• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۲:۴۶ - ۱۳۹۸/۱۱/۳۰
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
حسین شهنی:

ادعای متناقض اخلاقی نوزیک در توجیه نظام بازار

لیبرالیسم نیست‌انگاری عدالت

آنچه امروز شاهد هستیم این است که بازار علاوه‌بر آنکه در یک چارچوب اخلاقی نمی‌گنجد که قابل توجیه باشد، یک نوع اجبار در ایجاد انتخاب‌هایی را می‌سازد که منجر به فاصله طبقاتی می‌شود و این پرسش همچنان مطرح است که آیا دست نامرئی در تنظیم بازار کافی است یا مداخله‌گر دیگری نیاز است؟

ادعای متناقض اخلاقی نوزیک در توجیه نظام بازار

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، حسین شهنی، روزنامه‌نگار طی یادداشتی در روزنامه «فرهیختگان» نوشت:  نوزیک به‌عنوان یک فیلسوف تحلیلی آمریکایی شناخته می‌شود که آثارش در دفاع از دولت حداقلی بنیان گذاشته است. هرچند در عاقبت از آنچه در این راه بیان کرده بود را نظریاتی نارسا دانست، اما آنچه امروز از او به‌جای مانده همین دفاع تمام‌قد است. دفاعی که بخشی از لیبرالیسم موجود برای توجیه آورده‌های خود به آن پناه می‌برد. هرچند شرایط و اشتیاق به جدل در شکل‌گیری چنین بحثی بی‌تاثیر نبود، اما نمی‌توان ماهیت آنچه در این باب منتشر شده را انکار یا رد یا بدون نقد و بررسی رها کرد.

2  نوزیک مقاله‌ای دارد با نام عدالت توزیعی که در آن به شرح و نقد آنچه از عدالت مرسوم است، پرداخته و به بیان و بررسی نظریه اکتساب جان لاک می‌پردازد. این مقاله از این حیث درخور بررسی است که دیدگاه ما را نسبت به نظرات اندیشمندان لیبرال پیرامون مساله عدالت بیان می‌دارد. هرچند در قسمت قبل بیان شد که فردی مانند هایک، عدالت را صرفا در حوزه توزیع می‌داند و سعی دارد آن را مستقیما در تقابل با آزادی‌های فردی نشان دهد و نظر وی عریان‌ترین وجه نسبت به این موضوع را بیان می‌دارد. اما نوزیک سعی دارد تا با قیاس و طرح پرسش‌هایی اخلاقی این موضوع را به چالش بکشد. ورود به حوزه اخلاق، نظرات لیبرال‌هایی نظیر نوزیک را علاوه‌بر آنکه اعتبار می‌بخشد اما پیش‌فرض‌های آنان در استدلال را نیز به چالش می‌کشد و این مساله‌ای است که یک فیلسوف تحلیل لیبرال از آن غفلت کرده یا به عمد با طرح پیش‌فرض‌ها از آن گذر کرده است.

  نوزیک بیان می‌کند که دولت حداقلی توجیه پذیرترین دولت در نقض کمتر حقوق مردم است. و با این فرض استدلال مدافعان دولت حداکثری -‌که دولت مطلوب خود را بهترین و ضروری‌ترین ابزار برای عدالت توزیعی می‌دانند- به چالش می‌کشد. وی معتقد است عدالت توزیعی اصطلاحی خنثی نیست و تصور مردم از این اصطلاح، توزیع با استفاده از سازوکار و فرآیندی مشخص و دارای اصول و معیار خاص است، هرچند ممکن است خطایی در این فرآیند رخ دهد. پرسشی که نوزیک در اینجا بیان می‌کند به چالش کشیدن بازتوزیع برای چندمین‌بار برای جبران خطاهای صورت گرفته در گذشته است و این روند تکرار را اشتباه می‌داند. بر این اساس هیچ توزیع مرکزی وجود ندارد و اشخاص گوناگونی که در جامعه آزاد از طریق مبادله یا هدیه، چیزهایی را به دست آورده و تحت مالکیت خود قرار داده‌اند و با تصمیم جمعی به تقسیم و توزیع منابع پرداخته‌اند، دارایی‌های جدید را به‌وجود آورده‌اند. وقتی این فرآیند دردنیای واقعی صورت می‌گیرد آنچه را که عدالت توزیعی است با مشکلاتی اساسی روبه‌رو خواهد کرد که نوزیک برای پاسخ به آن به تبیین اصل عدالت در دارایی‌ها می‌پردازد.

  نوزیک عدالت در دارایی‌ها را بر سه اصل، عدالت در اکتساب اولیه، عدالت در انتقال و ترمیم بی‌عدالتی تقسیم می‌کند. هرچند عدالت در اکتساب اولیه را به‌عنوان یک اصل که بتوان بر پایه آن استدلال کرد، نمی‌پذیرد اما بسیاری از استدلالات خود را بر آن استوار می‌سازد. و در بسیاری از موارد بر این سه با‌ هم تمرکز و به طرح پرسش و نقد مخالفان می‌پردازد. هرچند از این سه اصل در راستای تبیین نظریه استحقاق بهره می‌برد. گرچه وی عدالت در دارایی‌ها را مساله‌ای تاریخی می‌داند و براساس ناتوانی در بررسی این امر تاریخی جهت ایجاد عدالت در عمل، آزادی و دولت حداقلی را برای مکانیسم بازار به‌منظور برقراری عدالت تجویز می‌کند. اما این پرسش اساسی در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد که آیا بازار، شایسته برقراری این اصول است و اساسا از این مکانیسم عدالت پیروی می‌کند و آزادی فردی چگونه این تجویز اخلاقی را امکان‌پذیر می‌داند و از امکان تقلب در این مکانیسم جلوگیری می‌کند؟ هرچند نوزیک این امکان را که افراد گوناگونی که در مکان‌های مختلفی قرار دارند نمی‌توانند از الگوی مشخصی پیروی کنند را مطرح می‌سازد و آن را غیر‌ واقع‌بینانه می‌داند اما امروز با بسط لیبرالیسم و به تبع آن نئولیبرالیسم این پرسش مطرح است که چگونه افراد گوناگون در مکان‌های مختلف از یک الگوی واحد پیروی می‌کنند؟

5   اما همان‌طور‌که پرسش‌هایی را مطرح می‌کند، مخاطب را با پرسش‌هایی به‌طور ناخودآگاه پیرامون فرض‌ها مواجه می‌سازد. درحقیقت آنچه با پرسش مطرح می‌شود درصدد است تا این را بیان کند که وقتی نمی‌توان عدالت توزیعی را از طریق دولت برقرار کرد پس بهتر است که این امر را به عهده بازار قرار داد تا آن را برقرار کند. وی با استناد به نظریه اکتساب لاک که «مالکیت را تا آنجایی جایز می‌داند که به اندازه کافی و نیکو باقی بماند» سعی دارد تا این توجیه فایده گرایانه را اخلاقی و بازار را به‌عنوان بهترین اجرا‌کننده شرط آن بداند زیرا بازار به افراد امکان انتخاب بیشتری می‌دهد هرچند خود بازار دارای گزینه‌های محدودتری در انتخاب باشد. درحقیقت فرض نوزیک این است که دولت تنها یک انتخاب پیش روی افراد قرار می‌دهد و این به‌نوعی اجبار است و افزایش انتخاب توسط بازار، اختیار به‌همراه دارد اما این پرسش باقی می‌ماند که آیا بازار افراد را به انتخاب آنچه خود می‌پسندد وادار نمی‌سازد؟ این نسبی‌گرایی اخلاقی را چگونه می‌توان در اینجا پاسخ گفت؟

 6   هرچند نوزیک تلاش دارد با طرح اخلاقی برخورد بازار با عدالت، فرآیند بازار را فرآیندی مطلوب جلوه دهد که تامین آزادی فردی می‌کند و مساله عدالت را حتی به‌معنای آنچه خود بیان می‌دارد با تاریخی خواندن عدالت دارایی‌ها و اصل ندانستن عدالت در اکتساب و عدم امکان اجرای ترمیم عدالت، درحقیقت تلاش می‌کند تا عدالت را امری غیرممکن و غیراخلاقی جلوه دهد. آنچه امروز شاهد هستیم این است که بازار علاوه‌بر آنکه در یک چارچوب اخلاقی نمی‌گنجد که قابل توجیه باشد، یک نوع اجبار در ایجاد انتخاب‌هایی را می‌سازد که منجر به فاصله طبقاتی می‌شود و این پرسش همچنان مطرح است که آیا دست نامرئی در تنظیم بازار کافی است یا مداخله‌گر دیگری نیاز است؟ و این دولت حداقلی را چطور می‌توان هم پیش‌فرض گرفت و هم در هنگام دخالت آن در بازار از نتایج حاصله برائت جست؟ این خود نشانه آن است که مسیر لیبرالیسم فارغ از ادعای اخلاقی آن از یک بی‌اخلاقی عظیم رنج می‌برد.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها