• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۱۸
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

دینداری در دانشگاه نسبت به متوسط جامعه بالاتر است

نظرسنجی‌های ما می‌گوید در حوزه آداب و مناسک ممکن است دانشجویان تضعیف شده باشند ولی در حوزه معنویت، اجتماعی، اخلاقی اصلا این‌طور نیست. اتفاقا شرایط دینداری و ارزش‌های دانشگاه نسبت به متوسط جامعه هنوز بالاتر است. برخلاف تصور عمومی که اینها دانشجو هستند و دانشگاه‌ها خراب‌تر است، اصلا این‌طور نیست.

دینداری در دانشگاه نسبت به متوسط جامعه بالاتر است

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، بررسی فعالیت‌ها و عملکرد جهاد دانشگاهی یکی از سوژه‌های روزنامه «فرهیختگان» در هفته‌ای که گذشت، بود و در دو شماره اخیر حمیدرضا طیبی، رئیس و محمدرضا پورعابدی، معاون پژوهش و فناوری این نهاد در گفت‌وگو با خبرنگاران این رسانه به تشریح آخرین دستاوردها و مواضع این نهاد علمی پرداختند. امروز نیز سراغ معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی رفتیم تا فعالیت‌های کثیر جهاد را در حوزه فرهنگی بررسی کنیم. عیسی علیزاده پیش از قبول مسئولیت معاونت فرهنگی جهاد، مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران بود و سابقه ریاست سازمان‌ فعالیت‌های قرآنی دانشگاهیان کشور و خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) را نیز در کارنامه کاری خود دارد.

نمای بیرونی جهاد دانشگاهی به مدد پیشرفت‌های حوزه پژوهشی، بیشتر از هرچیز علمی دیده می‌شود، البته در عمل متولی بسیاری از حرکت‌های فرهنگی در دانشگاه‌هاست، اما نام و نشانی از آن به چشم نمی‌آید. جایگاه فرهنگ و فعالیت‌های فرهنگی در این نهاد چگونه است؟

اگر ادعا کنیم فلسفه تشکیل جهاد دانشگاهی، فلسفه فرهنگی است، زیاد ادعای گزافی نیست. چون تاسیس جهاد دانشگاهی برمی‌گردد به 16 مرداد سال 1359، دقیقا بعد از جریان انقلاب و بحث ‌و اتفاق‌هایی که در دانشگاه‌ها می‌افتاد، شورای انقلاب فرهنگی باید شرایطی را فراهم می‌کرد که چه در حوزه منابع درسی و چه در حوزه مدیریت دانشگاه، چه در حوزه نیروی انسانی و چه در حوزه برنامه‌ها، تغییری متناسب با ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب به وجود بیاید. در آن سال‌ها با توجه به اینکه نهادهای موجود، نهادهای رسمی‌ (از گذشته) بودند، به این جمع‌بندی رسیدند باید یک نهاد انقلابی‌ تاسیس شود که با آرمان‌های انقلاب و برگرفته از انقلاب باشد و در سال‌های پس از آن هم مقام معظم رهبری، وقتی بحث جهاد می‌شد، می‌فرمودند جهاد یکی از رویش‌ها و مولودهای انقلاب اسلامی است، همه‌چیز جهاد برای بعد از انقلاب اسلامی است، یعنی مثل خیلی از نهادهایی که یک سابقه‌ای قبل از انقلاب داشتند و بعد تغییر رویکرد دادند یا تکمیل شدند، نیست بلکه مولود 40 ساله است. همان اوایل هم در خیلی از موارد ورود پیدا کردند، حتی مواردی مثل تعیین مدیریت رئیس دانشگاه‌ها، در اساسنامه اول این موارد بود، مثلا دوران جنگ نقشی که در حوزه دفاعی، ردیابی، مسائل فنی، فناورانه بیسیم، مسائل پشتیبانی و... انجام شد، یک‌سری شهدا هم تقدیم نظام شد ولی در ادامه با به وجود آمدن یک‌سری تشکیلات، جهاد به سمت تخصصی‌شدن رفت، یعنی یک‌بار دیگر اساسنامه بررسی شد، مقداری از وظایف کم و مقداری اضافه شد.

  جهاد دانشگاهی یکی از منسجم‌ترین سازمان‌های فرهنگی

اما اگر به حوزه فرهنگ نگاه کنیم، تقریبا یکی از منسجم‌ترین تشکیلات فرهنگی چه در دل دانشگاه، چه در دل نهادهای رسمی که دارند کار فرهنگی می‌کنند، جهاد دانشگاهی است. ما دو خبرگزاری تخصصی داریم، هیچ نهادی این را ندارد. خبرگزاری ایسنا که خبرگزاری سیاسی- اجتماعی است و خبرگزاری ایکنا که خبرگزاری دینی ما است؛ دو خبرگزاری در دل یک نهاد. هیچ نهادی این‌طور نیست. یک مرکز افکارسنجی و نظرسنجی داریم، که هجدهمین سالش امسال به پایان رسید. شما مطلع هستید نهادهایی می‌توانند در حوزه فرهنگ نقش ایفا کنند که یک شناختی از فرهنگ داشته باشند. تقریبا مجموعه جهاد خیلی‌زودتر به نیاز می‌رسد؛ شما اگر فعالیت‌ها را ببینید، فعالیت‌هایی است که با توجه به این خروجی‌هایی که از دل خبرگزاری‌هایش استخراج می‌شود، چه از دل مراکز افکارسنجی‌ آن زودتر به نیاز می‌رسد. یکی دیگر از ویژگی‌های دیگرش این است که ما تشکیلات خیلی منسجمی داریم. یعنی ساختار 9 سازمان خبرگزاری ایسنا، خبرگزاری ایکنا، مرکز افکارسنجی، مرکز امام و انقلاب، مرکز گردشگری، سازمان انتشارات، سازمان دانشجویان و صندوق قرض‌الحسنه دانشجویی و... اینها در کل کشور تکرار می‌شوند. یعنی ما یک ساختار در معاونت فرهنگی داریم که تمام این ساختار در کل کشور وجود دارد و همه اینها مثلا در خراسان رضوی ما هم هست، در خوزستان ما هم هست.

  نهادی که فراخوان آزمون استخدامی ندارد

جهاد دانشگاهی چیزی تحت‌عنوان فراخوان آزمون استخدامی ندارد. تقریبا می‌شود گفت خیلی از نیروهایی که در بدنه جهاد وجود دارند، نیروهایی هستند که از طریق فرهنگی جذب شده‌اند و ممکن است الان در قسمت پژوهشی یا رئیس واحد باشند. به خاطر این ما در جهاد چیزی تحت‌عنوان کارمند نمی‌گوییم. به نظر من، از حیث نیروی انسانی و مسائل حاشیه‌ای که بعضی نهادها دارند، یکی از سالم‌ترین مجموعه‌هاست. یک مورد آن این است که هنوز آن عرق جهادی و فعالیت جهادی، در جهاد وجود دارد. بودجه بی‌حساب و کتاب در جهاد وجود ندارد. یعنی معمولا سه چهار برابر بودجه‌ای که دولت به ما می‌دهد - نزدیک 20 درصد از اعتبارات ما را دولت می‌دهد- با مشارکت و برنامه‌های خودمان، قراردادهایی که می‌بندیم، به دست می‌آوریم. در بدنه دانشگاه، معمولا طیف معتدل با فعالیت‌های دانشگاه می‌آیند. یعنی آنهایی که نه زیاد از لحاظ سیاسی تند هستند و از طرفی هم می‌خواهند مهارتی یاد بگیرند و تجربه اجتماعی‌ یا هنری داشته باشند به سراغ ما  می‌آیند، حاصل آن هم تربیت نیروی انسانی متعددی است که جهاد داشته است.

ارتباط و وابستگی جهاد دانشگاهی با دولت چگونه بوده است؟

وابستگی جهاد به دولت، وابستگی بودجه دولتی به نفت است. بستگی به این دارد که شما از این شرایط چه می‌خواهید؟ اگر در حوزه فناوری، پژوهش و آموزش باشد، بودجه‌های دولتی  این کار را تامین می‌کند. شما می‌توانید کار فناورانه انجام دهید، هر چقدر هم این کار شاخص باشد که الان هست.

  افزایش مراجعات به جهاد در دوران تحریم

از قضا در همین شرایط تحریمی که ما هیچ‌وقت آن را خوب نمی‌دانیم، میزان مراجعه به جهاد هم زیاد شده است. اما در حوزه فرهنگ این مقوله فرق می‌کند. در حوزه فناورانه، الان مته‌های حفاری نفت داریم، دکل نفتی داریم، یک‌سری موارد در حوزه تامین برق و حتی بذرهای هیبریدی و... داریم که همه اینها خوب است. دولت به جای اینکه برود از خارج بیاورد، نگرش و نگاهش به داخل و اعتماد به داخل باشد، این خوب است. اما اینکه بگوییم با سیاست‌های فرهنگی دولت همراهی کند، خیر؛ به نظر من باید نگاه‌مان متفاوت باشد. دولت هم نباید این توقع را داشته باشد. اگر این توقع وجود داشته باشد که نهادهای زیرمجموعه‌شان حامی فعالیت‌هایشان باشند و هیچ انتقادی نباشد، خودشان ضرر می‌کنند. بالاخره یک مجموعه‌هایی که واقعا دلسوز هستند، کلیت نظام را قبول دارند، اگر انتقاد نکنند، خود دولت‌ها ضرر می‌کنند. گرچه این‌طوری هم نبوده‌ که ما چالشی با دولت‌ها نداشته باشیم و در هر دولتی یک‌سری چالش‌ داشته‌ایم. اگر یک نفر برود پیش پزشکی و آزمایشی بدهد، آزمایش را به پزشک نشان بدهد و دکتر بگوید شما بیمار هستید و باید این موارد را رعایت کنید، کسی نباید آن پزشک را کتک بزند. چون او دارد به شما وضعیت را شرح می‌دهد. جهاد دانشگاهی هم در ادوار مختلف همین نقش را ایفا کرده، چون ابزارش را داشته است. ما یک مرکز افکارسنجی ایسپا داریم که یکی از معتبرترین مراکز است. نباید یک توهم توطئه‌ای وجود داشته باشد که هر کس که این کارها را انجام می‌دهد، پشت آن توطئه‌ای وجود دارد.

  بودجه فرهنگی ناعادلانه توزیع می‌شود

به گمان من یکی از مواردی که ناعادلانه توزیع می‌شود، بودجه فرهنگی است. ما وظایف دیگر نهادها را پوشش می‌دهیم. از سوی دیگر زیرساخت غلطی در کشور ما وجود دارد که پرداختن به سایر حوزه‌ها باعث شود ما از حوزه فرهنگ غفلت کنیم، یعنی بگوییم به خاطر اقتصاد بیمار است یا مسائل خارجی‌مان اولویت دارد و از فرهنگ چشم‌پوشی می‌کنیم و پس از بهبود وضعیت اقتصادی، هزینه‌های گزافی باید بکنیم تا حوزه فرهنگی‌مان را درست کنیم.

اثرگذاری فرهنگی جهاد دانشگاهی در کنار سایر نهادهای فرهنگی داخل و خارج از دانشگاه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من خیلی دوست دارم یک مجموعه بیرونی واقعا بی‌طرفی اثرگذاری فرهنگی مجموعه‌ها را بسنجد. این می‌تواند قابل اتکا باشد، گرچه خود ما کارهایی در این زمینه انجام داده‌ایم ولی هرچه من به شما بگویم خروجی بررسی‌های خود ماست. اگر بپذیریم وضعیت فرهنگی دانشگاه‌ها و اقبال دانشجویان به برنامه‌های فرهنگی فوق‌العاده کم شده، جهاد هم از این موضوع استثنا نیست. اگر می‌گوییم جذب مخاطب دانشجویی سخت است، برای جهاد هم سخت است. البته این موضوع دلایل متعددی دارد، مثلا ما به مخاطب در داخل دانشگاه چه می‌دهیم که او در بیرون از دانشگاه نمی‌تواند به دست آورد؟

  تقسیم ‌کار مشخصی در موضوعات فرهنگی دانشگاه‌ها نداریم

اینکه بنده می‌گویم ساختار ما قدیمی است، همین است. باید نگاه‌مان را عوض کنیم. دانشگاه باید پشتوانه فعالیت‌های فرهنگی باشد. مساله اصلی این است که سیاستگذاری واحد و تقسیم‌ کار مشخصی در دانشگاه‌ نشده است. بسیج دانشجویی و تشکل‌ها، نهاد رهبری، جهاد دانشگاهی و برخی مجموعه‌های دیگر به کار فرهنگی مشغولند و تمام‌شان همه‌کاری می‌کنند. اینکه بگوییم تقسیم کار کرده‌ایم و مثلا جهاد دانشگاهی قرار است موضوع کرسی‌های آزاد‌اندیشی را پیگیری کند، این‌طور نیست. لذا هر کاری انجام دهید، در پایان می‌توانید گزارش کار دهید و خب کار هم کرده‌اید! همه فکر می‌کنند کار فرهنگی یعنی این‌طور کار کردن و ما هیچ‌وقت به سمت کار تخصصی نرفته‌ایم. اگر الان وضعیت فرهنگی دانشگاه بد شده است، مثلا در موضوع حجاب، چه کسی مسئول است؟ طبیعتا وقتی تقسیم کاری صورت نگرفته، انتظار پاسخی هم نمی‌توانید داشته باشید و هرکسی توپ را به زمین دیگری می‌اندازد؛ در جلسات فرهنگی همه نهادها شاکی هستند!

به‌نظر می‌رسد نگاه‌های سیاسی فضای جهاد دانشگاهی تاثیر سوئی بر وجه این نهاد داشته است.

مشکل ما بیشتر این است که خیلی از نهادها می‌خواهند نگاه خودشان را به  ما تحمیل کنند. اگر به این نتیجه رسیدند که مثلا ایسنا مساله‌ای دارد، می‌روند دنبال مستنداتی که موید حرف‌شان باشد، درمورد ایسپا هم به همین شکل. نمی‌شود در این حوزه با پیش‌فرض جلو آمد و با شناخت قبلی قضاوت‌ کرد.

ولی برخی شواهد همین شائبه‌ را تصدیق می‌کند.

ما الان نمی‌خواهیم موارد را به شکل جزئی بررسی کنیم، هرچند آنها مورد به مورد قابل بحث است. اینکه یک موضوعی را یک رسانه رسمی دولتی، بیاید بگوید و مخاطب شما از طریق آن رسانه آن موضوع را دنبال کند، بهتر است یا اینکه این موضوع تبدیل شود به یک خبر دروغ، با یک‌سری تحلیل‌ها و جهت‌گیری‌های دروغ و مخاطب شما برود از یک‌سری رسانه‌های بیگانه این را بگیرد.

کسی منکر این مطلب نیست، اما مساله نوع روایت است.

یکی از انتقاداتی که بدنه و حتی نخبگان به ایسنا دارند، این است که ایسنا خیلی حامی است، یعنی می‌گویند دولتی است. اصلا اگر این چیزی که شما می‌گویید درست است، من می‌گویم مخاطب الان مثل مخاطب قدیم نیست که بیاید و خبرش را فقط از ایسنا بگیرد. طبق نظرسنجی‌هایمان درست است که رسانه‌های داخلی هنوز مورد توجه مردم هستند ولی راستی‌آزمایی اخبار را با جاهای دیگر انجام می‌دهند. من یک مثال عینی می‌زنم. یک قسمتی در ایسنا داریم به نام ایسناپلاس، ما به کرات خبر زده‌ایم که مثلا به نقل از «فرهیختگان»، به ما تذکر داده‌اند و ما جواب داده‌ایم که چرا چنین زده‌ایم و توضیح داده‌ا‌یم که این نقل است. می‌گویند آنها دیده نمی‌شود. ما به کرات خبر زده‌ و بعد  همه را چیده‌ایم کنار هم. بعد گفته‌ایم این رسانه رسمی شما، این رسانه فوق‌رسمی شما، این رسانه حاکمیتی شما، عین همین را زده است. یا این عکسی را که شما دارید می‌گویید، مشخصا درمورد ورزش بانوان است. ببینید گفته‌ایم شما سه رسانه دارید که معتقدید حاکمیتی هستند. اگر یک موضوعی نامناسب است، شما باید نسبت به همه رسانه‌ها بگویید نامناسب است. من می‌خواهم بگویم این حرف شما را من زمانی قبول دارم که نگاه به رسانه، نگاه خودی و غیرخودی نباشد. می‌گویند تمام رسانه‌هایی که زیر پرچم جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند باید این خطوط قرمز را رعایت کنند. چه ایسنا، چه فارس، چه تسنیم، چه ایرنا و چه ایلنا رعایت نکرد، برخورد شود؛ ولی ما این را نمی‌بینیم. حداقل در خروجی‌هایمان ما این را نمی‌بینیم. نمی‌شود مواردی برای شما خط قرمز باشد، برای دیگران خط آبی!

اما ایسنا روی لبه‌های خط قرمز حرکت می‌کند.

من معتقد هستم در نظام جمهوری اسلامی ایران خط قرمزهایی هست. ما نباید خط قرمزها را رد کنیم ولی هیچ‌کس نگفته است که به خط قرمز، نزدیک نشوید. نمی‌شود شما خط قرمز را اینجا بگذارید و بروید آن ته بایستید. لبه خط قرمز راه رفتن هم یک ریسک است ولی این به معنای این نیست که شما می‌خواهید خط قرمز را رد کنید. اتفاقا من می‌گویم آن کسی که مخاطب ماست، الان دسترسی بی‌حد و حصر به منابع اطلاعاتی و خبری دارد. چرا باید سراغ ایسنا بیاید؟ او می‌خواهد بیاید سراغ ایسنا که خبر متفاوتی را ببیند که در عین حالی که خط قرمز را رعایت می‌کند، یک چیز متفاوت هم به او بگوید. ما سه چهار خط قرمز در کشور داریم؛ یکی رهبری است، یکی قانون‌اساسی است، یکی امنیت ملی است، اما اینکه همه بخواهند بشوند خط قرمز، نمی‌شود که کل صفحه را قرمز کنیم. اصلا اگر قرار باشد خط قرمز را بیشتر از 3، 4 یا 5 تا کنیم که دیگر خط قرمز نیست. رسانه‌ها سوپاپ اطمینان حاکمیت هستند. بدترین مورد برای یک رسانه خودسانسوری است. قبل از اینکه کسی چیزی به شما بگوید، آنقدر ترس داشته باشید که بگویید من، خودم، یعنی هیچ‌کس به شما هنوز چیزی نگفته است. بیایید ذهنیت همه را بخوانید.

مگر می‌شود ملاحظات را در نظر نگرفت؟

من می‌گویم قانون، نه فراتر از قانون.

نمونه‌هایی وجود دارد که به نظر نمی‌رسد قانونی باشد. نمونه آن را می‌توان در تصاویر منتشرشده ایسنا از حادثه تروریستی سال گذشته اهواز دید.

اولا که رسانه باید واقعیت را بگوید و صداقت داشته باشد. تنها خط قرمز آن امنیت ملی است. تعریف این امنیت ملی را چه کسی انجام می‌دهد؟ اینکه فردی، فرمانده میدان است. به محض اینکه شروع به تیراندازی می‌شود، عکاس ما شروع کرده است فیلم گرفتن، فرار می‌کند و بعد می‌خورد زمین. باز دوباره بلند می‌شود فرار کند، باز می‌خورد زمین. اینها فیلم‌هایش هست، ما اینها را نگذاشتیم. الان در فضای رسانه‌ای عکس دارد از خبر پیشی می‌گیرد. وقتی یک خبرنگار آنقدر جسارت دارد که صدای تیر از کنار گوش او شنیده می‌شود، فرمانده نیروی انتظامی به او می‌گوید بنشین، او شروع می‌کند به فیلم گرفتن، آیا به‌عنوان کسی که رسالت خبری انجام می‌دهد، باید از او تجلیل شود یا بگویند امنیت ملی؟! جان که بیاید وسط، همه می‌ترسند.

واقعه اهواز، یک حمله عادی نبود. وقتی پای نیروهای مسلح کشور در میان است، ماهیت موضوع تغییر می‌کند.

خب نباشد. همان عکاس، آن نیروی انتظامی که بچه‌ای را بغل کرده یا آن نیروی انتظامی‌ای که همان زن و دختر را گرفته است، نشان داد. بنا نیست وقتی شما می‌خواهید شرح ماوقع را بدهید، فقط بیایید خوبی‌هایش را بگویید. من معتقدم رسانه این است که واقعیت را بگویید. مضاف بر اینکه برای‌ مان امنیتی است. الان در هر کجای دنیا یک اتفاق می‌افتد مثلا در آمریکا یک نفر لنگه کفشی می‌زند به رئیس‌جمهور، آنها نشان می‌دهند، آیا واقعا ما می‌توانیم نشان بدهیم؟
 
رسانه‌های حاکمیتی منتشر می‌کنند؟

بالاخره منتشر می‌شود. آنها اجازه می‌دهند یک رسانه‌ای حضور پیدا کند. فرق ما با آنها چیست؟ ما از ابتدا جلوی آنها را می‌گیریم. رسانه یعنی همین. می‌خواهم بگویم نباید بیاییم و برای خودمان یک تابویی درست کنیم، بعد هر اتفاقی بیفتد بگوییم آن تابو دارد از بین می‌رود.

به نظر می‌رسد آن نگاه ملی که از ایسنا انتظار می‌رود در خروجی دیده نمی‌شود. دلیل آن را می‌توان حرکت روی لبه خط قرمزها دید.

من این حرف شما را واقعا قبول ندارم ولی واقعیت این است که ما تحت مجموعه‌ای کار می‌کنیم که آنها می‌توانند این اتفاقات را رصد کنند و بگویند اگر یک رسانه‌ای دارد همه‌چیز را تایید می‌کند، آن هم دارد خیانت می‌کند. من می‌گویم همیشه مخاطب است که تعیین می‌کند. نمی‌شود به شعور مخاطب هم توهین کرد. بگوییم همه مردم ایران دنبال اخبار بد هستند، دنبال اخبار زرد هستند. الان اگر ادعا داریم پرمخاطب‌ترین رسانه، ایسنا است، خب تمام اتفاقاتی که دارد می‌افتد را ما پوشش می‌دهیم. برای چه می‌آیند؟ دو مورد است که ایسنا با بقیه جاها متفاوت است. یکی تحلیل‌های آن است و یکی هم قدمت و پیشینه. هیچ‌کس از ایسنا تندروی یا کندروی را سراغ ندارد که بگوید ما در برهه‌ای بیش از حد تند رفته‌ایم. وقتی می‌خواهد در مورد مجموعه خبرگزاری قضاوت شود، باید آن خط را در نظر گرفت. ما یکی از کمترین مواردی که داریم تکذیب است. حساب کنید در همین جریان آقای نجفی، ما تا زمانی که به جمع‌بندی نرسیده بودیم، خبر را مخابره نکردیم. اما نتیجه اینکه مثلا شما خط‌مشی‌تان به یک سمت است. کل جهاد هم حوزه فرهنگی‌اش، ایسنا نیست؛ رسانه عمومی ما ایسنا است. دلیل اینکه ایسنا خیلی برجسته است، این است که در عرصه رسانه خیلی سرتر است نسبت به بقیه. ولی واقعیت این است، مثلا ما در حوزه انتشارات که الان یکی از زیرمجموعه‌های نهاد فرهنگی است، اکثر اساتید دانشگاه برای چاپ کتاب‌شان، به انتشارات جهاد دانشگاهی رجوع می‌کنند، زیرا تاثیر نمره ارتقایی که می‌گیرند- از آن جهت که کسی که کتابش را به جهاد دانشگاهی می‌دهد- نسبت به کسی که اثرش را به یک نشر دیگر می‌دهد بالاتر است. چون ممکن است انتشارات دیگر به خاطر پول یا هر چیزی کتاب چاپ کند ولی جهاد این را زیر پا نمی‌گذارد.

از نگاه شما دلیل اقبال رسانه‌های بیگانه به ایسنا در چیست؟

رسانه‌ها دنبال این هستند که خبر را از یک جای مطمئن بگویند. یکی از ایرادها به ایسنا شاید همین باشد که چرا منبع خبری، بعضی رسانه‌های بیگانه است. آن فردی هم که به‌عنوان دبیر خبر است، جست‌وجو می‌کند برای برنامه‌اش و می‌خواهد آماده کند، می‌رود رسانه‌ای را می‌بیند که مردم بیشترین اقبال را به او دارند. مردم ما هیچ‌وقت نمی‌روند ببینند منبع خبری داخلی بی‌بی‌سی فارسی کجاست، بگویند ما برویم ایسنا را ببینیم. بی‌بی‌سی فارسی است که می‌رود می‌بیند مردم بیشتر ایسنا می‌بینند، من دارم با مخاطبی ارتباط برقرار می‌کنم که در جریان جو فکری آن باشم. پرمخاطب‌ترین رسانه داخلی کشور ایران چیست؟ ایسنا است. لذا معلوم است که مخاطب به آن اعتماد می‌کند. در مجموع قضاوت با مخاطب است. یک نفر ممکن است هر روز بیاید ایسنا و با خود بگوید اینها عجب رسانه‌ای هستند، هیچ نقدی به دولت ندارند. دولتمردی هم بیاید و بگوید نگاه کنید اینها بودجه‌شان را از دولت می‌گیرند، نمک می‌خورند و نمکدان می‌شکنند، با یک خبر! اینکه یک رسانه در سال‌های پرتلاطم و از سال 78 به کارش ادامه داده، نشان‌دهنده آن است که استخوان‌بندی رسانه درست است. ممکن است یک سرویس آن، یک مدیرعامل در برهه‌ای نگرشی داشته باشد. رسانه‌هایی هستند که درباره بعضی موضوعات از ما هم تندتر می‌نویسند ولی چون دیده نمی‌شوند، هیچ‌کس به آنها چیزی نمی‌گوید. ما معتقد هستیم خیلی هنوز تا آن فضای آرمانی فاصله داریم. ما معتقدیم وقتی رسانه‌های دیگر تراز ایده‌آل نیستند و ما در سطح بالاتری باشیم، فضیلتی برای ما نیست. مضاف بر اینکه هزینه‌ای هم که ایسنا می‌کند، من نمی‌خواهم عددهایش را بگویم، در قبال خیلی از رسانه‌ها، هزینه‌ای که ایسنا می‌کند نسبت به مخاطبش خیلی خوب است. خبرگزاری‌هایی‌ که تا این حد می‌توانند تاثیرگذار باشند، خیلی عده و عده و پول و شاکله جدی‌ای دارند، ما آنقدر نداریم. چون جهاد اصلا آنقدر ندارد. شما هزینه جهاد را محاسبه کنید، ایسنا هم جزئی از آن.

وجه تمایز فعالیت‌های فرهنگی جهاد دانشگاهی چیست؟

از نظر عرضه محصولات، یکی از متنوع‌ترین عرضه محصولات را در جهاد دانشگاهی داریم. جنس ما جور است. اگر می‌خواهید یک مجموعه‌‌ای را قضاوت کنید، در حوزه فرهنگی، باید به دو مورد آن توجه کنید. یکی به نوع و کیفیت و برنامه‌هایی که ارائه می‌دهد، یکی به استمرار و تداوم آن. هر مجموعه‌ای که برنامه‌هایش تداوم داشته باشد، نشان از آن دارد که روی برنامه مطالعه کرده است و هدف دارد. از حیث مخاطب، ویژگی جهاد دانشگاهی و تفاوتش با بقیه نهادها این است که سردرگم نیست.

پس چرا در فضای دانشگاه دیده نمی‌شود؟

یک دلیل آن این است که سال‌هایی در دانشگاه بنا به دلایلی فضای ما را گرفتند. شما زمانی می‌توانید در عرصه دانشگاه نقش ایفا کنید که با دانشجو چهره به چهره باشید. ما در خیلی از دانشگاه‌های مادر دفتر نداریم.

یعنی این عدم‌حضور از روی تمایل نیست!

بله، همین‌طور است. اتفاقا ما داریم خودمان را به زور هل می‌دهیم. بعضی دانشگاه‌ها به خاطر ارتباطی که با جهاد دانشگاهی دارند و رئیس دانشگاه از قبل می‌شناخته است، حضور بیشتری داریم. ما اصلا عضو شورای فرهنگی دانشگاه‌ هم نیستیم. من می‌‌گویم براساس نقشی که حاکمیت یعنی ساختار به ما داده است، ما فراتر از آن داریم تاثیر می‌گذاریم.

طیف خاصی را در فضای دانشجویی به مخاطب در نظر گرفتید؟

نه. صرفا دانشجو بما هو دانشجو، یعنی هر کس که وارد دانشگاه شود، رشته هم حتی مهم نیست، یعنی هر دانشجویی. جالب است به شما بگویم خیلی از بهره‌بردارهای برنامه‌های فرهنگی ما دانشجوی رشته پزشکی یا فنی هستند. در این سال‌ها، دو مطلب را رویکرد خود قرار داده‌ایم. یکی این است که به خاطر همین نظرسنجی‌هایی که کردیم احساس می‌‌کنیم، سرمایه اجتماعی حاکمیت دارد افت می‌کند. ما مجوز خیلی از برنامه‌های مراکز نوع ب جهاد را به سمت خدمات اجتماعی بردیم. چون احساس‌مان این است که خیلی از دانشجویان الان داوطلب این حوزه هستند و دوست دارند بیایند و نقش اجتماعی ایفا کنند. نمونه آن در همین سیل اخیر بود که خودجوش آمدند. یکی دیگر هم بحث هنر است. البته درخصوص هنر ما یک مشکلاتی داریم. دربعضی دانشگاه‌ها مثلا در تئاتر و موسیقی، ما با تعامل بهتر و راحت هستیم ولی در بعضی دانشگاه‌ها نه.

  دینداری در دانشگاه نسبت به متوسط جامعه هنوز بالاتر است

 الان دانشجو گوش فرا دادن به یک سخنرانی را به‌عنوان فعالیت ویژه‌ای در حوزه فرهنگ نمی‌بیند. البته نظرسنجی‌های ما می‌گوید در حوزه آداب و مناسک ممکن است دانشجویان تضعیف شده باشند ولی در حوزه معنویت، اجتماعی، اخلاقی اصلا این‌طور نیست. اتفاقا شرایط دینداری و ارزش‌های دانشگاه نسبت به متوسط جامعه هنوز بالاتر است. برخلاف تصور عمومی که اینها دانشجو هستند و دانشگاه‌ها خراب‌تر است، اصلا این‌طور نیست.

اما به نظر می‌رسد گاها تمایل جهاد دانشگاهی به سمت و سوی خاص سیاسی بوده است.

یکی از بحث‌هایی که سوءتعبیر می‌شود، همین است. اگر در یک دانشگاهی افراد یک تشکل بیشتر با فرهنگ ما مرتبط هستند، به‌عنوان فرد، این تصور به وجود می‌آید که آن تشکل با جهاد است. درصورتی که به هر دلیلی تعداد افرادی که توانسته‌اند با جهاد ارتباط بگیرند، بیشتر است. ما به تشکل آنها کاری نداریم.

این مساله چند سال پیش مطرح شد و با توجه به مستنداتی که منتشر شد، نزدیک به واقعیت به نظر می‌رسید.

اتفاقا الان هم همین حرف است. شما وقتی نگاه می‌کنید 10 نفر با شما در ارتباط هستند، هشت‌تای آنها برای یک تشکل هستند، این به معنای آن نیست که شما دارید با آن تشکل فعالیت می‌کنید. چون شما دارید با فرد فرد آنها کار می‌کنید. تفاوت کار تشکلی با کار فردی این است. هر فرد عضو یک تشکل است. این یک سوءتفاهم است.

شما می‌گویید جهاد در برنامه‌ریزی هیچ سلیقه‌ای را مدنظر قرار نمی‌دهد. این به چه معناست؟

این به معنی آن نیست که ما سلیقه نداریم؛ اما غش نمی‌کنیم به یک سمت. مگر می‌شود کسی برنامه‌ داشته باشد ولی از آن چیزی نخواهد؟! مثلا در حوزه امام، انقلاب و ولایت فقیه بحث ما برگشت به گفتمان امام است. یعنی یک برنامه طریق جاوید داریم، که هر سال برگزار می‌شود و به مخاطب‌مان این را القا می‌کند که گفتمان امام باید در جامعه حاکم باشد. اگر ما به اینجا رسیدیم که یک‌سری اتفاقات می‌افتد که مطلوب ما نیست، به خاطر این است که از آن گفتمان اولیه انقلاب دور شده‌ایم. برنامه‌های ما تماما نقد شرایط موجود براساس گفتمان امام است.

کدام برداشت از گفتمان امام برای دانشجویان مطرح می‌شود؟

واقعیت این است که ما اتفاقا در موضوع انقلاب و امام که مهم هم هست، تقریبا از دیدگاه‌های یاران امام که هرکدام به یک سمتی و سویی سوق دارند مثلا خود خانواده و اهل‌بیت امام، چه یک‌سری افرادی که منتسب به اصولگرایی هستند، چه اصلاح‌طلب هستند و تمام منابع، مثلا صحیفه نور، نوشته‌ها و سخنرانی‌های حضرت امام مدنظر ما هستند. برای مثال مسائل مختلفی در حوزه عدالتخواهی مطرح می‌شود که مورد اتفاق همه است. ما اصلا درمورد مسائل اختلافی ورود نمی‌کنیم و احساس می‌کنیم هنوز در خیلی از موارد اتفاق‌نظر نداریم. یک‌سری مسائل اختلافی مثلا درمورد قائم‌مقام رهبری، قطعنامه 598 و تسخیر لانه جاسوسی یا نگاه به نهضت آزادی چه بوده است، وجود دارد که ما اصلا اینها را مطرح نمی‌کنیم.

معرفی امام به این صورت ناقص نیست؟

من این را قبول دارم. من می‌گویم اگر جناحی نظر خود را تحمیل کند، درست نیست. معتقد هستم یکی از ناشناخته‌ترین افراد جمهوری اسلامی، به‌رغم اینکه ما داریم حدود 40 سال از آن دور می‌شویم، خود حضرت امام است. ما هنوز نتوانسته‌ایم به دهه هشتادی‌ها امام را معرفی کنیم. اگر بتوانیم در حد مشترکات فعلا معرفی کنیم، اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران براساس اندیشه‌های فقیه سیاسی‌ بوده و نگاهش این بوده که می‌شود سیاست را با دین تلفیق کرد، می‌شود براساس آرمان‌ها پافشاری کرد و پیشرفت داشت و متکی به داخل بود. خب ممکن است بعضی جاهای آن هم به بعضی‌ها بر بخورد. بالاخره تاریخ می‌گوید وقتی شرایط از آن زمان اصلی دور شود، حافظه از یک تاریخی هم کم شود، افراد سعی می‌کنند یک‌سری از آدم‌ها را برای خودشان مصادره کنند. ویژگی نهادهای دانشگاهی این است که حداقل در مسیری حرکت کنند که اجازه این کار را ندهند.

خط فکری اصلی حاکم بر مسائل فرهنگی جهاد دانشگاهی چیست؟

ما هر جایی که به این نرسیده‌ایم و دچار سردرگمی شدیم، تراز خودمان را رهبری قرار داده‌ایم. معتقد هستم در حوزه فرهنگی، حتی نهادهای فرهنگی با توجه به شناخت محدودشان، خیلی از نظرات فرهنگی رهبری را نمی‌توانند تحمل نکنند. اگر جهاد دانشگاهی بتواند به قرائت فرهنگی خود رهبری نزدیک شود، ما به نتیجه‌مان رسیده‌ایم. ما ترازمان واقعا صحبت‌های رهبری است، چراکه حس می‌کنیم حداقل مقام معظم رهبری در حوزه فرهنگی خیلی از این متولیان فرهنگی جلوتر هستند. یعنی اگر قرار باشد اعتقادات فرهنگی‌مان را عرضه کنیم، ترجیح می‌دهیم به رهبری عرضه کنیم تا به نهادهای موجود. همیشه هم تذکر و بقیه موارد را غیررسمی داشته‌ایم.

حجم مخاطب برنامه‌های فرهنگی چقدر است؟ اگر بخواهید درصدی از کل دانشجویان را بگویید چه عددی را عنوان می‌کنید؟

20 درصد. خوش‌بینانه 20 درصد است. البته این سنجش را نمی‌توانید براساس حضور فیزیکی بگویید. چون بعضی محصولات ما دیتاهایی است که در فضای مجازی قرار می‌گیرد. دانشگاه به دانشگاه هم فرق می‌کند. از قضا جذب دانشجویان ما در استان‌ها موفق‌تر است.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها