• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۸
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
گفت‌وگو با پراستنادترین استاد دانشگاه آزاد

نگاه مدیران‌آموزشی به‌پژوهش بایدتغییر کند

آرش کریمی‌پور توانست به‌عنوان نخستین پژوهشگر پراستناد کشور بین دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی و نیز اولین پژوهشگر دانشگاه آزاد اسلامی جزء یک درصد پژوهشگران پراستناد دنیا در رشته‌های مهندسی قرار گیرد .

نگاه مدیران‌آموزشی به‌پژوهش بایدتغییر کند

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»،  پژوهش به‌عنوان کاری خلاقانه و سیستماتیک به‌منظور بالا بردن سطح دانش بشر، فرهنگ و جامعه انجام می‌شود. در بسیاری از موارد، پژوهش‌ها برگرفته از اسناد و مدارکی است که دانشمندان و محققان سال‌ها روی آن فعالیت کرده و به نتایجی دست پیدا کرده‌اند و محققان دیگری نیز این روند را ادامه می‌دهند تا به تکمیل پروژه بپردازند، اما گاهی محقق به‌دنبال کشفی تازه است و تنها از ‌مقالات و پژوهش‌های موجود برای پیشبرد کار خود استفاده می‌کند. با توجه به اینکه بسیاری از مقالات قابل‌توجه علاوه‌بر سطح ملی، در ابعاد جهانی هم ارائه می‌شوند، ارزیابی‌هایی هم در این زمینه صورت می‌گیرد، به‌طوری که موسسات معتبر دنیا مانند ISI هرساله معتبرترین مقالات را معرفی می‌کنند. در این میان، استادانی که مقالات آنها بالاترین میزان استناد را داشته نیز معرفی می‌شوند که جایگاه آنها را از نظر علمی در دنیا بالا می‌برد و اعتبار قابل‌ملاحظه‌ای برای کشور و محققان و استادان محسوب می‌شود.

پایگاه استنادی WOS هر سال پراستنادترین پژوهشگران دنیا را معرفی می‌کند. این رده‌بندی، شامل پراستنادترین پژوهشگران دنیاست که مقالات آنها تاثیرگذاری بالا و نقش بسیار مهمی در انتقال علم و دانش در سطح بین‌المللی داشته است. در اعلام پراستنادترین پژوهشگران دنیا در سال 2019، نام 12 پژوهشگر از کشورمان هم به چشم می‌خورد. در این فهرست، آرش کریمی‌پور توانست به‌عنوان نخستین پژوهشگر پراستناد کشور بین دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی و نیز اولین پژوهشگر دانشگاه آزاد اسلامی جزء یک درصد پژوهشگران پراستناد دنیا در رشته‌های مهندسی قرار گیرد و برای کشور افتخارآفرینی کند. در ادامه با آرش کریمی‌پور، فارغ‌التحصیل دکتری مهندسی مکانیک، گرایش تبدیل انرژی درباره موفقیت به دست‌آمده و امر پژوهش و تحقیق در ایران گفت‌وگو کردیم.

چه شد که جزء یک درصد پراستنادترین پژوهشگران برتر جهان در سال 2019 انتخاب شدید؟

پیش از این، معیار بررسی استادان برمبنای تعداد مقالات ISI منتشرشده انجام می‌شد؛ یعنی برمبنای کمیت بود. بعد از آن برای بالا بردن کیفیت، علاوه‌بر تعداد مقالات ISI منتشرشده سالانه توسط هر محقق، میزان استنادی را که به مقالات هر محقق هم هست، در نظر می‌گیرند. به عبارتی، هرچقدر هر محقق تعداد مقاله پراستناد داشته باشد، نشان می‌دهد این فرد تا چه اندازه در بالا بردن سطح علمی دنیا اثر داشته است. از طرفی، اگر خود فرد به خودش استناد دهد، این مورد را به‌عنوان یک امتیاز منفی در نظر می‌گیرند. مجموع این سه عامل یعنی تعداد مقالات ISI، میزان استنادی که دیگران به مقالات فرد می‌دهند و خوداستنادی کم، باعث می‌شود بتوانند محققان را از نظر کیفی و میزان تاثیر در رشد علمی دنیا تعیین کنند. چیزی که شامل حال من شده، این است که چون تمام این سه عامل را داشتم، جزء یک درصد محقق پراستناد دنیا در سال 2019 در رشته مهندسی انتخاب شدم. من در سال 2019 حدود ۴۹ مقاله ISI و در سال ۲۰۲۰ تا کنون دو مقاله منتشر کرده‌ام. سال‌های دیگر هم در همین حد بوده است. سال گذشته، دانشمند برتر ISC (پایگاه استنادی علوم جهان اسلام) شدم. پیش از این، دانشگاه آزاد اسلامی محقق برتر در این پایگاه داشته، اما در ISI، این اولین باری است که محققی از دانشگاه آزاد اسلامی حائز رتبه می‌شود.

نگاه بسیاری از مدیران دانشگاهی و غیردانشگاهی کشور به امر پژوهش، کاری فانتزی و هزینه‌بر است و به همین دلیل، پژوهش اولویت آخر است و هزینه‌ای که بابت آن می‌شود، از دست می‌رود. آیا واقعا پژوهش امری هزینه‌زاست یا سرمایه‌ای؟ در دنیا نسبت به امر پژوهش چه نظری وجود دارد؟

من ارتباطات دانشگاهی گسترده‌ای دارم و همچنین استاد مدعو دانشگاه روم هم هستم و دانشجو هم دارم. در دنیا، پژوهش را عامل مکمل در نظر می‌گیرند و درواقع، قطعات زنجیری هستند که کنار هم چیده می‌شوند؛ از کار تحقیقاتی صرف شروع و به کار تحقیقاتی در صنعت خرد و بعد صنعت کلان وصل می‌شود که درنهایت به درآمدزایی منتهی می‌شود. چیزی که شاید در کشور ما مشکل‌زا باشد این است که این دانه‌های زنجیر گاهی ممکن است مشکل داشته باشد. به‌عنوان مثال، تحقیقات و علم دانشگاه‌های ما خیلی قوی است، اما زمانی که قرار است این علم به صنعت وصل شود، مشکل‌زا می‌شود، چراکه ابتدا باید کسی وجود داشته باشد که ساپورت مالی کند تا بتوان محصولی را به درآمد رساند و تولید کرد. یکی باید آن را تبلیغ و بازاریابی کند تا فروش به‌خوبی صورت گیرد. در اینجا دانه‌های زنجیر دچار مشکل هستند. وقتی عده‌ای بر این باورند که پولی که صرف پژوهش می‌شود، دور ریخته می‌شود، به این دلیل است که بعضی مدیران ما به مهندسی معکوس عادت کرده‌اند و می‌گویند چرا باید از ابتدا یک پیچ را طراحی کنیم، وقتی نمونه آن را در خارج از کشور داریم و می‌توانیم آن را به روش معکوس بسازیم. اما این را درنظر نمی‌گیرند که اگر این اتفاق بیفتد، ما باید تا ابد منتظر بمانیم که کشورهای دیگر چیزی را بسازند و آن را به ما بدهند و ما بتوانیم آن را به‌روز نگه داریم و نمی‌توانیم آن را ارتقا دهیم.

از نظر من، پژوهش شرط لازم است اما کافی نیست و اگر آن را به کلی کنار بگذاریم، با مشکلات زیادی مواجه می‌شویم. درواقع نباید به این فکر کنیم که با چاپ مقاله‌های متعدد دیگر نیاز به چیز دیگری نداریم، این حرف اشتباه است؛ اینها دانه‌های زنجیر هستند که باید کنار هم قرار گیرند و مدیران ارشد هم باید در این زمینه دید داشته باشند، بنابراین نیازمند یک دید کلان است.

چه حجمی از پژوهش‌ها به سمت تجاری‌سازی حرکت می‌کنند و به صنعت وارد می‌شوند؟

به‌عنوان مثال، دانشگاه آزاد اسلامی به من گرنت پژوهشی داده‌، پارسال من حدود 30 میلیون تومان گرنت داشتم. زمانی که این مقدار را هزینه می‌کنم و برای سال بعد درخواست می‌دهم، متوجه می‌شوم گرنت من را کم کرده‌اند چراکه به استنباط آنها، آیتم‌های مختلف شامل حال من نمی‌شده است. من همیشه گفته‌ام اگر به من یک میلیون تومان بودجه دهند، من 10 میلیون تومان برمی‌گردانم. اما گرفتن این بودجه اولیه بسیار دشوار است، به‌طوری که گاهی من مجبور شده‌ام اول هزینه را از جیب خودم بپردازم و یکی، دو سال بعد و در پایان پروژه اقدام کرده و هزینه را دریافت کنم. همین باعث ‌شده به این فکر بیفتم که  به‌جای این کارها، یک تحقیق صرف عددی و تئوری انجام دهم که هیچ هزینه‌ای هم ندارد و تنها وسایلی که لازم دارد یک لپ‌تاپ است. وقتی وارد فاز آنالیزی و تحقیقاتی صرف می‌شویم، نتایج آن بیشتر مناسب افرادی است که آن تکنولوژی را دارند و خیلی مناسب کشور ما نیست، ولی اگر حمایت شویم، قضیه فرق می‌کند. یکی از دوستان ما که در استرالیا در دانشگاه تدریس می‌کند، در سال حدود  دو میلیون دلار گرنت دریافت می‌کند؛ حالا این مقدار را با 30 میلیون تومانی که به من نوعی می‌دهند، مقایسه کنید. البته در نظر بگیرید که این گرنت را هم با اما و اگر و با توجه به اینکه من را قبول دارند، در اختیار من قرار می‌دهند. اما مشکلات زیادی در این مسیر وجود دارد؛ پول را هزینه کنم، فاکتور بگیرم، اگر کار به محصول نرسد که کلا این مبلغ هم پرداخت نمی‌شود.

درواقع، شرط پرداخت گرنت هم این است که خروجی حتما باید مقاله شود تا پول را پرداخت کنند. اما به‌عنوان مثال، دو میلیون دلاری که به دوست من در قالب استاد در استرالیا پرداخت می‌شود، استاد دستش باز است و مطمئن باشید که از این دو میلیون دلار، اگر حدود 50 میلیون دلار برای دانشگاه نداشته باشد، وارد این فاز نمی‌شود. من 10 سالی برای دانشگاه تولید می‌کردم. حدود 8-7 سال پیش بود که وقتی می‌خواستم وارد این حوزه شوم، به رئیس وقت دانشگاه پیشنهاد دادم که این محصولات را برای دانشگاه خریداری کند و قول دادم که به‌حدی مقالات ISI ارائه دهم که رده‌شان در دنیا جابه‌جا شود. جالب است که آن زمان، مسئولان وقت دانشگاه حرف من را قبول کردند و حدود نیمی از دستگاه‌های تولید شده را خریداری کردند. من به حرفم عمل کردم و دیگر همکارانم را هم در این فاز وارد کردم. حالا تصور کنید در تمام دانشگاه‌ها مسئولانی داشته باشیم که به استادان خود چنین اعتمادی داشته باشند و پیگیری بخواهند. ما علم را داریم، اگر در کنار آن، سرمایه هم قرار دهیم، بازگشت سرمایه خواهیم داشت. اما اگر این دید را داشته باشیم که علم داریم و بخواهیم از آن تولید سرمایه کنیم، امکان‌پذیر نیست. همیشه به درآمدزایی استاد اشاره می‌شود، اما باید توجه داشت استاد زمانی می‌تواند درآمدزایی کند که هزینه‌ای را برای او در نظر بگیرند و هزینه‌های او را متقبل شوند و استاد با اطمینانی که دارد، بتواند به دنبال صنعتی‌سازی و امر تولید برود. اما زمانی که استاد سرمایه‌ای دریافت نکند، به مرور به سمت و سویی کشیده می‌شود که هزینه‌ای در برنداشته باشد. بنابراین من معتقدم برای رشد پژوهش در کشور به دو بال نیاز است؛ یکی هزینه اولیه و علم. علم با استاد و دانشگاه است و هزینه اولیه هم با مدیر، و این می‌تواند بازگشت داشته باشد. گاهی ممکن است مقامات بالادستی به‌جای کمک، سنگ هم بر سر راه استاد و محقق بیندازند، اما خدا را شکر همیشه با من همراهی شده و مشکلی در این زمینه نداشته‌ام.

در داخل کشور ژورنال‌های معتبر چاپ مقالات علمی در اختیار نداریم تا بتوانیم به‌عنوان مرجع از آن استفاده کنیم که نتیجه آن سرازیر شدن حجم بالایی از مقالات علمی داخلی به سمت موسسات ISI و دیگر ژورنال‌های معتبر دنیاست. چقدر مرجعیت‌دهی به ISI تا این حد صحیح است؟

برخی همکاران به من پیشنهاد راه‌اندازی یک ژورنال را داده‌اند و حتی دانشگاه هم نامه زده است که یک مجله ثبت کنید، اما من همه این پیشنهادات را رد کرده‌ام و گفته‌ام من تیم موردنظر برای این کار را در اختیار دارم و زمانی برای راه‌اندازی یک مجله دست‌به کار می‌شوم که اول از همه دفتری را در دانشگاه در اختیار من قرار دهند و کارمندی به من بدهند که کارهای مربوط را انجام دهد. مقاله دادن به ژورنال‌های ایرانی از چاپ مقاله در ژورنال‌های معتبر ISI خارجی به مراتب دشوارتر است؛ نه از نظر علمی، بلکه از نظر پروسه‌ای که محقق باید طی کند. من زمانی که مقاله‌ای را برای چاپ در ISI ارسال می‌کنم، به ساده‌ترین حالت ارسال می‌کنم. خودشان تایپیست دارند و مقاله و مشکلات آن را هم ویرایش می‌کنند و حتی برای جابه‌جایی برخی کلمات از ما اجازه می‌گیرند. اما زمانی که می‌خواهیم مقاله‌ای را در ژورنال‌های داخلی منتشر کنیم، در حوزه تایپ و ویراستاری کار خاصی وجود ندارد و همه این کارها را یک نفر متقبل می‌شود که معمولا حقوق چندانی هم برای این کارها دریافت نمی‌کند و باید زمان زیادی هم صرف آن کند، حتی فرمتی را آماده می‌کنند که همه مقالات را طبق همین فرمت بررسی و تایید می‌کنند. برخی مجلات داخلی ISI، بعد از تایید مقاله، فقط دو سال زمان می‌برد تا به محقق جواب دهد و حتی کسی وجود ندارد که با او مکاتبه کنید. وقتی مشکلی پیش می‌آید، کسی پاسخگو نیست. اما به‌عنوان مثال «الزویر» چت آنلاین دارد و در لحظه هر مشکلی داشته باشید می‌پرسید و همان لحظه پاسخگوست. متاسفانه در بسیاری از ژورنال‌های داخلی علمی- پژوهشی و ISI اصلا نمی‌دانید با چه کسی باید مکاتبه کنید و چه کسی جوابگوی شماست. همه اینها از آنجایی ناشی می‌شود که مجلات داخلی نمی‌خواهند پولی هزینه کنند و حقوق خوبی به یک کارمند نمی‌پردازند که این کارها را انجام دهد. شما تا زمانی که به کسی پول خوب ندهید، نمی‌توانید از او توقع داشته باشید کارش را به بهترین شکل انجام دهد.چرا ژورنال‌های ISI تا این حد معروف شده‌اند؟ چون روی این ژورنال‌ها نظارت به‌خوبی صورت می‌گیرد. حتی فیک بودن مقالات را پیگیری می‌کنند. اما در ژورنال‌های داخلی ما این‌گونه‌ نیست. غالب آنها بعد علمی کمتری دارند و این مشکل اصلی است، اما معتقدم اگر هزینه کنیم و کارمند با حقوق در اختیار قرار دهند، می‌توانیم ژورنال معتبری را در سطح داخل راه‌اندازی کنیم که تمرکز کار روی سطوح علمی آن باشد.

مقالات علمی دانشمندان کشور که برای ژورنال‌های خارجی و به‌ویژه ISI ارسال می‌شوند، درواقع بخشی از علم این کشور است که در اختیار آنها قرار می‌گیرد و این امر علاوه‌بر اینکه می‌تواند مواضع علمی ما را در معرض خطر قرار دهد، پژوهش آماده‌ای است که آنها را به تولید نزدیک‌تر می‌کند. نظر شما در این مورد چیست؟

من موافق این حرف نیستم. اگر تصمیم‌گیری با من بود، حمایت‌ها را زیاد می‌کردم. زمانی، ستاد نانو اعلام کرد که مقالات نانو را تشویقی می‌کند. آن موقع من تمام تلاشم را روی این کار گذاشتم. تا به حال توجه کرده‌اید که چرا تا این اندازه شتاب ایران در حوزه نانو افزایش یافته است؟ این رشد به دلیل حمایت‌های مالی بود که ستاد نانو انجام داد. ما اگر بخواهیم مقالات علمی را در داخل کشور منتشر کنیم، ممکن است در کوتاه‌مدت رشدی را در پی داشته باشد و ما را از آنها جدا کند، اما در درازمدت ارتباط ما را با دنیا قطع می‌کند. به نظر من، ما می‌توانیم علم را از آنها بگیریم و کار مشترک داشته باشیم و در این همکاری هدف قرار دهیم. در این موضع، ما باید کاملا علمی برخورد کنیم و محققان را هم از نظر علمی قوی کنیم. من محقق اگر بدانم مقاله من و انتشار آن در ایران از نظر مادی حمایت می‌شود و پول خوبی به من می‌دهند، اتوماتیک‌وار به سمت داخل می‌آیم. من به‌عنوان یک محقق چرا باید علاقه‌مند به انتشار مقاله در سطح دنیا باشم؟ من پیشنهادات زیادی از دنیا دارم، اما علاقه زیادی به کشورم دارم و دوست دارم برای کشورم کار کنم. ما کشوری هستیم که از نظر علمی خوب هستیم، اما باید در نظر داشته باشیم کشورهایی هم هستند که از ما بسیار جلوتر حرکت می‌کنند و از آنها یاد می‌گیریم؛ حال اگر خودمان را از آنها جدا کنیم، در کوتاه‌مدت شاید جهشی داشته باشیم، اما در بلندمدت، ارتباطات ضعیف می‌شود. از زمانی که اینترنت رواج پیدا کرده، رشد علمی ما هم بهبود پیدا کرده و ما به‌راحتی می‌توانیم به مقالات علمی جهان دسترسی پیدا کنیم. ما با انتشار مقاله در سطح جهان، علم کشور را با هفت‌میلیارد نفر تقسیم می‌کنیم، بنابراین، این کار به نفع ما تمام می‌شود؛ به شرط آنکه از محققان حمایت مادی صورت گیرد تا ‌انگیزه لازم را پیدا کنند که علم‌شان را در کشور به کار ببرند.

در حال حاضر در بسیاری از مقالاتی که از سوی دانشجویان منتشر می‌شوند، اسم استاد راهنما بالاتر از اسم دانشجو آورده می‌شود، در صورتی‌که زحمت نگارش مقاله برعهده دانشجو بوده است. به‌تازگی، دیوان عالی اداری طی حکمی، خواستار حذف نام استاد راهنما از مقالات شده است. آیا با این حکم موافق هستید؟

ما  در دانشگاه آزاد اسلامی اگر مقاله منتشرشده، کاری از پایان‌نامه دانشجو باشد، طبق قانون باید ابتدا نام دانشجو نوشته شود و بعد از آن نام استاد راهنما و سپس استاد مشاور. اگر شامل این آیتم‌ها باشد و استاد راهنما هم نویسنده مسئول باشد، هم شامل تشویقی می‌شود و هم شامل نمره‌ای می‌شود که قرار است به دانشجو اعطا شود. اگر این مکانیسم در مقاله رعایت نشود، نمره‌ای به دانشجو داده نشده و مقاله را هم مستخرج از پایان‌نامه در نظر نمی‌گیرند. این مساله در دانشگاه آزاد اسلامی به نحو احسن در حال انجام است. زمانی در دانشگاه آزاد این قانون وجود نداشت، اما من همیشه به دانشجویانم اعلام می‌کردم که اگر مقاله می‌دهید، باید اسم‌تان اول باشد که بعدها به قانون تبدیل شد. درواقع، این حق دانشجوست که نفر اول باشد.

برخی مدیران صنعتی بر این باورند که مقالات منتشرشده در ژورنال‌های خارجی امکان استفاده در داخل را ندارند و به‌نوعی، حل مساله فراملی و غیربومی است و معتقدند دردی از کشور دوا نمی‌کند. آنها می‌گویند این مقالات، عملیاتی نیستند و تنها مرجعی برای امتیازآوری علمی تلقی می‌شوند. آیا با این موضوع موافق هستید؟

این مساله مسلم است. ما علم و دانشگاه‌های قوی و قدرتمندی داریم و علم‌مان از بسیاری از کشورهای دنیا جلوتر است. رشد علمی ایران به‌ویژه در سال‌های اخیر قابل‌توجه بوده است. اما آیا رشد صنعت ما هم تا این حد بوده است؟ به‌طور قطع خیر. بنابراین مسلم است برخی مقالاتی که محققان داخلی یا محققان ایرانی ساکن خارج از کشور می‌نویسند، شرایط لازم را برای تولید در صنعت ما دارا نیستند و گنجایش آن را ندارند. علت آن هم، رشد بالای علمی ما بوده و درواقع، علت آن مثبت است.

آیا این مساله شامل حال مقالات شما هم در ژورنال‌های خارجی می‌شود؟

بله، در مقالات من هم این مساله به چشم می‌خورد. تمرکز برخی مقالات من روی جریان در ابعاد نانوکانال است. صنایع ما هنوز آنقدر به بلوغ نرسیده‌اند که به‌عنوان مثال بتوانند در تولید ابزار و وسایل در ابعاد میکروالکترومکانیک و نانوالکترون به ما کمک کرده و درحد ژاپن تولید کنند. برخی مقالات من هم این قانون را دارند، اما امیدوارم این مساله به مرور کمتر شود تا بتوانیم زمینه کاربردی کردن علم‌مان را در کشور فراهم کنیم. البته این ضعف صنعت ما نیست، بلکه صنعت رشد عادی خود را داشته، اما رشد علمی ما آنقدر خوب بوده که از صنعت جلو زده است. ما محققان باهوش و باپشتکاری داریم که اگر حمایت‌های لازم از آنها از سوی مسئولان کشور صورت گیرد و مانند کار نانو، حمایت انجام شود و بودجه در اختیار محققان قرار گیرد، در آینده‌ای نزدیک به بلوغ می‌رسیم. تنها مساله‌ای که لازم است، هماهنگ شدن علم و صنعت کشور است.

* نویسنده: ندا اظهری، روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها