• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۹:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۲
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
رضا کردلو:

تلویزیون محافظه کارتر از ۲۰ سال پیش! بخش دوم؛ نقض واقع نمایی و عادی شدن سانسور مسائل اجتماعی

یکی از نمودهای محافظه کاری درمجموعه صداوسیما گریز از واقع نمایی است! این رویکرد بیشتر بر حوزه معاونت سیاسی، اخبار و تعداد زیادی از برنامه های تلویزیونی حاکم است.

تلویزیون محافظه کارتر از ۲۰ سال پیش! بخش دوم؛ نقض واقع نمایی و عادی شدن سانسور مسائل اجتماعی
0.00

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، رضا کردلو روزنامه‌نگار در قسمت دوم یادداشت خود در مورد محافظه کاری صدا و سیما  نوشت:‌

محافظه کاری در واقع نمایی:

یکی دیگر از نمودهای محافظه کاری درمجموعه صداوسیما گریز از واقع نمایی است! این رویکرد بیشتر بر حوزه معاونت سیاسی، اخبار و تعداد زیادی از برنامه های تلویزیونی حاکم است. اگرچه در سریال ها نیز مصداق، کم ندارد. منظورم از واقعیت نمایی، نمایش واقعیت های اجتماعی است. خانواده و روابط خانوادگی، گروههای دوستی، جوانان، زنان، بازنشستگان و افراد کهنسال، نهادهای اجتماعی، دانشگاه،دستگاههای مختلف واداره های دولتی، نهاد دولت، دستگاه قضایی، مجلس و نمایندگانش، پلیس، روابط اجتماعی در روستاها و شهرستان ها و خیلی چیزهای دیگر با عدم واقعیت نمایی در بخش مهمی از اخبار صداوسیما و برنامه های تلویزیونی و حتی سریال ها مواجه اند. یکبار یادداشتی نوشتم در همین فرهیختگان،با این عنوان؛ سرمایه ای به اسم آقای خامنه ای! آنجا تاکید کردم که تلویزیون در بازنمایی واقعی از رهبری نیز مواجهه ای ضعیف و ناراحت کننده دارد. محمد دبوق را بخشی از مخاطبان نمی شناسند اما اینجا من به بهانه ای یادش می کنم. او تنها کسی است که یک مستند تمام و کمال از زندگی امام خمینی ساخته. اما نه در صداوسیمای جمهوری اسلامی که در المنار! مدتی است مستند زندگی نامه ای آیت الله خامنه ای نیز که در المنار تهیه شده از این شبکه پخش می شود! من قسمتی از این مستند را دیدم. بزرگترین توفیقش نسبت به کارهای مستند پیرامون رهبری که در داخل کشور تولید شده اند، واقعیت نمایی است. بی حرف پس و پیش. و شاید به جهت فنی در سطح پایین تری از برخی مستندهای داخلی تولید شده باشد.

بگذریم. غرض اینکه در نمایش واقعی عمده موارد بالا صداوسیمای فعلی فرسنگ ها با صداوسیمای بیست سال پیش فاصله دارد. اینکه گاهی می شنویم برخی سریال ها، در بازپخش چندین باره با تیغ ممیزی مواجه می شوند ناشی از همین رویکرد است. بعضی از سریال ها که اصلا بازپخش نمی شوند. مثل حذف «اشک یتیم» پروین اعتصامی از کتابهای درسی است. گویی با حذف این شعر از کتاب ادبیات فارسی، دیگر یتیمی اشک نخواهد ریخت و از چرایی مال و مکنت توانگران نخواهد پرسید!؟ عملیات پاک کردن صورت مسئله! که در ماجرای افزایش قیمت بنزین و وقایع آبان ماه به بهترین نحو به اجرا درآمد و معاونت سیاسی و اخبار بدون در نظر گرفتن واقعیت انتقادات مردم به مسئله افزایش قیمت بنزین، در سوی دیگر ایستاد و روایت های منحصر بفرد خود را ارائه داد. در سریال ها، تازه آنهایی که بازپخش می شوند گاهی متوجه فاصله ای که میان واقع نمایی و خودنمایی تلویزیون افتاده است، می شویم.  مثلا چندوقت پیش که تلویزیون «پلیس جوان» را پخش می کرد به چند مسئله دقت کردم! اولا پلیس همیشه برنده نبود و گول می خورد، ثانیا مباحثی مثل فساد داخل سیستم به خوبی به نمایش درمی آمد و ثالثا(با اینکه سریال به جهت ساخت ساده به نظر می رسد) نمایشی واقعی از بزه های اجتماعی داشت. حداقل واقعی تر از آنچه امروز به نمایش درمی آید. حالا این را مقایسه کنید با حذف سکانس رشوه گرفتن پلیس و البته بازخواست شدنش توسط پلیس دیگر(که در مجموع نمایشی مثبت از پلیس است) از فیلم سینمایی قصر شیرین، در تلویزیون. بالاخره از یک حال خارج نیست: تلویزیون در برابر دستگاههای دیگر موضعی ضعیف دارد! تلویزیون ضعیف شده است. آدم بعضی از این کارهای کهنه را مییند از توجهشان به مسئله واقع نمایی حظ می برد. قیاس کنیم. معمای شاه را بگذارید کنار روزگار غریب و درچشم باد! کدام تصویر واقعی و کدام تصویر اغراق شده ای از گذشته به نمایش می گذارد؟ تاثیر کدامیک بر مخاطب بیشتر است؟ ظلم و ستم رژیم شاهنشاهی در کدام یک به درستی و به نحوی که مخاطب آن را باور کند به نمایش درآمده؟ پاسخ ها روشن است و تایید می کند که مسئله واقعیت نمایی در اقناع مخاطب چقدر موثر است.

اشاره ای به دانشگاه داشتم؛ واقعا تصویر سیما از دانشگاه و دانشجوی امروز چقدر واقعی است؟ همان عشق و عاشقی های دوره «در پناه تو» و‌«در قلب من» ، که البته آن تصویر به اقتضای آنروز خیلی سرزنده و واقعی بود. حالا پس از بیست و چند سال در نمای کلی شاهد تغییر به خصوصی نیستیم. با مثال ها و مصادیق متعدد می توان به این گزاره رسید. مثال دیگر؛ رییس قوه قضاییه رسما اعلام می کند که با قضات فاسد برخورد کرده است و این یعنی قاضی فاسد هم داشته ایم و ممکن است داشته باشیم. حالا شما فرض بگیرید صداوسیمایی که نقد به نمایندگان مجلس را برنمی تابد، با این ماجرا چگونه برخورد خواهد کرد!؟ می تواند چهره ای شبیه قاضی «دوران سرکشی» را نشان دهد؟ ادم میترسد با این روند، افعال قاضی شارع سریال سربداران هم در بازپخش، با سانسور مواجه شود؟ممیزی هایی که توسط احمد مهرانفر، بازیگر نقش ارسطو رسانه ای شد را یکبار دیگر از نظر بگذرانید!چیزی جز حرف دل مردم است؟ و آیا مردم اگر به آنتن تلویزیون برسند، چیزی جز این حرفها را خواهند زد؟

اخبار تلویزیون البته به اندازه همه اجزای این رسانه، نقض واقع نمایی است. در سالهای اخیر و در شرایطی که ما با حضور هر روزه مالباختگان در مقابل موسسات اعتباری، دادگستری و مجلس مواجه بودیم، اخبار صداوسیما را تماشا می کردیم، در حالی که داشت اخبار تجمع صدنفر در مقابل یک نهاد دولتی در یکی از شهرهای یکی از 50 ایالت آمریکا یا شهرهای اروپایی را نشان می داد! یا در حالی که تجمع پیرمردهای طلبکار از صندوق بازنشستگی یا فرهنگیان طلبکار در مقابل بیمه و سازمان برنامه و بودجه برقرار بود، خبر سیل و طوفان در فرنگ اولویت بیشتری می گرفت! آنوقت این تلویزیون بی توجه به کارگر، عجیب بود که برای وصول طلبهای میلیاردی یک بازیکن سه ساعت برنامه زنده پخش می کرد! و شاهد بودیم که مدیریت ضرغامی یک گزارشگر ساده ورزشی را با اهمال مدیریت و کوتاهی در اداره کردن، تبدیل به رستمی کرد که خودش هم نمی توانست صدایش بزند!

بگذارید یک برنامه سرگرمی هم مثال بزنم؛ صندلی داغ که شروعش از نوروز 83 بود. برنامه ای که در آن حسین رضازاده حضور پیدا کرده بود. سوتی های مکررش در حافظه ها ماندگار شده است. اگر حالا بود می گفتند چه معنا دارد، قویترین مرد ایران سوتی بدهد و همه آن بخش ها را سانسور می کردند. واقعا این روزها خیلی کم پیش می آید که یک اتفاق واقعی در تلویزیون ببینیم. در دورهمی و غیر دورهمی انگار همه دارند نقش یک مهمان باکلاس را بازی می کنند که اساسا خطایی مرتکب نشده اند و فیلسوف وار همه را به چیزهای خوب توصیه می کنند.

در برنامه های سیاسی نیز همینطور! گشایش مصلحتی در سال 88 و برای مدتی کوتاه، تعدادی مناظره را روی آنتن برد ولی پس از آن سیاست به معنایی که در واقعیت جریان داشت، نه تنها به نمایش درنیامد که تلویزیون بیش از رسانه ملی، معنای واقعی تری از «تلویزیون دولتی» گرفت. همراهی تلویزیون در بزنگاههای مهم و سکوت های جبران ناپذیر از برجام تا گرانی بنزین، روی دیگر سکه نقض واقع نمایی در تلویزیون بود. به یاد می آوریم وقتی را که برنامه چراغ با آن محتوا روی آنتن می رفت، کنفرانس برلین پخش می شد و سخنرانی رادیکال سیدمحمد خاتمی( با آنکه در سویی از سیاست است که سلیقه من نیست) به راحتی پخش می شد. حتی سخنرانی 16 آذر 83 با همه جنجال هایش! که این روزها اگر بگردید متن آن سخنرانی را هم به زور پیدا می کنید!چه رسد به صوت و تصویرش. آیا با پخش آن سخنرانی جامعه سکولار شد و یا عقایدش دچار انحراف شد؟ نه اتفاقا به خاطر بازنمایی واقعیت سال بعد که وعده انتخاب شد، به تغییر رای داد. و غفلت این روزهای تلویزیون از بازنمایی واقعیت چیزی نیست که به تغییر مثبتی بیانجامد.

 خبر مرتبط:

تلویزیون محافظه کارتر از بیست سال پیش؛ بخش اول:خسارت‌های محدودیت ژانر (لینک)

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار