• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۶
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
به‌بهانه رکوردشکنی سریال چیزهای عجیب ساخته شبکه Netflix

جهان وارونه چیزهای عجیب

سریال چیزهای عجیب فی‌نفسه می‌تواند با خود سینما نیز قیاس شود. اگر سینما را تجمیع 6 هنر قبل بدانیم، «چیزهای عجیب» نیز توانسته تمام مدیوم‌های سرگرمی پیش از خود را از ‌آن خود کرده و به‌کار بندد.

جهان وارونه چیزهای عجیب
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، هفته گذشته فصل سوم سریال فانتزی-فلسفی «چیزهای عجیب» توسط شبکه Netflix آمریکا منتشر شد و توانست رکورد پربازدیدترین برنامه این شبکه پرمخاطب را بزند. گرچه ظاهرا مخاطب اصلی «چیزهای عجیب» نوجوانان هستند و این سریال تینیجری محسوب می‌شود، اما توانسته بسیاری از بزرگسالان را نیز به‌عنوان مخاطب به‌خود جلب کند.

طرح اصلی این سریال توسط برادران دافر(یعنی مت و راس دافر) پرداخته شده و خود آنان نیز جزو گروه کارگردانان این سریال‌اند. گفته می‌شود که این سریال مهیج از فیلم‌های «ای.تی.» ساخته استیون اسپیلبرگ، «احمق‌ها» و «ارواح خبیث» الهام گرفته است. ضمن آنکه پوستر این فیلم‌ها در بعضی از لوکیشن‌ها و هم به‌عنوان پوستر اتاق بچه‌ها دیده می‌شود. حضور پر رنگ «جنگ ستارگان» در جای‌جای این سریال نیز حامل نوستالژی خاصی برای بینندگان بزرگسال است. علاوه‌بر آن، تأثیر داستان‌های فانتزی‌نویس بزرگ قرن بیستم، یعنی استیون کینگ نیز بسیار مشهود است. نوجوانان قصه چیزهای عجیب، در کتابخانه‌های کوچک خود، کتاب‌های این نویسنده را دارند و در گفت‌وگوهایشان نیز به آثار او اشاره می‌کنند. همچنین این سریال نسبت به بازی‌های ویدئویی ارجاعات درون‌متنی و برون‌متنی بسیاری دارد که از جمله آنها می‌توان به Alan Wake اثر سم لیک و Beyond: Two Souls به کارگردانی دیوید کیج اشاره کرد که با فیلم حاضر نیز دارای مضامین مشترک هستند. علاوه‌بر اینها، می‌توان به بازی ویدئویی مشهور «سایلنت هیل» اشاره کرد که درباره ورود به جهان‌های موازی است. ‌

مساله انتخاب شخصیت‌های داستانی نوجوان در این سریال بسیار مهم است. نوجوان‌های فیلم جزو مطرودین، گوشه‌نشین‌ها و حاشیه‌ای‌ها هستند و توسط والدین‌شان درک و فهمیده می‌شوند. به‌اصطلاح این نوجوانان در عالم خودشان زندگی می‌کنند. با پسری مواجهیم که بیماری نرمی استخوان دارد و دندان‌هایش هنوز به‌طور کامل رشد نکرده‌اند. با پسر دیگری روبه‌رو‌ هستیم که حساس و عاطفی است و روانشناسان برچسب شیزوفرنیک به او می‌زنند و البته درنهایت در این سریال، قهرمان داستان را داریم که با نام «eleven» یا 11 نامیده شده و سابقه‌ای مبهم دارد و گویی از «ناکجا» آمده است. تمام این شخصیت‌پردازی‌ها وصف حال نوجوانان دهه هشتادی آمریکاست که به‌سبب درجازدن مدرنیسم، یا به دنبال ناامیدی از آینده و پناه‌بردن به نوستالژی‌ها، به جانشین‌هایی برای نوجوانان امروز نیز بدل شده‌اند.

نسل ایگرگ (Y) یا همان برزخیان در «مطالعات جامعه‌شناسی نسلی» نسبت به نسل ایکس (X) و زِد (Z) کمتر مورد توجه سیاستگذاران و پژوهشگران قرار گرفته‌اند. گویی که مدت نوجوانی‌ آنها ضرب‌در دو شده است. باید این حقیقت تلخ را پذیرفت که مساله نوجوانی و نوجوان هنوز هم برای مطالعات علوم اجتماعی لاینحل باقی مانده است و شاید بتوان این فیلم را به مظهر «ناتوانی‌های علوم اجتماعی نسبت به نوجوانی» بازتفسیر کرد. نوجوان، نه کودک است و نه بزرگسال. برزخ نوجوانی، جهانی میان جهان کودکان و جهان بزرگسالان را ایجاد و خلق می‌کند که این جهان در سریال چیزهای عجیب، «جهان وارونه» نامیده می‌شود. این نکته را نیز می‌توان مطرح کرد که چیزهای عجیب نه هیولاهای قصه، بلکه همان نوجوان‌ها هستند. برای این نوجوانان آثار فانتزی جهانی است که آنان را از سایر عوالم جدا می‌کند. آثار نوجوان‌پسند The Goonies ریچارد دانر و The Breakfast Club جان هیوز، به نوجوان‌های نسل ایگرگ (Y) اختصاص دارد و نسل‌های ایکس (X) و نسل‌های زِد (Z) فقط با میانجیگری نوجوان نسل میانی است که می‌توانند به این عوالم داخل شوند. نوجوان‌های سریال چیزهای عجیب، فاقد فیگورهای آرمان‌گرایانه و ایده‌آل اخلاقی هستند. آنها در موقعیت‌ ظاهر می‌شوند و تمامیت نوجوانی‌شان را در همین چالش‌های پیش آمده محقق می‌کنند. به همین خاطر نیز برای والدین و بزرگ‌ترهایشان قابل درک نیستند و جهان خود را می‌طلبند. کمیک‌ها و داستان‌های مصور، جهانی است که برای این نوجوان‌های دهه هشتادی ساخته شد و همین نوجوان‌های سابق امروز بزرگ شده و بیننده سریالی شده‌اند که حاوی مضامین زیست‌جهان سه دهه قبل است. ویژگی ممتاز این سریال که باعث موفقیت آن نیز شده، آن است که رویدادها (Events) در ساختار روایی داستان عاملیت جدی دارند. جشن چهارم جولای و جشن هالووین در توازی و تداوم با رخداد قصه ظاهر می‌شود و این وقایع با گوشت و پوست نوجوان آمریکایی عجین شده است. موسیقی عامه‌پسند، راک و بلوز آمریکایی مانند آثار «بی‌بی‌کینگ» که به‌عنوان موسیقی زمینه و متن انتخاب شده است، توانسته هم ریتم و تمپوی قصه را حفظ کند و هم در خلق فضای نوستالژیک جهان آمریکایی دهه هشتادی‌ها، ایفای نقش خوبی داشته باشد. ‌

سریال چیزهای عجیب فی‌نفسه می‌تواند با خود سینما نیز قیاس شود. اگر سینما را تجمیع 6 هنر قبل بدانیم، «چیزهای عجیب» نیز توانسته تمام مدیوم‌های سرگرمی پیش از خود را از ‌آن خود کرده و به‌کار بندد. فیلم‌های فانتزی دهه هشتادی، بازی‌های ویدئویی، دستاوردهای عجیب دانش فیزیک، موسیقی، کمیک، بازی‌های فکری تخته‌ای و... اگر نبودند، چیزهای عجیب هرگز ساخته و پرداخته نمی‌شد. ‌

فیزیک درکنار تمام سرگرمی‌‌های یاد شده، حکم هویت‌بخش و ناموس چیزهای عجیب را دارد. فیزیک است که به جهان‌های موازی اعتبار می‌دهد و هیولاها را توجیه می‌کند. یکی از نوجوانان قصه چیزهای عجیب به‌نام «مایک» به فیزیک ایمان دارد. جهان‌های موازی شاید ایده‌ای فیزیکی باشند، اما باید متذکر شد «جهان وارونه»، ایده‌ای هگلی است. در این فیلم جهان وارونه به‌عنوان جهانی موازی مطرح شده است که محل زیست هیولاهاست و تماما شر بوده و نابودی را به ارمغان می‌آورد. به همین نسبت نیز، جهان دهه هشتادی‌ آمریکایی‌ها، و به‌عنوان نمونه محل رخداد قصه یعنی شهر هاوکینز، آرمان‌شهری تلقی می‌شود که ‌باید از آن در برابر جهان وارونه دفاع کرد و به‌رغم توجیهات تئوریک، جهان وارونه و موازی برای جهان آمریکایی، دیستوپیا و پادآرمان‌شهر شناخته شده و خطرناک می‌شود. این جهان‌ها قابلیت آن را دارند که نظم و نظام موجود را بر هم زده و خود را جایگزین آن سازند. تقابل با جهان وارونه، در ایدئولوژی‌سازی و دیگری‌ستیزی، گفتمان غالب فصل سوم است. این سریال می‌گوید روس‌ها هم مانند تمام ابنای بشر، ذات خوبی دارند و شرارت‌های آنان برای بازگشایی دروازه ورود به جهان وارونه به‌دلیل بعضی مقاصد سیاسی است. این مضمون «لغزش تکنولوژیک» را در مینی‌سریال چرنوبیل نیز شاهد بودیم و در این سریال، به‌صورت «اشتها به قدرت سیاسی» درآمده است. جالب است که ایالات متحده خود در همین موارد فضل تقدم و دست بالا را دارد.

بَدمَن فصل سوم و موجود خطرناک و نابودگری که با آن روبه‌رو هستیم، هیولایی است که «سلاخ ذهن» نام دارد. سلاخ ذهن، به‌رغم ظاهر و قیافه ترسناک و درعین‌حال بامزه خود، اشاراتی به علوم شناختی دارد که یادآور کنترل اذهان و ابدان در راستای اهداف شیطانی است و وجودش بیم نابودی ذهن را به دل‌ها می‌اندازد. اسلاوی ژیژک، فیلسوف معاصر، در مقاله‌ای واقعیت مجازی در بازی «پوکمون‌گو» را به ایدئولوژی‌های سنتی مرتبط می‌داند. با استفاده از تعبیر او، «سلاخ ذهن» برآمده از جهان دیگر (بخوانید جهان غیرآمریکایی) همان ایدئولوژی‌ها و گفتمان‌هایی است که سیستم سرمایه‌داری را تهدید می‌کنند. در اینجا نیز ذهن مورد ستایش، ذهن فانتزی امریکایی است. دیالوگ‌های گل‌درشت خواهر «لوکاس سینکر» یعنی «اریکا سینکر» بر امید و ایمان به سیستم سرمایه‌داری حکایت دارد. این دختربچه 10‌ساله آمریکا را به‌خاطر حضور سرمایه‌داری در آن دوست دارد و معتقد است به‌خاطر وجود بازار آزاد است که هرکسی به ازای ارزش کاری که می‌کند، پول دریافت خواهد کرد حالی‌که این بازار آزاد نیست که ارزش واقعی امور را تعیین می‌کند. بازار آزاد و سرمایه‌داری، از طریق قیاس، تمام ارزش‌ها را یکسان به ورطه نابودی کشانده‌اند. مثال قدیمی مارکس در فصل «کالا» هنوز هم در اذهان باقی است که «20 یارد پارچه با یک کت برابر نیست و قیاس سرمایه‌داری است که آن را برابر فرض می‌کند.» با نگاهی خوش‌بینانه نیز می‌توان گفت ایمان به رستگاری در عصر سرمایه‌داری از باورهایی بود که دهه هشتادی‌های آمریکایی به آن معتقد بودند. البته می‌دانیم که نسل زِد (Z) تمام این تصورات خام‌اندیشانه را بر هم زد اما احیای «آرمان‌شهر فانتزی از دست‌رفته» به‌دنبال تقویت بازار آزاد است.  جالب توجه است که «اریکا»، دختر عاشق سرمایه‌داری، به‌سبب تشابه اسمش با آمریکا (اریکا‌- آمریکا) به‌نام خود و آمریکا مباهات می‌کند.

درباره جهان وارونه «چیزهای عجیب»، تناقضی پنهان وجود دارد. جهان وارونه در این سریال با فیزیک توجیه می‌شود. اما چنانکه می‌دانیم، هگل در بخش پایانی فصل «نیرو و فاهمه» از کتاب پدیدارشناسی روح، در طرح جهان وارونه از فیزیک نیز می‌گذرد. هگل نقدهای خود به قانون را -که ناموس فیزیک محسوب می‌شود- در سه مورد کلیت (قانون همه اجزا را در بر می‌گیرد)، ضرورت (قانون همواره هست) و تبیین (قانون جهان را توضیح می‌دهد) بیان می‌کند. قانون فقط به‌مفهوم (یک امر انتزاعی جدای از امر انضمامی) بدل شده است. درباره منشأ قانون باید گفت یا عقلی است که ارتباطی به جهان خارج ندارد و ما آن را از بیرون تحمیل می‌کنیم، یا از خود تجربه مستفاد شده و تجربه‌ای محسوب می‌شود که قطعیت ندارد. با این حساب، قانون ضرورت پیدا نمی‌کند. همچنین قانون درنهایت دچار دَور می‌شود، چون هدف و غایت خود را از جهان بیرون نگرفته است. قانون به توتولوژی بدل شده و خودش، خودش را تصدیق می‌کند. فرمول‌هایی که از قوانین نتیجه می‌شوند، به‌گونه‌ای تعریف می‌شوند که این‌همان شوند. به‌همین‌دلیل نیز قوانین در فیزیک نقض نمی‌شوند، چون اجازه ورود نقیض را نمی‌دهند. همانند پارادایم کوهن، که در آن هدف فیزیک‌دانان این نیست که جهان را تبیین کنند، بلکه می‌خواهند پارادایم خود را تصدیق کنند. به تعبیر هگل، ریاضی از فلسفه فقط یک چیز کم دارد و آن حقیقت انضمامی است و این امر شامل حال فیزیک نیز می‌شود، زیرا زبان فیزیک، ریاضی است. در فیزیک معیار برای تصدیق قانون، خود قانون است و این دور باطل خواهد بود. در برابر جهان قانون، هگل جهان وارونه را مطرح می‌کند که گویی جهان انحراف‌یافته است، تا در آن تناقض بین جهان قانون و جهان انضمامی رفع شود. در جهان وارونه مکافات به پاداش تبدیل می‌شود. درنتیجه یک قانونی در برابر جهان فراحسی درنظر گرفته می‌شود. جهان وارونه هگلی ناحقیقت را آشکار می‌کند و این ناحقیقت، همین جهان قانونی فعلی است: «جهان آمریکایی» که سریال «چیزهای عجیب» یک‌بار دیگر آن را بازسازی کرده است و به‌خورد مخاطب می‌دهد. پس سرمایه‌داری و آمریکا آمده‌اند که ایده‌های مهجور «رهایی در اندیشه» را نیز به علم و علم‌گرایی فیزیکی احاله کنند و از یادها ببرند. نقد رادیکال به «چیزهای عجیب» دقیقا با «نقد بنیادهای فیزیکی» آن آغاز می‌شود و نه محتوا و مضامین فانتزی موجود در آن. اگر جهان وارونه چیزهای عجیب، «جهان وارونه» می‌بود، قانون‌های خودساخته بشری در آن معتبر نمی‌شدند. به این ترتیب جهان وارونه چیزهای عجیب در امتداد جهان فعلی، یعنی جهان قانون‌ها و تناقض‌ها استمرار دارد و جهانی آلترناتیو شمرده نخواهد شد. ‌

منابع:
1. Georg Wilhelm Friedrich Hegel ,The Phenomenology of Spirit, Edited and translated by Terry Pinkard, Georgetown University, Washington DC, 2018
2. گادامر، هانس گئورگ، دیالکتیک هگل: مقاله‌هایی از مجموعه «فلسفه نوین»، ترجمه پگاه مصلح، انتشارات علمی و فرهنگی، 1394
3. ژیژک، اسلاوی، واقعیت مجازی نسخه‌ای جدید از ایدئولوژی‌های سنتی است، ترجمه محمد معماریان، فصلنامه ترجمان علوم انسانی، شماره 10
4. مارکس، کارل، سرمایه: نقدی بر اقتصاد سیاسی، جلد اول، ترجمه حسن مرتضوی، انتشارات آگاه، 1386
5. www. ‌netflix. ‌com

 

* نویسنده : داوود طالقانی دانشجوی فرهنگ و ارتباطات

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها