• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۶:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۳
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
در زاویه دهم مطرح شد

افشاگری در فضای غیرشفاف، سیاست‌بازی است

جاهایی راهی جز افشاگری نیست. یعنی وقتی نهادی مقاومت می‌کند. اصلا وقتی شما افشاگری می‌کنید شاید پیش‌زمینه شفافیت فراهم می‌شود یعنی آن نهاد مجبور می‌شود بیاید بگوید نه این‌جوری‌ها هم نیست. ممکن است پیش‌زمینه‌ای فراهم کند برای اینکه نهادی وادار شود به اینکه شفافیت‌ سیستماتیک [داشته باشد]. شاید ضربه‌هایی که افشاگری به بدنه فساد می‌زند باعث می‌شود سیاستگذار به فکر بیفتد که چه کنم تا این فساد رخ ندهد؟

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، دهمین صفحه از فصل سیزدهم مجله تصویری «زاویه» با موضوع «شفافیت در نهاد سیاست» چهارشنبه 10مهرماه1398 در شبکه چهار سیما ورق خورد. دکتر بهاره آروین، استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس کمیته شفافیت و شهر هوشمند در شورای اسلامی شهر تهران و دکتر سیداحسان خاندوزی، استادیار گروه برنامه‌ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هیات‌مدیره سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت، میهمانان این هفته حبیب رحیم‌پور‌ازغدی، سردبیر و مجری‌کارشناس برنامه زاویه بودند.

حق مردم بر حاکمان‌شان است که هیچ رازی از آنها پنهان نگردد مگر درموارد و زمانی که با دشمنی دشمن روبه‌رو هستیم. این کلام امیرمومنان علی(ع) است که چندی پیش مورد تاکید و تصریح رهبر جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. کلیدواژه شفافیت امروز برای ما یک بسامد ویژه‌ای پیدا کرده و گویا [چشم] امیدی برای بهبود شرایط‌مان به مفهوم شفافیت دوخته‌ایم و گمان می‌کنیم در «مفهوم شفافیت» در «پدیده شفافیت» و «راهبرد اداره شفافیت»، نوعی رهایی‌بخشی نهفته است. وضعیت فعلی سیاست ما چه شکل و شمایلی پیدا کرده که اینقدر شفافیت برای ما مهم شده است؟

آروین: سوال بسیار بجایی است؛ یعنی سوال اینکه در میان انبوه مسائلی که جامعه ایران دارد چرا شفافیت الان راه‌حل دانسته می‌شود؟ این برمی‌گردد به اینکه وضعیت جامعه ایران چگونه وضعیتی است [و به اینکه] مهم‌ترین مساله جامعه را چه تعریف کنیم. در نظر بنده و بسیاری از جامعه‌شناسان مساله بنیادی -که دیگر مسائل را به‌نحوی فزاینده مساله‌مند می‌کند، یعنی یک مساله را چندبرابر مساله‌مند می‌کند- مساله بی‌اعتمادی است. این بی‌اعتمادی البته ریشه تاریخی دارد؛ یعنی شما در کارهای بسیاری از جامعه‌‌شناسان، بی‌اعتمادی ملت به دولت را در جامعه ایران دارید و این‌گونه نیست که بگوییم در دهه‌های اخیر شکل گرفته است. بی‌اعتمادی، «تاریخی» است ولی در دوره‌هایی کاهش یافته است. از‌قضا انقلاب اسلامی نماد آن است؛ یعنی دهه اول پس از انقلاب، نماد افزایش اعتماد در ایران است و بعد دوباره در دوره‌هایی کاهش یافته و به یک معنا دچار فرسایش شده است. این اعتماد، هم اعتماد بین‌فردی بین مردم است، هم اعتماد مردم به نهادها.

در زمان جنگ، شاید اوضاع اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم بدتر از امروز نبود، [اما] بهتر هم نبود، ولی چرا اینقدر احساس «نارضایتی فزاینده» نبود؟ کلیدواژه آن اعتماد است. آن موقع مردم هم به همدیگر اعتماد داشتند و هم به حاکمان. اگر ما مساله اعتماد را حل نکنیم، هر سیاستگذاری‌ای کنیم -با آن بی‌اعتمادی که در مردم ریشه دارد- این سیاستگذاری، ثمربخشی نخواهد داشت؛ حتی اگر سیاستگذاری درستی باشد. هر طرحی که شما اجرا کنید با عدم مشارکت و عدم همراهی مردم مواجه می‌شود. لذا ما در شرایط فعلی چاره‌ای نداریم جز اینکه اعتماد را افزایش دهیم و یگانه راه افزایش اعتماد، شفافیت است.

ایده خانم دکتر در دو کلیدواژه اساسی خودش را نشان می‌دهد، وضعیت ما، وضعیت بی‌اعتمادی ملت به دولت است (دولت به معنای عام کلمه) و راهکارش هم شفافیت است.

خاندوزی: شفافیت برای اداره امور و حکمرانی، طریقیت دارد؛ یعنی خودش هدف نیست. ما نمی‌خواهیم شفاف باشیم که فقط شفاف باشیم. طریق، راه و ابزار است برای اینکه ما بتوانیم برخی از کاستی‌های اصلی حکمرانی خودمان را ترمیم کنیم. یکی از آن کاستی‌ها، مساله اعتماد است. می‌خواهم اضافه کنم که ما با یک کاستی دیگر به‌نام «نقش منفعل مردم در اداره کشور» هم مواجه هستیم. اگر بخواهیم مردم نقش فعال ایفا کنند -فراتر از صورت مناسبات سیاسی که هر چند سالی رأی می‌دهند و کارهای شبیه به اینکه همین‌ها در جای خود مغتنم است- آن مشارکت، آن احساس حضور، نقش‌آفرینی و فعال بودن تمام پتانسیل‌های هشتاد و چند میلیونی یک جامعه است. [آن مشارکت فعال] در عرصه حکمرانی -که ظرف کوچکی است- لوازم و ابزارهایی دارد که از طریق شفافیت میسر است. یعنی شفافیت نمی‌گویم یگانه [ابزار] اما شاید مهم‌ترین ابزار و وسیله‌ای است که اگر از این ابزار استفاده نکنید نمی‌توانید همه مردم را بیاورید و در سیاستگذاری‌ها، در نظارت بر امور، در تصحیح روش‌های غلط، در تداوم مبارزه با فسادهای مختلف مالی، اقتصادی و اداری مشارکت دهید. اینکه بخواهیم مساله فساد را از طریق سازمان بازرسی کل کشور یا وزارت اطلاعات یا دیوان محاسبات حل‌وفصل کنیم، یک نوع و شیوه حکمرانی است، اگر بخواهیم از تمام آن ظرفیت هشتاد و چند میلیونی استفاده کنیم برای اینکه مساله فساد در کشور حل‌وفصل شود، آن‌وقت از مساله شفافیت ناگزیر هستیم. اگر بخواهیم از واژگان فرهنگ دینی خودمان استفاده کنیم مردم در زمانه ما نشسته‌اند. اگر دهه اول انقلاب را خانم دکتر اشاره می‌کنند، مردم آن موقع ایستاده بودند، احساس می‌کردند موثر و نقش‌آفرین هستند. اگر بخواهیم این حزب نشستگان و قاعدین زمانه بیایند و بایستند و قیام به عدل و قسط داشته باشند، نیازمند این هستیم که از طریق و ابزار شفافیت استفاده کنیم.

مردم نشسته‌اند یا مردم را نشانده‌اند؟ چون عبارت انفعال مردم را به‌کار بردید مساله اینجاست که به‌نظرم بین نشستن و نشاندن یک تفاوت ویژه‌ای وجود دارد. یعنی اراده قدرت رسمی چقدر پیرامون این ایده شکل گرفته که مردم در میانه کار حاضر باشند؟

خاندوزی: مردم را نشانده‌ایم. قدرت رسمی تا حدی ناخودآگاه مرتکب این خطای راهبردی شده است. این با یک سیاست غلط مالیاتی، بانکی و اجتماعی فرق می‌کند. این تمام مناسبات اداره امور یک کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بخشی از این نشاندن مردم و ایستاده نبودن جامعه در اداره کشور ناشی از یک خطای راهبردی ناخودآگاه یا شاید خودآگاه محسوب می‌شود. اما بخشی از آن‌هم محصول این است که جامعه به‌لحاظ فرهنگ و ارزش‌های زیرین و اخلاقی به سمت یک جامعه فردگرا، متجدد و... رفته، اینقدر درگیر خودش و زندگی خودش