• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
جاشوا کوهن، عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

علوم شناختی اومانیستی است و انقلابی هم نیست

علوم‌شناحتی یکی از مهم‌ترین حوزه‌های پژوهشی است و در بسیاری از حوزه‌های علوم‌انسانی و رشته‌های این حوزه، موجب بصیرت‌های مفیدی شده است؛ من‌جمله در فلسفه (علی‌الخصوص فلسفه ذهن و معرفت‌شناسی)، انسان‌شناسی، تاریخ و مطالعات ادبی.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، علوم شناختی (Cognitive Sciences) مطالعه علمی ذهن (Mind) است و منظور از ذهن، مجموع هر آن چیزی است که محل نمودهای هوشمندی و آگاهی باشد، مانند تفکر، ادراک، حافظه، احساس، استدلال و نیز تمام روندهای ناآگاهانه شناختی. گاهی علوم‌شناختی را به‌صورت «مطالعه علمی شناخت» نیز تعریف می‌کنند و شناخت را مجموع حالت‌ها و فرآیندهای روانی مانند تفکر، استدلال، درک و تولید زبان، دریافت حواس پنجگانه، آموزش، آگاهی، احساسات و... درنظر می‌گیرند. به‌طور کلی پرسش‌هایی مانند اینکه «ذهن چگونه کار می‌کند؟» یا «مغز چگونه هوشمندی (Intelligence) را ایجاد می‌کند؟»، از جمله پرسش‌هایی هستند که -با رویکرد (approach) علمی- در این دانش مضبوط (discipline) بررسی می‌شوند. علوم‌شناختی، مجموعه‌ای از رشته‌های تخصصی و حوزه وسیعی از دانش است. ده‌ها سال است که در دنیا در این زمینه تحقیقات مفصل و پرهزینه‌ای انجام می‌شود. برخی معتقد هستند گسترش و پیشرفت این علوم به‌معنای تغییر پارادایمیک در حوزه علوم‌انسانی است و علوم‌انسانی غربی را از اومانیسم وارد پارادایمی دیگر می‌کند که می‌توان آن را پسااومانیسم (post-humanism) نامید که در آن «انسان» از دائرمداری خارج شده و بر‌جای خودش قرار می‌گیرد.

پروفسور جاشوا کوهن (Joshua Cohen) از فیلسوفان سیاسی معاصر، استاد فلسفه، علوم سیاسی و حقوق دانشگاه استنفورد و دانشگاه اپل است. وی از شاگردان جان رالز است و دیدگاه‌های او در شناخت رالز نیز مورد توجه هستند. کوهن همچنین استاد پیشین فلسفه و علوم سیاسی دانشگاه ‌ام.‌آی.‌تی نیز بوده است. او اکنون رئیس مرکز عدالت جهانی در دانشگاه استنفورد نیز است. درباره دموکراسی (On Democracy:1983)، قواعد و بازی (Rules of the Game:1986)، فلسفه، سیاست و دموکراسی (Philosophy, Politics, Democracy:2009) و روسو: جامعه‌ای آزادی از برابران (Rousseau: A Free Community of Equals:2010) از جمله آثار او هستند. علاوه‌بر اینها کوهن، عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا نیز است.

نسبت میان علوم شناختی و علوم انسانی چیست؟ بعضی استدلال می‌کنند علوم‌اعصاب وجوهی ناشناخته از علوم‌انسانی را آشکار کرده است. آیا به‌نظر شما نیز چنین است؟ اگر آری، کدام وجوه؟

علوم‌شناحتی یکی از مهم‌ترین حوزه‌های پژوهشی است و در بسیاری از حوزه‌های علوم‌انسانی و رشته‌های این حوزه، موجب بصیرت‌های مفیدی شده است؛ من‌جمله در فلسفه (علی‌الخصوص فلسفه ذهن و معرفت‌شناسی)، انسان‌شناسی، تاریخ و مطالعات ادبی. اما با وجود این مسائل، فکر نمی‌کنم که علوم‌شناختی باعث تغییر و تبدل کارهای اصلی در آن حوزه‌ها شده باشد.
 

برخی معتقدند علوم‌شناختی یک تغییر پارادایمیک در علوم انسانی به‌شمار می‌رود و می‌توانیم -مبتنی‌بر آن- از پارادایم اومانیسم به دوره پسااومانیسم هجرت کنیم. آیا با این دیدگاه موافقید؟

با این [مدعا] موافق نیستم که علوم شناختی انقلابی یک انقلاب است [یعنی نه موافقم که این علوم، انقلابی در علوم انسانی ایجاد کرده و نه بر آنم که خودش یک انقلاب است]. فکر می‌کنم که علوم‌شناختی امتداد جدی فعالیت‌ها و بسط و گسترش کارهای علمی راجع‌به ذهن است که از قرن هفدهم با دکارت آغاز شد.

برخی معتقدند علوم شناختی باعث می‌شود ما از عصر اومانیستی به عصر پسااومانیستی گذر کنیم. آیا شما با این دیدگاه موافق هستید؟

چنین فکر نمی‌کنم که علوم‌شناختی ما را به‌سوی پسااومانیسم راهبر شود [بلکه] فکر می‌کنم بسیاری از این بصیرت‌ها در علوم‌شناختی، در باب ظرفیت‌های ذاتی ذهن، بانظرگاه اومانیستی موافقت و سازگاری دارد. [در این خصوص] با تفاسیر «نوآم چامسکی» از علوم‌شناختی موافق و همسو هستم.

 

* نویسنده : جواد حیران‌نیا مترجم و روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها