• ۱۵ بازدید
  • تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۵۹ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۸
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
«فرهیختگان» حاشیه‌های کنسرت‌های خنده را بررسی می‌کند

اشک فرهنگ به بهانه لبخند

منطقی و حتی ضرورت است که وزارت فرهنگ و ارشاد بر محتوای کنسرت‌های خنده نظارت کند؛ گاهی ویدئوی این برنامه‌ها هم در فضای مجازی منتشر می‌شود و اثرگذاری‌اش هم بیشتر.کسی مخالف و منکر نشاط و خنده نیست، اما حفظ سلیقه مردم وظیفه کیست؟

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، «استندآپ کمدی»، «روحوضی»، «سیاه‌بازی»، «جنگ شادی»، «بمب خنده» یا «کنسرت خنده»؛ اسمش هرچه باشد، همیشه طرفدار داشته و البته حاشیه. این روزها در سایت‌های فروش بلیت‌های کنسرت موسیقی و تئاترها، بخشی متعلق به همین افراد یا گروه‌های خنداننده هست؛ برنامه‌هایی که مخاطبان‌شان گاهی تنه به نمایش‌ها و خوانندگان مشهور می‌زنند و بلیت‌شان با وجود گران‌تربودن اما زودتر تمام می‌شوند. این استقبال البته سابقه دارد. همیشه در تاریخ ایران مقلدان و بذله‌گویانى بوده‌اند تا باعث خنده و سرگرمى مردم شوند. دلقک‌ها، مقلدان و سیاه‌بازان نیز در اوج هنرنمایى و بذله‌گویى و ایجاد خنده با طعنه و کنایه نکاتى را یادآ‌ور مى‌شدند که دیگران جسارت بیان آن را نداشتند. طنزپردازانی مانند سیداشرف‌الدین گیلانى، جلیل محمد قلى‌زاده، على‌اکبر دهخدا و على‌اکبر طاهرزاده صابر در دوره مشروطه با استفاده از هزل، هجو و طنز در خدمت مشروطیت درآمدند و آثاری از خود به‌جا گذاشتند. نمایش‌های سنتى روحوضى در دوران مشروطه رنگ کمدى انتقادى و اجتماعى به‌خود گرفتند؛ گرچه هدف‌شان سرگرم کردن بود. در دهه30، تخته روحوضى در سینما زنده شد که با الهام از شکل طنزگونه نمایش‌های سنتى و گونه‌های مختلف آن در میان مردم، سهم مهمى در شکل بخشیدن به فیلم‌های کمدى داشتند.

 کدام کمدی؟

برخی اساتید و اهالی فن، کمدی را به معنی تقلید از اعمال و کردار محیط پیرامون نوع بشر برای اصلاح امور اجتماعی تعریف کرده‌اند، اما حس تقلید از اعمال و کردار همنوعان، حیوانات، پرندگان و آدمیان و تلفیق آن با مسائل اجتماعی بعدها انسان را در شرایطی قرار داد تا به سمت نمایش‌هایی حرکت کند که یا بار خنده در آنها مدنظر بود و به‌عنوان نمایش‌های کمدی شناخته می‌شدند یا بار غم و اندوه داشت که به آن تراژدی می‌گفتند.

نمایش‌های کمدی محصول تقلید انسان از اعمال و کردار مضحک حیوانات، پرندگان، آدمیان و تلفیق آن با مسائل اجتماعی است، اما این‌گونه نمایش در طول تاریخ اوج و فرودهای بسیاری داشته است؛ آن‌چنانکه این هنر مردمی در طول تاریخ به‌عنوان گونه‌ای مستقل و منحصربه‌فرد حفظ شده و همواره به‌عنوان چرخه خنده و اندیشه در عرصه هنر محسوب شده است. در نمایش‌های کمدی، خلق فضای شادی‌آور توأم با خنده، تفکر برانگیزی و اصلاح‌گری همواره به‌عنوان وجوه بارز شناخته شده است.کمدی هجوآلود، کمدی دسیسه، کمدی موقعیت، کمدی خلق و خو، کمدی رفتار، کمدی رمانتیک و مضحکه با صورتک و تقلید هزل‌آمیز (پارودی) از انواع نمایش‌های کمدی است که هریک بنا به مضامین خاصی نگاشته شده و به اجرا درمی‌آیند.

 ما خیلی باحالیم

اگر سیدکریم، منوچهر نوذری و بعدتر حمید ماهی‌صفت را از قدیمی‌های خنداندن مردم (فارغ از سبک‌های مختلف) بدانیم، سال 95 را می‌توان سال ورود نیروهای تازه‌نفس به این حوزه دانست. برنامه خندوانه که تحول بزرگی در حوزه نشاط و خنده ایجاد کرده بود، با اضافه کردن بخش «خنداننده شو» و غربال کردن افراد زیادی که در فراخوان شرکت کرده بودند، قدم بزرگی در راه معرفی استعدادهای جوان به جامعه برداشت. این قدم بزرگ قابل پیش‌بینی بود که مخالفان و اعتراضاتی هم در پی داشته باشد، اما مردم با شیوه‌های مختلف خنداندن آشنا شدند و حتی کتابی درباره استندآپ کمدی منتشر شد. شهرت و محبوبیت این جوانان باعث شد سازمان‌ها و نهادهای مختلف برای پرکردن برنامه‌هایشان سراغ اینها بیایند که هنوز دستمزدشان مثل برندهای این حوزه بالا نرفته است.

 گرانی بلیت

در روزگاری که تب تئاترهای لاکچری تند بود، کنسرت‌های خنده دور از چشم دیگران قیمت بلیت‌های خود را بالاتر بردند و رساندند به 300 هزار تومان؛ رقمی که همچنان پابرجاست و اعتراضات مردم هم نتیجه‌ای نداده است. سوال اصلی مردم هم این است که این کنسرت‌های خنده با وجود هزینه‌های پایین‌ترشان نسبت به کنسرت‌ها و تئاترها چرا بلیت‌شان گران‌تر است؟ در این گزارش قرار نیست گفته شود که کمدین درآمدهای هنگفت دارد، هرچند منافع مادی، نامی و تبلیغی کمی نمی‌برد، اما می‌توان پرسید کسی که کنسرت خنده می‌گذارد و سود فوق‌العاده‌ای می‌برد، چه اهدافی را ترسیم کرده است؟ از کجا مجوز می‌گیرد و به چه فرد یا نهادی پاسخگو است؟ یک بار و به‌عنوان نمونه در کنسرت حسن ریوندی در تالار سه هزار نفری وزارت کشور و با احتساب میانگین قیمت بلیت 150 هزارتومانی، به رقم 450 میلیون تومان برای یک اجرا رسیدیم. با توجه به این نکته که این هنرمند در یک شب دو اجرا داشت و تمام بلیت‌ها هم فروخته شده بود، عدد 900میلیون تومان برای یک شب به دست آمد. چند درصد از این 900 میلیون تومان برای هزینه‌ها محاسبه می‌شود. در بدترین حالت اگر نیمی از این رقم خرج هزینه شود، باز هم 450 میلیون تومان برای یک شب، درآمدی رویایی است. البته می‌دانیم که این عدد را نباید ضرب‌در کل سال کرد و ملاحظاتی هم وجود دارد. فرض کنید یک خانواده چهارنفری بخواهد یک شب خود را با این برنامه بگذراند. یک میلیون تومان فقط باید برای بلیت‌ها پرداخت کند، بدون اینکه بداند چه چیزی در انتظارش است. تقلید صدا، جوک و گفتن خاطراتی که ممکن است واقعیت هم نداشته باشد، قالب‌هایی است که استندآپ کمدین‌ها از آنها استفاده می‌کنند.

 بی‌خیال محتوا

اما مساله مهم محتوای این قالب‌هاست؛ کشش موضوعات جنسی و سیاسی نسبت به دیگر موضوعات در حوزه کمدی و طنز، بیشتر است. این کشش خاص دوران معاصر نیست و گفته‌اند آدمی به چیزهایی که از آنها منع می‌شود، حریص‌تر است. البته در دهه‌های اخیر افرادی هم آمدند که داعیه ایجاد شوخی سالم یا خنده حلال داشتند که به‌جز یک مورد خاص، نمونه مشهور دیگری وجود ندارد. در مقابل شوخی‌های جنسی و سیاسی می‌توان از شوخی‌های محسن قرائتی برای شوخی سالم و خنده حلال نام برد. سال‌هاست در برنامه «درس‌هایی از قرآن» نمونه‌هایی از خنده‌های حلال وجود دارد و مخاطبان خاص خودش را هم حفظ کرده است. اما شاهدیم که تعدادی از کمدین‌ها متوسل به دم‌دستی‌ترین و سخیف‌ترین شوخی‌ها می‌شوند تا لبخند را به روی لب‌ها و شرم را بر صورت پدر یا مادر خانواده بنشانند؛ پدر و مادری که به امید یک تفریح سالم و شبی پر از خنده با حفظ حیا در خانواده و با صرف هزینه بسیار راهی این تالارها شده و در میانه برنامه پشیمان از انتخاب‌شان. منطقی و حتی ضرورت است که وزارت فرهنگ و ارشاد بر محتوای این برنامه‌ها نظارت کند؛ گاهی ویدئوی این برنامه‌ها هم در فضای مجازی منتشر می‌شود و اثرگذاری‌اش هم بیشتر.کسی مخالف و منکر نشاط و خنده نیست، اما حفظ سلیقه مردم وظیفه کیست؟

زمانی مرحوم منوچهر نوذری در گفت‌وگویی نکته مهمی را مطرح کرد؛ «یکی از سخت‌ترین کارها، خنداندن مردم ایران است، چون اکثرشان روحیه طنز دارند و با طنز و کمدی آشنا هستند. اگر نمونه‌های کمدی موفق خارجی را در داخل ایران اکران کنیم، ممکن است حتی باعث لبخند هم نشود. مردم ایران به‌واسطه روحیه و گنجینه‌های ادبی، از طنز شناخت دارند و خیلی سریع فرق لودگی و کمدی را می‌فهمند.»

* نویسنده: سیدمهدی موسوی‌تبار، روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

یادداشتهای روزنامه فرهیختگانیادداشت

محمدامین ایمانجانی:

وجدان را دستگیر نکنید

حسن بهشتی‌پور:

توپ در زمین اروپا

ابوالفضل ظهره‌وند:

تعهدات در حال متوازن شدن است

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار