• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۱۳
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
به بهانه زادروز آلکسی دوتوکویل

استقرار دموکراسی با مساوات و اخلاق ممکن می‌شود

«دموکراسی در آمریکا» را بزرگ‌ترین کتاب درباره دموکراسی می‌دانند که هم‌‌تراز «سیاست ارسطو، کتاب‌های شش‌گانه جمهوری بُدَن، لویاتان هابز و روح‌القوانین منتسکیوست» و اساسا پژوهشی درباره جامعه آمریکا و دموکراسی است.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، «جهانی تماما نو، علم سیاستی نو می‌خواهد، چیزی که ما بدان نمی‌اندیشیم، میان رودخانه‌ای قرار داریم و با سماجت به ویرانه‌هایی چشم دوخته‌ایم که از ساحل هویداست، درحالی که جریان آب ما را می‌کشاند و به پرتگاه می‌‌راند.»

دیباچه دموکراسی در آمریکا

آلکسی دوتوکویل که به‌عنوان پدر فلسفه سیاسی معاصر شناخته می‌شود، در 29 جولای 1805 چندی پس از انقلاب فرانسه در یک خانواده اشرافی قدیمی در نرماندی فرانسه متولد شد. او تماما با اندیشه دموکراسی برای آینده کشورش فرانسه می‌‌زیست و پیش‌بینی می‌کرد که دموکراسی روزی در تمام جهان گسترش خواهد یافت و سرنوشت محتوم تمام ملت‌های آینده خواهد بود. درباره توکویل می‌گویند، پیش از آنکه دست به قلم ببرد تفکرش شکل گرفته بود و خود نیز می‌گوید: «من قلبا آریستوکرات هستم و عقلا دموکرات.» و همچنین گفته است «دنیایی کاملا نو، علم سیاستی نو می‌خواهد.»

بسیاری از شارحان و مفسران براین باورند که توکویل منتسکیوی قرن نوزدهم است، چراکه او نزدیک به دو قرن پیش، «ظهور دو ابرقدرت‌ جهان»، «خطرات و زیان‌های دموکراسی»، «شنیدن پای استبداد و سلطنت به بهانه آزادی» را پیش‌بینی کرده بود و از قضا همگی درست از آب درآمدند. اثر معروف توکویل، «دموکراسی در آمریکا» حاصل سفری 9 ماهه به همراه دوست و همکارش گوستاو دوبومن، از می 1831 تا فوریه 1832 به کشور آمریکا بود و طی آن از نزدیک با کاستی‌ها و آسیب‌های دموکراسی آشنا شد و هم‌وطنانش را زنهار داد، چراکه توکویل استبداد و جباریت اکثریت را بزرگ‌ترین خطر دموکراسی می‌دانست و در جلد دوم آن کتاب-که در سال 1840 منتشر شد- بیشتر به فرهنگ، خلق‌وخو و تاثیر پدیده مدرنیته بر جوامعی که دموکراسی بر آنها درحال استقرار بود، پرداخت. اثر معروف دیگر او «رژیم پیشین و انقلاب فرانسه» بود که در سال 1856 یعنی درست سه سال پیش از مرگ او منتشر شد.

«دموکراسی در آمریکا» را بزرگ‌ترین کتاب درباره دموکراسی می‌دانند که هم‌‌تراز «سیاست ارسطو، کتاب‌های شش‌گانه جمهوری بُدَن، لویاتان هابز و روح‌القوانین منتسکیوست» و اساسا پژوهشی درباره جامعه آمریکا و دموکراسی است. با گذشت بیش از 184 سال از انتشار جلد نخست «دموکراسی در آمریکا» هنوز هم بهترین و معروف‌ترین کتاب جهت مطالعه درباره نخستین جمهوری دموکراتیک و دموکراسی مدرن به حساب می‌آید. توکویل بر این باور بود که انقلاب آمریکا توسعه‌یافته، آرام و ملایم بدون برخورد به موانع در جهت تمایلات طبیعی خود پیش رفته بود. سپس ادامه می‌دهد: «اعتراف می‌کنم که در آمریکا به ماورای آن توجه داشتم. در آنجا دموکراسی را دنبال کردم و به تمایلات، خصایص، هیجانات و خواسته‌های آن توجه داشتم، من در این اندیشه بودم که بررسی کنم از دموکراسی چه بیم‌ها و چه امیدهایی می‌توان در سر پروراند. به نظر من در عصر دموکراسی باید به‌طور خاص از استبداد هراس داشت. من در هر زمانی که بودم، حتما آزادی را دوست می‌داشتم، اما در این زمانه که زندگی می‌کنم آماده‌ام آن را پرستش کنم. ملل زمانه ما نمی‌توانند از برابر شدن موقعیت انسان‌ها جلوگیری کنند، لیکن به عهده خود آنهاست که اصل مساوات به سوی بردگی سوق‌شان دهد یا آزادی، به ‌سوی آگاهی یا بربریت، به‌ سوی رفاه یا نکبت.»

براین اساس مفسری حتی پیشنهاد کرده بود که بر عنوان کتاب او، برابری در آمریکا بنهند. [چراکه به گفته توکویل] «در میان چیزهایی که در آمریکا دیدم، هیچ‌کدام به اندازه مشاهده مساوات و برابری امکانات برای مردم در من تاثیر نگذاشت.» همچنین اندیشه توکویل تاثیری عمیق بر جان استوارت میل، فیلسوف آزادی‌گرای انگلیسی هم‌عصر خودش نهاد. میل اثر وی را «بی‌نظیر» خواند و آن کتاب منجر به تغییر نگاه میل از دموکراسی «ناب، خالص و مستقیم» به‌ سوی حکومت انتخابی و نمایندگی شد. توکویل در پایان فصل هفتم از بخش دوم درباره اثرش چنین می‌گوید: «آنها که بعد از خواندن این کتاب گمان کنند مقصود من از نوشتن آن پیشنهاد و تکلیفی است که ملت‌های دموکراتیک حتما باید قوانین و اخلاق آنگلوامریکن‌ها را تقلید کنند، سخت در اشتباه هستند، اینها کسانی هستند که صورت ظاهر افکار مرا در نظرگرفته‌ و از جوهر آن غافل بوده‌‌اند. غرض من از نوشتن این کتاب آن بوده که آمریکا را به‌عنوان نمونه و مثال در نظرگرفته و ثابت کنم که به یاری قوانین، مذهب، اخلاق، آداب و عادات و رسوم، یک ملت دموکراتیک می‌تواند آزاد بماند.»

 اما توکویل درکنار بزرگانی چون افلاطون و ارسطو از مهم‌ترین منتقدان دموکراسی نیز به حساب می‌آید و بسیاری از متفکران چپ و راست تحت‌تاثیرش بودند و در فرانسه اگر شخصی بخواهد چیزی را پیش‌بینی کند، گویند: «به قول آقای دوتوکویل»؛ و به سختی می‌توان سراغ مطلبی درمورد دموکراسی و سیاست رفت که نامی از توکویل به میان نباشد.

یکی از شگفت‌انگیزترین وقایع فکری قرن بیستم احیای علاقه به نوشته‌های آلکسی دوتوکویل بود. در اواخر قرن 19 توکویل فرانسوی تقریبا داشت فراموش می‌شد، اما در قرن بیستم با ناکامی راست رادیکال در جنگ‌جهانی دوم و دوری جستن چپ افراطی از تمسک به استبداد کمونیستی، لیبرال‌های معتدل‌تر دیده شدند که در فرانسه توسط ریمون آرون، میشل کروزیه جامعه‌شناس، فرانسوا فیوره مورخ و رمون بودون متفکر و جامعه‌شناس انجام شد و آمریکایی‌ها در پی یافتن تصویری مشهور از او در اوایل قرن نوزدهم بودند.

در سال 2000، ژورنال دموکراسی از روشنفکران عمومی خواست بحث‌هایی راجع به آینده دموکراسی، پایان تاریخ، مساله جامعه مدنی، فدرالیسم اروپایی، نژاد و قومیت، فروپاشی کمونیسم، جنگ و سیاست خارجی، نابرابری بین‌المللی، زنان و خانواده، حتی زیبایی‌شناسی دموکراتیک پست‌مدرنیسم، از طریق تاملات و متون کامل توکویل ارائه کنند. سردبیران اظهار داشتند: «ممکن است با کمی اغراق بگوییم: همه ما اکنون توکویلی هستیم.» یا همان‌گونه که یان الستر گفته است، یک نسل پیش از آن، به نظر نمی‌رسید که توکویل بزرگ‌ترین متفکر سیاسی قرن نوزدهم تلقی شود. اما امروزه در این دیدگاه چیزی غیرمعمول و عجیب نیست، چراکه او نظریه‌ای سترگ در جامعه و سیاست را پیشنهاد می‌دهد.

بنابراین اگر توکویل گونه جدیدی از لیبرال‌ها باشد، این بدان معنی نیست که لیبرالیسم خود چیز جدیدی نیست بلکه درست آن است که این واژه فقط در زمان توکویل به‌کار رفته است، اما قبل از این لیبرالیسم شالوده و آبشخور خود را در آموزه‌های مدرن نظریه‌پردازان سیاسی قرن هفدهم، خصوصا توماس هابز، باروخ اسپینوزا و جان لاک بنا نهاده است. نخستین فرض آنها این است که انسان به‌طور طبیعی آزاد بود. منظور آنها این بود که پیش از هر شخصیت اجتماعی یا سیاسی که ممکن است آدمی داشته باشد، انسان باید در شرایطی انتزاعی قرار گیرد (وضع طبیعی) که ممکن‌ است در آن آزادانه و با رضایت به اجتماع و سیاست بپیوندد. هرچند توکویل با این گفته لاک موافق نبود که می‌گفت، «انسان‌ها در طریقی کاملا آزاد آغاز می‌کنند.» به نظر می‌رسد توکویل با ارسطو که فیلسوفی پیشامدرن است، موافق باشد و با نظریات مدرن مخالفت کند، چراکه می‌گوید انسان بالطبع حیوانی سیاسی-اجتماعی است، به این معنا که آزادی انسان باید در سیاست یافت شود، نه در وضع طبیعی نخستین پیش از سیاست. آنچه توکویل از آن با نام انقلاب دموکراتیک اجتماعی یاد می‌کند از معنای سیاسی آن یک‌سر به‌دور است، چراکه وی به برابری و مساوات در کنار آزادی بسیار دل‌بسته است. توکویل مهم‌ترین عامل استقرار دموکراسی را -در کنار قوانین و مقتضیات طبیعی- خلق‌‌وخو و اخلاق می‌داند و معتقد است برای استقرار دموکراسی و مساوات علاوه‌بر اینها باید تمرکززدایی شده و به سوی پراکندگی قدرت، خودگردانی محلی و شهرستان‌گرایی پیش رفت. البته در این میان نقش قدرت‌های میانجی مانند (انجمن‌های محلی، سندیکاها، اصناف، انجمن‌های ورزشی و سازمان‌های مردم‌نهاد و...) به پیوستگی و اتحاد مردم و گروه‌های مختلف جامعه کمک می‌کند.

 

* نویسنده : جواد ترکاشوند دانشجوی کارشناسی‌ارشد فلسفه

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها