• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۴:۳۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۳
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
تمهیدی بر کیفیت سیاست‌اندیشی صدرالدین شیرازی (بخش دوم)

اسفار الهیات سیاسی

به‌زعم صدرا خودخواهی و میل غلبه بر دیگران ممکن است موجب نابودی همدیگر شود، بنابراین «اگر بدون سیاست عدالت‌محور و حکومت دارای شأن سوق و بازداری در تقسیم و تخصیص امکانات، امر معیشت افراد به حال خود رها شود، امور دچار آشوب شده و آسیب خواهد دید.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، در این مقاله، در تداوم مبحث قبلی به تشریح جهان‌شناسی سه‌گانه صدرایی پرداخته و تاثیر آن بر نگره سیاسی صدرالدین شیرازی را بررسی خواهیم کرد. در نظام معنایی صدرا، حقیقت هرچیز بنا‌به جهان‌شناسی سه‌گانه‌اش، دارای بطون مختلف آشکارگی است. (ملاصدرا، 1363: 771-766) این چندلایگی، دقیقا متناسب با چندلایگی و تشکیکی‌بودن مراتب وجود انسانی است. صدرا برخلاف مشائیان، مشخصه انسان و ممیزه او از سایر موجودات را در «قدرت سیرش در حالات مختلف [وجودی] به گونه‌های گوناگون» می‌داند. چنین مشخصه‌ای شامل موجودات دیگر نیست، «زیرا موجودات دیگر هریک را اندازه و مرزی معین، و مرتبه و مقامی مخصوص فراگرفته است» (همان: 207) «که از آن حد و مرتبه نمی‌توانند تجاوز کنند؛ به‌جز هویت انسانی که برای این هویت، قابلیت ارتقا از پایین‌ترین مراحل وجود تا بالاترین مراتب آن هست.» (ملاصدرا، 1362/ ج: 73) و در اینجاست که نحوه هستی آدمی، در ساحت فهم اهمیت فوق‌العاده‌ای می‌یابد. صدرا در «فصل تقدیسی» از کتاب «تفسیر آیه نور»، بعد از شرح آیه نور می‌گوید:

«این تأویل و تفسیر آیه مبارکه در جهان انسانی بدنی، یعنی در جهان صغیر جسمانی است و آیه را دو تأویل دیگر و تفسیر دیگری نیز هست؛ یکی از آن‌ دو در جهان آفاق و جسمانیات و دیگری در جهان نفوس و روحانیات است.» (ملاصدرا، 1362: 63)

بنیاد بحث ما در روش‌شناسی چندلایه نیز بر مبنای همین رویکرد صدرا استوار است. درنظر صدرا لایه‌های باطنی، در دسترس محجوبین نیست؛ او به‌خوبی توضیح می‌دهد مثلا «درخت زیتون در نزد محجوبین و پوشیدگان از حق، که همیشه در نخستین درجات ایمان مانده‌اند، ...‌ عبارت است از درختی که رستنگاه آن شام و دیگر نقاط جهان است.» (همان: 55) اما به‌زعم صدرا تحقیق معنای درخت زیتون «در نشأه‌ای برتر از این نشأه» همان «درخت طوبی و سدره‌المنتهی» [نجم: 14 و 15] است.» (همان: 57) بر همین اساس صدرا در مقدمه کتاب مفاتیح‌الغیب از خواننده می‌خواهد که «از منزل حجاب و آستانه هجران خانه خویش برون آی.» (ملاصدرا، 1363: 141) زیرا جهان ذاتا حاوی حجاب‌های متراکم و انبوه است (همان: 267) و تنها از طریق گذر از این حجاب‌هاست که سالک به وادی وحدت گام می‌نهد.

رسیدن انسان به وادی وحدت، به‌معنی فهم حقیقت اشیا چنان که در واقع هستند، است؛ و وحدت واقعی تنها متعلق به «حق» است. به همین جهت صدرا معتقد است «حقایق اشیاء در علم الهی ثابتند» (همان: 166) و تکثر از ناحیه انسان و خلق است که در عالم خلق است، نه در عالم امر که عالم وحدت است. حقیقت چیزها زمانی آشکار می‌گردد که انسان با نور وجود در پی کشف‌المحجوب برآید.

صدرا قلب انسان را همچون آینه‌ای می‌داند که در‌صورت شفافیت و صقالت، حقایق جهان در آن مکشوف می‌گردد (شیرازی، 1322، ج 1، ص 299) و معرفت حقیقی در گرو همین صقالت نفس است. «معرفت، اصل و بنیاد هر سعادت و نیکبختی است، و نادانی (به‌حق تعالی) اساس و بنیان هر شقاوت و بدبختی است؛ زیرا سعادت و نیکبختی هر نشأه و عالمی، عبارت است از دریافت و ادراک آنچه که در آن عالم است، حتی دنیا و آنچه که در آن است.» (ملاصدرا، 1362: 117)

نکته جالب در تمامی مباحث صدرا این است که تقریبا در تمامی آثار وی نمی‌توان با مدعایی مواجه شد که مخالف با مشرب عرفای معرفت‌اندیش باشد. البته منظور ما از عرفان معرفت‌اندیش همان عرفانی است که حکمای الهی شعله‌دار آن هستند و بر این اساس از تصوف فرقه‌ای متمایزند. او حتی یکی از فصول «تفسیر آیه نور» را «شالوده و بنیادی فلسفی که بر آن اصولی عرفانی ساخته می‌گردد» نام نهاده است. (همان: 104) درنظر صدرای شیرازی نیز فلسفه آن جدلیات ذهنی نیست که به شیوه‌ دیالکتیک و با اسلوبی ریطوریقایی و متافیزیکی ارائه شود، بلکه فلسفه لزوما باید دارای بنیادی انضمامی باشد. آنچه فلسفه باید به‌دنبال آن باشد، شناخت حقیقت موجودات چنان که هستند است و نه حقنه‌کردن آنچه در ذهن موجود است، بر اعیان و جهان خارج؛ چنین فهمی مستلزم دریافت معادله «وجود-معرفت-حقیقت» است؛ این معادله در درون خود حاوی جهان‌شناسی سه‌گانه صدراست که ما را از خطر متافیزیکی‌شدن اندیشه در سیستم‌های فلسفی دوآلیستی می‌رهاند. با جهان‌شناسی صدرا حقیقت جهان نمی‌تواند در دایره تنگ جهان یا به‌عبارتی آنچه که عطار «تنگنا» نامیده است (عطار، 1339: 5)، باقی بماند؛ بنابراین هرگونه اندیشه درباره جامعه و سیاست، اساسا نمی‌تواند صرف درون جهان را مورد توجه قرار دهد، زیرا ساحت‌های جهان، محدود به ساحت آمپریک نیست.

به‌زعم صدرا، فلسفه،‌ کمال‌بخشیدن‌ به‌ نفس‌ آدمی‌ است‌، به‌‌اندازه‌ توانایی‌ آدمی‌، از طریق‌ معرفت‌ به‌ حقایق‌ موجودات‌ چنان که‌ هستند و حکم‌ به‌‌وجود آنها از روی‌ برهان‌ و نه‌ از سر ظن‌ و تقلید. (ملاصدرا، 1383، ج1: 12) «إنّ الفلسفه‌ إستکمال‌ النفس‌ الانسانیه‌ بمعرفه‌ حقایق‌ الموجودات‌ علی‌ ما هی‌ علیها و الحکم‌ به وجودها تحقیقا بالبراهین‌ لا أخذا بالظنّ و التقلید بقدر الوسع‌ الانسانی؛ در حدیثی از رسول(ص) می‌خوانیم: «رب ارنی الاشیاء کما هی» (مجلسی، 1386، ج 14: 10)

به‌نظر می‌رسد تعریف ملاصدرا از فلسفه، مبتنی‌بر تعریفی است که ابن‌عربی از علم ارائه می‌دهد: «و انّما العلم درک ذات المطلوب علی ما هی عَلیه فی‌نفسه وجودا أو عدما و نفیا أو ثابتا و احاله أو جوازا أو وجوباً، لیس غیر ذالک.» (جهانگیری، 1383: 192) موضوع هنگامی جالب توجه است که بدانیم تعریف ابن‌عربی از علم چیست: علم شهودی و باطنی و نه علم اکتسابی. بنابراین تعریف ملاصدرا از فلسفه نیز مبتنی‌بر این تعریف ابن‌عربی از علم است.

ملاصدرا از «برهان» عقلی نیز استفاده می‌کند، اما برهان هرگز تا سرحد منازعات زبانی تنزل نمی‌یابد. او در کسر اصنام‌الجاهلیه کسانی که تکرار اقوال را برهان و استدلال می‌نامند مورد نکوهش قرار داده و به آن «مزدوران مقلد» اشاره می‌کند که «ترهات می‌بافند» و «علم اینان سبب حجابشان از شهود گشته.» (ملاصدرا، 1405: 25) همو در ادامه تعریف برهان از نظر حلاج را آورده است: «از حلاج پرسیدند برهان چیست؟ گفت: وارداتی قلبی که نفس از دروغ‌پنداری آن ناتوان گردد.» (همان: 31)

با وجود این، نمی‌توان گفت برهان مورد نظر صدرا همانی است که حلاج در نظر دارد. جای جای آثار ملاصدرا استدلال و برهان است، اما او برخلاف فلاسفه‌ای که صرفا بر عقل جزوی اصرار دارند، برهان را محدود به حدود جهانمند تأملات انسانی نمی‌کند. در نظام معنایی صدرا هستی دارای بطون مختلف است؛ بنابراین تحدید معرفت به ساحت محسوس تنها یک بلاهت به تمام معناست. او معتقد است در تفسیر گاهی معانی را نمی‌توان از طریق تفسیر لفظی ارائه داد، زیرا معانی ظاهری لغات از عهده آن معارف عمیق بر‌نمی‌آیند. بنابراین در تفسیر صدرا، مکاشفات عرفانی و شخصی در تفسیر آیات نقش دارند و درمجموع رنگی عرفانی به آن می‌دهند (رک: خامنه‌ای، 1385: 42)

در ساحت معرفت‌شناسی نهایتا با نوعی سلسله مراتب مواجه می‌شویم که بنا‌به لطافت وجودی سالکان شکل می‌گیرد. اوج قله معرفت در عالم امکان متعلق به انسان کامل است که خلیفه منصوب او روی زمین است که «تمامی اهل ملکوت و ملک و همگی فرشتگان دسته‌جمعی بنا‌به فرموده خداوند (بقره: 34) از طرف خداوند مأمور و فرمانبردار به پیروی و اطاعت [از] این خلیفه و مقام ربانی و سر سبحانی‌اند. و او را دو خلافت و پادشاهی است؛ خلافتی کوچک و خلافتی بزرگ» (ملاصدرا، 1362: 101)

صدرا می‌گوید چون خداوند خواست که روی زمین خلیفه و جانشینی داشته باشد، «هرچه که در زمین بود، یکسر رامِ او نمود» و گفته شده که «پادشاه سایه خدا در زمین است. و هرچه که در آسمان بود، آن را هم رامِ او نمود تا اسباب پادشاهی و سلطنت بزرگ برای او فراهم گردد.» (ملاصدرا، 1362: 101)

  اندیشه سیاسی صدرالدین شیرازی

مباحث کلی صدرا در سیاست به مباحث وی در سلوک انسان در جهان بازمی‌گردد. پیش‌تر به اهمیت خودشناسی در نظام معنایی صدرا پرداختیم. به‌زعم صدرا، این گوشزد الهی که «ای انسان! خود را بشناس» کانون تمام مباحث خداشناسی در کتب مقدس الهی است. (ملاصدرا، 1363: 507) انسان با درک نفس خود، به خدا می‌رسد و از این طریق است که به امکان‌های فراجهانی خویش-که لزوما مربوط به انتقال پس از مرگ به جهان دیگر نیست- آگاهی می‌یابد. این آگاهی، توأم با سلوک انسان است که ذاتا حاوی سیاست دنیایی است. به‌همین‌جهت است که ملاصدرا نیز همانند دیگر حکمایی که در سنت اندیشه سیاسی عرفانی قرار دارند، بحث در باب سیاست را از انسان‌شناسی و درک نفس آغاز می‌کند. این درک نفس بیش از هرجا در قرآن مورد تاکید قرار گرفته است. بنابراین «احکام سیاسی» از نظر ملاصدرا، در درجه اول باید مأخوذ از معارف قرآنی باشد. (ملاصدرا، 1362/ ج: 17)

صدرالمتألهین در مشهد پنجم «الشواهد الربوبیه» بر اندیشه‌های سیاسی متمرکز شده است. تاکنون صدرا نظام معنایی خود را بر پایه اصالت وجود و علم استوار کرده بود؛ با توجه به تعریف علم در معنای انضمامی آن، او در اشراق اول از شاهد دوم مشهد پنجم شواهد می‌گوید «در وجود و بقای انسان تنها دانش کافی نیست. زیرا نوع انسان منحصر در شخص نمی‌باشد؛ از این‌رو نمی‌تواند در دنیا بدون تمدن و جامعه و مساعدت دیگران زندگی کند، وجود و حیات فردی او هم امکان ندارد.» (ملاصدرا، 1378: 369)

صدرا شرح می‌دهد انسان ذاتا نیازمند زندگی در اجتماع است، اما این حضور در اجتماعی که محل تضارب منافع مختلف است، اختلافات را نیز به‌همراه دارد. بنابراین حضور در اجتماع نیازمند قانون میان انسان‌هاست که «شرع» نام دارد. اما شرع نیز به «شارع» نیاز دارد تا «راه استواری ارائه دهد تا با آن خلق به قرب الهی برسند.» (همان: 370)

صدرالمتألهین یکی از اشراقات «شواهد» را با عنوان «حکمت سیاست‌ها و حدود» نام‌گذاری کرده و در آنجا آورده است «دنیا منزلی از منزل‌های رهروان به‌سوی خداست» و نفس انسان در سلوک راه خداست؛ «پس مرتبه انسانی [شامل مراتب مختلف] از رتبه اول تا رتبه برین است.» (همان: 371) اما در سفری که انسان آغاز می‌کند تا به مقصد اعلای خود برسد، بدن، «مرکب و سواری‌دهنده» است و «هرکه از اداره منزل و مرکب خود غافل و بی‌خبر گردد، سفر او به پایان نخواهد رسید.» (ملاصدرا، 1363: 212)

این سلوک به معنی تلاش انسان برای خروج از تنگنای جهان است؛ جهانی که به شکلی بنیادین دارای محدودیت است، زیرا جهان ابعاد، جهان حدود متوقف‌کننده است و گرفتار‌شدن در آن، به‌معنی مسدود‌شدن راه‌های فهمی است که در نحوه بودن به‌سوی ملکوت -یعنی جهانی که ساحت صورت‌های بی‌مقدار و ماده‌اند- آشکار می‌شود. به‌زعم صدرا گذر از این جهان یا به بیان دیگر مردن در یک جهان، تولد در جهان دیگر را به‌دنبال دارد؛ او ما را فرامی‌خواند تا قبل از اینکه مرگ فیزیکی‌مان فرارسد و همچون یک جسد (یا به‌زعم سارتر، آن چیزی که در آنجا افتاده و مورد قضاوت است) از جهان خارج شویم، جهان محسوسات را در عین حضور فیزیکی در آن ترک گوییم: «موتوا قبل ان تموتوا» (مجلسی، 1386، ج 69: 59) و این همان معنای تولد دوباره در میان عرفاست: «بدان که عوالم و نشات وجودی، در حکم طبقات و مراتبی هستند که برخی بر برخی دیگر احاطه و فراگیری دارند و سالک چون از عالمی به عالم دیگر بالا رفت، مانند آن است که از عالم اولی مرده و در دومی زاییده شد. حضرت عیسی(ع) فرمود: «هرکه دوبار زاییده نگشت، به ملکوت آسمان وارد نخواهد شد.» (ملاصدرا، 1362: 119)

اما در این سلوک، «قافله نفس‌های راهی کوی حق، متعاقب و از پی همند؛ بعضی نزدیک و بعضی ایستاده‌اند و بعضی در توقف‌ هستند و بعضی منحرف شده و بازگشته‌اند، گروهی چه در اقبال و چه در ادبار، شتاب دارند و بعضی آهسته.» (ملاصدرا، 1378: 372)

اما انسان در اجتماع و به حکم اجتماعی‌بودن، نیازمند قانون و قاعده و سیاست است. «از این جهت، امر معاش در دنیا که عبارت است از حالت تعلق نفس به بدن، از ضرورت‌های امر معاد است. معادی که بریدن از دنیا و روانه‌شدن به‌سوی خداست. این امر (معاش در دنیا)، تحقق پیدا نمی‌کند مگر اینکه بدن انسان سالم و نسل او پابرجا و نوعش محفوظ باشد. هردوی آنها تحقق پیدا نمی‌کند، مگر اسبابی که حافظ وجودشان است، فراهم شود و منافع آن را جلب و ضررهایش را دفع گرداند.» (همان: 372)

به‌زعم صدرا خودخواهی و میل غلبه بر دیگران ممکن است موجب نابودی همدیگر شود، بنابراین «اگر بدون سیاست عدالت‌محور و حکومت دارای شأن سوق و بازداری در تقسیم و تخصیص امکانات، امر معیشت افراد به حال خود رها شود، امور دچار آشوب شده و آسیب خواهد دید. چنین اموری خلق را از سیر در راه کمال و بندگی باز خواهد داشت و از ذکر خدا غافل گذاشته و از یادشان می‌برد.» (همان: 373)

به‌زعم صدرا سعادت و کمال واقعی هر چیزی، رسیدن به آن چیزی است که بدان تعلق دارد. و شکی نیست که «لذت هر قوه نفسانی و خیر آن، در ادراک آن چیزی است که سازگار و ملایم طبع آن [قوه نفسانی] است. و درد و شر آن، در برخورد با آن چیزی است که ضد آن است.» (ملاصدرا، 1363: 951) فطرت انسان الهی است و به خدا تعلق دارد؛ لذا لذت واقعی انسان، در قرب الهی است؛ «چون این ثابت شد، گوییم: کمال نفس ناطقه در آن است که به عقل کلی اتحاد یابد.» (همان: 952) اما تعلقات دنیایی ما را از آنچه درواقع هستیم دورمی‌اندازد و بدین‌ترتیب عقل آدمی مشوب به امور جهانی است. ولی عقلی که خود را از تقیدات جهانمندانه‌اش رها کند، لذت واقعی بازگشت به خانه و اصل را درمی‌یابد. این درنظر صدرا، همان سعادت حقیقی است و با آنچه سعادت دنیوی خوانده می‌شود، تفاوت دارد.

به‌زعم صدرا اساسا فلسفه چیزی جز همین کمال‌یابی نیست. او در ابتدای اسفار اربعه تعریف قاطعانه خود از فلسفه را در مخالفت با فلسفه‌های انتزاعی و ذهنی، عرضه می‌کند:
«بدان که فلسفه عبارت است از استکمال نفس انسانی به‌سبب معرفت و شناخت حقایق موجودات- آن‌گونه که هستند- و حکم به‌وجود آنها از روی تحقیق و ثبوت همراه با یقین، نه از روی گمان و تقلید و پندار- به مقدار طاقت و وسع انسانی.» (ملاصدرا، 1378/ الف: 21)

این نخستین عبارت‌های صدرا در اسفار است و آنچه او در ادامه می‌آورد، حکایت از آن دارد که اساسا سفر‌های چهارگانه وی بحثی صرفا در الهیات نیست، بلکه بحثی در امور جهان انسان نیز هست. صدرا در ادامه تعریفی که در بالا از فلسفه ارائه داد، معتقد است «فلسفه، عالم را نظمی عقلی، به قدر توان بشری می‌بخشد، تا تشبه به باری حاصل ‌آید. و چون انسان موجودی است که همچون معجون، از دو آمیزش به هم رسیده؛ صورت معنویِ امری و ماده حسیِ خلقی(1) و نفسش نیز دو جهت تعلق و تجرد دارد، از این‌روی حکمت، به حسب ساختار دو نشأه -‌با به صلاح آمدن دو قوه- منقسم به دو قسم می‌شود: نظریه تجردی، و عملی تعقلی» (همان: 22)

صدرا در این عبارت دقیقا نشان می‌دهد منظورش از حکمت عملی و نظری، برخلاف آنچه در ارسطو شاهدیم، دو حوزه جداگانه نیست که یکی صرفا به‌نظر و دیگری به عمل بپردازد. وی در ادامه می‌آورد: «اما نظری، غایتش نقش‌پذیری نفس است به‌صورت وجود، بر نظام خود -‌کامل و تمام- و گردیدنش عالمی عقلی، مشابه عالم و جهان خارجی و مشهود، ولی نه در ماده، بلکه در‌صورت و آرایش و هیئات و نقش آن؛ و این نوع از حکمت مطلوب سرور رسولان(ص) بوده که در دعایش از پروردگارش درخواست می‌کرده و می‌گفته «رب ارنی الاشیاء کما هی»؛ یعنی پروردگارا! اشیا را آن‌گونه که هستند بر من بنمایان.» (همان: 22)

«و اما عملی، میوه و نتیجه‌اش انجام عمل نیک است، برای تحصیل (ملکه) بلندی و برتری یافتن نفس بر بدن، و (ملکه) مقلوب و رام‌شدن بدن نیست به نفس.» (همان: 22) بنابراین «آنچه از کمال قوه عملی اعتبار می‌شود، چیزی است که نظام معاش و قوانین زندگی در این جهان، و نجات و رهایی در رستاخیز، بدان بستگی دارد. آنچه از کمال قوه نظری اعتبار و اعتماد می‌شود، علم به احوال مبدأ و معاد، و اندیشه در آنچه بین آن‌دو است، می‌باشد.» (همان: 23)

صدرا معتقد است اینکه «الفلسفه هی التشبه بالاله؛ فلسفه، تشبه ورزیدن به خداوند است»، همان حدیث نبوی است که «تخلقوا باخلاق‌الله؛ به صفات و اخلاق الهی خوپذیر شوید.» (همان: 23) صدرا تاکید می‌کند معاد انسان، بسته به معاش او در جهان است که با عقل عملی محقق می‌شود؛ اما برخلاف فرونسیس ارسطویی، ملاصدرا بر آن است «نجات و رهایی در رستاخیز [هم] بدان بستگی دارد.» چنان که مشخص است، در نظام معنایی ملاصدرا، شاهد هیچ‌گونه دوآلیسم معرفتی که درنهایت سر از آستین سکولاریسم درآورد، نیستیم؛ زیرا به‌زعم وی، حکمت عملی یا علمی که در پی استکمال نفس است، همان «تخلق» به اخلاق خداوند در کلام نبوی است.

ادامه دارد

پی‌نوشت:
1. منسوب به دو عالم امر و خلق.

منابع در دفتر روزنامه موجود است

 

* نویسنده : مهدی فدایی‌مهربانی استادیار دانشگاه تهران

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها