• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۷
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
در باب محسن فانی‌کشمیری (بخش دوم)

پیوند اندیشه سیاسی عرفانی و اراده مردم

حکمت سیاست مدینه یا حکمت مدنی، دانشی است که معاد و معاش انسان را توامان در نظر داشته باشد. در نتیجه، احکامی را که حکمت مدنی به آنها رسد، احکامی عام برای نوع انسان‌‌ به ما هو انسان است؛ بنابراین سیاست، از سیاست انسان، تا سیاستِ عالم گسترده است.

پیوند اندیشه سیاسی عرفانی و اراده مردم
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، در بخش نخست این مقاله آوردیم که از نظر محسن فانی‌کشمیری، سیاست عظمی در گرو وجود سلطان عادلی است که حکم او را ناموس خوانند. وجود چنین کسی در مدینه، باعث رسیدن به کمال و تحقق سعادت اعضای مدینه است. منظور محسن‌فانی از تکمیل افراد انسان توسط حاکم مدینه، فراهم‌آوردن شرایط کمال است؛ چه کمال در اصل فردی است. به همین جهت تهذیب اخلاق از معرفت نفس خویش آغاز می‌‌شود و فضیلت‌‌ها در حکمت عملی الهی، انفسی است و متفاوت با فضیلت‌‌های مدنی در فرونسیس است. اما جالب توجه اینجاست که کسب همین فضیلت‌‌های انفسی، در گرو معاونت اجتماعی است و پیوستگی معاش و معاد نیز از همینجا آشکار می‌‌شود. آدمی برای تربیت نفس خویشتن، نمی‌‌تواند نیازهای مادی‌‌اش را نادیده بینگارد، بنابراین انسان ذاتا محتاج کمک و معاونت دیگران است تا هریک در کاری مهارت کسب کنند و نیازهای «نوع انسان» را برطرف کنند. در ‌این ‌‌صورت تمامی انسان‌ها به کمک یکدیگر، شرایط ادامه‌ حیاتی را فراهم می‌‌کنند که امکان‌‌های کمال یافتن، در آن مستتر است؛ زیرا روح انسانی، تنها تا زمانی که در کالبدی مادی قرار دارد، از امکان استکمال برخوردار است. غفلت از معاش انسان، حتی آدمی را از معاد نیز بازمی‌‌دارد.


  تفاوت سیاست مدنی الهی با سیاست ریطوریقایی

حکمت سیاست مدینه یا حکمت مدنی، دانشی است که معاد و معاش انسان را توامان در نظر داشته باشد. در نتیجه، احکامی را که حکمت مدنی به آنها رسد، احکامی عام برای نوع انسان‌‌ به ما هو انسان است؛ بنابراین سیاست، از سیاست انسان، تا سیاستِ عالم گسترده است. به بیان بهتر، کانونی‌ترین نقطه‌ تمایز سیاست ریطوریقایی و متافیزیکی، با سیاستی که در حکمت الهی مورد نظر است، اولویت و تقدم نفس انسانی است؛ آنجا که از «سیاستِ نفس» سخن رفته است، با سیاست حکمت الهی مواجهیم. برخلاف سیاست ریطوریقایی و آنچه در پولیس دیده می‌‌شود، که سیاست را جز در عرصه‌ دولت-شهر نمی‌‌تواند در نظر آورد. یک‌بار دیگر می‌توان معنای این عبارت علی‌ابن‌ابیطالب(ع) را به‌خوبی درک کرد که «مَن ساسَ نفسه، أدرک السیاسَه؛ آنکس که نفسِ خویش را سیاست کند، سیاست را شناخته است.» (تمیمی آمدی، 1385: 699)

نظام معنایی فانی‌کشمیری نیز بر همین اسلوب استوار است. بنابراین از آنجا که نفس و طبع انسان واحد است، می‌‌توان مدعی بود که اصول سیاسی عامی وجود دارد که مطلوب انسان به ما هو انسان است؛ پس می‌توان افراد عالم را نیز ذیل حکمت مدنیه آورد. کشمیری می‌‌گوید «موضوع حکمت مدنی، هیات اجتماعی اهل عالم و وحدت تالیفی بنی‌‌آدم است. از این جهت که مصدر آثار کمال و مظهر اسرار استکمال گردد. و مراتب کمال و مراسم استکمال موقوف است بر اجتماع اشخاص متعدده و ارتباط افراد متکثره و این اجتماع در عموم و خصوص مختلف است. چه اجتماع اهل منزل، اخص است از اجتماع اهل محله و این اجتماع اخص است از اجتماع اهل مدینه، [و] اجتماع اهل مدینه اخص است از اجتماع اهل اقلیم و این اجتماع اخص است از اجتماع اهل عالم. و چنانچه هر شخص جزو منزل است، هر منزل جزو محله و هر محله جزو مدینه، و هر مدینه جزو اقلیم و هر اقلیم جزو عالم» است. و «هر اجتماع را رئیسی بود و هر رئیسی را مرئوسی، تا آنکه سلسله‌ ریاست، به رئیس عالم رسد که رئیس‌‌الروسا و مالک علی‌‌الاطلاق و مدبر جمیع آفاق است. همچنان که طبیب کامل را حفظ اعتدال مزاج انسانی باید کرد، و حال اعضای شخص را به اصلاح باید آورد، مدبر عالم محافظت صحت مزاج عالم، که سبب نظام بنی‌‌آدم است، مرعی باید داشت. و چون فسادی در اجزای آن به‌هم رسد، ازاله‌ آن از جمله ضروریات باید انگاشت.» (فانی، پیشین: 164)

این عبارت از سوی فانی‌کشمیری حکایتگر سطح فراتری از اندیشه‌ سیاسی در نزد وی است. او از معدود افرادی است که سیاست را در سطح جهانی مورد نظر آورده و افراد عالم را مورد خطاب قرار داده است. جالب اینجاست که وی معتقد است تمامی افراد عالم برای بقای حیات خود باید با یکدیگر معاونت داشته باشند؛ زیرا همگی اجزای یک پیکر واحدند. او در این زمینه، بیتی سروده است:

گر غم هم بخورند اهل جهان، جا دارد  / خار در پا چو خلد، دست کشد آزارش
این بیت فانی‌کشمیری یاد‌آور بیت معروف فردوسی است:
بنی‌آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند

  معاونت مدنی و عرفان پویا

بدیهی است با این دیدگاه که همگی را به معاونت و تلاش در جهت معاش و معاد اهل عالم فرامی‌‌خواند، عزلت، خمول و زاویه‌‌نشینی جایگاهی ندارد. فانی‌کشمیری نیز از جمله عرفایی است که به‌شدت با خزیدن به کنج عزلت مخالفت کرده و در مورد زاهدان گوشه‌‌نشین می‌‌گوید:
جمعی که عزلت و وحدت اختیار نموده، طریق معاونت را به کلی مسدود دارند و خود را زاهد و تارک شمارند، از فضیلت عدالت محرومند و به جور و ستم موسوم. (همان: 164)

به‌زعم کشمیری، بهتر است این افراد از مدینه بیرون روند، چون «هل جزاء الاحسان الا الاحسان؟» (الرحمن: 60) چنین کسانی در مقابل مدینه و معاونت برای بقای مدینه قرار دارند، و وجود آنها هیچ نفعی برای مدینه ندارد. چنین کسانی «قفس انزوا را دام تزویر دانه‌ تسبیح اندازند و ترک تمدن را ترک دنیا دانند و دوری خلق را قرب خالق خوانند. و ندانند که ترک دنیا در تمدن، بی‌منت میسر است، و قرب مولی در تعاون، بی‌منت متصور.» و جالب اینجاست که فانی‌کشمیری معتقد است، اتفاقا در جامعه است که شرایط سلوک به‌سوی حق میسر است، زیرا تنها با همراهی معاونان و در درون مدینه، باید به جنگ شیطان رفت:

ای گشته ز صحبت همه روگردان   بسته کمر خدمت خود را به میان / از هـمرهی مـعاونان روی متـاب   تنها نتوان رفت به جنگ شیطان (همان: 165)

ارتباطی درونی میان معاونت مدنی و نوعی عرفان پویا وجود دارد که فانی‌کشمیری از آن سخن به میان می‌آورد:

 رسول صلی الله علیه و آله وسلم فرمود بر شما باد به جماعت که رحمت خدا در جماعت است. و شیطان گرگ آدمی است؛ هر آینه شما را بگیرد. خوشا حال کسی که فیض خلوت را در صحبت دریابد و روی از مدینه‌ معاونت برنتابد. سر وحدت را در کثرت بیند و در مغارات و صومعه ننشیند. ابراهیم ادهم قدس سره گفت: کن واحدا جامعا و من ربک ذا النفس، و من الناس و حشیا؛ زاهدان گوشه‌‌گیر از فیض صحبت غافلند/ حال عارف خوش که دارد خلوتی در انجمن. (همان: 165)

فانی، در این عبارت مطلبی را بیان می‌‌کند که نشان می‌‌دهد در نظام معنایی حکمای الهی، تمثیل گله و شبان چه معنایی در سیاست دارد؛ شبان جامعه درواقع باید جامعه را از گرگ‌‌ها و شیاطین محافظت کند. این امنیت از سوی دیگر در گرو معاونت اعضای مدینه با هم است. عضو یک مدینه، گوشه‌ عزلت نمی‌‌گزیند و اگر خلوتی با حق دارد، «خلوتی در انجمن» دارد. چنین کسی باید «سفر در وطن کند و خود را در تعب نیفکند. در ظاهر با خلق باشد و در باطن با حق. به‌صورت مقید باشد و به معنی مطلق؛ خوش بگفت آن حکیم خوش‌‌گفتار/ دست در کار دار و دل با یار». (همان: 165)

  نسبت عارف حقیقی و تمدن و اجتماع

فانی‌کشمیری یکی از اصلی‌‌ترین نمایندگان عرفان عاشقانه در مقابل عرفان زاهدانه است. او همانند دیگر صوفیان قشری، کار و تلاش و معاونت اجتماعی را رها نمی‌‌کند تا خرقه‌ تزویر بر تن کند؛ زیرا می‌‌داند عارف حقیقی، در تمدن و اجتماع خود را نشان می‌‌دهد و نه در کنج خمول و عزلت؛ جالب توجه اینجاست که فانی‌کشمیری تمامی این مطالب را در بخش سوم حکمت عملی خویش، یعنی در بخش سیاست مدن آورده است. از این جهت، اندیشه‌‌های فانی‌کشمیری نشان می‌دهد چگونه اخلاق حکمت عملی رفته‌رفته در تهذیب اخلاق عرفانی تنیده شده و اصول عرفانی حکمت انضمامی و عملی، جای اصول انتزاعی و ریطوریقایی تفکر را گرفته است. انسان مدنی فانی‌کشمیری، ابتدا خود را -و آن هم در مدینه- می‌‌شناسد و می‌‌سازد و تنها از طریق همین معرفت نفس است که به اصول عام سیاست می‌‌رسد. انسان مدنی، در عین اینکه در اجتماع است و در سبیل معاد و معاش نوع انسان می‌‌کوشد، لحظه‌‌ای نباید از حق غافل شود، زیرا این غفلت، آدمی را از راه به بیراهه می‌‌کشاند و در این صورت، مادیات بر روحانیات غالب می‌‌شوند. به‌طور کلی انسان تنها در اجتماع است که می‌تواند از عرفان حقیقی برخوردار شود:

شیخ ابوسعید ابوالخیر را که سلطان وقت و جمال اهل طریقت بود، گفتند که فلان کس روی آب راه می‌‌رود، گفت: سهل است، صعوه نیز روی آب می‌‌رود. گفتند فلان‌کس در هوا می‌پرد، گفت مگس نیز در هوا می‌‌پرد. گفتند فلان‌کس، در یک لحظه از شهری‌به‌شهری می‌‌رود، گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می‌‌رود. این خوارق عادات را وزنی و وقوعی نبود؛ مرد آن بود که در مجالس و محافل با طوایف مردم نشیند و خود را لحظه‌‌ای و لمحه‌‌ای(1) [فارغ] از حق سبحانه و تعالی نبیند. (همان: 165)

 محبت؛ روح عرفانی نظام معنایی «فانی»

بخش سیاست مدن اخلاق محسنی، شامل فصلی در «محبت» نیز هست که روح عرفانی نظام معنایی فانی‌کشمیری را نشان می‌‌دهد. این فصل شامل دو بخش است که یکی محبت به محبوب و خداوند است و دیگری محبت و انس به نوع انسان است. در نظام معنایی فانی، ارتباطی درونی میان این دو بخش وجود دارد، و بر همین اساس نوعی محبت مدنی متصل به محبت الهی باید در مدینه حاکم باشد. به بیان دیگر، معاونت اعضای مدینه، در جهت معاد، هنگامی محقق می‌‌شود که این محبت در میان آنان موجود باشد. این بخش از اندیشه‌ فانی‌کشمیری که ذیل بخش سیاست مدن مطرح شده است، تصریح می‌‌کند نظام معنایی فانی، مبتنی‌بر عرفان عاشقانه است. محبت درنظر فانی، یکی از فضیلت‌‌های مدنی است و متفاوت با حبی است که صوفیه را به انفراد و ترک خلق می‌‌کشاند. محبت حق، هرگز جدای از محبت مخلوق نیست و انسان عارف نمی‌‌تواند به بهانه‌ محبت حق، از خلق و مدینه فاصله بگیرد. جالب است که فانی تاکید دارد تنها در این ‌‌صورت است که «آیینه‌ خاطر از زنگار اغراض این‌‌جهانی» پاک می‌‌شود.

«بهترین محبت‌‌ها، محبتی بود که غایت آن خیر محض باشد و این معنی در کسی یافته شود که به کمال انسانی رسیده و به خلافت ربانی فایز گردیده. چه لذت این محبت به جوهر انسانی و لطیفه‌ رحمانی تعلق دارد. بنابر آن از زوال و اختلال مصون و محفوظ است. به خلاف دیگر انواع محبت که به سمت زوال موسوم [است]... این مرتبه وقتی به هم رسد که مرآت ضمیر از غبار کدورت جسمانی صفا یابد و آیینه‌ خاطر از زنگار اغراض این‌‌جهانی پاک شود و در میان محب و محبوب حجابی نماند.» (همان: 182)

به‌زعم فانی‌کشمیری، هر جامعه‌‌ای دارای روحی است که اجزای آن جامعه به تنهایی فاقد آن هستند، زیرا «هر مُرکبی را خاصیتی است، سوای احکام و خاصیت اجزا.» گونه‌‌های مختلف اجتماعات انسانی، بر مبنای همین روح حاکم بر جامعه که خاصیت و ویژگی‌‌های آن جامعه را ایجاد می‌‌کند شکل می‌‌گیرد. بر جامعه‌ مطلوب فانی، روح محبت و انواع خیرات حاکم است. فانی چنین مدینه‌‌ای را «مدینه‌ فاضله» می‌‌نامد. درنظر فانی، انواع دیگر مدینه‌‌های غیر فاضله- همانند جاهله، فاسقه و ضاله- نیز با همین مبنا مورد شناسایی قرار می‌‌گیرند. (همان: 186-187)

فانی‌کشمیری مباحثی در ارکان مدینه (افاضل، ذو سنه، مقدران، مجاهدان، ارباب المال) و مباحثی در انواع نوابت، انواع سیاست (فاضله/ امامت و ناقصه/ تغلبی) دارد که مطابق رأی قدماست، با این تفاوت که این مفاهیم، در نظام معنایی عرفانی فانی‌کشمیری، معنایی متناسب با موقعیت خویش دارند.

او درمورد حاکم نیز وی را همچون «طبیب» دانسته که باید مزاج جامعه را به اعتدال برساند. با این وجود از آنجا که مراجعه به طبیب اختیاری است، گزینش حاکم اصلح از سوی مردم نیز اختیاری است:

و مقدر است که منشأ هر دولتی و مبدع هر سلطنتی اتفاق آرای جماعت بود که در تمدن و تعاون به‌منزله‌ اعضای شخص واحد باشند. پس به وحدت تالیفی و هیات اجتماعی این جماعت، قائم‌‌مقام، شخصی شود که قوت این همه اشخاص به انفراده داشته باشد و هیچ‌‌یک را قوت مقاومت او نتواند بود. جماعت انبوه که در تعاون و تمدن موافق نباشند نیز در برابر او قیام نتوانند نمود. و چون نظام کثرت بی‌وحدت حاصل نشود، و آن وحدت عدالت یک است. چنانچه مره بعد اخری این معنی مبین شده، پس باید که سلطان به قانون عدالت عمل نماید و مردم را از تغلب و تسلط احتراز فرماید، تا احوال عالم نظام یابد و مزاج مملکت به اصلاح‌ آید... و لهذا حکما گفته‌‌اند که «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم»؛ چه در کفر، وحدت تالیفی و هیات اجتماعی که مقتضای عدالت است ممکن است. در صورت[ی که در] ظلم، که ضد عدل است، این وحدت و الفت متصور نیست؛ برای حفظ نظامست کفر به ز ستم/ که تیغ ظلم دو دل را جدا کند از هم. (همان: 200)

 اندیشه سیاسی عرفانی و نقش اراده مردم

با محسن فانی‌کشمیری، اندیشه‌ سیاسی عرفانی رفته‌‌رفته به نقش اراده‌ مردم در محقق‌شدن حکومت نزدیک می‌‌شود. با این وجود یک نکته در اندیشه‌ سیاسی عرفانی و چه بسا در اندیشه‌ سیاسی شیعه، باقی است و آن خارج‌بودن مشروعیت حکومت از دایره‌ اختیارات مردمی است. درواقع مردم تنها واسطه‌‌ای هستند برای رساندن حق به کسی که بر مبنای شرع محقّ است، و اگر چنین عملی از سوی مردم صورت نگیرد، جفا در حق حاکم مشروع نیست، بلکه در حق خود مردم است؛ یک‌بار دیگر تاکید می‌‌کنیم که مراجعه به طبیب اختیاری است. این اختیاری بودن دو وجه دارد؛ به طبیب رفتن و صلاح خویش را جستن، یا عدم مراجعه به وی و پذیرفتن عواقب آن؛ همان‌گونه که تمامی اعمال شریعت از همین خصلت برخوردارند.

همین تاکید بر اراده را در رساله‌ «مشجره عمادیه فی‌الحکمه العملیه» از مولفی ناشناس می‌‌یابیم به‌جهت اینکه بخش نخست سیاست را سیاست نفس می‌‌داند، اختیار و اراده‌ انسان را در کانون سیاست قرار می‌‌دهد. سیاست نفس مبتنی‌بر حکمت است و «فایده‌ این علم آن باشد که انسان نفس خود را به دانش اشیا و احاسن احوال و محاسن افعال آراسته سازد و عالمی معقول گرداند شبیه به این عالم محسوس و مستعد سعادات اخروی گردد و به حکم «المومن حی فِی الدارین» حیات ابدی یابد.» (میکروفیلم 1/6180- ف دانشگاه: 4)  نویسنده مخلوقات را به چهار دسته تقسیم کرده است: الف) موجوداتی که عقل و حکمت دارند اما طبیعت و شهوت ندارند که فرشتگانند. ب) موجوداتی که عقل و حکمت ندارند اما طبیعت و شهوت دارند که حیوانات و بهایم هستند. ج) موجوداتی که عقل و حکمت ندارند و طبیعت و شهوت هم ندارند که جمادات و نباتاتند. د) موجوداتی که عقل و حکمت دارند و طبیعت و شهوت هم دارند که انسان است و همین باعث وجود اختیار و اراده در انسان است و به همین جهت انسان اشرف مخلوقات است. (همان: 6)

اگر آدمی به‌سوی عقل و حکمت متمایل شود، به‌سوی سعادت می‌‌رود و اگر در او شهوت و طبیعت غالب شود، به‌سوی شقاوت می‌‌رود. به‌طور کلی انسان موجودی میان نور و ظلمت است، اما رفتن به هر یک از دو سو، تنها با اراده‌ خود او ممکن است. به‌زعم نویسنده، حکمت عملی بررسی همین مختار ‌بودن انسان در جهان است. از این نظر حکمت عملی باید نوعی حکمت انضمامی باشد و نه تأملاتی مبتنی‌بر انتزاعیات. وی با همین دیدگاه، سیاست و حکمت عملی را دارای سه جزء می‌‌داند که هریک با سه جزء علم مرتبط است: الف) علم اعلی؛ مربوط به سیاست نفس. ب) علم اوسط؛ مربوط به سیاست منزل. ج) علم اسفل؛ مربوط به سیاست اهل نوع. این تقسیم‌‌بندی و ابتنای حکمت عملی بر علم، از مشخصات حکمت عملی در‌نظر حکمای الهی است. نویسنده‌ این رساله سپس هریک از علوم را به چند دسته تقسیم کرده و هریک را توضیح داده است.

پی‌نوشت:

1. لمحه: کوچک‌ترین بخش از زمانِ قابل تصور به اندازه‌ یک پلک برهم زدن را گویند. به‌زعم ابوالخیر، عارف حتی به اندازه‌ پلک بر هم زدنی نباید غافل از حق باشد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است

 

* نویسنده : مهدی فدایی مهربانی استادیار دانشگاه تهران

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها