• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 1
  • 0
یادداشت/ عسگر اکبری عضو هیات علمی واحد اراک

موانع توسعه علوم‌‌انسانی

. علی‌رغم اهمیت و تاثیر گسترده علوم‌‌انسانی برکلیه امور مختلف زندگی فردی و اجتماعی، وضعیت گذشته و حال این علوم در ایران خوشایند نیست و موانع متعددی آن را به چالش می‌‌کشد.

موانع توسعه علوم‌‌انسانی

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، علوم‌‌انسانی از این نظر که با روح و روان انسان‌ها سروکار دارد بسیار حائز اهمیت است. رشد، کمال و پیشرفت انسان در قالب علوم‌‌انسانی شکل می‌‌گیرد. علوم‌‌انسانی، مجموعه‌‌ای از رشته‌‌ها و شاخه‌‌های علمی است که موضوع محوری آنها، «انسان» به معنای کلی آن است. این رشته‌‌ها، گستره وسیعی از حقوق، مدیریت، سیاست، اقتصاد، جامعه‌‌شناسی، ادبیات، زبان‌‌شناسی، روانشناسی و... را شامل می‌‌شود. علوم‌‌انسانی، از ریشه‌‌ای‌‌ترین مبانی و مقدمات فکری و فلسفی آغاز شده و تا مصداقی‌‌ترین و کاربردی‌‌ترین دانش‌‌های مورد نیاز بشر امتداد دارند که همگی در راستای بهبود زندگی انسان قرار دارد.

این حوزه علوم روزی که انسان به‌‌دنیا می‌‌آید تا زمان فوت، همراه و همزاد اوست. از طرفی اهمیت علوم‌‌انسانی در جامعه ما بیشتر از مذهب نشأت می‌‌گیرد چراکه دین ما، به روح و روان انسان بسیار توجه دارد. از دیگر مواردی که انسان را بیشتر متوجه علوم‌‌انسانی می‌‌سازد تفاوت آن با سایر علوم است که ریشه اصلی این تفاوت ارتباط آن با نیازهای روانی و معنوی انسان است. بنابراین تا در علوم‌‌انسانی تحرک، زایش، پویایی و نظریه‌‌پردازی و تولید دانش نباشد، انتظار پیشرفت در دیگر علوم مختلف بی‌‌معنا خواهد بود. علی‌رغم اهمیت و تاثیر گسترده علوم‌‌انسانی برکلیه امور مختلف زندگی فردی و اجتماعی، وضعیت گذشته و حال این علوم در ایران خوشایند نیست و موانع متعددی آن را به چالش می‌‌کشد.

عدم تقلید پذیری: یکی از مسائل عمده عدم توسعه علوم‌‌انسانی، عدم امکان تقلید‌پذیری آن است. علوم‌‌انسانی مانند سایر حوزه‌های علمی دیگر ازجمله علوم پزشکی، علوم طبیعی و علوم کشاورزی، خیلی قابلیت تقلیدپذیری، خرید و فروش یا کپی‌‌برداری ندارد. هر جامعه‌‌ای باید براساس آداب و رسوم، آیین‌‌ها، فرهنگ، باورها و نگرش‌‌های خود، علوم‌‌انسانی‌‌اش را بسازد، مگر اینکه فرهنگ‌‌ها با هم همسو باشند تا بتوان از آنها وام گرفت. اما از آنجا که کشور ما در میان کشورهای همسو، از نظر زبان، مذهب، فرهنگ و تمدن سرآمدتر است، تقریبا امکان تقلیدپذیری از آنها کاملا برای ما منتفی است.

ولی اگرچه تقلیدپذیری در علوم‌‌انسانی روا نیست اما به‌‌خاطر ضعف در مبانی و نظریات ما به‌‌راحتی از دیگران، به‌‌ویژه غرب تقلید می‌‌کنیم که همین مساله ناهماهنگی و به‌‌هم ریختگی بیشتری در حوزه علوم‌‌انسانی ایجاد کرده و مانع توسعه و پیشرفت مردم ما شده است.

ضعف در پژوهش و سرمایه‌‌گذاری: از قدیم گفته‌‌اند بی‌‌مایه فتیر است. در حوزه علوم‌‌انسانی هم مانند تمام حوزه‌‌های علمی چه از نظر زیرساخت‌‌های اقتصادی و چه از نظر نیروهای متخصص، توانا و خلاق باید سرمایه‌‌گذاری انجام شود. در حال حاضر به‌‌گونه‌‌ای شده است که تا اسم پژوهش در علوم‌‌انسانی می‌‌آید همه فکر می‌‌کنند که تمام مسائل آن حل شده یا آنقدر ساده است که اصلا نیاز به پژوهش ندارد. از طرفی در امور پژوهشی ایران، عواملی نظیر نامتناسب بودن حقوق و دستمزد پژوهشگران، نبود روحیه خلاق و جست‌وجوگر، توجه نکردن به پژوهش‌های انجام شده به‌‌ویژه پایان‌‌نامه‌‌های دانشجویی از نقاط ضعف فرهنگی، علمی و پژوهشی کشور است.

 جای خالی نقد علمی: متاسفانه در حوزه علوم‌‌انسانی نظرات متخصصان، بیشتر کاملا موافق یا کاملا مخالف هم هست. اینکه مسائل علوم‌‌انسانی باید بی‌‌طرفانه قضاوت شود یک اصل اساسی است. مسائل باید با نقد و انتقاد علمی پذیرش یا رد شود. در زمینه تبادلات فرهنگی میان کشورها با نقد انتقادی می‌‌توان از تولیدات دیگران استفاده کرد. صرفا به‌‌دلیل اینکه فلان کشور یا ملتی با ما همسو نیستند با وجود اینکه در حوزه علوم‌‌انسانی حرفی برای گفتن دارند از علم آنها استفاده نکنیم. این مسائل در صدر اسلام حل شده است. حضرت رسول اکرم(ص) درخصوص علم‌‌آموزی که یک ارزش است به مسلمانان سفارش می‌‌فرمایند: «علم را حتی از چین کسب کنید.» بنابراین باید با موضوعات با دید انتقادی برخورد شود و رابطه متقابل بین آنها و واقعیت‌‌های جامعه ایجاد شود که اگر مطابق با واقعیت‌‌های جامعه بودند جذب و اگر نبودند بومی‌‌سازی شوند.

عوارض نامطلوب خالی ماندن این عرصه از قابلیت‌‌های پژوهشگران داخلی، با وجود قابلیت‌های ذاتی فراوان، نکته‌‌ای ‌‌نیست که کم اهمیت شمرده شود.

عدم برگزاری جشنواره‌‌های معتبر: به‌‌نظر می‌‌رسد هر گامی که جهت تعالی جایگاه علوم‌‌انسانی برداشته شود، خدمتی بزرگ به کل جامعه علمی است. معرفی نیاز به تبلیغ و ترویج دارد. جشنواره‌‌ها یکی از ابزارهای تبلیغ در زمینه تولیدات علمی هستند. این پدیده به رشد، توسعه و تقویت علوم‌‌انسانی جهت تولیدات علمی کمک فراوانی می‌‌کند اما مگر ما در حوزه علوم‌‌انسانی که بزرگ‌ترین حوزه علمی کشور را شامل می‌‌شود چند نمونه جشنواره‌‌ معتبر داریم؟ برای احیا و توسعه کلی جامعه باید جشنواره‌‌های علوم‌‌انسانی توسعه کمی و کیفی یابند.

کاربردی نبودن رشته‌‌ها:  کاربردی نبودن برخی از آموزش‌های رشته‌‌های علوم‌‌انسانی، عدم تطابق تحقیقات با نیازهای واقعی جامعه و عدم امکان دست‌‌یابی به شغل و درآمد مناسب برای فارغ‌‌التحصیلان برخی رشته‌‌ها، از مهم‌ترین نقاط ضعفی است که باید برای کاهش و ترمیم آن برنامه‌‌ریزی خاصی صورت گیرد یا حداقل رشته‌‌هایی که در جامعه کارایی خود را از دست داده‌‌اند را با جایگزین کردن رشته‌‌های میان‌‌رشته‌‌ای اصلاح کرد، تا بتوان ‌انگیزه لازم را در دانشجویان و استادان این رشته‌‌ها ایجاد کرد.

نداشتن القاب مناسب: یکی دیگر از مواردی که امروزه در دوره‌‌های فوق‌‌لیسانس و پایین‌‌تر گریبان‌گیر حوزه علوم‌‌انسانی شده است نداشتن القاب خاصی مثل مهندس و دکتر است. اکثر رشته‌‌های علوم پزشکی، علوم طبیعی و علوم کشاورزی حتی در دوره‌‌های لیسانس هم دارای القابی مانند مهندس هستند. در واقع اصطلاح مهندس کمترین دل‌‌خوشی فردی است که در این رشته‌‌ها فرد با فارغ‌‌التحصیل شدن از دانشگاه‌ها همراه خود یدک می‌کشد. هرچند نتوانسته باشد در شغلی متناسب با رشته تحصیلی خود مشغول به‌‌کار شود.

مدرک‌‌گرایی: تاریخ دانشگاهی نشان داده است در هر برهه از زمان، امکان افت و خیز حوزه‌‌های علمی دانش بشری وجود داشته است. مثلا در ایران در دهه‌‌های 60 و 70 علوم‌‌انسانی یکی از حوزه‌‌های بسیار پر طرف‌‌دار بود. در دهه80 علوم فنی و مهندسی اوج گرفت و اکنون نیز حوزه علوم پزشکی در صدر جذاب‌‌ترین‌‌ها رشته‌‌های دانشگاهی قرار گرفته است. اکنون جریان تحولات کشور نشان می‌‌دهد، نیاز جدی به نظریات بومی و کاربردی در حوزه علوم‌‌انسانی، به‌‌شدت در فضای مدیریتی جامعه احساس می‌‌شود و نقطه تمرکز علمی کشور به‌‌زودی دوباره به حوزه علوم‌‌انسانی باز خواهد گشت.

ولی در حال حاضر واقعیت امر این است که درصد قابل ملاحظه‌‌ای از پذیرفته‌‌شدگان گرایشه‌‌های علوم‌‌انسانی کسانی هستند که میل باطنی آنها به تحصیل در رشته‌‌های مهندسی، فنی و پزشکی بوده است، اما به جهت پذیرفته نشدن در آن رشته‌‌ها، به ناچار به رشته‌‌های علوم‌‌انسانی روی آورده‌‌اند. لذا افرادی که دارای توانایی کافی از نظر نیروی یادگیری و حافظه، وقت و نیاز شغل در آینده هستند بیشتر تلاش می‌‌کنند در حوزه‌‌هایی غیر از علوم‌‌انسانی تحصیل کنند. از طرفی معمولا افرادی که معیارهای اشاره شده را ندارند ولی دریافت مدرک تحصیلی برای آنان مهم است، به‌‌خاطر پذیرش آسان علوم‌‌انسانی، در آن رشته مشغول به تحصیل می‌‌شوند.

عدم استقبال مدیران: مدیران کشور از بالاترین سطح گرفته تا رده‌‌های پایین مدیریتی، برای اداره کشور به کمک «دانش علوم‌‌انسانی» ایمان ندارند، به‌‌طوری که هنوز این باور در مسئولان و حتی در دانشگاه‌ها و دانشکده‌‌های علوم‌انسانی به‌‌وجود نیامده است که بسیاری از امور باید به‌‌دست متخصصان علوم‌انسانی حل و فصل شود. در حوزه علوم‌‌انسانی امکان ظهور مسائل و چالش‌های فراوان کشف شده و نشده‌‌ای وجود دارد که نه‌تنها مدیران از آنها اطلاعی ندارند، بلکه حتی راه‌حل‌‌ها را در آن حوزه برای تصمیم‌‌گیری درک نمی‌‌کنند. بنابراین مدیران مسائل مربوط به حوزه علوم‌‌انسانی را بدون مطالعه و بی‌‌توجه به نظرات نخبگان علوم‌‌انسانی اجرایی می‌‌کنند، بنابراین آنچه باید نشود، می‌‌شود.

 قدیمی بودن سرفصل‌‌ها: بسیاری از مطالب و مباحث کتب علوم‌‌انسانی که در دانشگاه‌ها تدریس می‌‌شوند، چندان با شرایط کنونی کشور مطابقت نداشته و مربوط به دهه‌‌های گذشته هستند. چنانچه با مراجعه به سرفصل رشته‌‌های دانشگاهی می‌‌توان دریافت با وجود تغییرات ظاهری در تعدادی از عناوین سرفصل‌‌ رشته‌‌ها و حتی نام برخی از آنها، متاسفانه منابع‌شان همان منابع قدیمی بوده و به‌‌هیچ وجه به‌‌روز نشده‌‌اند.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها