• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۷
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
از آخرین فیلمی که کانون برای کودکان ساخته ۸ سال می گذرد

آخر خط «بچه های آسمان»

پرونده سینمایی کانون پرورش فکری تقریبا بسته شده است و با پیوند برقرار کردن بین نوع شروع به کار این سازمان و وضعیت فعلی‌اش، می‌شود به سرانجام فعالیت‌های موقت و واکنشی در حوزه فرهنگ نگاهی عبرت‌آموز انداخت.

آخر خط «بچه های آسمان»
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، شاید امروز در ایران همه نام و عنوان NPO را شنیده باشند که به سازمان‌‌‌های مردم‌‌‌نهاد تعبیر و ترجمه می‌‌‌شود، اما کمتر کسی عبارت NPO به‌‌‌معنی سازمان‌‌‌های ناسودبَر را شنیده است. NPO  به سازمان‌‌‌های غیرانتفاعی هم ترجمه شده، اما مردم ایران عبارت غیرانتفاعی را با توجه به شناختی که توسط سیستم آموزشی کشور با آن پیدا کرده‌‌‌اند، به‌‌‌عنوان جایی می‌‌‌شناسند که در قبال خدمات مجانی، پول دریافت می‌‌‌کنند. Non-profit organization که به‌‌‌ اختصار NPO خوانده می‌‌‌شود، یعنی سازمان‌‌‌های قانونی رسمی‌‌‌ که هدف اصلی‌‌‌شان پشتیبانی از یک مورد یا موضوع خصوصی یا همگانی، بدون داشتن مقاصد تجاری است. هدف از تاسیس و اداره چنین مراکزی، حمایت از زیرساخت‌‌‌های یک منفعت عمومی است. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با چنین تعریفی در سال ۱۳۴۴ تاسیس شد و پنج سال بعد به سینما ورود کرد. قرار بود این موسسه از ادبیات و موسیقی و سینمای کودک در ایران حمایت کند و باعث رونق فرهیختگی ایرانیان در این زمینه‌‌‌ها شود. سال‌‌‌هاست که در ایران از خصوصی‌‌‌بودن فعالیت‌‌‌های هنری به‌‌‌عنوان یک ارزش یاد شده است، درحالی که اولویت‌‌‌های تجاری با اولویت‌‌‌های فرهنگی کاملا همخوان نیستند و وجود «ان.‌پی.‌او»ها برای بسترسازی و ریل‌‌‌گذاری فرهنگی بسیار لازم به‌نظر می‌‌‌رسند. هرگاه که کمبود این مراکز احساس شده، دولت‌‌‌ها وارد شده‌‌‌اند و موسساتی را با بهانه پر‌کردن چنین خلأهایی تاسیس کرده‌‌‌اند.

عملکرد این نوع موسسات معمولا در مقاطعی از فعالیت‌‌‌شان دستاوردهای مثبتی داشته یا لااقل توانسته فضای یکدست فرهنگی را مقداری تعدیل کند، اما در ادامه خود این نهادها تبدیل به یک کلیشه‌‌‌ساز غول‌‌‌آسای نفسگیر شده‌‌‌اند که جامعه فرهنگی باید برای خلاص‌شدن از دست‌شان، سال‌‌‌ها دست و پا بزند. اینکه چرا «ان.‌پی.‌او»های ایرانی به چنین سرنوشتی دچار می‌‌‌شوند، یکی  مربوط به درنظر گرفته نشدن اصل «گردش نخبگان» برمی‌‌‌گردد که مختص به نهادهای فرهنگی نیست و در نهادهای مختلف، نسل پیشرو سابق را پس‌‌‌ از ته‌کشیدن خلاقیت‌‌‌هایش همچنان در صدر جایگاه‌‌‌ها، حتی با قدرت بیشتری نسبت به دوران پویایی‌‌‌اش نگه می‌‌‌دارد؛ و دیگری به عمیق‌نبودن هدف‌گذاری‌‌‌های اولیه و نشاندن تاکتیک به‌جای استراتژی مربوط است. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم غیر از اینکه نتوانست نسل دوم و سوم داشته باشد، فعالیتی عمدتا تاکتیکی و مقطعی داشت.

فعالیت سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، واکنشی بود به بی‌‌‌کلاسی سینمای ایران در سطح دنیا و اینکه سخیف‌‌‌ترین فیلم‌‌‌ها را در کنار کمدی‌‌‌های ایتالیایی و ملودرام‌‌‌های مصری در سینمای ایران می‌‌‌ساخت. سینمای ایران در آن دهه‌‌‌ها حتی از عامه‌‌‌پسندهای هندوستان عقب‌‌‌تر بود و توسعه نامتوازنی که شاه به راه انداخت، چهره عجیب خودش را در سینمای مبلغ انقلاب‌سفید نشان می‌‌‌داد که نمود شاخص آن فیلم‌‌‌هایی مثل؛ هالو (حسین امیرفضلی)، افسانه شمال (ابراهیم باقری)، صفرعلی و گرگ صحرا (سعید نیوندی)، چشمه عشاق (صمد صباحی)، آرامش قبل از طوفان و زمین تلخ (خسرو پرویزی)، آهنگ دهکده (مجید محسنی) و عروس دهکده (ناصر ملک‌‌‌مطیعی) بودند و نهایتا به «گنج قارون» منتج شد. حکومت پهلوی تصمیم گرفت این خلأ نمادین را پر کند تا در مجامع بین‌‌‌المللی، سری افراشته داشته باشد، اما به «تربیت نسلی» کودکان ایران، به‌لحاظ فرهنگی توجه واقعی نداشت. محمدجواد باهنر و محمدحسین بهشتی، از روحانیون دانشگاه‌‌‌رفته شیعه که جزو یاران انقلاب اسلامی هم بودند و حرکت آنها در بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید، در سال‌‌‌های دهه 50 شمسی، به سیستم آموزشی کشور پیوستند تا با کار روی کتاب‌‌‌های درسی کودکان، زمینه‌‌‌سازی ذهنی آنها برای انقلاب اسلامی را انجام دهند، اما کانون پرورش فکری به این شکل و با یک نگاه راهبردی پیش نمی‌‌‌رفت و صرفا به نیت آبروداری از ایران در مجامع روشنفکری اروپا، پا به عرصه گذاشت. شاید همین مساله جزو مواردی بود که باعث شد شاه، قافیه را به انقلابیون ببازد. تمایلات نامتوازنی که در هدفگذاری‌‌‌های تاسیس کانون پرورش وجود داشتند، باعث شد در یک خروجی عجیب و حیرت‌‌‌انگیز، فیلم‌‌‌های سینمای کودک ایران، خاص‌‌‌پسندترین آثار روشنفکری از آب دربیایند، در‌حالی‌که کودکان زبان ساده‌‌‌تر و سرگرم‌کننده‌‌‌تری می‌‌‌طلبیدند.

فعال‌‌‌ترین فیلمساز کانون‌‌‌پرورش، عباس کیارستمی بود. کیارستمی علنا اعلام می‌‌‌کرد به پذیرفته‌شدن توسط مخاطبان عام سینما تمایلی ندارد. بهرام بیضایی، امیر نادری، ناصر تقوایی و تعداد دیگری از فیلمسازان موج نو سینمای ایران، از دیگر فعالان کانون پرورش بودند و بررسی سبک فیلمسازی این افراد به‌وضوح روشن می‌‌‌کند که حتی با فرض پذیرفتن ارزش‌‌‌های معنایی و هنری در کار آنها، ارتباط تولیدات موج نو با مخاطب کودک به‌‌‌شدت زیر سوال است. به این ترتیب می‌‌‌شود گفت کانون پرورش از همان ابتدای تاسیس، راهنمای چپ می‌‌‌زد و به راست می‌‌‌پیچید؛ شاید این مثال قدیمی در موردش صادق باشد که با یک دست می‌‌‌خواست چند هندوانه را بلند کند که هم خلأ محصولات فرهنگی برای کودکان ایرانی را پر کرده باشد، هم خلأ سینمای روشنفکری را و هم صنعت فیلمسازی ایران را پیش بیندازد. نورالدین زرین‌‌‌کلک که پدر انیمیشن ایران شناخته می‌‌‌شود، کارش را در کانون پرورش فکری آغاز کرد، اما آثاری که او در این «ان.‌پی.‌او» ساخت، عمدتا جنبه سرگرمی نداشتند و مخاطب کودک آنها را نمی‌‌‌پسندید. نمی‌‌‌شود بابت سبک فیلمسازی زرین‌‌‌کلک از او ایراد مستقیم گرفت، ایراد اصلی از برنامه معوج و معلق کانون پرورش است که ابتدا یک زرق و برق موقت و امیدی برای زودباوران پدید آورد و در ادامه، کشتی به گل نشست.

 کانون پس از انقلاب اسلامی

کانون پرورش فکری، پیش از انقلاب تنها سه فیلم بلند سینمایی ساخته بود که زمان آنها از ۷۵ دقیقه تجاوز نمی‌کرد. سازدهنی (امیر نادری ۱۳۵۲)، مسافر (عباس کیارستمی ۱۳۵۳) و سه ماه تعطیلی (شاپور قریب ۱۳۵۶) این فیلم‌ها بودند. کانون پرورش در آن دوره و البته دوره ابتدایی پس از انقلاب، فیلم‌های کوتاه فراوانی ساخت که از بیضایی و کیمیایی گرفته تا علی حاتمی و نعمت حقیقی کارگردان‌های این آثار بودند. اما شخصیت سینمایی تمامی این افراد در خارج از کانون پرورش شکل گرفته بود و این نهاد تنها می‌توانست به‌مثابه بنگاهی که از فعالیت‌های سینمایی این سبکی حمایت می‌کند، پاتوق این افراد قرار گیرد. پس از انقلاب، داریوش مهرجویی با «مدرسه‌ای که می‌رفتیم» اولین فیلمساز بلند کانون بود. این فیلم در سال ۱۳۵۹ ساخته شد. «دونده» امیر نادری در سال ۱۳۶۱ «اولی‌ها» عباس کیارستمی در سال ۱۳۶۳، «کلید» به کارگردانی ابراهیم فروزش و نویسندگی عباس کیارستمی در سال ۱۳۶۴، «خانه دوست کجاست» در سال ۱۳۶۵ و «مشق شب» در سال ۱۳۶۷ هردو از عباس کیارستمی و فیلم عروسکی «میهمان ناخوانده» که براساس اولین کتاب منتشر شده توسط کانون پرورش ساخته شد و به کارگردانی نصرت‌الله کریمی فیلمساز پرحاشیه فیلم «محلل»  

در سال ۱۳۶۷ جلوی دوربین رفت   و همچنین «کارآگاه ۲» به کارگردانی بهروز غریب‌پور در سال ۱۳۶۷ و «کلوزآپ» عباس کیارستمی در سال ۱۳۶۸، آثار بلند سینمایی کانون پرورش فکری تا پیش از دهه 70 بودند. کانون پرورش در دوره پس از انقلاب تا پیش از روی کار آمدن دولت کارگزاران سازندگی، ۹ فیلم بلند سینمایی ساخت که کارگردان سه مورد آن و نویسنده یک مورد دیگر  از آنها عباس کیارستمی بود.

در میان این آثار «میهمان ناخوانده» و «کارآگاه ۲» تنها آثاری هستند که مشخصا برای مخاطب کودک ساخته شده‌اند. در فیلم‌های دیگر ممکن است که کاراکتر کودک وجود داشته باشد، اما این فیلم‌ها برای کودکان ساخته نشده بودند. نکته حیرت‌انگیز در این فهرست «کلوزآپ» عباس کیارستمی است که یک فیلم تجربی رادیکال با موضوع (بدل محسن مخملباف) بود. این فیلم حتی میان شخصیت‌های اصلی‌اش، بازیگر کودک نداشت و معلوم نبود چرا باید کانون پرورش از تولید آن حمایت می‌کرد. به هر حال دهه ۶۰، «ماه‌عسل» عباس کیارستمی با کانون پرورش بود، اما روی کار آمدن دولت کارگزاران سازندگی و رسیدن محمد‌علی نجفی به سمت وزارت آموزش و پرورش، شرایط را برای کیارستمی عوض‌ کرد. نجفی در نامه‌ای کیارستمی را کسی خطاب کرده بود که برای اثبات وفاداری‌اش به انقلاب اسلامی حتی حاضر نشده است ریش بگذارد. این باعث شد که فیلمساز موج‌نویی و ناتورالیست کانون پرورش، بالاخره بعد از یک دهه، مثل اکثریت سینمای ایران به وزارت ارشاد برود و به‌جای آموزش و پرورش، پول فیلمسازی‌اش را از آنجا بگیرد. «زندگی و دیگر هیچ» در سال ۱۳۷۰، آخرین فیلم از سری آثار معروف به «فیلم‌های کانونی» عباس کیارستمی بود.

«زیر درختان زیتون» در سال ۱۳۷۲ اگرچه در استودیو صدای کانون، صداگذاری شد و عباس کیارستمی هم روی صدای فیلم‌هایش تاکید ویژه‌ای داشت، اما محصول وزارت ارشاد به‌حساب می‌آمد. از اینجا به‌بعد نوبت به همکار کیارستمی در فیلم «کلید»، یعنی ابراهیم فروزش رسید که همکار پرکار کانون باشد. «خمره» در سال ۱۳۷۰ و «مرد کوچک» در سال ۱۳۷۶ آثاری بودند که فروزش در کانون پرورش کارگردانی کرد. به‌علاوه، فیلمنامه «قصه‌های بازار» هم در سال ۱۳۷۴ به قلم او نوشته شد و به کارگردانی عبدالله علیمراد، فیلمسازی که پس از آن هم تنها یک اثر دیگر ساخت، جلوی دوربین رفت. علیمراد در سال 1376، دومین و آخرین فیلم کارنامه هنری‌اش را با نام «یکی کم است» برای کانون ساخت. در سال ۱۳۷۴ عزیزالله حمیدنژاد «قله دنیا» را با مضمون دفاع‌مقدسی و با محوریت دو شخصیت نوجوان، برای کانون پرورش ساخت. اما کانون پرورش در دهه ۷۰ شمسی یک فیلم دیگر هم تولید کرد که شاید معروف‌ترین اثرش باشد. «بچه‌های آسمان» اثر مجید مجیدی که نامزد اسکار هم شد، در سال ۱۳۷۵ توسط کانون پرورش فکری حمایت شد و جلوی دوربین رفت. این تنها فیلم مجیدی بود که با همکاری کانون ساخته شد و فیلمنامه‌اش به‌دلیل اختلاف فیلمساز آن با حوزه هنری و به‌طور مشخص محسن مخملباف، سر از کانون در آورده بود. مجید مجیدی در سال 1378 فیلمنامه رویای سبز که حسین محجوب کارگردانی‌اش کرد را هم برای کانون نوشت.

دهه 80 برای کانون پرورش با «دهقان فداکار» به کارگردانی سیروس حسن‌پور آغاز شد. او این فیلم را در سال ۱۳۸۰ و «قطار کودکی» را در سال ۱۳۸۱ برای کانون پرورش کارگردانی کرد. «آلبوم» به کارگردانی غلامرضا حمیدنژاد در سال ۱۳۸۳ فیلم دیگری بود که کانون در نیمه اول این دهه ساخت. «هامون و دریا» ابراهیم فروزش در سال ۱۳۸۶، «سبز کوچک» به کارگردانی غلامرضا رمضانی در سال ۱۳۸۶، «مسافر کربلا» در سال ۱۳۸۷ به کارگردانی بیژن شکرریز و در همان سال «کلانتری غیرانتفاعی» به کارگردانی مرحوم یدالله صمدی، باقی آثار کانون پرورش در دهه ۸۰ بودند. هیچ‌کدام از نام‌هایی که در دهه 80 برای کانون فیلم ساختند، با وجود اینکه دوره اکران آثارشان از دهه‌های پیش به امروز نزدیک‌تر است، در یادها نمانده‌اند. حسن آقاکریمی در سال ۱۳۹۰ «آقای مدیر» را برای کانون پرورش کارگردانی کرد و این اولین و آخرین محصول این نهاد در دهه ۹۰ بود. البته در سال ۱۳۹۷ دو اثر گمنام و کم‌رمق به‌نام‌های «ضربه فنی» به کارگردانی غلامرضا رمضانی و «دوچ» به کارگردانی امیر مشهدی‌عباس با مشارکت کانون پرورش تولید شدند و فارابی هم در تولید آنها سهم داشته است. پرونده سینمایی کانون پرورش فکری تقریبا بسته شده است و با پیوند برقرار کردن بین نوع شروع به کار این سازمان و وضعیت فعلی‌اش، می‌شود به سرانجام فعالیت‌های موقت و واکنشی در حوزه فرهنگ نگاهی عبرت‌آموز انداخت.

 

* نویسنده : میلاد جلیل‌زاده روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها