• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۱۱
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
بحث افزایش ظرفیت پزشکی در مجلس بالاگرفت

انحصار یا کمبود امکانات، مساله این است

وزیر بهداشت ضمن مخالفت صریح با طرح نمایندگان برای افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی گفت: «ما معتقدیم ظرفیت دانشگاه‌های علوم پزشکی و باری که بر دوش این مراکز درمانی بعد از فارغ‌التحصیلی پزشکان است برای نظام سلامت، نظام سیاسی و نظام اجتماعی کشور مشکل‌آفرین است.

انحصار یا کمبود امکانات، مساله این است
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، مدتی است یک شب در میان و حتی هر شب در ارتباط با  مساله انحصار در پزشکی و کمبود پزشک و افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو در رسانه‌های مختلف از تلویزیون تا روزنامه‌ها و سایت‌ها سخن گفته می‌شود و گزارش‌ها پخش می‌شود. همین شبکه سه، غروب‌ها موشن‌گرافی‌ای پخش می‌کند که در آن از وضعیت مطلوب پزشکی و تعداد پزشکان گفته می‌شود، با این استدلال که نسبت به اول انقلاب تعداد پزشکان زیاد شده است و توریسم سلامت داریم و از بقیه کشورها پزشک به کشور می‌آید، اما چند ساعت بعد در همان شبکه سه و در بخش خبری، گزارشی پخش می‌شود که در آن وضعیت پزشکی مطلوب نیست و اوضاع‌مان به نسبت کشورهای منطقه حتی تاجیکستان و سوریه جنگ‌زده و... هم بدتر است. با این همه مساله آنقدر مهم شده است که مجلس هم طرحی دوفوریتی در این خصوص مطرح کرده تا ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی افزایش یابد. این طرح و اظهارات دو روز پیش وزیر بهداشت و مساله الزامی شدن استفاده از کارتخوان در مطب پزشکان و... همگی نظام سلامت کشور را دچار حواشی مختلف کرده است. نکته قابل‌تامل اما در همین مساله ورود مجلس و در مقابل فشار‌های سنگین و رسانه‌ای پزشکان و نهادهای مرتبط با پزشکان ازجمله نظام پزشکی در مخالفت با طرح افزایش ظرفیت است. مساله‌ای که سوای درست یا غلط بودن این تصمیم، بیشتر این‌طور به ذهن متبادر می‌کند که مساله سیاستگذاران و پزشکان نه افزایش ظرفیت، بلکه شکسته شدن فضایی است که خودشان هم سیاستگذار آن هستند، هم مجری و هم ناظر آن.

 

زیرساخت، منابع و امکانات و درآمد، کلیدواژه‌های اظهارات مخالفان

سعید نمکی، وزیر بهداشت ضمن مخالفت صریح با طرح نمایندگان برای افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی گفت: «ما معتقدیم ظرفیت دانشگاه‌های علوم پزشکی و باری که بر دوش این مراکز درمانی بعد از فارغ‌التحصیلی پزشکان است برای نظام سلامت، نظام سیاسی و نظام اجتماعی کشور مشکل‌آفرین است. مساله کمبود پزشک ناشی از توزیع نامناسب فارغ‌التحصیلان رشته پزشکی در سراسر کشور است و در حال حاضر هم تعداد بسیار زیادی پزشک بیکار در کشور داریم.»

باقر لاریجانی، معاون آموزشی وزارت بهداشت در ارتباط با وضعیت سرانه پزشک در ایران گفت: «سرانه پزشک به جمعیت در کشور‌های مختلف متفاوت است و این سرانه به میزان درآمد و نحوه خدمت‌رسانی در حوزه سلامت بستگی دارد، در کشوری که نظام ارجاع وجود دارد پزشک عمومی باید بیشتر تقویت شود، چراکه مردم زیادی تحت‌پوشش پزشکان عمومی هستند، ما باید همه جوانب را در افزایش ظرفیت پزشکی ببینیم. وقتی انتظار داریم تعداد پزشکان افزوده شود باید درآمد پزشک نیز افزایش پیدا کند.»

‌میرحمایت میرزاده، سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در حمایت از طرح افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی گفت: «مناطق محروم با کمبود پزشک مواجه هستند و نیاز مردم در این مناطق به پزشک متخصص به میزان کافی نیست، به همین دلیل می‌توان با افزایش ظرفیت نیاز مناطق محروم را برطرف کرد. باید آموزش پزشکی از وزارت بهداشت جدا شود و در بسیاری از کشور‌های دنیا مدل آموزشی به همین شکل است. وزارت بهداشت نمی‌تواند هم زمان پزشک تربیت کند و از طرفی به وضع بهداشت و درمان کشور برسد؛ اکنون بیمارستان‌های کشور با چالش‌های بسیاری مواجه هستند.»

 

پزشکی، ادبیات و معارف نیست که همین‌طوری فارغ‌التحصیل داشته باشیم

محمدحسین قربانی، نایب‌رئیس اول کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی به‌عنوان یکی از مخالفان طرح افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو با «فرهیختگان» گفت‌وگو کرد و گفت: «این طرح را با دوفوریت تعدادی از همکاران من ارائه کردند که ظرفیت رشته‌های پزشکی به دوبرابر افزایش پیدا کند. استدلال‌های آقایان استدلال‌های خاص خودشان بود. جلسه‌ای با حضور اعضای کمیسیون و روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی در این باره برگزار شد و خب کارشناسان این حوزه با این مساله مخالفند. مشکلات زیرساخت در این باره وجود دارد، آینده بسیاری از فارغ‌التحصیلان ما نامشخص است. فارغ‌التحصیلان مامایی، پیراپزشکی و... فارغ‌التحصیل شدند و حتی ما نتوانستیم آنها را جذب کنیم. ظرفیت ما برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان فراهم نیست، مامایی که باید در طول آموزش صد زایمان را ببیند و تجربه کند، شاید 10 مورد هم نبیند. مضاف بر زیرساخت‌ها این طرح با قانون اساسی هم مغایرت دارد و منابع مالی آن وجود ندارد. ما می‌بینیم که بزرگ‌ترین مشکل‌ دانشگاه‌های ما منابع مالی است. استدلال بعضی دوستان این بوده است که از خروج دانشجویان برای ادامه تحصیل به خارج از کشور جلوگیری کنیم، با افزایش ظرفیت دلیل نمی‌شود جلوی خروج را بگیریم. آمار و ارقامی هم که دوستان ارائه می‌کنند، درست و منطقی‌ نیست. رنج ما در سرانه براساس هر هزار نفر، رنج خوبی است و بین کشورها وضعیت خوبی داریم. پزشک عمومی ما به ازای هر هزار نفر 1.7 تا 1.9 است و این آمار خوبی است! ما برای اینکه بتوانیم مشکلات حوزه درمان را برطرف کنیم باید مساله توزیع را بهبود بخشیم. پزشک را ما باید عادلانه توزیع کنیم. هم در مناطق محروم هم در سایر مناطق کشور. به هرحال از لحاظ کیفیت آموزشی، پزشکی، ادبیات و معارف نیست که ما بیایم همین‌طوری فارغ‌التحصیل داشته باشیم. با سلامت و جان انسان سروکار داریم. ما اگر بتوانیم زیر ساخت را فراهم کنیم ایرادی ندارد. دانشگاه‌های ما با همین تعداد دانشجو نه امکانات و نه منابع و نه زیرساخت ندارند. آقایان زیرساخت را فراهم بکنند، اساتید و دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها و... را آماده بکنند بعد دانشجو جذب کنند.»

 

به علم پزشکی به چشم تجارت نگاه می‌شود

نادر قاضی‌پور، نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی در ارتباط با طرح افزایش ظرفیت پذیرش رشته پزشکی در دانشگاه‌ها به «فرهیختگان» گفت: «در ارتباط با این طرح جلسه‌ای با حضور سه نفر از معاونان وزیر بهداشت و رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران و اعضای کمیسیون بهداشت برگزار شد تا کمیسیون این طرح را چکش‌کاری کند و ببینیم می‌توانیم افزایش ظرفیت دانشجو در این رشته داشته باشیم یا خیر. برخی با این مساله مخالفند و بعضی هم موافق، نظر ما این است تا جایی که زیرساخت فراهم است باید دانشجو پذیرش شود. در ایران به ازای هر هزار نفر، 6/1 پزشک داریم، در دنیا بین هفت تا هشت پزشک. در سال 1367 تعداد دانشجویان ما حدود چهارهزار نفر بود و با 16 دانشگاه، الان بیش از 60 دانشگاه است با سه‌هزار و خرده‌ای دانشجو! هزینه‌کرد دانشجویان پزشکی ما در پردیس‌ها و شبانه‌ها خیلی گران است و این هم باعث می‌شود دانشگاه پزشکی روزانه پذیرش نکند تا درآمد داشته باشد. متاسفانه دانشگاه‌ها به چشم تجارت به دانشجوی پزشکی نگاه می‌کنند نه به‌عنوان طبیب. اینها با ما طوری صحبت می‌کنند که انگار ما قاتلیم آنها مظلوم، اما وقتی به آمار می‌رسیم می‌بینیم اکثر فرزندان آقایان مدتی می‌روند جاهای دیگر درس می‌خوانند و بعد چون پدرشان هیات‌علمی هستند و ژن خوب می‌آیند در بهترین دانشگاه‌ها درس می‌خوانند. این ظلم است در حق ایرانیان، ما خواهان افزایش تعداد پذیرش روزانه دانشجویان هستیم. ما خواهان این هستیم که دانشگاه‌های دولتی ما، دانشجوی پزشکی بگیرند و برنامه این است که در عرض چهار تا پنج سال آینده به میانگین جهانی هم از لحاظ عمومی و هم تخصصی برسیم.»

قاضی‌پور در ادامه و در واکنش به این موضوع که مسئولان وزارت بهداشت و نظام پزشکی و برخی پزشکان معتقدند کمبود پزشک نداریم، گفت: «اینجا شائبه انحصارطلبی هست، چرا می‌خواهید از درآمد کذایی دانشجویان پردیس‌های دانشگاهی درآمد خودتان را بالا ببرید؟ چرا به علم پزشکی به‌عنوان تجارت نگاه می‌کنید؟ اگر کمبود پزشک نداریم، چرا بعضی شهرها در همین آذربایجان‌غربی حتی پزشک عمومی نداریم؟ چرا آذربایجان در رتبه 28 کشور است؟ ما آدم نیستیم؟ در آذربایجان غربی که من نماینده آن هستم ما کمبود جدی پزشک داریم.»

 

مخالفان افزایش ظرفیت پزشکی می‌ترسند، می‌گویند اگر پزشک زیاد شود، درآمد پزشکان کم می‌شود

فردین فرمند، نماینده مردم میانه و از موافقان افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی در دانشگاه‌ها با «فرهیختگان» گفت‌وگو کرد و در این‌باره گفت: «خیلی وقت است که ماجرای انحصار در حوزه پزشکی باید رفع شود. مخالفان افزایش ظرفیت پزشکی، صحبت‌هایی دارند که بخشی از آن بجاست اما بخش دیگر ناشی از هراسی است که از ناگفته‌ها و ناشناخته‌هاست. این اصلی است در روانشناسی، چون این مساله برای آنها ناشناخته است، از آن می‌ترسند. ما بالاخره در این مملکت باید یک برنامه کلی برای جوانان داشته باشیم. جوان باید شانس داشته باشد که برود هر رشته‌ای که می‌خواهد درس بخواند. حالا نمی‌گوییم آزاد باشد، اگر باشد عالی است، اما می‌دانیم ما مشکلاتی داریم، مثل مشکلات تامین آزمایشگاه، تخت بیمارستانی، ساماندهی هیات‌علمی و... .»

فرمند به هزینه‌های هنگفت برخی دانشجویان برای پزشک شدن در خارج از کشور اشاره کرد و گفت: «در مقابل این اظهارات و مخالفت‌ها می‌بینیم که تعداد بسیار زیادی از افراد به خارج سفر می‌کنند و پول‌های هنگفتی خرج می‌کنند. در انگلیس سالانه بین 400 میلیون تا یک‌میلیارد تومان هزینه رشته پزشکی می‌شود. خیلی‌ها هم رفتند. گذشته از مشکلات فرهنگی و اجتماعی این مساله، پول هنگفتی از مملکت خارج می‌شود. بعد هم به بهانه‌های مختلف یک‌سری از اینها منتقل می‌شوند به ایران و در کلاس‌هایی می‌نشینند که همکلاسی‌های دبیرستان‌شان در آن هستند که نمره‌های بسیار بالاتری از آنها داشتند. اگر هم چنین چیزی قرار است بشود چرا ما نباید خودمان از پیش ظرفیت‌ها را طوری بالا ببریم که حداقل جوابگوی این‌گونه نیازها باشیم. نمی‌توانیم به زور بگوییم مردم خارج نروند. حداقل از آن یک‌میلیاردی که سالانه خرج تحصیل در خارج از کشور می‌کند، ما می‌توانیم تخت بیمارستانی ایجاد کنیم. چرا ما خودمان را از این فرصت‌ها محروم می‌کنیم؟ متاسفانه جامعه پزشکی روی یک‌سری هراس‌هایی که دارد با این مساله مخالف است که ظرفیت‌ها را بالا ببریم.»

این نماینده مجلس ادامه داد: «می‌گویند اگر دکترها زیاد شوند آن وقت پزشکان دیگر این درآمد را ندارند. می‌گویند اگر دکترها بیشتر شوند تعداد مراجعان کمتر می‌شود و پزشکان سراغ کارهای دیگر می‌روند، خب همین الان یک‌سری از پزشکان درحال انجام این کار هستند، آن موقع می‌خواهند بگویند این درصدش بیشتر شده؟ شده باشد، در عوض ارتقای کیفیت سلامت و بهداشت را در جامعه خواهیم داشت. خیلی راحت می‌شود نشست و با کار کارشناسی مساله را حل کرد. ما سه روز پیش جلسه‌ای داشتیم و مفصل حرف زدیم، قرار شد تیمی این مساله را بررسی کنند. دانشگاه آزاد اسلامی سال‌های پیش راهکارهای خوبی برای این مساله داشت اما به دلایلی به سرانجام نرسید. اطلاعات سایر کشورها وجود دارد و ما می‌توانیم با تأسی از آنها سیستم بسیار خوبی را در این حوزه طراحی کنیم. نگرش ما درنهایت این است که می‌خواهیم این کار انجام شود. خیلی جالب است، پیامک‌هایی که به ما می‌دهند، آنهایی که پزشک هستند و دانشجو می‌گویند ما امکانات نداریم و... اما آنهایی که پشت کنکور هستند برعکس این را می‌گویند و این طبیعی است و باید یک کار کارشناسی شده انجام شود. برای هیچ جامعه‌ای قابل‌قبول نیست که به هر علتی 600هزار نفر داوطلب یک موضوعی را نبیند و فقط 6 هزار نفر را بپذیرد و جوابگوی آنها باشد. مخالفان می‌گویند باید فرهنگسازی کنیم که به این رشته نیایند، خب چقدر می‌توانیم فرهنگ‌سازی کنیم که متقاضیان منصرف شوند؟ می‌گویند کار نیست، مگر رشته‌های دیگر کار دارند؟»

فرمند در پایان به انصراف برخی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به‌منظور پزشک‌شدن اشاره کرد و گفت: «طبق اطلاعاتی که وجود دارد، تعداد کثیری از رتبه‌های 400 به پایین قبول‌شدگان دانشگاه صنعتی شریف‌ سال اول در این دانشگاه فنی و مهندسی درس خواندند و ترک‌تحصیل کردند و تغییر رشته دادند و در پزشکی قبول شدند، این چه چیزی را می‌رساند؟ این یعنی هم کار وجود دارد و هم پول، اما شما وقتی بعد از یک‌سال از صنعتی شریف ترک تحصیل کردید می‌دانید چقدر هزینه روی دست مملکت گذاشته‌اید؟ هزینه غیرقابل‌جبرانی به فنی و مهندسی زده شده است و از این طرف شانس خیلی از کسانی که در کنکور پزشکی بودند را هم گرفتند. ما باید جوابگوی این مسائل باشیم. با جوسازی اتفاق خاصی نمی‌افتد، ما جو‌ها را می‌شکنیم. «فرهیختگان» یک روزنامه دانشگاهی است، باید در این حوزه حرف کارشناسی و علمی بزند. بین مخالفان ترس از چیزی که نمی‌دانند چیست، وجود دارد. اگر قرار باشد اصل مساله را به‌خاطر یک‌سری جوسازی‌های مخالفان رها کنیم نقض‌غرض است.»

 

مساله اصلی در پزشکی پول است

مجید حسینی، عضو هیات‌علمی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «فرهیختگان» پیرامون طرح افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی به مساله انحصار در پزشکی اشاره کرد و گفت: «مساله اصلی در پزشکی پول است. اصلا دعوا سر پول است، همه بحث‌های دیگر ثانویه است. پول به چه معنا؟ به معنای اینکه مافیای پزشکی شکل گرفته و تحت‌تاثیر آن مافیای پزشکی در نظام اجرایی، در نظام تقنین، در نظام قضا، همه حوزه‌ها، صنفی، تخصصی، وزارت بهداشت و... به وجود آمده و این مافیا در همه جا توانسته‌ به نفع خود تعارض منافع را حل کند و کاری را پیش ببرد. ما سالانه 45هزار میلیارد تومان مطابق محاسبات به پزشکان پول می‌دهیم، درحالی که به کل معلمان، 35هزار میلیارد تومان پول می‌دهیم. این 45هزار میلیارد تومان را به 120هزار نفر می‌دهیم و این 35هزار میلیارد تومان را به یک‌میلیون نفر. چرا فاصله اینقدر زیاد است؟ یعنی معدل حقوق 27میلیون تومان، در مقابل معدل حقوق 3 میلیون تومان، چگونه ایجاد شده است؟ با فشاری که مافیای پزشکی برای ایجاد انحصار و زیاد نشدن دست در بازار پزشکی آورده است. در وهله اول پزشکی را بازار کرده یعنی به جای اینکه از سلامت مردم پول دربیاورد، از مریضی آنها پول درآورده است. مرض مردم را کاسبی کرده است. مثل این می‌ماند که یک آتش‌نشان از سوختن خانه‌های مردم پول دربیاورد. پرکیس هر خانه‌ای که می‌سوزد ما به شما پول می‌دهیم. بازار راه انداخته و بعد برای اینکه در رتبه بالای بازار قرار گیرد باید انحصار ایجاد کند. با ایجاد انحصار، مسائل دیگری نیز ایجاد شده است. مثلا، پزشک چرا زیرمیزی می‌گیرد؟ به این دلیل که پشت در اتاق صف زیاد است. پزشک چرا اخلاق پزشکی را رعایت نمی‌کند و وقت برای مریض نمی‌گذارد؟ با مریض بداخلاقی می‌کند؟ به خاطر اینکه صف پشت در وجود دارد. انحصار است. پزشک چرا پشت‌برگه آزمایشگاه می‌نویسد برو فلان آزمایشگاه و از جای دیگر نمی‌پذیرم؟ رادیولوژی جای دیگر را نمی‌پذیرم؟ چون از آن پورسانت می‌گیرد. دندانپزشک چرا تعرفه برای درمان دندان مردم نمی‌گذارد؟ چون تعداد دندانپزشک کم است، انحصار زیاد است و مردم هم چاره‌ای ندارند. در مناطق محروم چرا پزشک نمی‌رود؟ دلیلش بدتوزیع کردن پزشک نیست. این استدلال غلط است. چرا به سیستان و بلوچستان نمی‌رود؟ چون تعدادش کم است و در تهران درآمد بهتری دارد. مرکز ایجاد این بازار انحصار چیست؟ مافیای پزشکی جلوی منطقی شدن این بازار را گرفته است.»

 

به‌خاطر انحصار مجبوریم این وضعیت را تحمل کنیم

حسینی در توضیح اینکه چرا گاهی اتفاقات خلاف قانون در حوزه پزشکی رخ می‌دهد و چرا پزشکان به تخلفات خودشان رسیدگی می‌کنند، گفت: «چرا پزشک رفتارپذیر نمی‌شود؟ یعنی اینکه چرا مالیات پرداخت نمی‌کند. دستگاه کارتخوان نمی‌گذارد. اداره مالیات را بدبخت کرده است. هفت‌هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی دارد. چون انحصار وجود دارد. تعدادش کم است. مجبوریم. چرا به پزشکی که در بیمارستان کار می‌کند و در منطقه محروم طرح است، اجازه مطب می‌دهند، به‌رغم اینکه این کار خلاف قانون است؟ چون تعداد آن کم است. مجبوریم. چرا پزشک در نظام شکایت حقوقی از خطای پزشکی همیشه برنده است؟ چون انحصار وجود دارد. شما بررسی کنید از تعزیرات. بروید شکایت کنید به تعزیرات، می‌بینید هیات بررسی شکایت شما پزشک هستند. الان بروید نظام پزشکی و بخواهید از پزشک به خاطر خطای پزشکی شکایت کنید، هیات بررسی چه کسانی هستند؟ خودشان پزشک هستند. بروید به دانشگاه علوم پزشکی، مرجع دیگر بررسی شکایت، از پزشک شکایت کنید. دوباره مرجع رسیدگی پزشک است. اصلا ممکن است کسی که از او شکایت شده است خودش رئیس هیات بررسی باشد. به خاطر این است که وقتی کیارستمی می‌میرد، پزشکی که خطایی به این بزرگی کرده به دو ماه تعلیق از کار کردن در همان بیمارستان محکوم می‌شود؛ انگار هیچ حکمی صادر نشده است. شما بروید و در مطب خود فعالیت کنید، یک موقع این دو ماه از نان خوردن نیفتید. درحالی که اگر در کشوری بود که نظام پزشکی چنین مافیایی در آن نداشت، پدر آن پزشک را تا پایان عمر درمی‌آوردند. اینها همه حاصل چیست؟ حاصل انحصار، تعداد کم پزشکان و اینکه درمان مردم دست این تعداد کم است، و اینکه درمان مردم را به گروگان می‌گیرند. آنها می‌گویند خب درمان مردم دست ما است، لطفا از ما مالیات نگیرید، مالیات مهم نیست، خطای پزشکی مهم نیست و... پشت‌سر هم می‌آید. ما زیرمیزی می‌گیریم، برای اینکه زیرمیزی نگیریم تعرفه ما را زیاد کنید. مورد جالب اینکه آقای وزیر بهداشت قبلی به دلیل اینکه پزشکان زیرمیزی نگیرند، تعرفه‌ها را زیاد کرد. مثلا برای اینکه پلیس رشوه نگیرد، حقوقش را زیاد کنیم. خب این چه کاری است؟ به خاطر اینکه انحصار است.»

عضو هیات‌علمی دانشگاه تهران در ادامه به ورود مجلس به مساله افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی اشاره کرد و گفت: «وقتی که ما در مجلس حرف می‌زنیم، افکار عمومی و جامعه علیه این وضعیت نابرابر بسیج می‌شوند و حالا وضعیت نابرابری که بین پزشک و جامعه شکل گرفته است، در مجلس اثر می‌گذارد و مجلس شروع می‌کند به شکستن انحصار. کل سیستم پزشکی حتی آنهایی که از این انحصار درواقع نفع هم نمی‌برند، علیه آن می‌شوند. به‌عنوان مثال، دانشجویان پزشکی چرا علیه این مصوبه هستند؟ برای اینکه این انحصار است که امروز به آنها چیزی نمی‌دهد. رزیدنت، یک‌میلیون و نیم بیشتر پول نمی‌گیرد و از صبح تا شب هم باید کار کند. ولی شکستن انحصار رویای رزیدنت را می‌شکند. بالاخره رزیدنت می‌خواهد روزی پرکیس 300میلیون تومانی داشته باشد. یعنی یک‌دفعه کل لابی پزشکی از سازمان نظام پزشکی تا وزارت بهداشت و... حتی افرادی که آموزش پزشکی به آنها ارتباطی ندارد، موضع مخالف می‌گیرند.»

 

آغاز انحصار از انتقال آموزش پزشکی به وزارت بهداشت شروع شد

حسینی به جایگاه وزارت بهداشت و وزارت علوم در ایجاد انحصار پزشکی اشاره کرد و گفت: «مثل اینکه بگویند وزارت راه آموزش مهندسی را مدیریت کند، وزارت راه مسئول ساختن راه است. آموزش افراد با وزارت علوم است. همه ساختارها؛ از نظام پزشکی تا دندانپزشکی و... اینهایی که دارند در ساختار درمان، 45هزار میلیارد تومان را به صورت نابرابر بین خودشان توزیع می‌کنند، علیه مجلس فعال شده‌اند. می‌گویم مجلسی که نماینده مردم است، مقابل هیچ لابی‌ای شکست نمی‌خورد، مگر اینکه با لابی بالا آمده باشد. به این دلیل طبیعی است که مافیای پزشکی فعال شود. هیچ‌کدام از مشکلات درمان کشور برای  مافیای پزشکی مهم نیست جز انحصار. مردن آدم‌ها و نبود دارو برایش مهم نیست. اینکه مناطق محروم پزشکان عمومی هم ندارند برایش مهم نیست. تنها موردی که برایش مهم است، همین 500 پزشکی است که در لایحه می‌خواهند، برای اینکه 10 سال بعد پزشک شود. چرا اینقدر این لایحه مهم است؟ آغاز انحصار در سیستم پزشکی، از انتقال آموزش پزشکی به وزارت بهداشت شروع شده است. یعنی اختیارات دانشگاهی آموزش پزشکی به یک وزارت خدماتی منتقل شده است که آن وزارت خدماتی هم برخلاف آن چیزی که در تمام دنیا هست، که نباید پزشک باشند، پزشک هستند. خب ببینید پزشک خود سیاستگذار هست، مجری است، فروشنده است، خودش همه‌ اینها هست، حاصل آن این می‌شود که انتقال آموزش به وزارت بهداشت، موجب شروع انحصار در پزشکی می‌شود و ما به سیستم پزشکی‌ای می‌رسیم که 45میلیارد تومان پول می‌گیرد ولی مردم کشور را درست درمان نمی‌کند. تا می‌گوییم به قاعده بیایید، مالیات پرداخت کنید، حقوق متناسب بگیرید و روی مردم فشار نیاورید، می‌گویند جان مردم دست ماست و تهدید می‌کند. صحبت من این است که چه این لایحه تصویب بشود و چه نشود، مهم نیست. مهم این است که مردم حضور مافیای پزشکی را به صورت روشن دیدند. دیدند که لابی پزشکی در چه سطحی قدرت دارد و اگر بخواهند وضع جامعه را بهتر کنند و حق خودشان را از طبقاتی که به صورت مافیایی سهم مردم را می‌خورند مثل مافیای پزشک و مافیای آموزش بگیرند، مردم باید پای کار باشند. مردم باید آگاه باشند تا این تغییر اتفاق بیفتد. ما یک بلوک عدالتخواه می‌خواهیم. اتحادی از مردم، روشنفکران، احزاب، نیروهای سیاسی، نمایندگان و امثالهم می‌خواهیم که بتوانیم لابی پزشکی و لابی آموزش را کنترل کنیم. آن را به قاعده بیاوریم. طبیعتا در این راه هزینه‌های زیادی هم باید پرداخت کرد. مهم‌ترین اتفاق هم این است که در این واقعه طرح مجلس مردم فهمیدن موضوع خیلی جدی است و اینکه اگر در ایران مریض بشوید ورشکسته می‌شوید، دلیلش چیست. درمانی که در آن کشور ۴۵هزار میلیارد تومان دارد خرج می‌‌کند، هیچ کشوری این مقدار خرج سرانه درمان نمی‌کند.

 

پزشک یک نیروی خدماتی است و با بقیه هیچ فرقی ندارد

این استاد دانشگاه در ادامه به مساله پزشک‌سالاری اشاره کرد و گفت: «چطور می‌شود که شما وقتی مریض می‌شوید ورشکست می‌شوید؟ این پزشک‌سالاری است. پزشک یک نیروی خدماتی است. یک نیروی خدماتی متخصص است، مثل یک مهندس متخصص، مثل یک علوم‌انسانی کارشناسی‌ارشد. هیچ فرقی ندارد. اعتبار اجتماعی فیکی که به مدد آن مالیات نمی‌دهد. به مدد آن 600 هزار نفر پشت کنکور پزشکی مانده‌اند. به مدد آن اخلاق پزشکی را رعایت نمی‌کنند. این پزشک‌سالاری مشکل اصلی است. افکار عمومی باید این را بداند که پزشک‌سالاری موجب درمان آن نمی‌شود. یعنی هر چقدر به این پزشک‌سالاری سر بنهد، درمان نمی‌شود. بدتر می‌شود. پزشک وقتی به قاعده بیاید، وقتی قانونی رفتار کند، وقتی تعارض منافع را انجام ندهد، آن زمان پزشک درمان خوبی دارد. ما نیاز داریم این پزشک‌سالاری مورد نقد جدی قرار گیرد و به مدد اینکه جان مردم دست ماست، به مدد اینکه ما بیشتر زحمت می‌کشیم و به مدد اینکه ما در بیمارستان هستیم، کسی نتواند به حقوق مردم تجاوز کند. پاسخ استدلال‌ها مشخص است. من یک پزشک را با یک مهندس در عسلویه مقایسه می‌کنم. یک مهندس در عسلویه هفت‌میلیون تومان حقوق می‌گیرد. جان مردم در دستش نیست؟ چرا هست. جان کارگرها در دستش هست. تلاش نمی‌کند؟ هشت‌برابر یک پزشک در گرمای عسلویه تلاش می‌کند. اندازه پزشک درس نخوانده است؟ دوبرابر پزشک درس خوانده است. کارش حیاتی نیست؟ حتما از پزشک حیاتی‌تر است. این 45هزار میلیارد تومانی که به پزشک حقوق می‌دهید را او در عسلویه درآورده است. پس چرا یک مهندس در عسلویه باید هفت‌ میلیون تومان بگیرد، ولی یک پزشک در مرکز تهران 300میلیون تومان؛ با این استدلال که جان مردم در دست ماست و این استدلال که ما خیلی زحمت کشیدیم و ما نخبه بودیم. ببخشید مگر بچه‌های صنعتی شریف نخبه نیستند که دارند ماهی سه میلیون تومان حقوق می‌گیرند. یعنی استدلالات کاملا ضعیف و منفعت‌طلبانه را می‌توان به دلیل پزشک‌سالاری جا انداخت. ما می‌خواهیم پزشک‌سالاری تبدیل به مردم‌سالاری شود.»

 

مشکل کمبود زیرساخت نیست، اینها صحیح نیست

عضو هیات‌علمی دانشگاه تهران در ادامه به استدلال‌های مخالفان افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی اشاره کرد و گفت: «موتور توسعه پزشکی، یعنی اول شما باید پزشک داشته باشید که بخواهید بیمارستانی را بسازید. یک بخشی بسازید که پزشکی آن را اداره کند. الان تعداد زیادی بیمارستان داریم که درست کار نمی‌کنند یا اصلا کار نمی‌کنند، به این دلیل که پزشک ندارند. موتور توسعه اول باید با افزایش پزشک روشن شود. دوم، اینها با انتقال آموزش پزشکی به وزارت بهداشت باعث از بین رفتن زیرساخت‌ها شدند. یعنی اگر الان پزشکی در اختیار وزارت علوم بود، کلی کلاس داشتیم. سوم، اینها می‌گویند ما هیات‌علمی نداریم. ولی آمارها چه می‌گوید؟ آمارها می‌گوید این حرف صحیح نیست. تعداد هیات‌علمی علوم انسانی 21 درصد هیات‌علمی‌هاست و تعداد هیات‌علمی پزشکی 19 درصد است، یعنی تقریبا یکسان است. بعد ببینید علوم انسانی چقدر دانشجو دارد؟ پزشکی چقدر دانشجو دارد؟ مشکل این نیست که شما هیات‌علمی ندارید، مشکل این است که هیات‌علمی علوم انسانی یک‌جا فعالیت دارد، هیات‌علمی شما در چهار جا فعالیت دارد. به بچه‌ها خدمات نمی‌دهد. یعنی فرض کنید یک پزشک یا رئیس بیمارستان است یا رئیس بخش یا اتند است. ایشان هم بیمارستان دارد، هم درس می‌دهد و هیات‌علمی است. هم کار درمانی می‌کند. هم این مشتریان بیمارستان‌ها را می‌برد در بیمارستان خصوصی عمل می‌‌کند، هم در مجموعه خصوصی در یکجا فعالیت ندارد؛ در دو جا فعالیت دارد و هم مطب دارد. این هیات‌علمی با این همه کار که مشکلش زیرساخت نیست. شما 100 بیمارستان بساز، نهایتا این هیات‌علمی «به‌ رفتار نیست» و کاری انجام نمی‌دهد. پس شما زیرساخت هیات‌علمی‌ات هم کم نیست. دروغ می‌گویید. درنهایت می‌گویند بیمارستان کم است. شما 800 بیمارستان دولتی دارید. 100 مورد آن آموزشی است، آن را 120 مورد کنید. اتفاقی می‌افتد؟ نه. شما الان هم هیات‌علمی و هم زیرساختش را دارید؛ زیرساخت بیمارستانی دولتی را دارید. هم کلاس در وزارت علوم و دانشگاه آزاد اسلامی و... دارید. ضمن اینکه کلاس ساختن برای شما که 45هزار میلیارد تومان به پزشک می‌دهید و خرج پزشک می‌کنید رقمی نیست؟ همه اینهایی که امروز مدعی هستند کلاس نداریم، در کلاس‌های 400 نفره درس خوانده‌اند. پس اگر کیفیت خراب بوده که شما هم کیفیت‌تان خراب بوده است. به خاطر اینکه کلاس پزشک شلوغ است؛ پس شما هم کیفیت ندارید دیگر. شما در کلاس 400 نفره درس خوانده‌اید و بعدا متخصص شده‌اید. این چه استدلالی است. زیرساخت به هیچ عنوان کم نیست. اینها باید به ما جواب بدهند، این همه مشکلات در علوم پزشکی هست، اینها چرا فقط مساله تعداد پزشکان برایشان حیثیتی است. لابی می‌کنند، کمپین می‌زنند و فشار می‌آورند که غیرکارشناسی است، غیرعلمی است. به من بگویید این نظام سلامت مگر مشکل دیگر ندارد که شما اینقدر روی این موضوعات حساس هستید. به‌طور کلی 500 پزشک می‌خواهد اضافه شود. چه اتفاقی می‌‌افتد؟

حسینی به مساله توزیع نادرست پزشک در کشور که از سوی مخالفان افزایش ظرفیت پزشکی بیان می‌شود هم اشاره کرد و گفت: «نکته بعد، در مورد توزیع پزشک است. می‌گویند توزیع پزشک بد انجام شده است. مگر الان تعداد پزشکان تهران به استانداردهای جهانی می‌رسد؟ بگوییم از تهران به شهرستان بفرستیم. در تهران هم پزشک کم است. چطور وقتی در تهران که مرکز است و تعداد پزشک کم است می‌خواهید کمبود و توزیع نامناسب در سطح کشور را جبران کنید؟ تعداد پزشک در تهران از استاندارد بسیار کمتر است، به‌خصوص در بخش متخصص. مگر شما می‌توانید متخصصی پیدا کنید که سرش شلوغ نباشد. در تهران وقتی به استاندارد جهانی نرسیده، چطور توزیع اشکال دارد؟ شما الان باید همین تهران را پر کنید و به اشباع برسانید. وقتی تهران پر نشده است توزیع جاهای دیگر مناطق چیست؟ توزیع مفهومش این است که ما کسی را نداریم. وزیر بهداشت قبلی اعلام کرده است ما حقوق 17میلیون تومانی داده‌ایم، از این 20هزار پزشکی که گفته می‌شود بیکار هستند، 1500 نفر آمدند با حقوق 17میلیون تومانی. برای چه نمی‌آیند اگر هستند؟ اگر پزشک وجود دارد، چرا وقتی که اعلام می‌شود با حقوق 17 میلیون تومان برود به مناطق محروم، چرا نمی‌روند؟ چون صرف نمی‌کند. چون در تهران حقوق 30 میلیون تومانی و 40 میلیون تومانی و 100 میلیون تومانی درمی‌آورند. صرف نمی‌کند پس نمی‌روند. چرا صرف نمی‌کند، چون تعداد کم است. اگر تعداد زیاد بود این‌طور نمی‌شد که یک رادیولوژیست 30میلیون تومان دربیاورد، بعد بگوید خب من 30 میلیون تومان درمی‌آورم، پس نمی‌روم برای حقوق 17 میلیون تومانی. یعنی مساله دوباره انحصار است.»

 

* نویسنده : ابوالقاسم رحمانی روزنامه‌نگار

 

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها