• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۲:۱۲ - ۱۳۹۸/۱۰/۰۱
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0

مرگ سیاست در ساده‌انگاریِ شفافیت

از دامان گفتار موجود در باب شفافیت، یا آنارشی بسیار بسیطی بیرون می‌آید یا به اسم شفافیت، تحمیقی عمیق‌تر نصیب خواهد شد. این دوگانه هولناک، مناسبتی با دو طیف متفاوتی دارد که امروز در ایران طرفدار شفافیت هستند.

مرگ سیاست در ساده‌انگاریِ شفافیت
0.00

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، موقعیت تصمیم‌گیری، موقعیت اعلام حکم درباره یک وضعیت و پیگیری مسئولانه آن است. اینکه انسان در کار است و نهایتا نمی‌توان معیاری پیشینی برای حکم درست ارائه کرد، ما را بر آن داشته است که با سپردن توأمان اختیار و مسئولیت به فرد تصمیم‌گیر، او را از گزند وسواس مطابقت موهومی با آنچه «همواره» همچون تصمیم درست، ما را به خود می‌خواند رها کنیم. درواقع تصمیم درست، آن چیزی نیست که بتوان به‌نحو قاطع و برنده درموردش صحبت کرد. سیاست به‌معنای عام آن، همین تناسب موقعیت و حکم است، به‌نحوی که حکم واقعا درباره چیزی درون صحنه باشد. این تعریف از سیاست، دلالت‌هایی در تصور اسلام و شیعه از اخلاق دارد که بحث مجزایی می‌طلبد؛ اما در شرایطی که ایده شفافیت فضای رسانه‌ای کشور ما را درنوردیده است و حتی بعضی از قوا و ارکان نظام، صراحتا پرچم این ایده را برداشته‌اند، وقت آن است که از خود چنین ایده طلبکار و پرسشگری، پرسش‌هایی داشته باشیم.

شفافیت، برخلاف سودایی که در سر دارد، خود مفهومی مبهم و ولنگار است. درواقع گستره معنایی شفافیت در اذهان فضای رسانه‌ای ایران آنقدر وسیع است که شاید تحقق اراده‌های عملی هرکدام از آنها، واکنش شدید دیگری را برانگیزد. اما فارغ از این ابهام معنایی، شفافیت یک تضاد واقعی با سیاست دارد. طبق آنچه در ابتدا آمد، سیاست در معنای عام آن، در تمامی تصمیمات زندگی انسان حضور دارد و اسلام ذاتا سیاسی، سودایی فراتر از رعایت شریعت اسلام در قوانین دولتی دارد. اما از آنجاکه نهایتا سیاستمدار نیز انسان است، به‌جای بحث کلی در باب این طرز تلقی از سیاست در باب حیات انسان، روی شخص سیاستمدار به‌معنی خاص (یعنی کارگزار حکومت) تمرکز کرده و تضادهای آن را با ایده شفافیت (لااقل انواعی از آن) بررسی می‌کنیم.

شفافیت، برخلاف آنچه به‌نظر می‌رسد مکانیسمی مطلقا مفید نیست که در هر طرز تلقی‌ای از حکمرانی، به‌کار ‌آید. شفافیت به انتشار آزاد اطلاعات ختم نمی‌شود بلکه اقتضائاتی عملی در تصمیم‌گیری‌های سیاستمداران دارد. شفافیت در یک زنجیره ملزومات، نهایتا فرم سیاست را مسطح و سرراست می‌کند و این بیش از آنکه مفید باشد، فاجعه‌بار است. سیاست سرراست، به‌معنی آن است که ما حکمرانی را به اداره‌کردن یک دفتر پست تقلیل دهیم و تصمیمات درست لابد می‌توانند آنقدر -از پیش- مشخص باشند که به‌جای رئیس و سازمان حکومت، بتوان از کامپیوتر و هوش مصنوعی جهت حکمرانی استفاده کرد. درواقع تمام امید شفافیت به این است که با وضوح اطلاعات مالی و روندهای تصمیم‌گیری، اذهان عمومی آنقدر قدرت تحلیل پیدا کند که دیگر اختلاف‌نظر کارشناسی، کمتر موجه باشد. شفافیت سودای این را در سر دارد که معقول‌بودن تن‌دادن به تصمیم سیاستمدار (در میان اختلاف‌نظرات کارشناسی) را از بین ببرد و ادعا کند اگر همه‌چیز شفاف باشد، سیاستمدار حق ندارد فلان تصمیم درست را نگیرد یا فلان تصمیم اشتباه را بگیرد، چراکه به‌وضوح و در کمال شفافیت معلوم است کدام تصمیم درست (یا لااقل درست‌تر) است. از سوی دیگر، این وضوح آرمانی در سیاست، سیاست را با اذهان عمومی، مزاعم همگانی و گفتار روزمره یکی خواهد کرد؛ اما تبعات فاجعه‌بار این تقلیل چیست؟

شفافیت در یک معنا، پاسخگویی به اذهان عمومی با عدد، رقم و آمار و اعلام روند تصمیم‌گیری به آنهاست. در این معنا که شفافیت محدود به فعالیت‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... حکومت می‌شود و بخش خصوصی و مردمی از آن معافند، ما با دو حالت مواجه خواهیم بود؛ در حالت اول، سیاستمدار باهوش می‌تواند هر تصمیمی را موجه جلوه دهد، چراکه به‌جای فکرکردن به تناسب عمل با موقعیت -که مساله‌ای تامل‌برانگیز و قابل مناقشه است- سلاح توجیه او، صرفا یک‌سری بازی‌های رسانه‌ای با اعداد و ارقام است. درواقع وقتی شفافیت در حکومتی موجه شد، آنگاه قدرت اقناع آمار از قدرت اقناع گفت‌وگوی انسانی درباره چرایی درستی فلان تصمیم بالاتر می‌رود و سیاستمدار برای هر تصمیمی -اعم از عادلانه، ظالمانه یا دلبخواهانه- می‌تواند به‌اتکای تقدس بی‌حدوحصر شفافیت، چنان نمایش رسانه‌ای خود را گسترش دهد که تمامی خواسته‌های طرفداران شفافیت راضی شوند. وقتی مطالبات طرفداران شفافیت ارضا شود، قدم بعدی آنها چیست؟ هیچ! چراکه سیاستمدار باهوش، تمامی مراحل موجه‌بودن تصمیم از دید گفتمان شفافیت را طی کرده و نهایتا همگی همچنان مشابه و حتی شدیدتر از قبل، حتی اگر قضاوت نهایی‌شان چیز دیگری باشد، متقاعد و ملزم به اطاعت هستند.

حالت دومی که پیش می‌آید آن است که شفافیت گامی فراتر از مطالبه وضوح امور بردارد و چیزی را به گفتمانش اضافه کند که برندگی و تاثیرش را افزایش دهد. اما این برندگی، اساسا به‌جای آنکه سیاستمدار را کنترل کند، ممکن است سیاست را بلاموضوع کند. آن چیز اضافه، مساله قدرت مردمی و عمومی برای عزل فوری مدیران یا لغو فوری تصمیمات است. چنین تلقی‌ای به‌مثابه اتوپیای طرفداران شفافیت، آنقدر به ایده شفافیت چسبیده است که معمولا در تبیین‌های عملیاتی از شفافیت -بدون اینکه به علی‌حده بودن آن نسبت به شفافیت توجه شود- مذکور می‌آید. در این تلقی، اذهان عمومی حق دارند از روندهای تصمیم‌گیری و اطلاعات آماری و عددی دخیل در تصمیم آگاه شوند ولی علاوه‌بر آن حق دارند درصورت رسیدن به حد نصابی از امضا یا رای یا... قضاوت خود را نسبت به آن تصمیم، به‌نحو عملیاتی به سیاستمدار تحمیل کنند. در این حالت سیاستمدار آنقدر در چنبره چنین تلقی‌ای از تصمیم‌گیری قرار می‌گیرد که اساسا یا باید به آن قضاوت موجود در افکارعمومی و مزاعم همگانی (که سازنده اصلی آن رسانه‌ها هستند) تن داده و صرفا اپراتوری برای املای اذهان عمومی باشد، یا نهایتا تمام همت و وقت خود را برای شکل دادن به افکارعمومی مصروف کند که در این صورت از فکرکردن به‌درستی تصمیم معاف شده یا دوباره همانند آن سیاستمدار باهوش، به راه «توجیه هر تصمیمی» برود.

سیاست هم اجازه جاری‌شدن دارد و هم مجال سیلی‌خوردن. آنچه هر دوی اینها را از سیاست می‌گیرد، انحلال فرم سیاست درون بگومگوها و همهمه اذهان عمومی است. اذهان عمومی هم از آنجاکه تعین ندارد، مسئولیت هیچ تصمیمی را به‌عهده نمی‌گیرد. سیاستمدار واقعی و اصیل که پروای حقیقت داشته باشد، نهایتا مسئولیت تصمیمش را برعهده می‌‌گیرد. عظمت سیاستمدار به این است که نقطه تصمیم را به‌تنهایی و بدون توجه به حواشی زائد، پاس می‌دارد و سرنوشت خود را به سرنوشت تصمیمش گره می‌زند. اما شفافیت آنقدر سیاست را سرراست (ساده و در عین‌حال مهمل) می‌کند که هیچ دولتمردی نمی‌تواند اشاره‌ای به آینده‌ای داشته باشد. به این ترتیب از دامان گفتار موجود در باب شفافیت، یا آنارشی بسیار بسیطی بیرون می‌آید یا به اسم شفافیت، تحمیقی عمیق‌تر نصیب خواهد شد. این دوگانه هولناک، مناسبتی با دو طیف متفاوتی دارد که امروز در ایران طرفدار شفافیت هستند.

* نویسنده: محمدحسین تسخیری، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه علم

 

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها