• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۳۰
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
گزارش «فرهیختگان» از روز شلوغ باشگاه استقلال

فرار از طلبکاران، تکذیب برکناری مومنی و فریادهای خطیر/ انتظار باقری‎ها؛ یکی رضایتنامه می‎خواهد دیگری اعتماد!

یکی از بامزه‌ترین و در عین حال تلخ‌ترین اتفاقات روز گذشته باشگاه که بین کارمندها به «نفرین شنبه‌ها» معروف است، حضور طلبکاران سمجی بود که آمده بودند تا از باشگاه طلب خود را بگیرند. بیشتر این طلبکارها هم از آژانس‌های املاکی آمده بودند که برای مربیان و بازیکنان خارجی استقلال خانه تهیه کرده و منتطر دریافت اجاره‌هایشان بودند.

فرار از طلبکاران، تکذیب برکناری مومنی و فریادهای خطیر/ انتظار باقری‎ها؛ یکی رضایتنامه می‎خواهد دیگری اعتماد!

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، «همه شنبه‌های استقلال این‌طوری هستند؟» - نه روزهای بدتر از این زیاد داریم. امروز نسبتا روز آرامی بود!

این دیالوگ وقت خداحافظی‌ام بود با یکی از کارمندان باشگاه در یکی از شلوغ‌ترین روزهای ممکن در باشگاه آبی‌پوش پایتخت. روزی که از لحظه ورود مصادف شد با ده‌ها حاشیه ریز و درشت و ننوشتنی. گزارش خبرنگار «فرهیختگان» از اوضاع باشگاه استقلال را در ادامه بخوانید.

 ورود به باشگاه

ساعت روی 10:10 است که وارد باشگاه می‌شوم. قرار اولیه‌ام با هادی مباشری است که برای کاری باشگاه را ترک کرده اما به بخش نگهبانی سپرده بود تا به بالا هدایتم کنند. به اتاق روابط‌عمومی می‌روم. همه نشسته‌اند. چند دقیقه‌ای می‌نشینیم و بعد به طبقه پنجم می‌رویم. جایی که هادی مباشری با دقایقی تاخیر خودش را به سر قرار رسانده. قرار است گفت‌وگوی نیمه رسمی‌ای با هم داشته باشیم چراکه مباشری اهل مصاحبه کردن نیست اما تلفن‌های اتاقش آنقدر زنگ می‌خورد و در طول گفت‌وگو آنقدر به اتاقش پرونده‌های مختلف می‌آورند که به آن صورت مجالی برای ردوبدل کردن اطلاعات نمی‌ماند.

 خطیر آمد

ساعت حدود 11 بود که علی خطیر با پیراهن سیاه وارد باشگاه شد. او که عزادار درگذشت عمویش شده بود، دم در آسانسور با پذیرایی گرمی مواجه شد و بعد از چند دقیقه نیز بالا آمد تا به اتاق خود برود. نیم ساعت بعد اولین کار او جلسه با یکی از بازیکنان زیر 23 سال(حیدری) آغاز شد و بعد نوبت رسید به روح‌الله باقری.

 باقری پشت در منتظر شد

روح‌الله باقری که برای تعیین وضعیت خود به باشگاه آمده بود، پشت در اتاق خطیر منتظر نشست تا جلسه او تمام شود. او با ظاهری خاص آمده بود رضایتش را بگیرد و برود که دست آخر هم چیزی دستش را نگرفت. یاد صحبتی افتادم از محمد مومنی در مورد تذکر دادن به یکی از مربیانش  به خاطر تتو داشتن و اینکه تیم‌های پایه، جای مربی تتودار نیست که بازیکن الگوی اشتباهی بگیرد.
 

 فرشید باقری آمد

داخل اتاق هادی مباشری بودیم و در اتاق به خاطر یکی دو بحث نیمه‌خصوصی بسته شده بود که کانال‌های تلگرامی خبر دادند علی کریمی به باشگاه آمده است. در اتاق که باز شد دیدم روح‌الله باقری همچنان پشت در نشسته و منتظر است. در اتاق علی خطیر بسته بود و اول فکر کردم کریمی داخل اتاق است اما نبود. فرشید باقری با ریش معروفش آمده بود تا تکلیفش مشخص شود. کمی در راهرو نشستیم. من بودم و حامد حاجیلوی روابط‌عمومی و روح‌الله باقری و منشی فتحی که پشت میزش نشسته بود و یکی دو نفر از کارمندان باشگاه. صدای داد و بیداد از اتاق خطیر بلند شد.  مشخص بود او و باقری با عصبانیت با هم صحبت می‌کنند. آبدارچی همان طبقه به در اتاق نزدیک‌تر شد که فالگوش بماند اما خانم منشی که حواسش به همه چیز بود به او نیمچه تشری زد که به اتاقش برگردد.

حاجیلو برای پرت شدن حواس آن جمع از جر و بحث داخل اتاق، یکی دو موضوع مطبوعاتی را مطرح کرد تا نظر من را بداند. کمی در مورد بعضی موضوعات خبری با هم گپ زدیم تا صدای داخل اتاق بخوابد. در باز شد و علی خطیر با ظاهری آرام بیرون آمد و با همه ما دست داد و از روح‌الله باقری دعوت کرد تا به داخل اتاق برود. باقری به داخل اتاق رفت و خطیر هم در را بست. دوباره ما ماندیم و حوض‌مان.

 محمد مومنی آمد

محمد مومنی، رئیس آکادمی استقلال از راه رسید و مستقیم به اتاق هادی مباشری آمد. با هم دست دادیم و گفتیم و خندیدیم و نشستیم داخل اتاق شروع به گپ زدن کردیم. خیلی خوشحال بود و کبکش خروس می‌خواند. می‌گفت در سه سال اخیر پیش نیامده که در یک هفته هر چهار تیم پایه استقلال برنده باشند اما تیم‌های او هر چهار بازی را برده‌اند و وضع تیم‌های پایه خوب است. بحث کشیده شد به برنامه تلویزیونی شب قبلش و اینکه گزارشی از تیم‌های پایه پخش شده بود که او داخلش نبود. تاکید کرد که می‌خواست در برنامه زنده حاضر شود و از تیم و کادرش دفاع کند و قصد ضبط مصاحبه نداشته چون مطمئن نبود که حرف‌هایش درست پخش شود. با هادی مباشری هم دقایقی در مورد تیم‌های پایه حرف زدیم. از شایعه برکناری محمد مومنی پرسیدم که این روزها در فضای مجازی بدجوری پخش شده و مباشری با گفتن یک جمله بحث را مختومه کرد: «به او از چشم‌مان بیشتر اطمینان داریم.»

بعدازظهر بود که فتحی، مباشری و مومنی یک جلسه یک ساعته پشت درهای بسته برگزار کردند. احتمالا پیرامون تهمتی بود که در روزهای اخیر به مومنی زده شد. وقتی از اتاق مباشری بیرون رفتم هنوز داشت با آرامش و صداقت در مورد اتفاقاتی که رخ داده بود، توضیح می‌داد.

 مدد جباری و پیگیری لباس‌ها

آقا مدد خستگی‌ناپذیر هم سری به باشگاه زد تا پیگیر لباس‌ها باشد. گویا مباشری از امارات مقداری لباس اورجینال با خودش آورده بود که برای یک مدت کفاف تیم را بدهد تا وقتی که محموله اصلی لباس‌ها از راه برسد.

 استراماچونی هم از راه رسید

سلطانی، مدیرتشریفات باشگاه هم از راه رسید. او که صبح به فرودگاه امام رفته بود تا استراماچونی را به تهران بیاورد خود را برای تمرین عصر آماده می‌کرد. او پیگیر چند کار حقوقی و اداری بود و با هادی مباشری بر سر اجاره منزل مربیان ایتالیایی چند دقیقه‌ای وارد بحث شد.

 فتحی آمد، خطیر رفت

جلسه علی خطیر با فرشید و روح‌الله باقری بی‌نتیجه به پایان رسید و آنها ظهر باشگاه را برای ساعتی ترک کردند. خطیر هم برای شرکت در یک جلسه با کمیته تعیین وضعیت فدراسیون باشگاه را ترک کرد. این قبل از آن بود که امیرحسین فتحی وارد باشگاه شود. فتحی آستین کوتاه ساده‌ای پوشیده بود و سیمایش مثل همیشه آرام بود اما اجازه ندهید این آرامش گول‌تان بزند. او هنوز تحت فشارهای عصبی روزهای اخیر برای پرونده پروپیچ بود اگر چه آرامش ظاهری و خوش برخورد بودنش را همچنان حفظ کرده بود.

 بازگشت بی‌نتیجه باقری‌ها

روح‌الله باقری بعد از چند ساعت معطلی در باشگاه و دوبار رفت و برگشت متوجه شد که رضایتنامه دائمی‌اش از سوی باشگاه صادر نمی‌شود. فرشید باقری هم مشکل مصدومیت از مچ پا را دارد. او اصرار دارد که حالش خوب است در حالی که دکتر نوروزی نگران پای اوست. پیشنهاد رسمی باشگاه به باقری این است که توسط یک پزشک جدید معاینه شود و اگر همچنان اصرار به عقد قرارداد داشته باشد حتما باید به باشگاه تعهد کتبی بدهد. اتفاقی که اخم‌های فرشید باقری را حسابی توی هم برد و موقع خروج نیز می‌توانستی اخم‌هایش را ببینی.

 طلبکارهای سمج

یکی از بامزه‌ترین و در عین حال تلخ‌ترین اتفاقات روز گذشته باشگاه که بین کارمندها به «نفرین شنبه‌ها» معروف است، حضور طلبکاران سمجی بود که آمده بودند تا از باشگاه طلب خود را بگیرند. بیشتر این طلبکارها هم از آژانس‌های املاکی آمده بودند که برای مربیان و بازیکنان خارجی استقلال خانه تهیه کرده و منتطر دریافت اجاره‌هایشان بودند. مباشری با خنده و شوخی ردشان کرد و به آنها وعده 48 ساعت بعد را داد. 48 ساعتی که شاید پولی برای باشگاه داشته باشد و شاید نه! استقلال دیروز و در باشگاه خودش، غول بی‌پولی بود که حتی توان پرداخت اجاره منزل مربیان خود را ندارد و باید منتظر بماند تا مطالباتش پرداخت شود. اسپانسرها قول داده‌اند و باشگاه نیز منتظر خوش‌قولی آنهاست.

 

* نویسنده: هومن جعفری روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها