• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۲:۰۳ - ۱۳۹۹/۰۲/۱۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
«فرهیختگان» گزارش می‌دهد

زلزله سیاسی در سرزمین قهوه

بحران کرونا، فساد و برکناری 8 وزیر در 15 ماه، دولت «ژائیربولسونارو» ترامپ برزیل را متزلزل کرده است.

زلزله سیاسی در سرزمین قهوه
0.00

به گزارش «فرهیختگان آنلاین» این روزها اوضاع مردم پنجمین کشور وسیع و پرجمعیت جهان به‌هیچ‌وجه مساعد نیست. پس از برگزاری انتخابات 2018 ریاست‌جمهوری در برزیل، انتظار می‌رفت که دوران چهارساله تنش و بحران سیاسی و اقتصادی در این کشور به نقطه پایان خود نزدیک شده باشد، درحالی که آرامش نسبی و کوتاه اولیه نیز این باور را تقویت کرده بود، به نظر می‌رسد ویروس کرونا باز هم همه این امیدها را بر باد داده است. البته وقوع برخی رخدادها درکنار بحران کرونا، این نکته را روشن می‌سازد که آشفتگی سیاسی در دهمین اقتصاد سیاسی بزرگ دنیا بسیار عمیق‌تر و ریشه‌دار‌تر از آن است که آن را صرفا به کرونا و پیامدهایش نسبت دهیم.   
             
  انتخابات 2018 و پایان سلطه چپ‌گراها

انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2018 در شرایطی برگزار شد که برزیل از زمان پایان حکومت نظامیان و تصویب قانون اساسی 1988 هیچ‌گاه چنین اوضاع سیاسی و اقتصادی آشفته‌ای را تجربه نکرده بود. پیش از این دوران هشت‌ساله ریاست‌جمهوری لولا داسیلوا (2003 تا 2011) و به‌دنبال آن دوره اول ریاست‌جمهوری دیلما روسف موقعیتی را به وجود آورده بود که برزیل یک دوره نسبتا طولانی‌مدت ثبات سیاسی و اقتصادی را تجربه کند. در سایه چنین ثباتی برزیل به رشد اقتصادی قابل‌توجهی دست یافته و به یک کشور تاثیر‌گذار در صحنه بین‌الملل تبدیل شد. قرارگرفتن در میان 10 قدرت برتر اقتصادی دنیا، برترین دولت در زمینه مشارکت سرمایه‌های خصوصی، دومین کشور در قابلیت جذب سرمایه‌های خارجی، عضویت در سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی مانند مرکوسور (بازار مشترک کشورهای آمریکای جنوبی)، بریکس (کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای‌جنوبی که نیمی از جمعیت جهان و 28درصد اقتصاد جهانی را در خود جای داده‌اند) و گروه بیست (مجموعه‌ای از قدرتمند‌ترین اقتصادهای دنیا) و سرانجام ایفای نقش تعیین‌کننده در تحولات سیاسی بین‌الملل و به‌خصوص آمریکای لاتین، همگی بخشی از امتیازات و دستاوردهایی بودند که طی یک‌ونیم دهه سلطه احزاب چپ‌گرا حفظ یا ایجاد شدند.         

با این حال سوءاستفاده از قدرت و فساد مالی به پاشنه آشیل احزاب چپ‌گرا و رهبران آن تبدیل شد؛ چنانکه دیلما روسف رئیس‌جمهور برزیل را ناچار به‌کناره‌گیری کرد. میشل تمر، معاون و جانشین روسف نیز نتوانست در اداره امور چندان موفق عمل کند، به‌ویژه اینکه خود نیز مانند سایر اعضای حزب کارگر با اتهاماتی در زمینه فساد و دریافت رشوه مواجه بود. همه این مسائل موجب شد انتخابات ریاست‌جمهوری 2018 درفضایی به‌شدت ملتهب و در شرایط بی‌اعتمادی رای‌دهندگان به احزاب چپ برگزار شود. محکومیت و به‌دنبال آن محرومیت لولا داسیلوا از مشارکت در انتخابات، به‌عنوان تنها فردی که هنوز از محبوبیت نسبی بین مردم برخوردار بود، راه را برای جولان احزاب مخالف و راست‌گرایان افراطی هموار کرد.   

  بولسونارو؛ ترامپ برزیل

در فضای پرهرج‌ومرج، ملتهب و در شرایط بی‌اعتباری حزب حاکم چپ‌گرا، شعارهای مخالفان دولت و در راس آنها جناح‌های راست‌گرا توانست بیش از گذشته جلب‌توجه کند. بر همین اساس ژائیربولسونارو، سرهنگ سابق ارتش و عضو باسابقه مجلس برزیل در تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری به بهترین نحو ممکن از این شرایط بهره‌برداری کرد. شعارهای او برای مبارزه با فساد، ایجاد نظم، بهبود وضع اقتصادی، حل معضل بیکاری و از همه مهم‌تر بازگرداندن قدرت و عظمت برزیل، وعده‌های بسیار جذابی برای رای‌دهندگان ناراضی به شمار می‌آمد؛ به‌خصوص زمانی که با احساسات و تحریکات ستیزه‌جویانه علیه چپ‌گرایان یا برخی دیگر از گروه‌ها و طبقات سیاسی - اجتماعی نیز تلفیق می‌شد.          

اما در این بین نکته مهم و جالب‌توجه این بود که خصوصیات فردی، شعارها و شیوه تبلیغات بولسونارو برای بسیاری در داخل و خارج از برزیل، شخصیت ترامپ و چگونگی پیروزی او در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا را تداعی می‌کرد. استفاده از وعده‌های ساده‌انگارانه و عوام‌پسند، اتهام‌زنی و تخریب شدید رقبا، اتکا به برخی رویکردهای مهاجرستیز و حتی نژادپرستانه (مانند توهین به آفریقایی‌تباران برزیل)، مطرح کردن برخی دیدگاه‌های زن‌ستیزانه، وابستگی به کلیسای انجیلی، حمایت از بازار خرید و فروش سلاح و سرانجام بهره‌گیری و استفاده گسترده از شبکه‌های اجتماعی ازجمله خصوصیاتی بودند که باعث شد وی را «ترامپ برزیل» لقب دهند. البته ناگفته نماند که برخی از این شباهت‌ها چندان هم تصادفی نبود؛ چراکه استیو بنن، مشاور و ایدئولوژیست تیم انتخاباتی ترامپ در اینجا هم نقش‌آفرینی داشته و وظیفه مشاوره به بولسونارو و تیم انتخاباتی او را برعهده گرفته بود. ملاقات استیو بنن و پسر بولسونارو در نیویورک، آن هم در بحبوحه انتخابات، دقیقا در همین راستا انجام می‌گرفت. به هرحال همان‌گونه که تبلیغات و رویکردهای جذاب و عوام‌فریبانه ترامپ در آمریکا نتیجه مثبت به همراه داشت، بولسونارو نیز توانست با رویکردی مشابه پیروز انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل باشد. روایت این اتفاقات را «پترا کاستا» هنرمندانه در مستند مرز دموکراسی یا لبه دموکراسی ساخته است. این مستند که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، پیشینه سیاسی درارتباط با انتخاب  «لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا» به ریاست جمهوری برزیل تا استیضاح «دیلما روسف» و همچنین دلایل سقوط هر دو رئیس جمهور و عواقبی که بر اجتماع و کشور برزیل داشته را دنبال کرده است.

  راست‌گرایان و چرخش سیاست خارجی برزیل

بررسی سیاست خارجی برزیل روشن می‌سازد که طی چند دهه اخیر، اساس روابط این کشور با جهان خارج کاملا اقتصادمحور بوده است. درواقع برزیلی‌ها همان الگویی را به کار گرفته‌اند که پیش از این چینی‌ها شروع‌کننده آن بوده‌اند و هند نیز اکنون در ابتدای مسیر آن قرار دارد. در تمامی این مدت جابه‌جایی احزاب و دولت‌ها در برزیل تغییر چندانی در اساس این رویکرد به وجود نیاورد؛ هرچند ممکن است تغییراتی در سمت‌وسوی آن ایجاد شده باشد. روی کار آمدن دولت راست‌گرای بولسونارو و تغییراتی که به‌دنبال آن در سیاست خارجی برزیل رخ داد، مصداق عینی همین موضوع است. پیش از این دولت‌های چپ‌گرای لولا داسیلوا و دیلما روسف گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با بلوک شرق و به‌ویژه چین و روسیه، گسترش مشارکت در سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و ایفای نقش فعال در تحولات منطقه آمریکای لاتین را در محور توجهات خود قرار داده بودند.

درحال حاضر و طی 15 ماه اخیر دولت راست‌گرای بولسونارو تغییراتی را در این مسیر به وجود آورده است. گسترش مبادلات اقتصادی میان آمریکا و برزیل و تلاش دوجانبه ترامپ و بولسونارو برای قرار گرفتن ایالات‌متحده در رتبه نخست مبادلات اقتصادی برزیل (جایگاهی که هم‌اکنون به چینی‌ها تعلق دارد) بخشی از این دگرگونی محسوب می‌شود. علاوه‌بر این، هماهنگی با سیاست‌های ترامپ در مساله فلسطین و حمایت از معامله قرن و انتقال سفارتخانه‌های خارجی به بیت‌المقدس در همین راستا انجام گرفته است. رویکرد مشترک روسای‌جمهور برزیل و آمریکا درموضوع تغییرات اقلیمی و معاهده پاریس هم در نوع خود جالب‌توجه است. دولت بولسونارو در بحران ونزوئلا نیز در رویکردی متفاوت از چپ‌گرایان، مخالفان دولت نیکلاس مادورو را مورد حمایت قرار داده و حتی متهم به همکاری با آمریکا در اجرای کودتای نظامی در این کشور شده است.      

اتخاذ چنین رویکردهایی از سوی دولت بولسونارو برای جمهوری اسلامی ایران هم خالی از دردسر نبوده است. در شرایطی که تا پیش از این روابط دو کشور در سطح بسیار مطلوبی قرار داشته و حجم مبادلات تجاری دوطرف از دومیلیارد دلار فراتر رفته بود، توقف کشتی‌های تجاری ایران در بنادر برزیل و عدم‌تامین سوخت موردنیاز آنها، چالشی مهم در روابط دو کشور پدیدار کرد. علاوه‌بر این، حمایت برزیل از طرح‌های ترامپ درقبال فلسطین و از آن مهم‌تر حمایت از اقدام آمریکا در ترور سردار سلیمانی به سردی روابط دوسویه دامن زد. رئیس‌جمهور برزیل در واکنش به مشکلات پیش‌آمده در روابط ایران و برزیل اظهار داشت که دولت وی دشمنی با کشوری ندارد، با این حال روابط او با ترامپ صمیمانه و باارزش‌تر است.              

اما به‌رغم ادعای رئیس‌جمهور درمورد روابط صمیمانه‌اش با ترامپ؛ اقدام رئیس‌جمهور ایالات‌متحده در تهدید به افزایش تعرفه‌های واردات آلومینیوم و فولاد از برزیل، کاملا برای دولتمردان این کشور و به‌خصوص شخص بولسونارو غافلگیر‌کننده بود. درمقابل، چینی‌ها با در پیش گرفتن سیاست‌های زیرکانه‌ای همچون حمایت از عملکرد رئیس‌جمهور برزیل در آتش‌سوزی جنگل‌های آمازون، کوشیدند تا نشان دهند که می‌توانند در مقایسه با واشنگتن شریک قابل‌اعتمادتری باشند.

  کرونا؛ بر سر دو راهی اقتصاد و سلامت

 در شرایطی که بولسونارو به ثمربخشی رویکردهای جدید اقتصادی و به‌خصوص گسترش و تقویت روابط با آمریکا امید زیادی داشت، شیوع ویروس کرونا در جهان و به‌دنبال آن در برزیل نه‌تنها تمامی این محاسبات و برنامه‌ریزی‌ها را در هم ریخت، بلکه دولت او را در معرض انتخابی دشوار میان اقتصاد و سلامت مردم قرار داد. واکنش اولیه رئیس‌جمهور برزیل در کوچک شمردن این بیماری و مرتبط دانستن آن با اهداف سیاسی و فریب‌های رسانه‌ای دقیقا در راستای همان مسیری قرار داشت که ترامپ در آمریکا در پیش گرفته بود. اما درحالی که ترامپ خیلی زود وخامت اوضاع را درک کرد و ناچار به تغییر مواضعش شد، اصرار و لجاجت بولسونارو در مخالفت با تعطیلی کسب‌وکارها و سیاست‌های سختگیرانه قرنطینه اجتماعی، اعتراضات زیادی را برانگیخت. برهمین اساس در همان مراحل ابتدایی شیوع کرونا یک قاضی دیوان‌عالی برزیل رئیس دولت را به نادیده گرفتن تهدید کرونا و خطر‌آفرینی برای شهروندان متهم کرد و برکناری وی را به دلیل سوءمدیریت خواستار شد. اما اوضاع زمانی بحرانی‌تر شد که بولسونارو وزیر بهداشت این کشور را به دلیل پافشاری بر تعطیلی اماکن و اجرای قرنطینه اجباری برکنار کرد. حمایت اکثریت فرمانداران ایالتی و مردم برزیل از اقدامات قرنطینه از یک‌سو و گسترش یک‌باره شیوع ویروس کرونا و افزایش چشمگیر مبتلایان و فوتی‌ها از سوی دیگر، هیچ‌کدام تاکنون باعث نشده تا رئیس‌جمهور برزیل در مواضع خود تغییر ایجاد کند. اصرار او بر بازگشایی مرزهای برزیل و تداوم روابط تجاری و اقتصادی با همسایگان گواهی بر همین رویکرد است.         

  گرداب سوءاستفاده از قدرت

به نظر می‌رسد فساد و سوءاستفاده از قدرت، پاشنه‌آشیل تمامی دولت‌ها در برزیل است و در این زمینه تفاوت چندانی میان احزاب چپ‌گرا و راست‌گرا وجود ندارد. در همین راستا خبر استعفای وزیر دادگستری برزیل آنقدر مهم بود که حتی اخبار کرونا را هم تحت‌الشعاع خود قرار داد. سرجیو مورو، وزیر دادگستری سرشناس‌ترین و محبوب‌ترین چهره کابینه بولسونارو به شمار می‌آمد، چراکه وی یکی از قضات اصلی پرونده مشهور به کارواش بود؛ همان پرونده‌ای که فساد مالی مقامات دولتی سابق ازجمله لولا داسیلوا و رئیس‌جمهور روسف را افشا کرد. به همین علت بسیاری در برزیل معتقدند با توجه به شعارهای مبارزه با فساد بولسونارو، او باید پیروزی‌اش در انتخابات را مدیون حضور و همراهی مورو بداند. ظاهرا مورو در ابتدا تصمیمی برای حضور در عرصه سیاست نداشت اما با اصرار و درچارچوب شرایطی مانند خودمختاری کامل وزارت دادگستری و تداوم مبارزه با فساد و جرائم سازمان‌یافته حاضر به پذیرش همکاری با دولت جدید شده بود. اما اکنون مرد شماره یک مبارزه با فساد مچ متحد سیاسی و رئیس خود را گرفته و ظاهرا به‌هیچ‌عنوان قصد کوتاه آمدن ندارد. برکناری رئیس‌پلیس فدرال بدون هماهنگی با وزارت دادگستری و در شرایطی که مشغول انجام تحقیقات روی یک پرونده خاص بوده است، محبوب‌ترین فرد کابینه را متقاعد کرد تا به همکاری با دولت پایان دهد. در این بین نکته حائزاهمیت این است که پرونده خاص موردنظر با اقدامات و عملکرد پسر رئیس‌جمهور مرتبط بوده و برکناری رئیس‌پلیس نیز بنا به درخواست هفت‌نفر از متحدان رئیس‌جمهور، ازجمله دو پسر وی، انجام گرفته است. وزیر سابق دادگستری برزیل این اقدام رئیس‌جمهور را مداخله سیاسی غیرقابل‌قبول در مبارزه با فساد توصیف کرده و برخی دیگر از تحلیلگران سیاسی نیز این اقدام بولسونارو را کودتا علیه دموکراسی قلمداد کرده‌اند، چراکه از نظر آنها استقلال پلیس فدرال از ارکان مهم دموکراسی به حساب می‌آید.    

  سرزمین قهوه در انتظار زلزله سیاسی

«این راست‌افراطی بسیار بدتر از ترامپ است.» شاید تحلیلگر گاردین و نویسنده این نظر هم تصور نمی‌کرد که دیدگاه او درمورد نامزد آن هنگام انتخابات رئیس‌جمهوری برزیل تا این حد دقیق باشد و با این سرعت رنگ واقعیت به خود بگیرد. درحالی که تنها یک‌سال‌ونیم از شروع به کار دولت راست‌گرای بولسونارو می‌گذرد، برزیل در بحران‌های سیاسی و اجتماعی چندجانبه‌ای غوطه‌ور شده است. از یک‌سو گسترش شیوع کرونا، گورهای دسته‌جمعی و خطر فروپاشی نظام بهداشت و سلامت، وحشت گسترده‌ای را رقم زده که قطعا نقش و عملکرد فاجعه‌بار دولت در پدید آوردن آن غیرقابل چشم‌پوشی است. از سوی دیگر درخواست دادستان کل برزیل و صدور مجوز از سوی دیوان‌عالی برای انجام تحقیقات درمورد ادعاهای وزیر مستعفی دادگستری و متهم ساختن رئیس‌جمهور به سوءاستفاده از قدرت، می‌تواند شروع روند دوباره‌ای از جنجال‌ها و پرونده‌های سیاسی و قضایی باشد که چهار سال پیش به سقوط دولت چپ‌گرایان و بروز آشفتگی سیاسی و اقتصادی انجامید. درکنار اینها شرایط بسیار متزلزل کابینه بولسورونا را هم نباید نادیده گرفت. طی 15 ماه، هشت نفر از اعضای کابینه وی برکنار شده یا تغییر کرده‌اند. برخی از آنها همچون وزرای دادگستری و بهداشت چهره‌های محبوب و سرشناسی بوده‌اند. با توجه به نارضایتی اکثر اعضای کابینه از عملکرد رئیس‌جمهور این احتمال وجود دارد که به تعداد این افراد اضافه شود؛ چنانکه وزیر اقتصاد را نفر بعدی این لیست به شمار آورده‌اند.  اما از همه اینها مهم‌تر نگرانی‌هایی است که نسبت به بازگشت نظامیان به قدرت وجود دارد. از زمان استقلال برزیل چرخه‌ای از انتقال قدرت میان نظامیان و غیرنظامیان در این کشور استمرار داشته است. آخرین مورد آن به کودتای نظامی در سال 1964 و حکومت بیست‌ساله نظامیان بازمی‌گردد.

اکنون با پیروزی بولسونارو و قرار گرفتن یک نظامی کهنه‌کار در راس هرم قدرت، دوباره پای نظامیان به قدرت باز شده، به‌ویژه با در نظر گرفتن این موضوع که وی چندین فرد نظامی و ژنرال‌های سابق ارتش را در کابینه خود مشارکت داده است. نباید این نکته را نیز نادیده گرفت که بولسونارو بارها از دوران دیکتاتوری نظامی در برزیل با احساس رضایت و حسرت یاد کرده است. در وضعیت آشفته فعلی اخباری به گوش می‌رسد که نظامیان در درون و بیرون کابینه به‌هیچ‌وجه از شرایط کشور رضایت ندارند. در همین راستا حتی برخی روزنامه‌های برزیلی گمانه‌زنی‌هایی را مطرح کرده‌اند که ارتش پشت‌پرده قدرت را در اختیار گرفته و بولسونارو عملا کنترل امور را از دست داده است. هرچند این گمانه‌زنی‌ها چندان قابل‌اتکا نیستند اما دور از ذهن نخواهد بود که درصورت تداوم و تشدید آشفتگی اوضاع و در شرایط بی‌اعتباری احزاب سیاسی چپ و راست، ارتش خود را نسبت به مداخله و سروسامان دادن به اوضاع مســئول تلقی کند.

 *  نویسنده: میراحمدرضا مشرف روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار