• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
سرمقاله/ محمد زعیم‌زاده جانشین سردبیر

معجزه واقعیت از پایداری تا بهزاد نبوی

معجزه واقعیت و تدبر در عینیات جامعه هم پایداری و هم اصلاح‌‌طلبان رادیکال را که به‌لحاظ فکری دو منظومه متفاوت هستند به‌تعدیل مواضع و دگردیسی فکری رسانده است؛ اتفاقی که باید از آن استقبال کرد.

معجزه واقعیت از پایداری تا بهزاد نبوی

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، دو اظهارنظر هفته گذشته در فضای سیاسی کشور مطرح شد که در ظاهر شاید هیچ ربطی به‌‌هم نداشته باشند، اما از جهاتی حتما به‌‌هم شبیهند.

اول بهزاد نبوی که در جمع اصلاح‌‌طلبان رادیکال گفته بود ما باید با تمام قوا تلاش کنیم انتخابات پرشور در کشور برگزار شود.

و دوم اکانت رسمی جبهه پایداری که در توئیتی در پاسخ به اظهارنظر محمد‌‌رضا باهنر که گفته بود «آیت‌‌الله مصباح معتقدند باید از اصلح حمایت شود حتی اگر رای نیاورد» نوشت: «آیت‌‌الله معتقدند معرفی اصلحی که امکان رای‌‌آوری آن فراهم نیست کار لغوی است.»

اظهارات بهزاد نبوی از این جهت اهمیت دارد که در تضاد با برخی سیاسیون اصلاح‌‌طلب درباره مشارکت در انتخابات آتی است. پیش‌تر نوشتیم که وضعیت اجتماعی دولت روحانی و تراژدی تَکرار در دو انتخابات 92 و 96 سیاست‌‌ورزان اصلاح‌‌طلب رادیکال را در موقعیت آچمز سیاسی قرار داده است. چسبندگی اصلاح‌‌طلبان به دولت و کارنامه دولت به‌‌گونه‌‌ای است که نه امکان مرزبندی صریح با حسن روحانی برای آنها فراهم است، نه ظرفیت پذیرفتن مسئولیت اجتماعی آن؛ از طرف دیگر مسلم است که با نزدیک‌‌شدن به انتخابات اسفند این وضعیت نمی‌‌تواند خیلی مانایی داشته باشد و جبهه اصلاحات باید حداقل با خودش تعیین‌‌تکلیف کند. هم‌اکنون دو صدای متفاوت از اصلاح‌‌طلبان درباره انتخابات اسفند به‌‌گوش می‌‌رسد؛ اول صدای کم‌‌رمقی که از عدم حضور در انتخابات یا حضور مشروط می‌‌گوید و دوم امثال بهزاد نبوی که صریحا از حضور حرف می‌زند. پیش‌‌فرض اول محتمل‌‌بودن استراتژی تقسیم‌‌ کار بین دو دسته از اصلاح‌‌طلبان رادیکال است. این پیش‌فرض چندان دور از ذهن نیست که اصرار تیپ‌‌هایی مانند تاجزاده بر تحریم انتخابات برای گران‌فروختن حضور قطعی اصلاح‌‌طلبان باشد. حتی با قبول چنین پیش‌فرضی چرا بهزاد نبوی که وزن هسته سخت اصلاح‌‌طلبان را دارد، اینقدر زود بساط کاسبی هم‌قطارانش را جمع کرد؟

 بهزاد نبوی، سیاستمدار باتجربه اصلاح‌‌طلب با چه مبانی استدلالی و تجربی به این نتیجه رسیده است که از لزوم حضور در انتخابات بگوید؟ درواقع سوال مهم‌‌تر و کارگشاتر این است که چه اتفاقی افتاده که بهزاد نبوی از طراحان و چهره‌‌های اصلی تحصن مجلس ششم و افراد کلیدی ستاد موسوی در انتخابات 88 از لزوم حضور در انتخابات می‌‌گوید؟

پاسخ به این سوال در خود سوال موجود است، شاید تماشای تجربه پیمودن مسیر رادیکالیسم در سیاست‌ورزی کلید ورود معقول‌‌تر امثال نبوی به سیاست است، دقیقا رادیکالیسم حداکثری اصلاح‌‌طلبانه در آن دو انتخابات بود که آنها را به دام انفعال امروز رسانده است. نبوی می‌‌داند احتمال رویت افق کنش فعال حتما از مسیر رادیکالیسمی دیگر نمی‌‌گذرد و این معجزه واقعیت است، التماس سیاسی به روحانی، ناطق، لاریجانی و... توسط اصلاح‌‌طلبان، هزینه‌ای‌ است که این جریان برای رادیکالیسم و مقابله با واقعیت داده و این هزینه پیش چشم نبوی است.

به‌سراغ توئیت جبهه پایداری برویم، آنچه در این توئیت به نقل از آیت‌‌الله مصباح‌یزدی مهم‌‌ترین سرمایه سیاسی و اجتماعی جبهه پایداری بیان شده است هم با تصویر حک‌شده در بخش‌‌هایی از افکار عمومی از مبانی نظری ایشان در تعارض است، هم با کنش‌گری سیاسی این ایده فکری در چند انتخابات اخیر.

سال گذشته مستندی از زندگی آیت‌‌الله مصباح‌یزدی به نمایش درآمد به‌نام «آن زمستان»؛ آغاز مستند با عمل جراحی چشم حضرت آیت‌‌الله بود، حالا این توئیت نشان می‌‌دهد احتمالا منظور آن عمل دگرگونه دیدن عرصه سیاست است، حتما باید به استقبال این حرف رفت که «معرفی اصلحی که امکان رای‌‌آوری آن فراهم نیست کار لغوی است»، اما سوال این است که این گزاره به‌تازگی معتبر شده یا مثلا در انتخابات‌‌های مجلس نهم و ریاست‌‌جمهوری یازدهم هم اعتبار داشته است؟ در انتخابات مجلس نهم که اولین حضور جدی پایداری در سیاست بود، لیستی از سوی این جبهه معرفی شد که بعید است خود تصمیم‌گیران اصلی این جبهه هم حالا نام نیمی از آنها را به یاد داشته باشند، این افراد در آن انتخابات رای نیاوردند و در انتخابات‌‌های بعدی هم رای نیاوردند و بعید است بسیاری از آنها مثلا جز در انتخابات اولیا و مربیان مدرسه فرزندشان در انتخابات دیگری رای بیاورند، یا در انتخابات ریاست‌‌جمهوری 92‌، فردی از سوی جبهه پایداری به‌‌عنوان اصلح بین زمین و آسمان معرفی شد که بعید بود درصورت ماندن در صحنه به انتخابات می‌‌رسید. درمورد هر دو انتخابات‌‌ می‌‌توان این سوال را خیلی جدی پرسید که واقعا آیا این افراد بهترین گزینه‌‌ها برای نمایندگی مجلس یا ریاست‌‌جمهوری بودند؟ واقعا آیا رای‌آورترین گزینه‌‌ها بودند؟

معجزه واقعیت و تدبر در عینیات جامعه هم پایداری و هم اصلاح‌‌طلبان رادیکال را که به‌لحاظ فکری دو منظومه متفاوت هستند به‌تعدیل مواضع و دگردیسی فکری رسانده است؛ اتفاقی که باید از آن استقبال کرد.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها