ایران آشناست. گلرنگ یک شرکت تولیدکننده مواد شوینده و بهداشتی است که تاسیس رسمی آن به سال۱۳۵۱ برمی‌گردد، اما آنچه ما امروز با این عنوان می‌شناسیم، از ابتدای دهه ۷۰ و با ورود محمدکریم فضلی به این شرکت شکل گرفت و قوام یافت.

فرم فعلی گروه صنعتی گلرنگ در سال۱۳۸۲ شکل گرفت و این کمپانی درحال‌حاضر دارای ۵۰ عنوان تجاری یا صنعتی فعال مثل اوه، سافتلن، اویلا، فامیلا، اکتیو، بایودنت، بارلی، نانسی، هوم‌پلاس، مرسی، مریدنت و فروشگاه‌های زنجیره‌ای افق کوروش است. روز گذشته اعلام شد که محمدکریم فضلی درگذشت، اما ربط این شرکت تجاری به فرهنگ در چیست؟

بزرگ‌ترین سینمای ایران که به مدیریت علی سرتیپی، جهت‌دهی به اکران سراسر کشور و آمار‌سازی‌های سینمای ایران را در دست دارد، سینما کورش است که به همین شرکت گلرنگ تعلق دارد.

موسسه فرهنگی گلرنگ‌رسانه، یکی دیگر از شرکت‌های زیرمجموعه گلرنگ است که آغازگر جریان تولید و عرضه سریال‌های شبکه نمایش خانگی در ایران بود. گلرنگ‌رسانه، این فعالیت را با «قهوه تلخ» و «ویلای من» شروع کرد و تابه‌حال هم آن را ادامه داده است. آنها در سینما هم فعال هستند و از «ورود آقایان ممنوع» و «ضدگلوله» گرفته تا «هزارپا» و... فیلم‌های متعددی ساخته و اکران کرده‌اند.

درباره ورود گروه صنعتی گلرنگ به حوزه تولید محصولات فرهنگی، ابتدا باید به انگیزه‌های اقتصادی چنین شرکتی توجه کرد. سال ۱۳۹۸ به‌لحاظ عددی پرفروش‌ترین سال سینمای ایران بود، اما ساخت فیلم‌های سینمایی ایران در این سال مجموعا ۲۴۰ میلیارد تومان هزینه برداشت، حال آنکه مجموع سود فروش‌شان به ۷۲میلیارد تومان می‌رسید. ورود بخش خصوصی به حیطه سرمایه‌گذاری در حوزه سینما به‌دلیل همین نامعقول بودن منطق اقتصادی آن در ایران، از چند سال پیش به این سو با شبهه‌هایی راجع‌به پولشویی همراه بوده است، اما آیا آن چیزی که تحت‌عنوان «بخش خصوصی واقعی»، توسط مدافعان سینمای غیردولتی مطرح می‌شود، درواقع وجود ندارد؟ آیا تمام کسانی که در سینمای ایران پول‌های کلان خرج می‌کنند، اختلاس‌گران و بدهکاران کلان بانکی و سلاطین قیر و فلز و... هستند؟ در سینمایی که رسما به‌لحاظ اقتصادی سودده نیست، بخش خصوصی واقعی با چه انگیزه‌ای می‌تواند ورود کند؟ شاید نگاهی به عملکرد شرکت گلرنگ در حوزه سینما و شبکه نمایش خانگی، تعدادی از این پرسش‌ها را پاسخ بدهد.

سریال‌های صابونی در کنار شانه‌های تخم‌مرغ

علاقه‌مندان هنر نمایش عمدتا با اصطلاح سوپ‌اپرا (Soap Opera) یا همان اپرای صابونی آشنا هستند. واژه اپرا در این عبارت به نمایش و درام اشاره دارد. اپرای صابونی اولین‌بار در رادیو اجرا شد که مربوط به سال ۱۹۳۰ میلادی می‌شود و سپس در ۱۹۴۹ اولین سوپ‌اپرای تلویزیونی جهان روی آنتن رفت. این عنوان درمورد سریال‌های به‌شدت عامیانه و سطح‌پایینی به‌کار می‌رود که چند مولفه تکرارشونده و کلیشه‌ای بخصوص را برای جذب مخاطب و کش‌دادن داستان‌هایشان به‌کار می‌برند. سریال‌های سوپ‌اپرا به‌نوعی در سینمای ایران معادل فیلمفارسی هستند، با این تفاوت که اگر فیلمفارسی بیشتر در طیف‌های فروتر فرهنگی، مردان را هدف گرفته است، اپرای صابونی در چنین طیف‌هایی زنان را هدف می‌گیرد. دو خصوصیت عمده اپرای صابونی در این خلاصه می‌شودکه اولا محیط روایت داستان‌ها باید به‌شدت تجملاتی و شیک باشد و ثانیا روابط عشقی آمیخته‌به خیانت باید در آنها زیاد دیده شوند. بیان این مولفه‌ها بلافاصله سریال‌های شبکه نمایش خانگی در ایران را به‌یاد خواهند آورد.

دلیل تعلق گرفتن عبارت اپرای صابونی به این نوع سریال‌ها، ساخته‌شدن‌شان توسط شرکت‌های تولید محصولات شوینده و بهداشتی بود. شرکت‌های تولیدکننده مواد شوینده و بهداشتی، این مجموعه‌ها را می‌ساختند تا زنان خانه‌دار را جذب تماشای آنها کنند و درخلال پخش مجموعه، به تبلیغ محصولات خودشان بپردازند. مشخصا مشتری‌های اصلی برای محصولات شوینده، همین زنان خانه‌دار بودند. هدف از ساخت این مجموعه‌ها صرفا تبلیغ مارک‌های بخصوصی از مواد شوینده و بهداشتی نبود، بلکه آنها یک سبک زندگی را تبلیغ و ترویج می‌کردند که مصرف‌گرایی را نهادینه کند و نیاز به چنین محصولاتی را به‌وجود بیاورد. همان‌طور که در ایران کمپانی مالک فروشگاه‌های زنجیره‌ای افق کوروش، مروج اصلی سالن‌داری سینمایی در دل پاساژها و مال‌های تجاری است.

اپراهای صابونی، سال‌های سال قبل از اینکه چیزی به اسم تلویزیون کابلی اختراع شود و کسی بتواند از مخاطبان تلویزیون بابت تماشای یک برنامه پول بگیرد، تولید می‌شدند و درعین‌حال آنها را کسانی تولید می‌کردند که برای هیچ کاری انگیزه‌ای جز منافع مادی نداشتند. سرمایه‌گذاران اپرای صابونی به‌رغم اینکه هیچ سود مستقیمی بابت فروش محصولات‌شان به‌دست نمی‌آوردند، بخش خصوصی واقعی به‌حساب می‌آمدند. مشخص است که معادلاتی پیچیده‌تر از فروختن سرگرمی و پول درآوردن در میان بود.

نگاهی ساده و گذرا به تاریخچه اپراهای صابونی، بهترین توضیح درباره این است که چرا گلرنگ وارد عرصه تولید و توزیع محصولات فرهنگی ایران می‌شود. شرکت گلرنگ نه‌تنها پیشگام تولید و توزیع سریال‌های شانه‌تخم‌مرغی، بلکه حتی جزء مهمی از پروژه «سینمای فروشگاهی» در ایران هم هست که طی آن سالن‌های نمایش به قلب پاساژها و مال‌های اعیانی کلان‌شهرها رفته و مخاطبان سینما را به افراد پرسه‌زن در چنین مکان‌هایی محدود کرده است.

این پروسه‌ای است که در آن تولیدکننده و توزیع‌کننده یکی هستند. حضور همزمان کمپانی‌هایی مثل گلرنگ در حوزه‌های تولید و اکران فیلم‌های سینمایی، باعث ایجاد موج مجددی از تولید فیلمفارسی در سینمای ایران شده است. مطابق یک منطق قابل‌فهم اقتصادی، آنها به‌دلیل استیلا بر شاهراه‌های اکران، اجازه نمی‌دهند هیچ فیلمی حتی به‌رغم برخورداری از بالاترین کیفیت‌های فنی، بدون حضور چهره‌های مشهور و به‌اصطلاح بدون ستاره‌های بازیگری، بتواند در گیشه بفروشد. این به‌نوعی حفاظت از الگوهای ثابت فعلی برای سینمای ایران محسوب می‌شود. جریانی که با تولید و توزیع سریال‌های سوپ ‌اپرای ایرانی در سوپرمارکت‌ها و کنار شانه‌های تخم‌مرغ، کارش را آغاز کرد، پس از تسلط همزمان بر حوزه‌های تولید و اکران سینما، از آنجاکه در عرصه تولید، توانایی و قابلیتی بالاتر از استخدام چند ستاره بازیگری ندارد، اجازه نمی‌دهد الگوها تغییر کنند و مثلا در دامنه رقابت بین قصه‌های خوب یا رقابت بین کارگردانی‌های خلاقانه بیفتند.

سریال‌های شانه‌تخم‌مرغی (که البته اخیرا از مجاری دیگری غیر از سوپرمارکت‌ها هم عرضه می‌شوند) و جریان مجدد فیلمفارسی، بخشی از تاثیرات فعالیت موسسه فرهنگی گلرنگ‌رسانه در سینمای ایران، به‌عنوان بخش خصوصی واقعی هستند. البته باید توجه داشت عنوان بخش خصوصی واقعی، درحالی با فعالیت‌های فرهنگی شرکت گلرنگ کاملا قابل‌انطباق خواهد بود که حمایت‌های سازمان سینمایی وزارت ارشاد از جریان سالن‌سازی در مراکز تجاری به‌طور کل و پردیس سینمایی کورش به‌طور اخص، درنظر گرفته نشود.

حجت‌الله ایوبی، رئیس اسبق سازمان سینمایی، روز شنبه 23 آذرماه 1392 گفته بود: «ما موضوعی با عنوان اقتصاد در سینمایمان نداریم. گردش مالی فروش فیلم‌ها و هزینه تولید آثار سینمایی باهم هماهنگ نیست. امیدواریم فرهنگ به اقتصاد کمک کند و چنانچه ساخت مجتمع‌هایی همچون کورش با موفقیت همراه باشد، این روند ادامه خواهد یافت.» او کمتر از دو سال بعد در صبح روز سه‌شنبه، 26 مردادماه سال ۱۳۹۴، هنگام دیدار با دست‌اندرکاران پروژه مگاپارس در خیابان معلم تهران که آن روزها درحال احداث بود و هنوز هم افتتاح نشده است، این‌بار چنین به فعالیت مجتمع کورش اشاره کرد: «برخی تصور می‌کنند احداث سینما در مجتمع‌های بزرگ، یک کار فانتزی است، درصورتی‌که این‌گونه نیست و پروژه کورش نشان داد که ساخت سالن‌های سینمایی در مجتمع‌های تجاری فانتزی نیست.»

اما آیا چنانکه ایوبی می‌گفت، احداث سینما در مجتمع‌های بزرگ تجاری، اقتصاد سینمای ایران را زنده کرد؟ ساخت مجتمع کورش، شاخص «ضریب اشغال صندلی» در سینمای ایران را طی یک سال دوبرابر کرد و به‌عبارتی سهم صندلی‌های خالی موجود در سینمای ایران را پایین آورد، اما نه‌تنها به تعداد مخاطبان سینما چندان چیزی اضافه نکرد، بلکه طی چند سال به‌شدت باعث سقوط آن شد و نهایتا وضع در 1398 به سطحی رسید که 95درصد مردم ایران حتی یک‌بار هم در طول سال، پا به سالن سینما نگذاشتند. مشخصا ضریب اشغال صندلی تنها یکی از شاخص‌های مربوط‌به بررسی مخاطبان سینماست که از بسیاری شاخص‌ها اهمیت کمتری دارد، اما تاکید یکجانبه روی آن، به‌نوعی تلاش برای جور دیگر جلوه‌دادن واقعیت‌ها بود. کاهش شدید مخاطبان سینمای ایران که پیش از آن هم مدت‌ها بود کم‌تعداد شده بودند و محدود کردن دایره خریداران بلیت به تماشاگران فیلم‌هایی مثل «من سالوادور نیستم»، «رحمان ۱۴۰۰»، «تگزاس»، «هزارپا» و... از دیگر تاثیرات ورود شرکت گلرنگ به فعالیت‌های فرهنگی و هنری ایران بود.

* نویسنده: میلاد جلیل‌زاده، روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها