• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۵:۵۲ - ۱۳۹۹/۰۲/۱۷
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
نگاهی انتقادی به آثار ابراهیم حاتمی‌کیا به بهانه اکران اینترنتی «خروج»

اعتراض به «از سیر تا پیاز»

اعتراض در خروج، در خود فیلم، مورد تشویق فضای عمومی قرار می‌گیرد حالی‌که در فیلم‌های پیش از این، اعتراض فعال حاج‌کاظم یا حیدر، با رد و طرد از سوی عموم مواجه می‌شد.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین» فیلم «خروج» آخرین ساخته حاتمی‌کیا بحث‌برانگیز شده است. در این مطلب سعی کرده‌ام از منظری متفاوت به فیلم‌های او و همچنین به «اعتراض» بپردازم.
 
1. مخرج مشترک خروج

با این فرض که حاتمی‌کیا می‌خواهد «انسداد در اعتراض» را نشان دهد، می‌توانیم داستان فیلم را این‌طور تعریف کنیم:

عدل‌آبادی‌ها حق داشتند که اعتراض کنند و به حق مشخصی که از آنها ضایع شده بود اعتراض داشتند. معترضان فقط به‌دنبال حل مساله‌شان بودند و راه آن را در ملاقات با رئیس دولت می‌جستند. ضمنا اغلب ربطی به شهید و شهادت و رزمندگی و... داشتند یعنی از جهت اعتقادی هم مخالف نظام نبودند. خلاصه با اینکه حق به‌وضوح با عدل‌آبادی‌ها بود و خیلی هم «خودی» محسوب می‌شدند و کار خلاف قانونی هم نمی‌کردند(لااقل به‌خلاف جوان‌هایشان، مراعات می‌کردند که کارشان قانونی باشد) و اعتراض‌شان هم «خروج بر نظام و قانون و...» نبود، باز بنای دولت در فیلم این بود که دهان‌شان را بگیرد و به اعتراض‌شان -بدون نتیجه‌ای ملموس- خاتمه دهد. و این یعنی راه اعتراض بسته است و اصلا اعتراض پذیرفته نیست چه رسد به اینکه نتیجه‌ای از آن عاید شود. مخرج مشترک خاصی هم بین خروج و سایر فیلم‌های حاتمی‌کیا هست و آن اینکه «معترض» غالبا فردی است که به‌لحاظ ایدئولوژیک، مؤید اسلام و انقلاب است.  خلاصه با این دید، می‌توانیم بگوییم که حاتمی‌کیا در کارهای سابقش هم اعتراض را نشان داده است چنانکه سعید حجاریان نیز نوشته است: «به‌گمانم مقوله اعتراض (در سطوح متفاوت و با اهداف گوناگون) بن‌مایه کارنامه حاتمی‌کیا بوده است. وجه بارز این روند اعتراضی شخصیت‌هایی است که فارغ از گفتمان‌، جایگاه و کسب‌و‌کارشان اصطلاحاً تا انتها می‌مانند و پا پس نمی‌کشند؛ از کاراکتر حاج‌کاظم در آژانس شیشه‌ای، تا بادیگاردی که به ‌تعبیر خود نمی‌خواهد مزدور باشد تا کشاورزی که تطمیع نمی‌شود و پای کار می‌ماند.»

اما چه فرقی میان آن اعتراضات سابق و این اعتراض هست؟ این است که اهمیت دارد.

2. فرق «خروج» با اعتراض‌های دیگر حاتمی‌کیا

مساله در آژانس یا در بادیگارد، مساله‌ای خاص بود و همه با آن مساله، ارتباط برقرار نمی‌کردند. در آژانس حتی فرزندان حاج‌کاظم یا همسر عباس هم با اعتراض همراه نبودند. همین وضع را در بادیگارد هم می‌شود دید. اعتراض بادیگارد البته درونی‌تر است و حیدر ذبیحی به خودش هم معترض است. در به‌رنگ ارغوان برعکس، هوشنگ، نیروی اطلاعاتی با ارغوان (که دختر یک نیروی سیاسی است که به خارج گریخته) همراه می‌شود و طی رابطه‌ای عاطفی با ارغوان، برخورد امنیتی با او و پدرش(شفق) را برنمی‌تابد و به معترض بدل می‌شود. اما نکته اینجاست که مسائل حیدر و حاج‌کاظم یا هوشنگ، مسائلی همه‌گیر و قابل درک همگان نیستند بلکه مسائلی خاص است که تنها بعضی مخاطبان درکی از آنها و از موقعیت معترض در آنها دارند یا می‌توانند داشته باشند.  افزون بر تفاوت، اعتراض و حتی فداکاری در فیلم‌های پیشین حاتمی‌کیا، به امید حصول نتیجه بود اما در «خروج» گویا نتیجه شرط نیست و از همین‌جاست که بعضا نوشته‌اند مساله اصلی خروج، خودِ «اعتراض» است. به عبارت دیگر «حصول نتیجه» در خروج، مشخصا ممتنع است. حتی اگر هم فرض کنیم که کشاورزان و صاحبان زمین‌های پنبه تا قم به‌دنبال حقوق خود رفته باشند، خروج رحمت از قم به تهران دیگر برای رسیدن به نتیجه نیست و نیک مشخص است که طی کردن باقی راه، به جای خوبی ختم نخواهد شد.

اما تفاوت سوم در اینجاست که اعتراض در خروج، در خود فیلم، مورد تشویق فضای عمومی قرار م